Pretty Little Liars

Pretty Little Liars

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 5

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Pretty Little Liars S05E04 720p HDTV X264-DIMENSION
Pretty Little Liars S05E04 HDTV x264-LOL
Pretty Little Liars S05E04 HDTV XviD-FUM
Pretty Little Liars S05E04 HDTV x264-ChameE
Pretty Little Liars S05E04 HDTV XviD-AFG
Pretty Little Liars S05E04 480p HDTV x264-mSD
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinEsmaily
Aeris و مینا BlackDeath کاری از حسین

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
480p
480
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-07-02
ഡൗൺലോഡുകൾ: 22
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

آنچه گذشت

داره لباس میپوشه - حالش چطوره ؟ -

داره میره ختم مادرش خودت فکر میکنی حالش چطوره ؟

سوال اینه که کی مامان آلی رو توی حیاط پشتی اسپنسر اینا خاک کرده ؟

فکر کنم بهتره اینو ببینی

جیسون واقعا بهت گفت

نباید به پدر خودت اعتماد کنی ؟

جوری گفت انگار خانم دیلارنتیس برای بابام نوشته بوده که

دیگه نمیتونم ازت محافظت کنم

دیگه دعوایی با هم نداریم - یعنی چجور رابطه ای با هم داریم ؟ -

شاید بتونیم دوست بشیم

حقیقت در عرض یک دقیقه به وقت نیویورک خاکت میکنه

من اون پیامک رو فرستادم

من مجبور نیستم قایم بشم ، ولی تو چرا

و آرزو خواهی کرد کاش مرده میموندی

مجبورم کردی موهامو رنگ کنم مجبورم کردی لباسای اونو بپوشم

مجبورم کردی مثل اون راه برم ، مثل اون حرف بزنم

اگه شبیه آلی نمیکردمت

الان چی بودی ؟

مثل همیشه نباشه

وقت تغییره

دقیقا ازمون میخوای چیکار کنیم ؟

میخوام کنار هم بمونیم

هرچی بزرگتر باشیم اون شدیدتر زمین میخوره

لازم نیست نگران شانا باشی

چون مرده ، و من مسئولشم

منظورت چیه مسئولشی ؟

یعنی من ... کشتمش

وایسا ، دیگه مجبور نیستی فرار کنی

ای" مرده"

ازش بدت میاد

نه اصلا ازش بدم نمیاد راستش خوشم اومده ازش

فقط گیج شدم چی شد یهویی رفتی اینکارو کردی

فقط میخواستم بدون برنامه ریزی یه کاری کرده باشم

هانا ، بی برنامگی اصلا تو خونت نیست

تو حتی قبل از عوض کردن لاک ناخونتم از دو ماه قبلش تمام گزینه های روی میز رو بررسی میکنی

شانا فرینگ

چی شده ؟

هیچی

هانا

این مال شانا بوده

چی ؟

بیا بذاریمش سر جاش

نه ، نه ، نه ، یه لحظه وایسا

اوه خدای من ، ببین زیر چی خط کشیده

موضوع جالبیست که شاید عشق و تنفر

هر دو در باطن یکی هستند و یا خیر

هر دو عاشق پر احساس و فرد دارای کینه ی

به همان اندازه پر احساس را در صورت نرسیدن

به هدف ویران و سرگردان به جای میگذارند

آریا ، احتمالا فقط برای یه تحقیق مدرسه زیرش خط کشیده

نه ، این راجب آلی و ما و جناست

این راجب "ای" بودنه

نه ، این راجب توئه که داری

توی وسایل شانا

سرک میکشی درحالیکه باید فراموشش کنی

خب ، شاید سرنخی چیزی توش باشه

بس کن دیگه

کی داره نامه ی اسکارلت رو میندازه دور ؟

من عاشق این کتاب بودم

شاید بهتر باشه برای آلی ببرینش

از اونجایی که قصد داره برگرده مدرسه

احتمالا باید درسای این چند مدت رو بخونه

خودش یه نسخه واسه خودش میخره

خب اینو ببرین

شانا که دیگه بهش احتیاجی پیدا نمیکنه

دوباره انتقالی گرفت و برگشت "جورجیا" مگه نه ؟

نمیدونم

چندان شناختی ازش نداشتم

تقصیریم نداری والا

مردم اینجا مثل برق و باد میان و میرن

شانا رفته ، آلی برگشته

یه دختر میره ، یه دختر دیگه میاد

چه موهای قشنگی

تـرجـمـه و تـنـظـیـم : مـیـنـا و حـسـیـن Aeris & BlackDeath

سلام

اگه گشنته کلوچه هست واسه خوردن

اونا چین ؟

لباسایی که میخوام بدم خیریه

آلی ، فکر نمیکنی بهتر باشه یه مدت

دست نگه داری ؟

نمیخوام لباسی از مادرتو بدی بره

که شاید بعدا ازش پشیمون بشی

اینا مال مامان نیستن ، مال منن

حس کردم احتیاج به شروع دوباره دارم

خیلی خب ، ولی حس نمیکنی یکم داری عجله میکنی ؟

شاید خوب باشه یه سری چیزای آشنا داشته باشی

اینا دیگه اندازه ام نیستن

من همون آدمی نیستم که دو سال پیش بودم

راستی ، قبل اینکه برگردم مدرسه احتیاج به یه سری چیز دارم

چند تا دفتر ، یه کوله پشتی جدید

مدرسه ؟

نمیتونم واسه همیشه تو اتاقم بمونم که

کمکی بهم نمیکنه

و باید برگردم ، اگه قرار باشه قبل از 30 سالگیم دیپلم بگیرم

دلم میخواد اون شورع تازه ای که گفتی رو داشته باشی

اما واقعا نمیدونم همچین چیزی چطور ممکنه اگه قرار باشه توی این خونه بمونیم

میخوای اسباب کشی کنیم ؟

نه ، نه ، به دوستام احتیاج دارم

خب ، هنوزم میتونی ببینیشون

خونه ای که من توش اسباب کشی کرده بودم چندان از اینجا دور نیست

شاید دخترا بتونن تابستون بیان پیشت بمونن

بابا

لطفا ، اینکارو نکن

نمیتونم از دست دادن دوستام رو هم تحمل کنم

مثل زندگی کردن وسط یه محل انفجاره

همه چیو نابود کردن

همه چیو

مامان ، دیشب این پایین خوابیدی ؟

والا اسمشو نمیشد گذاشت خواب

هردفعه که چشمامو میبستم

میتونستم صدای کشیده شدن اون بیل ها به زمین رو بشنوم

یادته وقتی بهم گفتی

رفتار بابا و ملیسا عجیب شده ؟

آره

خب ، یکی دو روز پیش

ملیسا سعی کرد یه چیزی بهم بگه

یه چیز مهم و بابا جلوشو گرفت

و فکر کنم یه ارتباطی به مامان آلی داشت

... ای بابا ، اسپنسر

نه ، خودتم میدونی یه مشکلی هست

خب ؟ کامل میتونم ببینم که خودتم میدونی

اونا دارن یه چیزیو مخفی میکنن

من با خواهرت صحبت کردم

تنها چیزی که مخفی کرده

"اینه که باز برگشته پیش "رن

واسه همین توبی رو دست به سر کرده

یه رازهای دیگه ای رو هم مخفی کرده

صبح بخیر

چی شده ؟

بهتر نیست بگم باز چی شده ؟

داشتیم راجب جسیکا حرف میزدیم

که چقدر اون اتفاق ناراحت کنندست

معلومه که ناراحتین

هممون هستیم

تا چقدر دیگه قراره حیاطمون

صحنه جنایت باقی بمونه ؟

گفتن تا آخر امروز کارشون تموم میشه

سعی کن زیاد حرصشو نخوری

تو هم همینطور اسپنس

فکر میکنی بتونیم توبی رو استخدام کنیم ؟

این آخر هفته ؟ تا کمکمون کنه حیاط رو دوباره مرتب کنیم ؟

توبی سر یه کار توی گیلفورده

فکر نکنم بتونیم تنهایی درستش کنیم

ببین مامان ، یکیو پیدا میکنم کمک کنه

میشه لطفا راجب چیزی که گفتم حرف بزنیم ؟

نه ، نه

نمیخوام راجبش حرف بزنم

جسد همسایه بغلیمون توی حیاطمون پیدا شده

همچین تجربه ای حتی از عجیب هم فراتره

بذار روی چیزی که میتونیم کنترلش کنیم تمرکز کنیم ، باشه ؟

داری ساده لوحی میکنی

نمیتونیم که راحت لغوش کنیم

معلومه که میتونیم

کسی توی صبحونه ات تف کرده ؟

چی شده یهویی داری پا پس میکشی ؟

نمیکشم

فقط نظرم عوض شده

توی زیرزمین زندانیش کرده بودن ، خیلی خب ؟

آلیسون رو دزدیده بودن و چشماشو بسته بودن

و حتی نمیخوام فکر کنم چه کارای دیگه ای باهاش کردن

دنیا بقدر کافی تنبیهش نکرده ؟

کاری که داریم میکنیم تنبیه نیست

اعمال پیشگیرانه‌ست

با کلمات بازی نکن

فکر نمیکردم هیچوقت اینو بگم

ولی دلم به حالش میسوزه

سخته هنوز آلی رو به چشم یه شیطان دید

وقتی تازه از جهنم فرار کرده

اگه بهت میگفتم داستان دزدیده شدنش

واقعا فقط یه داستانه ، اونوقت چی ؟

هیچکس راجب همچین چیزی دروغ نمیگه

اون گفته

و من میتونم ثابتش کنم

58ثانیه ؟

همین ؟ حس کردم دارم پرواز میکنم

آره ، ولی تکنیکت خیلی بهتر شده

بیا فقط روی بیشتر کردن قدرت بدنیت تمرکز کنیم

میخوای فردا همو ببینیم ؟

اره

البته اول باید از خانوادم اجازه بگیرم

ولی فکر نکنم مشکلی باشه

اوه ، اره ، فردا شنبه‌ست

... میخوای بذاریم برای یه وقت

نه ، هنوزم میتونم بیام

درواقع دارم هرکاری میشه میکنم

که تاجایی که میشه وقت کمتری توی خونه باشم

چه خبره ؟

به غیر از سوال پیچ کردنای مامانم ؟

هیچی

از وقتی دوستم آلی برگشته

مامانم تمام مدت ازم سوال میپرسه

و وقتیم ازم سوال نمیپرسه

بهم خیره میشه منتظر میمونه حرف بزنم

برای همین بیشتر از قبل میرم دوش های طولانی میگیرم

فقط واسه اینکه از دستش فرار کنم

وقتی آب گرم تموم میشه دیگه دهنم سرویسه

ولی یجورایی عادیه که سوال براش پیش اومده باشه

من هیچوقت سوالایی که دارمو نمیپرسم

اما معنیش این نیست که سوالی ندارم

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left