ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ممنون
باورم نمیشه
خیلی خب، لونا، دیگه تمومش کن
جفری
یه فنجون چای میخوری؟
حق با توئه. همیشه حق با توئه
نباید... نگران نباش. بیسکوییت آوردی؟
اتفاقاً آوردم
بیسکوییتهای شکلاتی بوربن. پادشاه بیسکوییتها
عالیه
منظورم اینه که میدونم هر دفعه همینها رو میآرم، ولی واقعاً بهترینن
دقیقاً. کاملاً باهات موافقم
بعدازظهر بخیر، آقایان
خب، دستور جلسه چیه؟
جمعآوری زبالهها؟ چالهچولههای خیابون؟ یا کثافتکاری سگها توی پارک هیگینسون؟
اگه خیلی خوششانس باشیم، هر سه مورد
تو چقدر انرژی مثبتی، ترنس
اوه، بیسکوییت شکلاتی بوربن
هیچچیزی جای شکلات مخملی بیسکوییت بوربن رو نمیگیره
آه، دبی. بهموقع اومدی. برات قهوه بریزم عزیزم؟
خودم میریزم، ممنون عزیزم
فقط باید این دستور جلسهها رو پخش کنم... اوه، بذار کمکت کنم
ممنون
بفرما
مارکوس گفت تا یک ساعت دیگه بازدیدِ ملک داره
پس چطوره سریع شروع کنیم؟
ممنون. متأسفانه امکانپذیر نیست
بدون سوفیا نمیتونیم جلسه رو شروع کنیم. تعدادمون به حد نصاب نرسیده
ترنس... جناب رئیس، نمیتونی حرفش رو نشنیده بگیری؟
اون رئیس نیست. هست. نیست
واقعاً داری میگی شهردار مارلو ریاست جلسات ما رو بر عهده نداره؟
اختیارات فقط به رئیس داده میشه
وقتی جلسه تشکیل شده ولی به حد نصاب نرسیده باشیم
ببخشید دیر کردم. درست بهموقع رسیدم
بیا تو، سوفیا. بیا تو
توی استودیوم بودم و کلاً زمان از دستم در رفت
اوه
چیزی رو از دست دادم؟
خب، اینم از آخریش. خسته نباشید همگی
باید راه بیفتیم اگه میخوایم برسیم به
محل کمپ قبل از تاریکی هوا. طبیعت منتظره. کمکم کن
مطمئنی نمیخوای با ما بیای بهجای اینکه اینجا بمونی
و کل خونه در اختیارت باشه؟ وقتی رسیدی بهم پیام بده
قراره کلی بهمون خوش بگذره، نه سم؟
و یه سمزدایی دیجیتالِ کامل داشته باشیم. اینها میرن توی داشبورد
چی؟! زود باش سوار شو. تو عقب میشینی
نه، نمیشینم. من همیشه عقب میشینم
دست از سر هم بردارید! یکیتون سوار شه
بین راه جامون رو عوض میکنیم. فقط سوار شو
بین راه جامون رو عوض نمیکنیم
تا چهار روز دیگه. موفق باشی
لطفاً هر دوتاتون ضدآفتاب بزنید
مورد سوم، رستوران "گسترونومی" که توسط فردی بلیک اداره میشه
درخواست مجوز موقت برای فعالیت تا دیروقت داده
فکر کنم مربوط به جشن امضای یه کتاب باشه
ببخشید... ببخشید که حرفتون رو قطع میکنم. مزاحم نشدید
ما همیشه مشتاقیم نظرات مردم رو بشنویم
آه، ممنون. موضوع اون پلِ توی "تمپل"ـه
هنوز کاملاً بسته است. به خاطر ایمنی. ولی ماههاست که اینجوریه
و بچههای اون طرف نمیتونن پیاده برن مدرسه
والدینشون مجبورن اون راه طولانی رو دور بزنن تا برسن به مارلو
این درست نیست. متأسفانه پلها در حیطه اختیاراتِ
"دفرا" هستن، نه شورای شهر. حتماً یه کاری هست که بتونید انجام بدید
شاید، جفری، تو بتونی یه صحبتی با صاحب زمین داشته باشی؟
جفری؟
جفری؟
جفری! وای خدای من
جفری
اون مرده
هفته پیش تو حساب کردی. عادلانهاش اینه که این هفته من حساب کنم
جودیت. عادلانه؟ خواهش میکنم. خب، هفته بعد رو تو حساب کن
با کارت من لطفاً. نه، نه با کارت من. من تو رو به عصرانه دعوت کردم
دور از جوانمردیه اگه بذارم تو حساب کنی
تازه، کی میدونه اصلاً هفته بعدی در کار هست یا نه؟
واقعاً. کی میدونه؟
اوه، ببخشید. باید این رو جواب بدم
سوزی؟
تا پنج دقیقه دیگه اونجام
نه، فهمیدم
باید برم
چقدر از دیدنت خوشحالم. چی شد؟ نمیدونم. خیلی سریع بود
یه لحظه نشسته بود، لحظه بعد، بوووف
مرد افتاده بود روی زمین. چیزی گفت؟ نه
ولی قبل از اینکه حالش بد بشه، به فنجون قهوهاش نگاه کرد
شاید چیزی توش بوده
به شاهدها گفتم اونجا منتظرت بمونن. ممنون
جیسون، آلیس، اظهارات اولیه رو بگیرید. رئیس
سوزی، حالت خوب میشه؟
حالت خوب میشه
هنوز باورم نمیشه. اصلاً ممکنه؟
مریض بود؟ حرفی از مشکلی نزده بود؟
نه. حتماً سکته قلبی بوده
و شما؟ ببخشید
مارکوس پرسیوال. املاک مارکوس پرسیوال
ایشون ترنس کلارکسون هستن
مدیریت یک دفتر معماری محلی رو بر عهده دارن
پروژههای کشوری هم قبول میکنم
و ایشون... دبی اسمیت
حسابدار و منشی شورا
هوم؟
ببخشید. سوفیا هالینگبری. من پادکست میسازم
یه پادکست خیلی موفق
کسی رو میشناسید که ممکنه از آقای ترومن کینهای داشته باشه؟
متأسفم ولی باید همینجا حرفتون رو قطع کنم
چون این موضوع اصلاً غیرممکنه. بله؟
اوه، حق با ترنسه. جفری بهترینِ ما بود
واسه همین هم شهردار شد
همه جفری رو دوست داشتن
تانیکا بهت گفت گزارش سمشناسی کی آماده میشه؟
نه
هیچکدوم شما اون رو میشناختید؟ جفری رو؟
چند بار توی مراسمهای کلیسا و یکشنبه یادبود دیدمش
من فقط ۳۰ ثانیه دیدمش و بعدش مرد
بله. توی اون جلسه چیکار میکردید؟
اوه، پلِ توی "تمپل" رو میشناسید؟ ماههاست که بسته شده
صاحب زمین از تعمیرش خودداری میکنه
ببخشید
ظاهراً موضوع مربوط به شورا نیست
اوه. خب، شروع شد
چی؟ تانیکا نیست
اوه
چی؟ این همون قیافه "میخوام با داریوش برم عصرانه"ته
راستش اصلاً اینطور نیست
اصلاً موضوع این نیست. خب، پس موضوع چیه؟
اومم
دعوتش کردم برای چای بعدازظهر
میدونستم
فقط یه چای بعدازظهره. حتماً
ولی اول با عصرانه شروع میشه، بعد میکشه به چای بعدازظهر
و قبل از اینکه بفهمی، دعوتش میکنی برای یه "نوشیدنی قبل خواب"
به نظر من که خیلی عالیه
تمومش کنید هر دوتاتون! یه کتاب هست
درباره "سنگهای ایستاده اِیوبری" که میخوام بهش قرض بدم، همین
آره، سنگهای ایستاده. حتماً
اوه، خیلی مشتاقه. این رو دیگه باید بهش امتیاز داد
تانیکاست
تانیکا، گزارش سمشناسی رو گرفتی؟
بعدازظهر بخیر، جودیت
و بله، آزمایشگاه تستهای اولیه رو انجام داده
روی قهوه توی فنجون آقای ترومن
اونا ردپای سمی به نام "آکونیت" پیدا کردن
مسموم شده بوده! گزارش کاملِ فردا صبح اطلاعات بیشتری بهمون میده
ولی آره، ظواهر که اینطور نشون میده
باید برم، ولی ممنون بابت سرنخ، سوزی. واقعاً کمک کرد
خب، این "آکونیت" دیگه چه صیغهایه؟
اوه، همون "تاجالملوک"ـه، نه؟ یا "آقنطیون"
فکر کنم یه اسم دیگه هم داره. اوکی. تحتتأثیر قرار گرفتم
یه پادکست باغبانی هست که همیشه گوش میدم
"یادداشتهایی از باغ مارلو"، و مجریش همیشه درباره
گیاهان سمی و اینکه کدومها رو توی خونه پرورش میده حرف میزنه
یه وقت جفری رو نمیشناخته؟! اوه
موقع مرگش پیشش بود
اون سوفیا هالینگبریه
صبر کن. اون اوایل امسال یه اپیزود کامل درباره آکونیت ساخته بود
باغش توی "لیتل مارلو"ـه
واو. خونه و زندگی بدی نداره برای کسی که پادکست میسازه
واو
بیاین
از این طرف
همینه، نه؟
به چیزی دست نزنید. ممکنه خطرناک باشه
چی، همهچی؟
همهچی
میتونم کمکتون کنم؟
سلام سوفیا. من بکز هستم. یکی از طرفدارهای پر و پاقرص پادکستتم
و اینها هم دوستهام جودیت و سوزی هستن که قبلاً دیدیش
ما مشاورهای غیرنظامی پلیس هستیم. اوه
خیلی متأسفم که باید بهت بگم جفری مسموم شده بود
اونا ردِ آکونیت توی قهوهاش پیدا کردن. نه؟
تو آکونیت پرورش میدی؟ خب، بله میدم، اما
خب، احتمالاً که فکر نمیکنید از اینجا اومده باشه؟
خیلی از باغها آکونیت دارن
گل خیلی زیباییه
خیلی هم پرطرفداره. میتونه از هر جایی اومده باشه
ایش! این
این موی انسانه؟
هر روز صبح از روی برسم جمعشون میکنم. حلزونها رو دور نگه میداره
توی این سالها فهمیدم که روشهای قدیمی معمولاً بهترین روشها هستن
و برای محیط زیست هم خیلی بهترن
اوه، تو واقعاً گوش میدی
رابطهات با جفری چطور بود؟ ستایشش میکردم
اون بهم کمک کرد. چطور؟
خیلی وقت پیش بود
من توی کمیته عمران و ساختمان بودم
که شامل رسیدگی به قبرستونهای بخشهای مختلف میشد
من، اومم
گند زدم
ممکن بود توی دردسر بزرگی بیفتم، ولی جفری
پا پیش گذاشت و همهچی رو ردیف کرد
اون برای کمک به بقیه زندگی میکرد
همسرمه
ببخشید، باید برم
پل
پل، صبر کن
وایسا، پل
جفری ترومن. هیچ خویشاوند نزدیکی نداره
پارسال شهردار مارلو شد
توی "باشگاه روتاری" هم فعالیت داشت
انجمن حمایت از آلزایمر و خیریه غذای مارلو
در واقع لیستش خیلی طولانیه
No comments yet. Be the first to leave one.