Magic City

Magic City

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Magic City S01 HDTV All Episodes
കമന്ററി എഴുതിയത് erosman
من فقط آپلود کردم و کمی ویرایش

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-12-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 62
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

ارائه اي مشترک از دو تيم .:: TvShow & TvCenter ::.

مترجمين آرين و عليرضا

سي و يک دسامبر سال 1958 ساحلِ ميامي، ايالت فلوريدا

ويکتور"؟"

...يه برگِ کوفتيِ درختِ خرما افتاده تو

.يا پيغمبر

..."آيک"

..."آيک"

فِي"! "دني" کدوم گوريه؟"

.آيک"...بسپرش به ما"

.ما رديفش ميکنيم. تو ديگه بيرون نرو

!دستمزدِ منصفانه! کارِ منصفانه !دستمزدِ منصفانه! کارِ منصفانه

!تو

به "مايک استراوس" بگو .که ميخوام ببينمش

.تو کافه "هافمنز" ساعتِ 10 صبح

.بهش بگو "فِلافي" سلام رسوند

!آخ

!يالا

!تو نميتوني اينکارو بکني

!متحد شويد! متحد شويد

!اتحاديه! اتحاديه !اتحاديه

واسه "وي" قبلِ اينکه از خواب .بيدار بشه يه سگِ پشمالوي ديگه بخر

..."ويک"

.مطمئن شو که سگِ ماده باشه

استيوي" کجاست؟"

خوابه. رفتي اتاقش ببيني؟

.اون برادرِ احمقت رو پيدا کن ...اتحاديه با اين اعتصابِ کارگران

...نگذاشته که مشروبهاي من برسه دستم

و منم 1500 نفر تشنه دارم که .امشب ميان اينجا "سيناترا" رو ببينن

.استيوي" رو گير بيار" - .باشه -

!به اتحاديه بپيونديد! اتحاديه !به اتحاديه بپيونديد

!اتحاديه! اتحاديه !اتحاديه

!اتحاديه

!اتحاديه! اتحاديه

.تو. پسر جديده. بيا اينجا

اسمت چيه؟

.اِه، "ري". "ري متيس" هستم

.ري-ري" دست رو بزار درست همينجا"

چي حس ميکني؟

.حس؟ هيچي حس نميکنم

...دقيقا. هواي معطر بايد از اين دهانه

بيست و چهار ساعتِ شبانه روز .تو هوا پخش بشه

هواي معطر؟ چه بويي داره؟

بويي شبيه اقيانوس و .تازه به دوران رسيدگي ميده

سِسيل"ـه که مهندس هست رو خبر کن، باشه؟" - بروي چشم -

.هي

تعجب نکردي که چرا ميخوايم هواي - .داخل رو سرد نگه داريم؟ - نه قربان

مثه يه يخچالِ لعنتي درسته؟

اينجوري خانوم ها ميتونن .لباسهاي خز دارشون رو بپوشن

"کارِ ما هم همينه "ري-ري .ما اينو بهشون قالب ميکنيم

...بله قربان. و...و قربان

.اسمم فقط "ري"ـه

.ديگه نيست

.استيوي" آرومتر برون"

اگه تو هم آرومتر انجام بدي .منم آرومتر ميرم

!ماشينم !"استيوي"

ماشينم چي؟

.چيزي...چيزي نيست

چي؟ .ميتونه نفسِ خودش رو حبس کنه

!"استيوي" !"استيوي"

!بفرما

.بنظر اين بيرون اوضاع رديفه بابا

.آه

!"بعدا ميبينمت "آرتور

.اينز" يه سينه هايي داره بيا و ببين"

!"آرتورو"

.عاليه

ميدونستي "اينز" هر روز صبح منو حموم ميکنه؟

منو روي يه صندلي ميشونه، خب؟

.همه جا منو ليف ميکشه بعدش

.حتي آلتم رو

.ميدونم

.گوش کن بچه باهوش

.شنيدم مشکلاتي در ارتباط با سگ داشتي

.خبرا زود ميپيچه

.هنوز چند تا دوست برام مونده

.ميدونم

.واسه همينه که اينجام

...داشتم با خودم فکر ميکردم که

شايد تو بتوني بخاطرم با .آل استراوس" حرف بزني"

ميدونم که بازنشسته شده ..."اما پسرش "مايکي

.الان وکيلِ اتحاديه است

"گمون ميکنم "مايک" به حرفِ "آل .گوش ميکنه

.مايک" هم عينِ باباش يه دنده اس"

هر دوي اونا مثه چي .سمج و يه دنده هستن

.اون بيخيال نميشه ميتوني از طرفِ من با "آل" حرف بزني؟

.بايد برم تو کافه "هافمنز" با "مايک" ملاقات کنم

.تو خودت مساله رو حل ميکني

.خودت

حتي فکرشم نکن که شُرکات .واست آستين بالا بزنن

.شروع...شروع نکن بابا

.من شريکي ندارم

.هتل "ميرامار" واسه منه

.اره جونِ عمه ات

پس "بني دايموند" چيه توئه؟ خدمتکارِ جديدته؟

"و چي شده که يهوو از "شيکاگو پا شده اومده اينجا؟

.اون از "سيناترا" خوشش مياد من از کجا بدونم چرا اومده؟

.ميدوني

.تو ميدوني

.توقع نداشته باش بهت کمک کنه

اون نان به نرخِ روز خور ها ."فقط به فکرِ خودشون هستن "ايزاک

.بعدا ميبينمت بابا

..."ايزاک"

.عيدت مبارک

.آره

.عيد تو هم مبارک بابا

بابا؟

کيه؟

.استيوي" هستم"

بابام اينجاست؟

."رفته کافه "هافمنز .صبحانه با يکي قرار ملاقات داشت

يه سيگار بهم ميدي؟

.البته

.بين خودمون بمونه ها .آيک" فکر ميکنه ترک کردم"

.به خودت مربوطه

اگه زنگ زد بهش بگو (که رفتم به "آتلانتيس" (ساختماني در شهر ميامي

استيوي"؟"

اوضاع روبراهه؟

ميدوني، با توجه به قضيه اعتصاب و برنامه امشب؟

خُب، بابا چي ميگه؟

.اون که ميگه آره

.پس هست ديگه

.پيشخدمت هستم

.سلام

.سلام

.امروز دماغت چاقه ها

،آره، خب .امشب بايد سرِ کار باشم

شبِ عيد؟

.سيناترا" طبقه پايين برنامه اجرا ميکنه"

يکي صاحبِ اين هتله .و اون يکي هم خدمتکاره

تو يه خدمتکاري .منم يه پادو اَم ديگه

...باباي تو - .واسه باباي تو کار ميکنه -

.بعدا ميبينمت

.امشب با هم بريم بيرون

قرار؟

مثه همون قرار عاشقانه هات يعني؟

.آره

.نه. نه

.نميدونم

.فقط باهام بيا

مگه چه مساله مهميه؟ ما با هم دوستيم ديگه، نه؟

.دوستها هم با هم ميرن خوشگذروني

درسته؟

.آره. حتما

.در هر صورت نميتونم بيام ...بهت گفتم که

اُه به "استيو" ميگم که .نوبتِ کاريت رو عوض کنه

چيه؟

.لباسِ مناسب ندارم بپوشم

.ساعت 8 ميبينمت

.تو بزرگترين هستي .اگه تو بري، بقيه هتلها هم ميرن

.و من خواهم رفت

...ما دو تا طوفانِ وحشتناک اين پاييز داشتيم

.که به قيمتِ عيدِ يهودي ها واسم تموم شد

.به لطفِ تو کريسمس رو هم از دست دادم

"حالا هم اگه نتونم برنامه سالِ نوي "فرانک ...رو درست اجرا کنم

.همه چي تمومه ديگه

"تو داري منو از پا در مياري "مايک بعدش چي؟

بعدش شايد نفرِ بعدي يه بابايي باشه که .يه کارخانه با کارگرهاي خارج از اتحاديه کارگري رو داره اداره ميکنه

افرادِ من راضي هستن، خيلي خب؟

من به اونا بهتر از هر هتلِ ديگه اي .تو ميامي حقوق ميدم

اونا اينو (پيوستن به اتحاديه کارگري) رو نميخوان .و منم اينو نميخوام

...من خودمو پاره کردم تا به اينجا برسم

و حالا بايد ...تو رو

اتحاديه رو شريکِ خودم بکنم؟

بزارم تو واسم تعيين تکليف کني که چطوري به ملت حقوق بدم؟

که چطوري هتلِ خودم رو اداره کنم؟

.تابستون حراج ميزارم هتل رو

خب تو مسابقه فوتبالِ آمريکايي شبِ سالِ نو کدوم تيم رو دست داري؟

."ما داريم درباره بقاي لعنتيِ خودم حرف ميزنيم "مايک

.هتلم. خونوادم

.هر کاري که لازمه بکنم تا نجات پيدا کنم رو انجام ميدم

شنيدي چي گفتم؟

يه چيزي رو ميدوني؟ .باشه بابا. باشه

...ميگم افرادم تا نيمه شب اونجا نباشن

.خيلي خب؟ بهت يه روز مهلت ميدم - باشه؟

.اين نهايتِ کاريِ که از دستم برمياد نيمه شب؟

."اين شبِ عيدِ نکبتيِ "مايک

.سيناترا" دومين اجراش رو نيمه شب شروع ميکنه"

من تو يه روز بايد چه غلطي بکنم آخه؟

.به اتحاديه بپيوندي

."اين ماجرا بيخ پيدا ميکنه "مايک

.ناخوشايند ميشه

.از طرفِ من "وِرا" رو بغل کن

."ويکتور"

ريکي" رو پيدا کن. اون يه کاري" ...با پادوها بکنه

.يه شويِ لباسي، رقابتِ لباس شنايي

شامپاين هاي لعنتي و دَر وا کُن ها رو .کنار هم بزاره

محضِ اطمينان واسه وقتيکه دوستامون برگردن .سالنِ هتل رو خلوت نگه داره

...يه دقيقه صبر کن. اون معترضها دوباره دارن برميگردن؟

.نه. نميدونم

استيوي" کجاست؟"

.قيافه ات داغون بنظر مياد

...خب همونطور که بابابزرگ هميشه ميگه

...فقط يکبار تو زندگي ارضا ميشي"

".و بعضي وقتا همون يه بارم نميشي

ميدوني که پدربزرگت ديوانه است ديگه؟

سالِ جديد رو يه ذره زودتر شروع کردي؟

.هميشه از سالِ جديد بدم ميومد

.حتي وقتيکه بچه بودم

بنظر ميومد تنها افرادي که ...اوقاتِ خوشي دارند

More Farsi Persian subtitles for Magic City

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left