Revenge

Revenge

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Revenge S03E05 Control WEB-DL H 264 KiNGS
കമന്ററി എഴുതിയത് erosman
من فقط هماهنگ کردم و کمی ویرایش

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-01-02
ഡൗൺലോഡുകൾ: 45
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

،پدر من یه مرد بیگناه بود

توسط افراد قدرتمند نابود شد

گریسون"ها پشت این قضیه بودن" و باید تاوان پس بدن

من همه زندگیم رو وقف این کردم که انتقام مرگ پدرم رو بگیرم

بالاخره یه نفر می‌فهمه که تو کی هستی

دست از تلاش برنخواهم داشت تا زمانی که همه بانیان اون کار تاوان پس بدن

تو من رو زیر سوال بردی

هم روی کاغذ و هم جلوی روم

من بازم تو مسافرخونه سوث فورک" میمونم"

تو میخواستی من رو مسخره کنی

برو بیرون و به همه بگو که دیگه اینجا گالری منه

چون داری برام دسیسه سازی میکنی

بیماری من اشتباه تشخیص داده شده

من از بیماری "هانتیگتون" رنج نمیبرم

چی؟

"مارگو" شما دوتا ...؟

شارلوت" مارو باهم آشنا کرد"

جک" میدونه تو واقعا کی هستی؟"

متاسفم

یه نفر میخواسته با دستکاری ترمزها تو رو بکشه

جک پورتر" میخواد تو بمیری"

،ما در یک ماموریت انقام‌جویی هستیم

باید کنترل همه‌جانبه‌ای

،روی احساسات، ریسک‌ها

و دشمن‌هامون داشته باشیم

بزرگترین تهدید برای موفقیت

از دست دادن کنترل همدست‌هاته

فکر میکنی داری چیکار میکنی؟

،یه نفر میخواد "کونراد" رو بکشه

میخوام بدونم کیه

روغن ترمز، فلز رو لکه‌دار میکنه اگه من فقط بتونم

"اینجا چیزی نیست، "امیلی بنظرت من نگاه ننداختم؟

"نمیتونم همینجوری بیخیال شم، "آیدن

،هرکسی پشت این قضیه بوده میتونه همه‌چیز رو به خطر بندازه

یا فقط منظورت مراسم عروسی خودته

اگه حواست نباشه خبری ازش نیست

من و "دانیل" یه دعوایی باهم داشتیم خب که چی؟ خودم به این قضیه میرسم

من فکر میکنم تو زیادی داری نفوذ خودت رو

نسبت به اون دست بالا میگری - بهم نگو چطور کارم رو انجام بدم -

پس اینقدر توئم تو کار من دخالت نکن

بذار اونی که میخواسته "کونراد" رو بکشه پیدا کنم

باشه

اما لطفا بهم بگو که

کونراد" اصلا از دستکاری کردن" ترمزها خبر نداره

نباید برای خودش آسمون ریسمون ببافه

نه، خبر نداره

خوبه

میذارم خودت به قضیه برسی

بفرما، مَرد بزرگ

کاملا تمیز شدی

خب البته این فقط واسه سه دقیقه‌ته

جک"، اینجایی؟"

سلام

من اونارو یادمه

شارلوت" گفت اشکالی نداره بیام بالا"

البته بفرما

از دیدنت خوشحالم

و ایشون آقای "کارل" هستن، درسته؟ - آره -

مثل اینکه از همین الانم دل خانم‌ها رو میبره - میشه بغلش کنم؟ -

آره، خواهش میکنم - سلام -

چطور به تو میگذره؟ - خیلی سرم شلوغه -

واقعا؟ - فردا اولین مقاله‌م برای مجله‌ی "ولیز" به چاپ میرسه -

چه خوب خدمه‌ت اینجا بودن

بنظر میاد سخت براشون کار کردی

آره، تا نتیجه بگیرم

میخوایم توی اداره مراسم بزرگی بگیریم

خیلی دوست دارم تو مهمان من بشی

نمیدونم

نه، باید بیای

حتی پدرم با حضورش مارو دلگرم میکنه

موضوع بزرگیه، درسته؟

و اون اولین نفره که قراره بهت بگه

برای همینم برام مهمه کسی پیشم باشه

که اهمیتی نده

،ببین، بنظر جالب میاد ولی من

من واقعا با اون همکار یا خانواده‌ش

نمیتونم کنار بیام

خب، میتونی خونه بمونی و خودت رو از "گریسون" پنهون کنی

یا میتونی بیای و اوقات خوبی با من داشته باشی

تصمیم با خودته

یه پرستار بچه میگیرم - پس این یه قراره -

"خداحافظ، "کارل

خب، من دشمن‌های زیادی دارم

یه مرد بدون جمع کردن این همه دشمن

به موقعیت من نمیرسه

اما در حال حاضر "جک پورتر" مضنون اصلی من بین بقیه‌ست

مطمئنم که اون مسئول

عملیاتیه که نزدیک بود به زندگی من پایان بده

اون دنبال چیه؟

انتقام به دلیل یه سوءتفاهم

هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم

،اما وقتی ماشین رو منهدم کردی بهترین سرنخ من رو از بین بردی

کار آسونی نیست

خب، هیچ مبلغی جوابگوی این لطف نیست

امکانش هست برام توضیح بدید که چرا یه بازپرس رو استخدام کردید

وقتی من تنها کسی بودم که حقیقت رو در مورد

تصادف شما فهمید؟

چون اون مرد توسط آدمایی که بهشون اعتماد دارم بهم پیشنهاد شد

و با توجه به گذشته‌ی پیچیده‌ی ما

این موضوع درباره‌ی تو صدق نمیکنه

گذشته از این، بنظر راضی میومدی که بعنوان نوکر همسرم کار کنی

اگه یکی رو لازم داشتم ،که کیف‌پولم رو برام نگه‌داره

مطمئنا یه تماس باهات میگیرم

،میدونی، شما شاید بهم اعتماد نداشته باشید

اما اونقدر باهوش هستید که ،باهام کار کنید

چون من میتونم چیزی رو که میخواید بهتون بدم - و اون چیه؟ -

دخترتون

من هیچ بازپرسی لازم ندارم

که متوجه این بشم دیگه ،شارلوت" به اینجا سر نمیزنه"

و این همزمان شد با نقل مکانش "با "پورتر

مشخصا اون مغز دختر شمارو علیه شما شسته

،خب، شما آدم هوشیاری هستید ،"آقای "

میتونم این رو بهتون بگم - و احساستون بهتون میگه که فاش شدن حقیقت -

در مورد "پورتر" دیدگاهی به دخترتون میده

که موفق بشید و اون برگرده

شما مطمئنید که میتونید در اون باره بهم کمک کنید؟

ضمانت میکنم

بنظر آدم اهل ریسکی میاید

من فقط آدمیم که میخواد خودش رو به رئیس خونه

ثابت کنه

هوشیار و جاه‌طلب

خب، بهت میگم موضوع از چی قراره

من آدمم رو برکنار میکنم و ،تورو بطور دائمی جاش میذارم

اگه بتونی تضمین کنی که "جک پورتر"

برای بقیه‌ی عمرش تو سلول‌های زندان میپوسه

هیچ چیزی بیشتر از این من رو خوشحال نمیکنه

،با توجه به عکس‌العملت حدس میزنم

انتظار آدم دیگه‌ای رو داشتی

آره، راستش، مادرمون

اون نمیتونه دست از مزاحمت‌هاش برداره

مزاحم چی؟

در این شرایط، ما

اون ازم خواست که قبل از کار ،یه توقفی داشته باشم

،میگفت یه چیزی برای من داره اما واضحه

اون میخواست یه صلح بینمون برقرار کنه

نفهمیده بودم که با تو مشکل دارم

،تو نداری ولی بر کسی پنهون نیست

،من باهات یه مشکلی دارم که اگه صادقانه بگم

،عادلانه نبود نمیخوام حالا حرف‌های بیراه بزنم

معذرت میخوام بخاطر اون قضیه - پس من موفق بودم -

خودشون حضور بهم رساندن

،میدونی واقعا واسه‌ت وسواس شده

کی یه مادر رو سرزنش میکنه

برای اینکه بخواد خونه‌ش رو به فروش بذاره؟

یه مجله برای رونمایی دارم ،خب کارمون تمومه

یا دلیل دیگه‌ای هم هست که خواستی من اینجا بیام

صبح بخیر

درسته

،دانیل"، تو توی "ساوث فورک" میمونی"

پس نباید خبر داشته باشی

امیلی" داره من و "شارلوت" رو"

برای خرید لباس‌های مراسم عروسی میبره

البته، من و "پاتریک" تنها کسایی نبودم

که میخواستی پیمان صلحشون برقرار بشه

دانیل"، من بیشتر از این نمیخوام" که به گذشته برگردم

به اون حادثه‌ی ناگواری که توی مراسم نولان" رخ داد"

باشه، خب، عجله دارم، باید برم

،وقتی از شهر برگشتم میشه باهم حرف بزنیم؟

،نمیدونم امشب کی کارم تموم میشه

اما اگه وقت بود، حتما

پاتریک"، اداره‌ی من واسه سالن" یه طرح جدید میخواد

یا نفر رو میشناسم - واقعا؟ -

پس چرا باهام تا نزدیک ماشین نمیای؟

شما خانم‌ها بهتون خوش بگذره

امیلی"، خیلی متاسفم"

مطمئنم درک میکنی که اصلا به ذهنم خطور نکرد

که دیدن نامزدت باعث بوجود اومدن استرس بشه

امیدوارم که قیمت لباس اینکارو در حق شما نکنه

یادت باشه، اونا کادوهای منن

البته

اما امیدوارم خرید امروزمون برای عروسی

تلاش نافرجامی نباشه

دوباره ننگ بزرگی میشه

پس فکر میکنم که موافقی

،این زیباترین انتخاب ماست

و این دستبند خیلی بهش میاد

"خیلی از پیشنهادت ممنونم، "امیلی

اما احساس میکنم لباسی که انتخاب کردی رو

هزار بار دیدم - "خب، خودت هرجور صلاح میدونی، "ویکتوریا -

شارلوت"، میخوای برای مراسم عروسی" این رو بپوشی؟

امیلی" گفت میتونم هر لباسی رو انتخاب کنم"

،ما نمیخوایم همون مسیر سنتی رو ادامه بدیم

از اونجایی که اون تنها شخصیه که تو عروسی من دعوت میشه

چه روشنفکر

امیدوارم "دانیل" در مورد این

دیدگاه عدم مداخله‌ی تو بد فکر نکنه

خودش میدونه که منم اندازه‌ی اون هیجان زدم

و ما اون اشتیاق رو به اشتراک میذاریم

من واقعا نمیتونم صبر کنم چه لباسی رو برای

شام مراسم انتخاب میکنی امکانش هست لطف کنید و

و خانم "ثرون" رو ببرید تا این مدل رو برامون امتحان کنن

با کمال میل - بده، میگیرمش -

از اینطرف

شارلوت"، خیلی خوشگل شدی"

واضحه از لباس خوشت نیومده

،من خیلی نگران این نیستم

از اونجایی که این آخرین باره که میتونم این رو ببینمش

برادرت به حمایت ما نیاز داره

،اون شاید باهوش و جاه‌طلب باشه

اما زیادی به زن‌ها اعتماد میکنه

More Farsi Persian subtitles for Revenge

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left