ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تيم اصلي "فرينج" ناپديد نشده
اونا گم نشدن
.حق با توئه اونا تو کهربا هستن
...قبلاً در "فرينج" اتفاق افتاد
.اوليويا"، نفس بکش"
تو تو سال 2036 هستي
مي خوام با "اِتا" آشنا بشي
سلام، مامان
والتر" کجاست؟"
!تکون نخور
کي تو و تيمت رو از "کهربا" آزاد کرد؟
نقشه ي چي؟
نقشه ي شکست ما؟
خطا در تصفيه هوا
والتر"، اينو ميشناسي؟"
با اين قرار بود از نقشه اي که تو ذهنت تکه تکه شده بود سر در بياريم
کدوم نقشه؟
مي دوني، فکر کنم بدم نياد
که همينجا
تا آخر عمرم بمونم
احتمالاً بهتره زودتر ببريمش خونه
که بره حموم
البته کار ساده اي نيست
براي همين من تورو براي اينکار در نظر گرفتم
بيا دخترم. وقتشه بريم خونه
!اتا"، زود بيا اينجا"
.ببخشيد چي شده؟
شما تو يه انفجار بودين
.اون با ما بود .اون يه... دختر بچه است
پيتر"؟ متاسفم" .بچه اي رو اينجا نياوردن
اين درست نيست
اون درست روبروي من بود
مردم همه جاي شهر گم شدن
اون حتماً يه جايي همين جاهاست بچه ها رو کجا بردن؟
چيزي نيست
داشتي خوابش رو مي ديدي؟
تو خواب صداش مي کردي
من هنوز دارم مي لرزم
براي ما، مثل چند ماه مي مونه
اما اينطوري نيست
اون الان اينجاست و ما هم اينجاييم
حالا ديگه مشکلي نيست
صبح بخير
"اما نه براي "والتر - يه جاي کار اشکال داره -
چرا؟ چي شده؟
هيچي کار نميکنه نه نميتونه اين باشه
تکساز فکري داره تاثيرات بدش رو نشون ميده
اون همينجوري حرفهاي بي ربط ميزنه
دو ساعت پيش فروش درخت کريسمس
بود براي خواب - اونو ازش جدا کنين -
خيلي خب
"من غيرحرفه اي نيستم، "پيتر
اگه بخوام اون نقشه شکست "تماشاگر"ها رو از اعماق حافظه ام پيدا کنيم، به اين احتياج دارم
ما اصلاً نمي دونيم چيزي براي پيدا کردن مونده يا نه
و همينطور نمي دونيم که اون دستگاه چه بلايي سرت مياره
سوئدي گفت؟
چند دقيقه پيش پرتغالي هم صحبت کرد
صبح بخير
اميدوارم رو زمين بد نگذشته باشه
.اه، نه، خوب خوابيدم. ممنون
ممنون
اوضاع چطوره؟
تا الان متوجه شديم
که تو يه زماني در گذشته والتر" بلد بوده"
.هم پرتغالي حرف بزنه هم سوئدي
بجز اون... ديگه هيچي
والتر" تو هميشه همه چيز رو مي نوشتي"
حالا کاملاً مطمئني که
هيچي در اين مورد ننوشتي؟
يادم نمياد اما هرچيزي ممکنه
حتي اگه پرونده اي هم باشه
نميشه به "هاروارد" رفت
نمي تونيم داخل بشيم
چرا نميشه؟
پنج سال پيش "تماشاگر"ها اونجارو گرفتن
...و تبديلش کردن به يه مرکز که هيچکس نمي دونه واسه چيه
به فاصله شش کيلومتري اونجا رو بستن و نميذارن کسي بره
چي شده؟ چرا نمي تونيم بريم "هاروارد"؟
"اونجارو "تماشاگر"ها گرفتن، "والتر
خب، اين براي کسي که تو کار ال اس دي" بوده مشکلي نيست"
اين موانع و بازرسي رو دور آزمايشگاه والتر" گذاشتن؟"
آره، هيچکس بدون اجازه نمي تونه وارد بشه
!تونل ها
"ما وقت تونل کندن نداريم، "والتر
نيروي انسانيش رو هم نداريم
نيازي به کندن نيست
اونا از قبل اونجا هستن
تونل هاي بخار
درست زير ما هستن به شعاع سه و نيم کيومتري
تونل هايي هستن که لوله هاي بخاري که "هاروارد" رو گرم مي کنه ازشون ميگذره
اونا از تاسيسات برق "کمبريج" تو "خيابون "وسترن" تا "سولجر فيلدز
و تا دانشکده حقوق و آزمايشگاه هاي علوم کشيده شدن
اونا مطمئن شدن که وروديش مخفي بمونه
تعداد خيلي کمي راهروهاي مرموزش رو ديدن
.دمش گرم
M با افتخار تقديم مي کند
Mi با افتخار تقديم مي کند
MiL با افتخار تقديم مي کند
MiLa با افتخار تقديم مي کند
MiLaD با افتخار تقديم مي کند
اجازه شما صادر شده
لطفاً بفرماييد
حرارت اين تونل ها
معمولاً حدود 38 درجه هستن
ولي بعضي وقتا به 50 درجه هم مي رسن
بهتره کتت رو در بياري، عزيز جان
بعضي وقت ها "بلي" و من اينجا مايو و رکابي مي پوشيديم
اون چي بود؟
!زود باشين، برين کنار
دنبالت بودم
از اين طرف
اه، خداي من
"حتماً خودم کردمش تو "کهربا
چرا؟
براي اينکه ازش محافظت کنم، به نظرم
اون چيه؟
اون دوربين بتاماکس من رو يه سه پايه است
ببين کجا وايساده
به پخش شدنش دقت کنين
اينجا نقطه شروع "کهربا"ست
وقتي که آزمايشگاه رو تو "کهربا" گير انداختم حتماً همينجا وايساده بودم
فکر نکنم چيزي رو نوشته باشم
به نظرم ازش فيلم گرفتم
،سوال اينه که
نوار هنوزم اونجاست يا نه؟
فقط يه راه واسه فهميدنش وجود داره
از کي تا حالا من انگور دوست شدم؟
بشين رو زانوهات
شماها کي هستين؟
اينجا چيکار ميکني؟
اون يکي از "وفاداران"ه
هيچي به ما نمي گه
"گائل مانفرتي"
هيچي جز خرده نون نداره
"معلومه که کچل ها خوب بهت غذا ميدن، "گائل
شايد اينجا گشت ميزده
وگرنه چرا بايد ميومده اينجا؟
منظورم اينه که اينجا دورافتاده است
،تا اونجايي که ميشه حدس زد شايد يه زنگ خطري چيزي به صدا دراورده باشيم
به هر حال، يه نفر متوجه غيبتش ميشه
دير يا زود
بايد بمونيم
اگه اون دوربين کليد
،به ياد اوردن "والتر" باشه .بايد بدستش بياريم
من به ليزر احتياج دارم
اون دستگاهي که ازش براي آزاديت استفاده کردم چطور؟
نه، اون جواب نمي ده
اين "کهربا" خيلي قطوره
احتمالاً ميزنه و دوربين رو عقب تر ميبره
من به يه ليزر مناسب احتياج دارم
خب، "والتر"، مي توني درستش کني؟
هرجا اراده اي باشه راهي هم هست
هيچ برقي نداره. اصلاً
کهربا" حتماً همه چيز رو خراب کرده"
آره، "والتر"، کلاً از بين رفته
تا برق خود دانشکده هيچي ازش نمونده
"خب، ليزر احتياج به برق داره، "پيتر
برق اصلي تو زيرزمين ساختمان علومه
اين تنها راهيه که ميشه برق رو دوباره وصل کرد
مي تونيم از طريق تونل ها به اونجا بريم
خب، وايسيد يه لحظه. ما حتي نمي دونيم
که هنوز ساختمون علومي وجود داره يا نه
اصلاً نمي دونيم اونجا چه خبره
يا چي ممکنه منتظرمون باشه
ما نمي دونيم اما اون مي دونه
مطمئنم خيلي چيزا مي دونه
به نظر نمياد زياد اهل حرف زدن باشي
بهت يه فرصت ديگه مي دم
در مورد ساختمان علوم چي مي دوني؟
تو واقعاً شبيه يه کتاب ميموني
.مشکلي نيست من تو باز کردن کتاب ها تخصص دارم
اينو از کجا اوردي؟
اين مهم نيست
چيزي که مهمه
اينه که الان دارمش
اونا از ساختمون علوم چه استفاده اي مي کنن؟
فکر نکنم بخواي ديگه بيشتر از اين عمر با ارزشت رو تلف کني
کلکسيون فيلم هاي قديمي من من رو ببخشيد
والتر"، اون فقط يه پخش کننده" ديسک ليزريه
ما ليزرش رو مي خوايم
"پيتر" - نه، نه -
نه، خودم بايد اينکارو بکنم
والتر"، فکر نکنم اين بتونه"
به اندازه کافي ليزر توليد کنه
بايد ميزانش رو بيشتر کنيم
حيوون موذي پرنده
فکر مي کردم تو اين 21 سال
تماشاگر"ها يه راهي"
براي خلاص شدن از شرشون پيدا کردن
يا حداقل به درد بخورشون کردن
مثلاً يخ زدشون رو درست کنن
و براي تغذيه به فقيرها بدن
ما به ترکيب "هليوم-نئون" احتياج داريم
...بايد يکي دو محفظه
تو انبار اتاق من باشه
ميرم بيارمشون
دوباره ازت مي پرسم
ما چي رو بايد در مورد ساختمان علوم بدونيم؟
چيکار داري مي کني؟
"بهش مي گن دستگاه "فرشته
No comments yet. Be the first to leave one.