Revenge

Revenge

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Revenge S02E12 Collusion WEB-DL H 264 KiNGS
കമന്ററി എഴുതിയത് erosman
من فقط هماهنگ کردم

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-12-21
ഡൗൺലോഡുകൾ: 32
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

....آنچه در "انتقام" گذشت

.آقاي "گريسون" تونست يه جوري دادگاه رو راضي کنه

کمک کردن به شما ميتونه توي چهره ايشون .در انظار عمومي تاثير مثبت داشته باشه

دنيل" داره يه پَرِ ديگه به" .کلاهِ شرکت اضافه ميکنه

."شرکتِ " استون هيوِن

.ـ "نولان راس" پروژه "کَريون" رو مخفي کرده .ـ ما روي تو حساب ميکنيم

...هلن کراولي" باهام ارتباط برقرار کرد"

.ـ ... بهم گفت که خواهرم هنوز زنده است .ـ پس بايد يه طوري نظرش رو جلب کنيم

ـ اون آدما کيا بودن؟ .ـ من به چند نفر مشکوکم

.ـ آفرين .ـ حالا بايد ببينيم که اون باورش ميشه يا نه

.همه انسان ها با سازش بدنيا ميان

اومدن ما به دنيا نتيجه يک .عهد و پيمانِ

...گاهي اوقات عهد ساخته شده از عشقِ

...گاهي اوقات به صورتِ اتفاقي...

.ولي بيشتر مواقع ساخته شده از يک رازِ...

فکر کنم تو اون تيکه کاغذ رو دست گرفتي .تا يکم واسه منافع من کار کني

توي اين خونه چيزي هست که واسه منافع تو نباشه عزيزم؟

گرچه من اينجا يه سري خبر ميبينم که .مطمئنم براي تو خيلي جالبه

جيسون پروسر" وارد يک رقابت براي" .خريدِ "استون هيوِن" شده

....حالا اين يه اخطار ميشه به اون بالايي ها

.که يه زماني کاملاً تو رو تحت کنترل داشتن...

منظورت از اين حرف چيه "کنراد"؟

...تو داري سعي ميکني اين معامله رو بهم بزني

.تا بي کفايتيِ "دنيل" رو به "هلن" اثبات کني...

فکر نکن من با تو مخالفم .من اين نقشه رو تاييد ميکنم

.فقط نه از روشي که تو پيش گرفتي

من واسه خودم يه رابط قوي دارم که مشغوله .جمع آوري اطلاعات توي مونتاکِ

همينطور که من دارم پيش ميرم تا ...اسکله رو تر و تميز کنم

ازت انتظار دارم که طرفِ من باشي... .درست همونطوري که از همسري مثل تو انتظار ميره

تو هنوزم داري از بدبختي هاي ...آماندا کلارک" استفاده ميکني تا"

...توهمات خودت رو تغذيه کني...

و يه روز بتوني ساختمان فرمانداري رو اشغال کني؟...

.صبح همگي بخير

.عزيزم تولدت مبارک

.ـ ممنون بابا .ـ فقط همه اش رو يه مرتبه خرج نکن

.عزيزِدلم

يعني الان من دوتا بچه يکي 24 ساله و يکي هم 18 ساله دارم؟

ـ ميبيني چه سريع زمان ميگذره؟ ـ اونوقت "دنيل" کجاست؟

باورت بشه يا نه .اون الان توي دفترشه

پس ظاهراً اينطور که به نظر مياد .اون روز تولد خواهرش رو فراموش کرده

.ـ صبح بخير .ـ صبح تو هم بخير

شالوت" ميشه چند دقيقه ما رو تنها بزاري؟"

انگار که اون گربه موزي دوباره خودش رو .توي کارا دخالت داده

.ـ اينم گزارشي که خواسته بوديد .ـ ممنون

پس اين مسئول ارتباطات جديد توئه؟

...تو نميدوني که همه سياستمدارا

تمايل دارن که معشوقه هاشون رو... توي کمد ديواري قايم کنن؟

مثل زني داري صحبت ميکني که .تا حالا با هيچکش نخوابيده

فکر کنم خوشحال بشي که بشنوي ..."من و خانم "داونپورت

...گذشته مابين خودمون رو پشت سر گذاشتيم...

.و الان داريم به سمت آينده پيش ميريم...

من فقط دارم تصور ميکنم کار شما چه تصاوير .وحشتناکي در آينده به ارمغان خواهد آورد

.انگار که تو تنهاترين مرد روي زميني

اولش که از شرکت "گريسون" انداختنم بيرون .حالا هم که از خونه تو بيرون شدم

...چقدر ديگه مونده تا برنامه ريزي ما

منو کاملاً از همپتون پرت کنه بيرون؟...

.واسه همين زنگ زدم

.ميخوام روراست باشم

.دلم برات تنگ شده

.منم همينطور

... بيشتر وقتايي که من با تو هستم

.دست از حسادت کردن مثل دوستاي قديمي برميدارم...

.ديشب که خوب اين نقش رو بازي کردي

.ممنون

کارات چطور داره پيش ميره؟

...مثل زني که داره برميگرده به نامزد سابقش

.و يه سري احساسات نسبت به خودش داره...

اون ميخواد منو واسه ناهار ببره به يه .رستوران که صدف سرو ميکنن

.صدف خيلي ايده زيرکانه ايه

.حداقل ماموريت داره طبق روال خودش پيش ميره

...اِيدن" من ميدونم که چقدر سخته"

...که منتظر بدست آوردن يه سرنخ در مورد خواهرت هستي...

ولي تا وقتي که اونا يه مدرک نشونت... ...ندادن که اون هنوز زنده است

...من ميتونم با اميد زندگي کنم که

.بيشتر از کل اميد من توي دهه گذشته است...

حالا حرکت بعدي چيه؟

متاسفانه نوبت من نيست .نوبتِ "هلن"ـه

.همه برگ ها دست اونه

هراتفاقي که پيش بياد با همديگه ازش سر در ميارم، باشه؟

.قول ميدم

.من ميدونم تو ميخواي چيکار کني

...تو ميخواي مثل يه فروشنده حراج عمل کني

.و بري سراغ همه نماهاي مورد علاقه من...

هر چي هم که تمومي داشته باشه .خونه خريدن تو تمومي نداره

...تو از همه جاهاي ديگه متنفري

.اونم فقط بخاطر دلايل پيش پا افتاده...

.ما داريم دنبال يه خونه 12 خوابه ميگرديم

...بطور متوسط 1800 متر مربع

....ـ... ـ که ميشه به عبارتي .ـ تقريباً اندازه طول مسابقه ماراتن

...من متوجه منظور تو هستم و فکر کنم

.عاشق اين خونه هستم...

!عاليه .من با مشاور املاک تماس ميگيرم

.و تا فردا اين خونه مال تو ميشه

خب، حالا مشکل کار کجاست؟

.کليد يکم، عاميانه است

باشه، کليد، کليد .هيچي هميشه عالي نيست

.البته غير از تو

.فکر ميکردم قراره واسه ناهار بريم

.البته که ميريم

تو کوماموتو دوست داري، درسته؟

....آره، اين صدف تازه اش فقط توي سواحل غربي گير مياد

...و با توجه به اينکه صدف ها نميتونن بيان پيش ما...

...نه، من ميدونم ميخواي بگي

.ما قراره که آهسته پيش بريم...

ولي "استون هيوِن" نياز داره که ...مال کسي بشه که عجله داره

و من ميخوام تلاش کنم که... .طبق خواسته تو پيش برم

..."دنيل"

.من نميتونم همينطوري راه بيافتم و بيام...

.من هيچي با خودم نياوردم

نگران نباش .من واست يه ساک حاضر کردم

حتي برات چند دست لباس هم .واسه لس آنجلس خريدم

.همه وسايل هم بارگيري شده

..."گوش کن "امــ

تو بهم کمک کردي که بتونم نظر .صنايع "تاکدا" و "نول کورپ" رو جلب کنم

ولي اين اولين کار واقعي من ...به عنوانِ مدير عامل جديدِ شرکته

.کمکم کن به نحو احسنت انجامش بدم...

.خواهش ميکنم

.عاليه

حالا هم بهت قول ميدم که .اين يه سفر کاريه

باشه؟ ميتونيم به همون آرومي که .تو دوست داري پيش بريم

...مگر اينکه

آروم باش بَبري .بيا اول "استون هيوِن" رو بدست بياريم

.بعدش تصميم ميگيرم که چطوري جشن بگيريم

.تو بايد اول بهم خبر ميدادي

بعد از اون اتفاقي که افتاد ديگه .اون يه مشکل شخصي واسه من نيست

...بعلاوه اين کاملاً به نفع منه که

.همه رو طرف خودم نگهدارم...

...من سوءظن دارم که تو پشت اون

.شيرين کاري کوچيک توي حراج شراب بودي...

.داري چيزي ميگي که من آرزوش رو دارم

اگر شما بخاطر بياريد .اونا هردوي ما رو گاز زده کردن

يه پوشش مناسب واسه همکارت .تا بتونه بازجويي کنه

...تو و "ويکتوريا گريسون" با همکاري کردن

...کلي سود نسيبتون ميشه...

تو متوني خواهرت رو نجات بدي... .اونم ميتونه پسرش رو نجات بده

من بهت اطمينان ميدم که بنده ...هيچ ربطي به اون آدم ربايي نداشتم

.و با اون زن (ويکتوريا) هم تباني نکردم...

.من تنها کار ميکنم

...و تا زماني که مدرکي دال بر سلامت خواهرم وجود داره

.همه چيز بر همين منوال ميمونه...

عزيزم بازم بگو اسمت چي بود؟

."کالين"

راست ميگي؟ تو خانواده اي هم داري؟

.من يه برادر دارم

من بايد چيکار کنم؟

.ويکتوريا گريسون" رو بکش"

.تو 24 ساعت وقت داري

اينطوريام نيست ...من بايد بابت اين دردسر از شما متشکر باشم

فکر کنم اين شما رو غافلگير کنه... ."آقاي "پورتر

در حال حاضر هردوي ما .نقاط مشترک زيادي با همديگه داريم

...هردوي ما آدم کارآفريني هستيم

.و هردومون توي يه رابطه پيچيده هستيم...

...هردومون داريم شغل پدريمون رو ادامه ميديم

.و داريم جورِ گناهان اونا رو بدوش ميکشيم...

حذف کردن اتهامِ حمل مواد مخدر ...واسه وکلاي من کار سختي نيست

...ولي قتل...

.جک" کسي رو نکشته"

...ما اينو ميدونيم، ولي اينو هم ميدونيم که

..اون اسلحه اي که توي قتل "جو رايان" استفاده شده...

.به اسم پدر "جک" بوده...

،فکر کردم واسه همينه که ما الان اينجاييم .تا شما بتونيد توي اين مورد کمکمون کنيد

راه ديگه اي هم برامون وجود داره؟

نکنه ما فقط آدمهاي توي پوستر هاي تبليغاتي واسه کار شما هستيم؟

شما فکر ميکنيد که من از اينکارم يه انگيزه خودخواهانه دارم؟ چي فکر کرديد با خودتون؟

...ببينيد، دخترم انتخاب کرده که اوقات فراغتش رو

...محل زندگيِ سوال برانگيز شما بگذرونه...

.و خودش رو توي يه مسير پردردسر قرار بده...

مطمئنم که شما هم همين حس نگراني رو ...در مورد پسرتون "کارل" داريد

...بچه اي که با افتخار اسم شخصي رو يدک ميکشه که

ميراثش داره شما رو مستقيماً .ميفرسته به سمتِ زندان

.اسم ضارب "مَت دانکن"ـه

.برادراي "رايان" اونو انداختن گوشه بيمارستان

سعي کردن ازش حرف بکشن .ولي اون نَم پس نداده

.ما بايد مسئولين رو در جريان قرار بديم

..."نه، ببينيد، بدون کمک "مَت دانکن

ممکن بود که پدرم شش سال قبل... .بار رو از دست بده

اونموقع اون از ما مراقبت کرد .الان هم من پست اون وايسادم

.ميبينم که هردوي ما کله شق هم بدنيا اومديم

"ولي برخلاف شما آقاي "پورتر .من براي زندگيم و حفاظت از خودم ارزش قائلم

...متاسفانه من نميتونم به شما کمک کنم

.اگر شما مايل به کمک کردن به خودتون نباشيد...

راحت باشيد .راه خروج رو هم که خودتون بلديد

.من ميدونم که اينکارم اشتباهه

.تنها اشتباه اينجا اومدن توئه

دوست پدرت باشه يا نه .مَت دانکن" يه قاتله"

اگر تو اونو لو ندي .کارل" پدرش رو از دست ميده"

...و من شوهرم رو از دست ميدم

...حتي ممکنه من نتونم تو رو با اين اسم (شوهر) صدا کنم

.قبل از اينکه اونا تو رو دستگير کنن...

..."بعد از زلزله "نورٍث ريج

پدرم تصميم گرفت که از سودي که ....توي قرارداد هاي نظامي داشت...

...به خوبي استفاده کنه...

و يه شرکت راه اندازي کنه تا... .اثرات اون فاجعه رو کم کنه

استون هيوِن" و کارکنانش" .براي پدرم همه چيزش بود

...و من علاقه اي ندارم که اونو به کسي بدم

که قصد داره اونو نابود کنه... .و تيکه تيکه بفروشه

.باور کنيد من اصلاً قصد همچين کاري رو ندارم

...منو ببخشيد بابت اين حرفم، ولي شهرت شرکت شما

.چندان حرفتون رو تاييد نميکنه...

...خب، فکر کنم همه در اين مورد توافق داريم که

More Farsi Persian subtitles for Revenge

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left