In the Mouth of Madness

In the Mouth of Madness

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

In the Mouth of Madness 1994 720p BluRay x264
കമന്ററി എഴുതിയത് Red2008
red2008 مترجم مجتبی imdb-dl.com گروه ترجمه

ടാഗുകൾ

BluRay
x264
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2013-11-08
ഡൗൺലോഡുകൾ: 75
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

.::در مدخل دیوانگی::.

red2008 کاري از مجتبي

الو ؟

الو ، پذیرش

ساپرستین" هستم"

اون کجاست ؟

قبلا پذیرش شده

درسته

اونو بیارید داخل

داره میاد

خوبه ، خوبه

ترنت ؟

. جان جی

ببریدش اتاق شماره 9

ای حرومزاده

... حرومزا

! نه

محکم بگیرش ! نه -

نه

! نه نه نه - زودباش ببرش تو -

! نه من نه

! نه صبر کن صبر کن

... یه اشتباهی شده . ببین ، ببخشید که زدم توی تخمات

! فقط یه حرکت شانسی بود همین

! وایسا

ممنون - ! صبر کن -

. من روانی نیستم شنیدی ؟

! من دیوونه نیستم

! اگه اون دیوونه نیست پس منم نیستم

آره منم همینطور

! من دیوونه نیستم

منم همینطور

! من دیوونه نیستم

.... بله دکتر ؟ اثر داشت

اوه نه

! دیگه " کارپنتر " نه

این روش بدی برای پایان ـه

. این پایان نیست تو هنوز پایانش رو نخوندی

بله ، فقط یه لحظه بفرمایید دکتر -

ممنون

بسیار خب

امروز عصر رسید ؟ بله -

شما چطوری انقدر سریع اومدی اینجا ؟

ما افراد پذیرش شده رو از طریق پلیس و لیست بیمارستان ها تحت نظر داریم

و این مورد با علائم اصلی متناسب بود - فکر میکنید یکی از اوناست ؟ -

آقای سارپستین بهتون قول میدم منم اومدم اینجا همین رو بفهمم

... اوضاع بیرون حتما خیلی بد شده که

شما بچه ها رو وارد قضیه کردن

همینه ؟ - بله -

درخواستی هم کرده ؟ ... فقط -

یکی

مداد مشکی

جان ؟ - صبر کن -

چی شده ؟

من رکتر "رن" هستم

و میخوام تو رو از اینجا ببرم بیرون

بعد از این همه تزئینات که انجام دادم ؟

نه فکر کنم بهتره بمونم

... یه نگهبان با یه جفت خایه داغون شده هست

که حاضره قسم بخوره تو گفتی از اینجا بیارنت بیرون

من ... خب

من نظرم عوض شده

فهمیدم

صلیب های قشنگی ان

وقتی اینا رو ببینن مجبورن تو رو اینجا نگه دارن مگه نه جان ؟

یه سیگار داری ؟

تو منتظری در مورد " اونا " بشنوی مگه نه ؟

چی ؟

اونا

هر کسی که بیماری اسکیزونی و پارانویا داره یکی مثل " اون " یا " اونا " رو داره

و تو میخوای در مورد " اونا " ی من بشنوی نه ؟

میخوام بدونم چطور کارت به اینجا کشیده

اوضاع اون بیرون خیلی تخمی شده مگه نه ؟

بیا در مورد تو حرف بزنیم

نوبت توئه

... من یه

من یه محقق بیمه بودم به صورت آزاد

ادعاهای جالب ، کلاهبرداری ها و از اینجور چیزای معمولی رو بررسی میکردم

و اخیراً توی همین شهر برای یه شرکت کار میکردم

همه ی این اتفاق ها با ناپدید شدن یکی آغاز شد

" ناپدید شدن " ساترکین

اینجا یه کم گرمه مگه نه ؟

دارم میپزم

چند وقت باید اینجا باشم ؟

منظورم اینه که ترتیب کاغذ بازی ها رو دادم

چک باید 3 هفته پیش میرسید دستم درسته ؟

اینطور نیست ؟

... خب روند عادی کار همینطوره ولی من فقط چند تا سوال دیگه دارم

. در مورد آتش سوزی

ای بابا ، بازم سوال

من قبلا به همه ی سوالاتون جواب دادم . منظورم اینه که دیگه کافیه

قرار بود همه چی شسته رفته باشه این چیزیه که بهم گفتن

ببین من درک میکنم تا یه دقیقه دیگه میریم

این " رابی " که اینجاست مالک شرکته

و اون منو استخدام کرد تا مطمئن شد اوضاع درست پیش میره ، متوجه ای ؟

فقط یه نکته ی کوچیک هست و اون اینه ... رابی معتقده ، تو بودی

که انبار خودت در بلوار شمالی رو آتیش زدی

من ؟ چرا کسشعر میگی

کل وسایلم توی اون انبار بود تمام زندگیم

باور کن من باهات همدردی میکنم

. تو داری عرق میریزی میخوای تهویه هوا رو روشن کنم ؟

نظرت چیه ؟

اوه نه من خوبم - مطمئنی ؟ -

آره . آره

باشه - ... فقط -

. یه کم داره دیرم میشه همین باید میرفتم دنبال همسرم

. اوه آره همسرت

. اون زن خیلی خوبیه

تو اونو میشناسی ؟ خب نه زیاد . یه ملاقات مختصر داشتیم -

میدونی وقتی رفتم اطراف تحقیق تا صحت داستانت رو چک کنم

... میدونی ما چند تا عکس داریم

از زن تو که داره توی شهر میگرده

و جواهراتی که تو ادعا کردی توی آتش سوزی نابود شده ، همراهش بوده

نه .. این غیر ممکنه

نه این جزو وسایلی ـه که من خودم واسش خریدم

میدونی مشکل اینه که وقتی رفتم باهاش حرف بزنم

مشخص خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکرد میدونه

مخصوصاً

مخصوصاً بعد از اینکه عکس خانم پالمنتری" رو نشونش دادم"

که اونم چند تا دیگه از کالاهای در ظاهر نابود شده رو استفاده کرده

خانم "پالمنتری" ؟

"خانم "رزا پالمنتری

یه نصیحتی بهت بکنم

وقتی میخوای کلاهبرداری کنی

! زنت رو قاطی ماجرا نکن

... و اگه میکنی

! پشت سرش نرو زنهای دیگه رو سیخ بزن

ترنت تو خیلی کارت درسته

همه میگن تو بهترین آدم برای شناسایی کلاهبردار ها هستی

... اما برای اینکه دست اول بشه باید تماشای کار خارق العاده ت رو دید

خب زیاد سخت نبود رابی زن یارو از من خوشش میومد

به علاوه یارو کلاهبردار ناشی بود رسوا کردن آدم های ناشی کار ساده ایه

باید سعی کنی بفهمی کی حرفه ایه و کی نیست

و اینجاست که قضیه جالب میشه یعنی وقتی با یه حرفه ای مواجه بشی

میدونی اکثر فروشنده های من وقتی با یه قضیه بودار روبرو میشن

نمیتونن اینو متوجه بشن ... ولی تو تو هیچوقت هیچوقت خطا نمیکنی

چرا باید خطا کنم ؟

وقتی آدم یاد بگیره بدترین ها حصصیات آدما رو بشناسه هیچوقت اشتباه نمیکنه

همه فقط به بازی و زاویه خاص اون نگاه میکنن

ولی من همیشه اینجام تا گندکاری ها رو جمع کنم

بزار یه چیزی رو بگم

آزاد کار کردن رو بیخیال شو و بیا برای من کار کن

کاری میکنم که برات ارزش داشته باشه

فراموشش کن رابی

من الان آقای خودم هستم هیچکی نمیگه چیکار کنم

و از استقلالی که دارم خوشحالم

پس حداقل یه کار دیگه برام انجام بده

یه مشکل جدی با " آرکین " دارم

کمپانی انتشارات رو میگی ؟ آره ، بزرگترین کارمه -

اونا یه ادعانامه تنظیم کردن که یه میلیون برام آب میخوره

میخوام فوراً روی این موضوع کار کنی

ادعاشون چیه ؟ - ساترکین " گم شده " -

کی ؟ - ساترکین -

تو رمان ساترکین رو میخونی ؟ - چی ؟ -

بخوابید زمین ، بخوابید زمین

نویسنده رمان های ترسناک ساترکین

... یه پدیده ی بی آزار پاپ

یا یک پیامبر دیوانه مرگبار ـه ؟

این صحنه هایی است که امروز بیرون از چندین کتابفروشی در سراسر شهر رخ داده

پلیس معتقده آشوب ها به این دلیل رخ داده که کتابفروشی ها قادر به تامین

آخرین رمان ساترکین برای متقاضیان نیستند

" کتاب " در مدخل دیوانگی

چه زمانی این تخیلات تبدیل به مذهب شد ؟

و آیا طرفدارانش خطرناک هستند ؟

. اگه تبر داشته باشن آره

... در طی اخبار مرتبط

از 18 کتابفروشی دیگه در سطح شهر .... گزارش شده

آقای ترنت ؟

آقای ترنت ؟

آقای " هارگلو " شما رو میبینه

ممنون

گوش نمیدی چی میگم ؟ من دیروز اونو میخواستم

اگه بازم طولش بدی تبدیل میشه به تیتر اول روزنامه ها . پس انجامش بده

جکسون هارگلو هستم ، آقای ترنت از ملاقات شما خوشبختم

باعث افتخار منه - بابت هیاهو متاسفم -

ما به یک بحران مواجه شدیم

حالا لطفا همگی برید بیرون میخوام با آقای ترنت تنها باشم

به سلویا بگو تماس رو خودش جواب بده و لیندا رو بگو بیاد اینجا

چشم آقای هارگلو

خیلی محکم گفتید نزدیک بود منم برم

بفرمایید بشینید

متاسفانه این روزا یه کم کم طاقت شدم

خب آقای ترنت شما با آرکین آشنایی دارید ؟

خب جز اینکه شما توسط شرکت بیمه ای که من .... واسش کار میکنم پوشش داده میشید

هرگز اسم آرکین رو نشنیدم . متاسفم - شما کتاب میخونید ؟ -

لیندا استایلز جان ترنت

لیندا نویسنده ست اون بهترین ویراستاری ـه که دارم

و از وقتی در شکت ما استخدام شده به طور انحصاری با ساترکین کار میکنه

ساترکین ؟ همون یارو که یه مشت مزخرفات ترسناک مینویسه ؟

شاید اون برای شما زیادی پیچیده باشه

در واقع کتابهای ساترکین بیشترین خواننده رو در طول قرن داشته

حتی "استیفن کینگ" رو هم باید فراموش کنید

کتابهای کین از اونم بیشتر فروش داشته

حالا چه بلایی سر این منبع درآمد شما اومده ؟

کین دو ماه پیش بدون هیچ ردی ناپدید نشده

پلیس هیچی نتونسته پیدا کنه

آخرین شخصی که ازش شنیده کیه ؟

مدیر برنامه هاش . کین چند فصل از کتاب جدیدش رو براش پست کرده

نه .. حدود 2 هفته قبل

تو یه پاکت قهوه ای که آدرس نداشته

More Farsi Persian subtitles for In the Mouth of Madness

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left