ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.این...موانع سازندگیه
مایکل" داشت خواهرشو برای شهادت دادن"
.تو دادگاه علیه پدرشون آماده میکرد
اگه گفتن که "آیا شما از سواستفاده های ...مالی خبر دارین؟"،تو
یه کم دکمه های لباسمو باز میکنم و .اینجوری بهش نیگاه میکنم
.واقعا نمیدونم اونجا میخوای به چی برسی
.آره،شرمنده،دیشب زیادی مشروب خوردم
آره،ولی برای چی؟
اگه من شبیه مردیم که دیشب با زنش ...عشقبازی کرده
.به خاطر اینه که اینکارو کردم
.به این دلیل
.ولی "توبایاس" خیلی تحمل الکلو نداره
...خیلی
و تو هم بطریو تموم کردی؟
.خب،مجبور بودم .ودکا"ـه دیگه"
.وقتی باز بشه،خرابکاری مشیه
.فکر کنم این یکی دیگه از دروغای کوچیک مامانه
".میدونی،مثل،"من همه چیزو به خاطر بچه ها فدا میکنم
...حرف مامان شد
.خیلی دوست نداره که من شهادت بدم
."خب،مجبوری،"لیندزی .شرمنده،ولی تو احضار شدی
.متاسفم،ولی منم شاید نتونم شهادت بدم
یه تماس غیرمنتظره برای ایفای یه نقش مهم ..."تو برنامه ی "دادستانی
.دریافت کردم
از طرف دادستانی به تو زنگ زدن؟
.اینطوریه "CBS" به نظرم شیوه ی کار
،اگرچه هنوز برام متن نفرستادن "برای همینم میخوام خودمو با "تک گوییهای واژن
.یا یه چیز دیگه که میدونم به رخشون بکشم
و همینطور اونا مدارک و عکسهای قدیمی ...رو خواستن
.برای همینم رفتم و اینا رو از اتاق اسرار آوردم
.پیگیری" یه برنامه ی تلوزیونی نیست"
شاید یکی تو دفتر بازپرس بخش .داره دستت میندازه
این آدما قانونو یه جوری به نفع خودشون تغییر میدن .تا تحمیلش کنن
.ـه"CBS" نگو که این امتیاز
."جدی میگم،"توبیاس چه دلیل دیگه ای داره که این مدارکو بخوان؟
!برای طراحی صحنه،احمق
برنامه های هالیوودی به طرز .غیرقابل باوری پرجزییاتن
.تو بهشون زنگ میزنی و میگی که علاقه ای نداری
باید هممون مراقب باشیم،باشه؟
.دادستانی میخواد بیفته دنبال همه ی ما
منم شاملش میشم؟
.نه.تو هیچ رازی نداری
...آره،نه،من
...هی،صحبت این شد
،تولدش نزدیکه .فکر میکنم باید هممون یه کاری براش بکنیم
تولد کی؟
."میبی"
،داشتم بحثو عوض میکردم.نه .آره،راجع به "میبی" حرف نمیزدیم
ولی حس میکنه که جدیدا ...تو خانواده نادیده گرفته میشه
و منم فکر کردم که شاید بتونیم براش .یه جشن غافلگیرکننده بگیریم
.راستش،اون راجع به این موضوع بهش گفته
.همین الآن مامانو رو تخت گذاشتم
میمیره اگه بذاره یه کم "ودکا" هدر بره؟
..."نه،"ودکا
میدونی،یه هفته دیگه تولدمه .و شرط میبندم که اونا حتی نمیدونن
.هر سال یادشون میره
.شاید بهتره برم یه جا دیگه زندگی کنم
.ولی میخوان برات یه مهمونی بگیرن
.اونا تولد 16 سالگیت رو فراموش نمیکنن
.خدای من.دختر کوچولومون 14 سالش شد
.راستش،16 سالش
.من برای خریدن یه کادوی عالی بیکارم
.شاید یه کُت مثل اینو دوست داشته باشه
.این کت خودشه
.احتمالا مدل زنونشو نمیزنن
.فقط مدل زنونشو میزنن
.خب،من رفتم عشق من
.میبینی،بعضی وقتها شرمندگی میتونه باحال باشه
شرمندگی؟
.رازها
."تو گفتی "شرمندگی
."گفت "شرمندگی
از کجا راجع به اون میدونه؟
مگه نگفت که "جوب" باید از خودش شرمنده باشه؟
.نه،یه کم فرصت بده،یکی بالاخره میگه
اینا برای چیه؟
.این برای اجرای خارج از شهرمه
خارج از شهر؟
.جوب"،دادستانی مراقب هر حرکتی که میکنیم،هست"
."مایکل"،من فقط دارم میرم "عراق"
.نه،تو نمیری
.چرا میرم
نه،نمیری.بابا به خاطر خونه ساختن تو عراق به .خیانت متهم شده
.ـهUSO فقط یه تور
.تو نمیری- .چرا،میرم-
...و منم تمام شعبده بازیهای مسیحی رو که
دوست دختر مذهبیم تو انجام دادنش .کمکم کرده رو،اجرا میکنم
مثل مسیح لباس میپوشم و روی آب راه میرم .که خودتون دیدید
.و بعد شرابو به آب تبدیل میکنم
منظورت "آب به شراب"ـه؟
تمام بطریهای مشروبتونو خالی کردم و .مجانی با چیزای تقلبی پرشون کردم
عالی شد،حالا من چطوری با شوهرم سکس داشته باشم؟
جوب"،ما باید شهادت بدیم،باشه؟"
.تو عراق نمیری
تو حسودیت میشه که من اون پسریم که ...بابا ازش خواسته
.تا کارشو تو سرزمین مقدس انجام بده
.پس بابا پشت همه ی ایناست
.و منو تو قسمت درجه دو هواپیما نمیذاره
"بعدا تو همون روز،"توبایاس .دادستان "وین جارویس" رو ملاقات کرد
...یک گل در باغچه ام"
".و رازی در شورتم
بازم میگم،این تست اجرا برای .نیست "CBS" یه برنامه ی شبکه ی
.فقط میخوام بازخوردتونو بدونم
.یه کم مصنوعی بود
الآن،ما فکر میکنیم میتونیم بهتون یه ...معامله ی خوب پیشنهاد بدیم
"اگه مدرکی رو کنید تا بتونه "جورج بلاث .رو پشت میله های زندان نگه داره
،خب،بهتون میگم دیگه چی مصنوعیه ...اینکه احتمالش زیاده که
،من خانواده مو برای کسی تحریک کنم که نه تنها میخواد بهشون آسیب بزنه
بلکه بازی خوبو هم نمیشناسه حتی اگه از در داخل بیاد
.و بهشون عکسش و صابون دکوری بده
،در حالی که "توبایاس" منتظر آسانسور بود ...متوجه یه آگهی جالب شد
که قول یک هدیه ی عالی برای دختری که .حس میکرد عضوی از خانواده نیست رو،میداد
.طعمه رو گرفت
.یه حقهی کلاسیک
.تا دسته رفت تو کت و شلوار زنونهش
و "مایکل" هم رفت تا با پدرش راجع به سفر .جوب" به عراق رو به رو بشه"
"همه میدونن که تو برای "صدام حسین .خونه ساختی
.خواهش میکنم بهم بگو چه خبره
.برای بار هزارم،من یه طعمه بودم
...من باید یه راه فرار از این مخمصه پیدا میکردم
ولی "باستر" کما رو انتخاب کرد .و مادرتم مرکز ترک اعتیاد
دوباره میخوای مرکز ترک اعتیاد بری؟
.میخوام "لیندزی" رو ببرم
.نگرانشم
بطری باز کن پیش توئه؟
پس قراره مشروب تو ترک اعتیاد باشه،آره؟
خب،مشروب فقط موقعی به الکل تبدیل میشه .که توی یه چی بریزیش
چطور به این نتیجه رسیدین؟
پس به نظرم باید دادستانو ببینم ...و ازش بخوام به تعویق بندازه
ولی این یعنی که باید علنی بگم که چرا شما .دو تا اونجا نیستید
،و اگه کاری کنین که من دروغگو جلوه کنم .تو دردسر میفتیم
.این جر وبحثهای مداوم آخر منو به کما میبره
.خوب بود،بابا
.ولی برای "باستر" موندن توی کمای ساختگی سخت بود
خیلی جرات میخواد که این شرایطی رو .توش قرار دادنت رو تحمل کنی
.مخصوصا از وقتی که مادرت اون وبسایتو دیده
باستر" نه تنها برای آموزش دانشجوهای پزشکی" ...یه جنازه ی زنده بود
...خوبه،دوباره تلاش کن
.نه،اون تاندونشه .الآن باید جیغ میکشید
.اشکالی نداره.دوباره امتحان کن
هم چنین یه بوم نقاشی انسانی ...برای متخصصان زیبایی مشتاق بود
.اشکالی نداره.اونجا خیلی کلاژن تزریق کردی
.نه،نه،دوباره امتحان کن
و یک مجموعه ی دندان مورد نیاز برای برنامه ی دندانپزشکی
.که برای تشویق جوانان در معرض خطر طراحی شده بود
."خوبه،"ترف
.نه،دوباره تلاش کن
."اوه،ساعدتو درست روی خرخره ش گذاشتی،"داگبون
،برای رسیدن به خودباوری در اونها .خیلی عالی بود
.من تونستم
.حتی "باستر" هم تحت تاثیر قرار گرفته بود
.ولی همشو به خاطر "ادلاید" تحمل میکرد
."دوستِت دارم،"باستر
.همه چیزمو میدم،تا بشنوم که تو هم منو دوست داری
.حتی اگه تمام این مدت داشتی دروغ میگفتی
.با من حرف بزن
.یه چیزی بگو،عشق من
هر چیزی؟
!متقلب
.نه،عشق من به تو ساختگی نبود
.من فقط نمیخواستم تو دادگاه پدرم شهادت بدم
.تو یه بزدلی
.نه
ادلاید"،چطور گذاشتی دوباره این اتفاق بیافته؟"
.کاش تو هم میومدی به من اهمیت میدی؟
.البته که اهمیت میدم
!متقلب
چطور گذاشتم دوباره اتفاق بیافته؟
."یه قدم برای نشون دادن عشقت به من بردار،"گری
!متقلب
.ولی راجع به اون یکی اشتباه میکرد
.عشق بود که باعث شد گری اون قدم رو برداره
.کی گفت که سبزیجات برای قلب خوبه
.نه،نه،نه،خواهش میکنم
خب،اون سه هفته بود .که از پاهاش استفاده نکرده بود
.و "مایکل" با "وین جرویس" ملاقات کرد
من از طرف بقیه خانواده ام برای .عدم حضورشون در اینجا عذرخواهی میکنم
میخواستن که شهادت بدن،ولی .همشون دلایل قانونی خوبی داشتن
.و میتونم بهتون اطمینان بدم که هیچ کس پنهان نشده
.مایکل"،مادرت و خواهرت تو مرکز ترک اعتیاد نیستن"
پس کجا هستن؟
.نمیدونیم
ولی میدونیم که اون دو نفری که ..."امروز به اسمهای "لوسیل بلاث
"و "لیندزی فونکه" به "شیدی پاینز .رفتن،از اقوام تو نبودن
،و همچنین به عنوان کسی که تو کما هست
برادرت "باستر" به طور شگفت انگیزی 15 تماس
به صورت متناوب با ایستگاه های رادیویی گرفته ... و درخواست آهنگ "من نجات پیدا کردم" و
اون یکی چی بود؟
"اون دیگه تو زندگی من نیست" .رو کرده
"اون دیگه تو زندگی من نیست"
...USO و همینطور که برادرت "جوب" تو
.نگو که اونم تو عراق نیست
.چرا،اونجائه
.راستش،اون الآن اسمش تو اخباره
آیا زنبورها در پیدا کردن مواد مخدر از سگها بهترند؟
.مطمئنم که بعد از اینه
.کل روز داشتن پخشش میکردن
.و انسولین تا دم در خونه آوردن...
.مطمئنم بعد از این سری تبلیغاته
.مثل هر دفعه س که تلوزیونو روشن میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.