High Forces

High Forces (危机航线)

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

High Forces 2024 1080p BluRay Filamingo FA
കമന്ററി എഴുതിയത് filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 14
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‏هشت سال پیش...‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ دخترتان از ناحیهٔ سر به‌شدت آسیب دیده و‏ ‏در نتیجه بینایی‌اش را از دست داده است. ‏

‏مدیر مجلهٔ «هوانورد»، آقای‏ ‏هه، امروز نمی‌تواند بیاید.‏

‏مأموریت لغو شد. تیم دو.‏

‏از مأموریت خارج شوید. تا ۷۲ ساعت دیگر‏ ‏به واحد امنیت فرودگاه گزارش بدهید.‏

‏چشم، قربان.‏

‏ـ تیم یک، پشت سر من.‏ ‏ـ چشم، قربان!‏

‏عزیزم، به دینگ‌دینگ بگو بابا فردا آزاده.‏

‏فردا برای اجرای مدرسه‌اش می‌رسم.‏

‏باشه.‏

‏خانم‌ها و آقایان، از حضورتان سپاسگزارم.‏

‏ ـ آقای هه نمی‌آیند. ‏ ‏ـ امروز روز بسیار ویژه‌ای است...‏

‏ ـ جلسه را دوباره برنامه‌ریزی کنید. ‏ ‏ـ لطفاً با هم استقبال کنیم از...‏

‏رئیس شرکت هواپیمایی هانگیو...‏

‏آقای لی هانگیو.‏

‏لطفاً تشویقشان کنید. ممنون.‏

‏سلام به همه، خوشحالم می‌بینمتان.‏

‏امروز روز بزرگی برای هواپیمایی هانگیو است.‏

‏امروز نخستین مسیر آسیاـاقیانوسیه‌مان‏ ‏را افتتاح می‌کنیم.‏

‏نخست در چین توقف می‌کنیم...‏

‏تا مسافران بیشتری سوار شوند...‏

‏و بعد به دیگر مقاصد منطقهٔ‏ ‏آسیاـاقیانوسیه پرواز می‌کنیم.‏

‏هواپیمایی هانگیو از این پس خدمات کامل...‏

‏برای تمام مقاصد آسیایی ارائه خواهد کرد.‏

‏طبقهٔ بالا مخصوص فرست‌کلاس‏ ‏است. این هتل هوایی پنج‌ستاره...‏

‏فروشگاه معاف از مالیات، بار و رستوران...‏

‏کلینیک زیبایی و اسپا دارد.‏

‏طبقهٔ میانی به بیزنس‌کلاس اختصاص دارد...‏

‏و صندلی‌های پریمیوم‏ ‏پلاس و اکونومی هم داریم.‏

‏این ایرباس ⁦A380⁩ که کاملاً‏ ‏برای هانگیو سفارشی شده...‏

‏به...‏

‏پیشرفته‌ترین سامانهٔ سرگرمی داخل پرواز...‏

‏و وای‌فای پرسرعت مجهز است.‏

‏توی این چمدان چی داری؟‏ ‏ـ چتر نجات.‏

‏⁦A380⁩ جدید هانگیو...‏

‏بی‌شک...‏

‏معیار تازه‌ای در حمل‌ونقل هوایی خواهد بود.‏

‏ـ الو.‏ ‏ـ هائوجون. ‏

‏ چرا مأموریت لغو شد؟ ‏

‏مشتری امروز نتوانست بیاید.‏

‏ فکر کردم دوباره رئیس را عصبانی کرده‌ای. ‏

‏سال‌هاست دیگر حملهٔ عصبی نداشته‌ام.‏

‏بلیت هواپیما می‌گیرم. بعداً حرف می‌زنیم.‏

‏بار برای تحویل دارید؟‏

‏نه.‏

‏این پرواز افتتاحیهٔ ⁦A380⁩ هانگیو است...‏

‏و فقط نصف قیمت اولیهٔ بلیت را می‌دهیم...‏

‏تا با فرست‌کلاس برگردیم خانه.‏

‏بالاخره سالی یک بار بیشتر پرواز نمی‌کنیم.‏

‏دکتر گفت این بار امیدی هست.‏

‏امیدوارم همهٔ دردسرها و‏ ‏بیماری‌ها ناپدید شوند.‏

‏امیدوارم پول از آسمان‏ ‏ببارد و یک‌شبه پولدار شوم.‏

‏امیدوارم زندگی‌ام مثل هشت سال پیش شود.‏

‏ولی نمی‌شود.‏

‏بیا.‏

‏خانم فو، لطفاً فرم را تکمیل کنید.‏

‏ـ خواهش می‌کنم.‏ ‏ـ ممنون.‏

‏ مأموریت لغو شده. شاید بتوانم‏ ‏با همان پرواز برگردم خانه. ‏

‏این هم بلیت‌ها و کارت‌های پروازتان.‏

‏ممنون.‏

‏ـ دخترمان کجاست؟‏ ‏ـ مدرسه. ‏

‏گزارش مؤسسات رتبه‌بندی منتشر شده.‏

‏شرکت ما ارزیابی مثبتی گرفته.‏

‏عالیه.‏

‏خبر خوبی برای سرمایه‌گذارهاست...‏

‏ درست سر وقت. ‏

‏اگر ارزش سهام بالا برود، شرکت از‏ ‏این مرحلهٔ بحرانی عبور می‌کند.‏

‏فهمیدم.‏

‏این می‌تواند ورق را برای شرکت برگرداند.‏

‏ولی بدهی شرکت خیلی بالاست...‏

‏ و این راهبرد کسری بودجه ایجاد می‌کند. ‏

‏ـ نگرانم.‏ ‏ـ عجله نکن.‏

‏طبق برنامهٔ من پیش برو.‏

‏ـ حتماً.‏ ‏ـ خوبه.‏

‏امشب می‌بینمت.‏

‏سلام.‏

‏خوش آمدید.‏

‏صبح بخیر، آقا. خوش آمدید.‏

‏صبح بخیر.‏

‏ـ صبح بخیر!‏ ‏ـ صبح بخیر.‏

‏صبح بخیر، خوش آمدید.‏

‏شمارهٔ صندلی‌ها روی محفظهٔ‏ ‏بالای سرتان نوشته شده.‏

‏صبح بخیر، خانم. خوش آمدید.‏

‏سلام بچه‌ها!‏

‏هواپیمایی که می‌بینید ⁦A380⁩ است؛‏ ‏بزرگ‌ترین هواپیمای مسافربری جهان.‏

‏داخل هواپیما وای‌فای رایگان هم داریم.‏

‏بعد از بلندشدن...‏

‏هواپیما را کامل بهتان معرفی می‌کنم.‏

‏صبح بخیر.‏

‏صبح بخیر.‏

‏صبح بخیر، خوش آمدید.‏

‏ببخشید.‏

‏کمی آب می‌خواستم.‏

‏حتماً.‏

‏دیشب یک کارگردان معروف بهم پیام داد.‏

‏برای فیلم عاشقانه‌ای دربارهٔ‏ ‏جوان‌ها چراغ سبز گرفته.‏

‏یک نقش هم به من پیشنهاد داده.‏

‏بی‌خیال.‏

‏ببین.‏

‏بالاخره گواهینامهٔ ردهٔ ⁦C⁩ گرفتم...‏

‏بعد از دویست پرش طاقت‌فرسا.‏

‏آفرین، فیونا.‏

‏خب؟ اینجا چه کار می‌کنی؟‏

‏آمدم ببینم کمکی لازم داری یا نه.‏

‏مگه توی فروشگاه دیوتی‌فری کار نداری؟‏

‏شلوغی‌اش تمام شده.‏

‏ـ چهارشنبهٔ بعد...‏ ‏ـ جلسه دارم.‏

‏برو کنار!‏

‏ببخشید آقای ژانگ، می‌شود کیف‌تان‏ ‏را داخل محفظهٔ بالا بگذارید؟‏

‏قبل از بلندشدن می‌گذارم.‏

‏ببخشید آقا، ولی باید...‏

‏گفتم انجامش می‌دهم...‏

‏قبل از بلندشدن.‏

‏باشه؟‏

‏البته، آقای ژانگ.‏

‏ببخشید، یک سؤال داشتم.‏

‏پشت هواپیما چی هست؟‏

‏یک راه‌پله است که به بخش اکونومی می‌رود.‏

‏می‌توانم برای وی‌چت چند تا عکس بگیرم؟‏

‏نزدیک پروازیم، بهتره زودتر انجامش بدید.‏

‏خانم، ببخشید.‏

‏برای بلندشدن آماده‌ایم؛ لطفاً سر‏ ‏جایتان بنشینید و کمربندتان را ببندید.‏

‏باشه.‏

‏آقا، لطفاً برگردید سر جایتان.‏

‏ شیائوجون حالا می‌تواند خودش‏ ‏تنها در شهر رفت‌وآمد کند. ‏

‏ خیلی خوشحاله. ‏

‏ ولی تو چطور؟ حالت چطوره؟ ‏

‏ فکر و خیال زیاد دارم، خوابم نمی‌برد. ‏

‏ انتقال ۲۰ هزار یوان به‏ ‏فو یوان را تأیید کردید. ‏

‏ تراکنش انجام شد. ‏

‏ ۲۰ هزار یوان از گائو هائوجون دریافت کردید. ‏

‏ حالت چطوره؟ شیائوجون چطوره؟ ‏

‏ دخترمان دوباره مدرسه‏ ‏می‌رود. دارد عادت می‌کند. ‏

‏ تولدت مبارک! ‏

‏ برای دیدن دوبارهٔ دنیای رنگارنگ. ‏

‏ روش‌های تازه برای نابینایان، به‏ ‏افراد دچار آسیب شدید امید می‌دهد. ‏

‏ مراقب سلامت چشم‌هایتان باشید؛‏ ‏نوری دوباره به چشمانشان ببخشید! ‏

‏ اکتبر مرخصی می‌گیرم.‏ ‏می‌برمش آنجا برای درمان. ‏

‏ امیدوارم این بار جواب بدهد. ‏

‏آقای ژانگ!‏

‏آقای ژانگ! برای بلندشدن آماده‌ایم.‏

‏ممکنه لطفاً کیف‌تان را داخل‏ ‏محفظهٔ بالای سرتان بگذارید؟‏

‏حتماً، ممنون.‏

‏آقای ژانگ، بعد از بلندشدن...‏

‏خوشحال می‌شویم به کیف‌تان رسیدگی کنیم.‏

‏ با مشکلاتت چطور کنار می‌آیی؟ ‏

‏ می‌توانم خشمم را کنترل کنم؟ ‏

‏ دکتر گفت فقط سه ماه است‏ ‏که دیگر دارو مصرف نمی‌کنم. ‏

‏ مدت زیادی است عصبانیتم را‏ ‏از کنترل خارج نکرده‌ام. ‏

‏ طبق درخواست شما، تمام هزینه‌هایی را‏ ‏که مدیر لیو تأیید کرده بررسی کردم. ‏

‏همه‌شان پرداخت اجاره یا‏ ‏خدمات به شرکت‌هایی هستند...‏

‏که به افراد نزدیک به مدیر لیو وابسته‌اند.‏

‏جمع‌شان از صد میلیون هم بیشتر می‌شود.‏

‏حتماً یک چیزی را پنهان کرده.‏

‏تمام جزئیات همدستان‏ ‏مدیر لیو را برایم بفرست.‏

‏ـ بررسی می‌کنم. ‏ ‏ـ باشه.‏

‏فعلاً به کسی چیزی نگو.‏

‏ـ تا برگردم صبر کن.‏ ‏ـ چشم قربان.‏

‏مراقب باش.‏

‏چرا خودش مراقب نیست؟‏

‏بدون راهنما زدن ایستادی.‏

‏آروم باش!‏

‏شیائوجون، خوبی؟‏

‏آروم باش، دستت خراش برداشته.‏

‏بذار من رانندگی کنم.‏

‏دهنت رو ببند. عصبانی نشو.‏

‏دیگه عصبانی نشو! به‏ ‏بابام گفتم دستت زخمی شده.‏

‏می‌فهمه.‏

‏کی دل‌سوزی می‌خواد؟‏

‏اصلاً کی اهمیت می‌ده!‏

‏ترافیکه.‏

‏پدر و مادرم می‌تونن صبر کنن. آروم باش!‏

‏من کسی رو منتظر نمی‌ذارم.‏

‏شیائوجون.‏

‏شیائوجون!‏

‏نمی‌بینم...‏

‏چی گفتی؟‏

‏نمی‌بینم...‏

‏هیچی نمی‌بینم.‏

‏مامان!‏

‏با پرتو لیزر به چشم‌های هیولا حمله کن.‏

‏تمامش کن!‏

‏برادرت کجاست؟‏

‏خیلی کار دارم. دیگه عصبانی نشو!‏

‏هیولا نابود شد.‏

‏رعدوبرق، کارِ سایکلونه.‏

‏سیگنال لرزش گرفتم. فکر‏ ‏کنم داره گوشمون رو می‌کشه.‏

‏گرفتم!‏

‏الان جاسوسیش می‌کنم... دارم می‌پامش!‏

‏جاسوسه!‏

‏لرزش‌ها کجاست؟‏

‏سلام، من اینجام.‏

‏سایکلون، هویتت لو رفته.‏

‏ولی تصمیم گرفتم به مأموریتتون ملحق بشم.‏

‏عالیه، خوش اومدی.‏

‏خیلی خوب.‏

‏تایگرِ سرگردان سیستم‏ ‏بینایی‌ام رو نابود کرده.‏

‏می‌تونی اطرافم رو برام توصیف کنی؟‏

High Forces subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left