ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت مونا، ما به کمکت احتياج داريم
ما همين الان فهميديم آلي رفته پيش پليس
و داره باهاشون حرف ميزنه
ولي من همين الانم شماره اول ليست سياه اونم
اگه آليسون بفهمه من با شمام
از کارهايي که ممکنه براي متوقف کردنم انجام بده مي ترسم
ما اصلا با هم صحبت نکرديم
از حرف زدن خسته شدم
فارغ التحصيلي مبارک
اسپنس
دوستت دارم
شک دارم بتونم به کسي توي اين خانواده
اعتماد کنم
آليسون، بتاني رو مي شناخته؟
کجايي؟
صبر کن، صداتُ نمي شنوم
اسپنسر هيستينگز، تو بازداشتي
به جرم قتل بتاني يانگ
من...من...من اين کارُ نکردم
کجا مي ريم؟ - پيش مونا -
مدرک پيدا کرده
خداي من - مونا -
اگرچه ما جسدي پيدا نکرديم
ولي مي تونيم بگيم يه قتل اتفاق افتاده
براي توبي چي گرفتي؟
من امسال به کريسمس کاري ندارم، فراموش کردي؟
وقتي با ضمانت آزادي
بهترين کار همينه
اون مشکلي نداره؟
خوب، قبول کرده که به هم هديه نديم
اگه من قبول کنم که با يه تيپ خاص همديگه رو سورپرايز کنيم
مثل دلقکها؟
کدوم دلقکها؟
تلخک هاي دربار، اونام دلقکن، نه؟
هميشه عاشق اين پنجره هام
بيايد آرزو کنيم
آره، بيايد براي اسپنسر آرزو کنيم
بچه ها، بابا نوئل براي من کارت خروج از زندان نياورده
هان، دونه برف مي خواي؟
آخرين باري که اومدم اينجا، با مونا بودم
چه آرزويي کردي؟
تو اولين دوست مني، هانا
آرزو کردم هميشه صميمي بمونيم
مي مونيم
براي هميشه
قول ميدم
خوب تو چه آرزويي کردي؟
کفش جيمي چوز
تو حتما مي گيريشون
واقعا؟
اگه بابانوئل برات نياورد، مي دزديمشون
آرزوها به حقيقت نمي پيوندن، اميلي
اگه اينطور بود، مردم نمي مردن
من هنوزم اميد دارم
اميد فقط يه کلمه چهار حرفي مزخرفه
زندگي مي کنيم A ما توي دنياي
اونا هنوز جسد مونا رو پيدا نکردن
آره، براي اينکه
علاقه داره جسدها رو خودش دفن کنه A
آره، بعدم مراسم رقص يخي راه ميندازه
قسم مي خورم آليسون اين مهموني رو براي اين گرفته
که بکوبش توي صورت ما
که من زندگي شما رو نابود کردم و حالا دختر خوشگل اين مراسمم
از نظر فني فقط زندگي منُ نابود کرده
زندگي يه نفرمون رو نه، زندگي همه مون رو نابود کرده
آره، من ترجيح ميدم روي ميمونهاي مرده برقصم
تا برم مهموني احمقانه آلي
ميمونهاي مرده؟
آلي هرچيزي که مي خواست به دست آورد
مونا رفته، بتاني مرده
و حالا يه کاري کرده که اسپنسر به خاطرش گير بيفته
اون خبرنگاره يا پليس؟
هيچکدوم
اون خودکار خيلي قشنگه
شرط مي بندم وکيله
هانا مارين؟
بله
ديدي گفتم
مونا وندروال از من خواست که در صورت مرگش
براش يه کاري انجام بدم
از من خواسته شد 30 روز بعد از مرگش صبر کنم
و بعد شخصا اينُ به شما بدم
کريسمس مبارک
چقدر چرند
مي ترسم بازش کنم
اين نقاشي خونه آلي ـه
آره، و همه مکانهاي مخفيش
اين از طرف مونا ئه
سلام هان، اگه اينُ داري مي خوني
يعني اون هنوزم داره بازي مي کنه
و منم دارم از توي قبر باهات حرف ميزنم
اما جنگ من تموم شده و اين کاريه که تو بايد انجام بدي
قول بده تسليم نمي شي، هانا
تو بايد به جستجو ادامه بدي
مي بوسمت، ام
من به مونا قول دادم هميشه کنار هم مي مونيم
خوب، شما بايد بفهميد به کارهاش ادامه ميده، نه؟ A
منظورت آليسونه
دو تا اسم مال يه هرزه ست
بايد يه چيزي توي خونه آلي باشه که ثابت مي کنه
اون بتاني رو کشته
و اسپنسر اين کارُ نکرده
به نظرم مونا يه راهي به ما نشون داده که
کريسمس رو بهت برگردونيم، اسپنس
و همينطور کارت خروجت از زندان
بابانوئل
ممنون
خداي من
اين ماييم؟
رفته تعطيلات A
شما هم بايد بريد
مامان
اون خيلي چيزا داره که نشونت بده
حواست باشه
MUSE ترجمه و زيرنويس از
مي دونم گفته بودي هيچوقت بدون آرايش
از خونه بيرون نرم، ولي به عنوان يه جنازه
اين بهترين کاري بود که مي تونستم براي مراسم رقصت بکنم
اين واقعي نيست
يه پيانيست کوچولو بودي
اين منم؟
يادت نمياد؟
خيلي قشنگ نيست
اما بايد ببينيش
چي رو ببينم؟
صبر کن
آليسون
منظوري نداشتم
اما جاي مخفيتُ پيدا کردم
تو و بابا به من هديه شبيه هم مي ديد؟
نمي دونم منظورت چيه
اگه به بابا بگم حتما به نظرش جالب مياد
دو تا لباس نبود
فکر کنم عينک احتياج داري
تو فقط يه لباس ديدي
تو هديه رو پيدا کردي، فقط يه هديه
بازش کردي و اونجا فقط يه لباس بود
چرا، مامان؟
چون نمي خوام بابا ترکمون کنه
اگه درباره لباسها بهش بگي، اين کارُ مي کنه
هر چيزي که تو بخواي ميگم
دختر خوب
حالا به من بگو چه اتفاقي افتاد
داستان واقعي رو بگو
داشتم پيانو ميزدم
توشُ نگاه کردم و يه هديه پيدا کردم
يه لباس زرد
دختر خوب
يه بار ديگه
داشتم پيانو ميزدم
توشُ نگاه کردم و يه هديه پيدا کردم
يه لباس زرد
و هيولا متولد شد
اون لباس ديگه مال کي بود؟
براي بتاني بود؟
اينقدرام راحت نيست، هرزه
آلي پنهان کردن چيزها رو تبديل به يه بازي کرده
تو به خاطر اتهام قتل با ضمانت آزادي اسپنسر
خوب، نقشه خيلي عالي اي نيست
اما همه کاريه که مي تونم انجام بدم
و من حالت چهره مامانمُ وقتي آخرين بار
رفتيم ملاقات وکيلم، ديدم
همين الانشم باختيم
هنوز تموم نشده
اما اگه آلي زودتر جشنُ ترک کرد چي؟
نمي کنه
آريا و اميلي يه بهانه اي پيدا مي کنن
تا اونجا نگهش دارن
و تو هم اينجايي که اگه اتفاقي افتاد به ما خبر بدي
فکر مي کردم موقع کريسمس همه از هم دور باشن
نه، ما همه قبل از اينکه برف شروع بشه
پيش والدينمون هستيم
مثل اينکه فکر همه چيزُ کردي
توبي، ممکنه اين آخرين کريسمس من باشه
اسپنسر
... پس
تبريـــــــــــــک
چه تيپ جالبي
ممنون
کرسمس مبارک
کرسمس تو هم مبارک
کريسمس مبارک
خوب، دوست من کلير کجاست؟
من از زمان اردوگاه چاقي علامت نداده بودم
مسئول خوابگاهم کم شنوا بود
کريسمس مبارک
چي شده؟
مطمئنم يه بچه روم خرابکاري کرده
و اون دختر کوچولوي بدجنس
مدام منُ کند ذهن صدا مي کنه
کدوم دختر بدجنس؟
اون مدل کوچيک شده آلي
اونجا، خودشه
هر چي دلتون مي خواد صداش کنيد
نمي تونه بشنوه
بيايد اينجا
همه تون
فقط يک بار ميگم
اگه کلير رو اذيت کنيد با من طرفيد
دارم از ترس مي لرزم
No comments yet. Be the first to leave one.