Warrior King

Warrior King (雪域少年)

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Warrior King 2023 720p BluRay Filamingo Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 4
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏روزی روزگاری،

‏نیاکان تبتی‌ها در پادشاهی ‏باشکوهی زندگی می‌کردند.

‏سرزمینی میان کوه‌های ‏برف‌پوش، با دشت‌های سرسبز

‏و گله‌های بزرگ گاو و گوسفند.

‏تا اینکه روزی، هیولاهای ‏درنده از هر سو سرازیر شدند.

‏یک‌شبه جنگ و آشوب همه‌جا را فرا گرفت.

‏این سرزمین آرام به اشغال ‏چهار نیروی اهریمنی درآمد.

‏در غرب، لوتسنِ ارباب تاریکی بود،

‏فرمانروای قلمرو شیاطین.

‏در شرق، سادانِ قدرتمند، پادشاه شیونگ.

‏در جنوب، سینگ‌کیِر، ‏پادشاه جادوگرِ آتشِ همونگ،

‏فرمان می‌راند.

‏و در شمال، سه ارباب هولناک،

‏اربابان سیاه، زرد و سفید، حکم می‌راندند.

‏- لینگ...

‏نابود شده!

‏- این هیولاهای بی‌رحم!

‏- چرا به‌جای جنگیدن قایم شدیم؟

‏- راست می‌گه. به‌جای ‏اینکه زیر زمین پنهان بشیم،

‏باید تا پای مرگ باهاشون بجنگیم.

‏- هان؟ تا پای مرگ؟

‏تو؟

‏یا تو؟

‏ها!

‏اگه فکر ساختن این پناهگاه به سر من نزده بود،

‏الان اصلاً کسی زنده نبود که بخواد بجنگه.

‏- از کی ساختن پناهگاه فکر تو بوده؟

‏- آره. رئیس سِنگ‌لونگ ‏بود که پیشنهادش رو داد.

‏- رئیس سِنگ‌لونگ؟ رئیس سِنگ‌لونگ؟ هه!

‏همیشه این سِنگ‌لونگِ بزرگه ‏که همه افتخارها نصیبش می‌شه.

‏- شش قبیلهٔ لینگ یک خانواده‌ان.

‏الان مهم‌تر از هر چیز اینه ‏که مردم‌مون زنده موندن.

‏درسته؟

‏تروتونگ؟

‏رئیس سِنگ‌لونگ صدامون می‌کنه. بریم.

‏- بریم.

‏- خیلی خب، راه بیفتید.

‏- بجنبید.

‏- برادران من در لینگ.

‏جنگ فعلاً متوقف شده، اما ‏خطر هنوز بالای سرمونه.

‏برای حفظ جان همه،

‏باید کنار هم بمونیم و ‏قانون‌هامون رو رعایت کنیم.

‏- بجنبید! - هیچ‌کس حق نداره

‏بدون اجازه از اینجا خارج بشه.

‏رئیس درست می‌گه. باید قانون رو رعایت کنیم.

‏- بابا. بابا!

‏- چی شده پسرم؟

‏- مامان دید گوگزا لامو از روستا رفت بیرون.

‏- چی؟ چرا کسی جلوش رو نگرفت؟

‏سه گوهر مقدس.

‏رحمت، نیک‌خواهی، رستگاری؛ سه گوهر.

‏مرا تا ابد در پناه خود نگه دارید؛ آمده‌ام

‏از خدایان بخواهم زایمانم ‏را آسان و بی‌خطر کنند.

‏تکان خورد.

‏بچه‌م دیگه در امانه.

‏سپاسگزارم، مقدسان، برای برکت‌تون!

‏ممنونم.

‏چه مادر شجاعی هستی!

‏مادری که هرگز زایمان نخواهد کرد.

‏- اون چیه؟ نگاه کن!

‏- هان؟

‏- سِنگ‌لونگ.

‏- حالا دیگه من اینجام.

‏اون شکار مال منه.

‏- نه، مال منه.

‏- مال من! - مال من!

‏- سِنگ‌لونگ!

‏خیلی متأسفم. همه‌ش تقصیر منه!

‏- سِنگ‌لونگ!

‏سِنگ‌لونگ!

‏سِنگ‌لونگ!

‏سِنگ‌لونگ! سِنگ‌لونگ!

‏سِنگ‌لونگ!

‏- حالا رئیس عزیزمون رو از دست دادیم.

‏همه‌ش هم چون تو احمقانه قانون رو شکستی.

‏تو مقصری!

‏- درست نیست. اون دو غول بابا رو کشتن.

‏- هه. شانس آوردیم فقط دو تا بودن.

‏اگه بیشتر بودن، همه‌تون کشته شده بودید.

‏این زن توی شکمش نحسی حمل می‌کنه.

‏باید تبعید بشه.

‏- تروتونگ درست می‌گه.

‏عضو قبیلهٔ اژدها بودن

‏و یکی از سه همسر رئیس سِنگ‌لونگ بودن

‏باعث نمی‌شه بالاتر از قانون باشه.

‏باید طبق قانون مجازات بشه.

‏- اگه تبعیدش کنیم، فداکاری ‏رئیس رو بی‌حرمت می‌کنیم.

‏- کاهن بزرگ، حالا شما رهبر ‏مایید. شما تصمیم بگیرید.

‏- کاهن بزرگ، اون قانون رو زیر پا گذاشته.

‏اگه این‌قدر راحت از مجازاتش بگذریم،

‏پس اصلاً قانون به چه درد می‌خوره؟

‏- هوم.

‏- کاهن بزرگ، خودتون رو به زحمت نندازید.

‏سِنگ‌لونگ عشق من بود و من ‏هرگز بچه‌م رو رها نمی‌کنم.

‏امروز از اینجا می‌رم.

‏- عزیزم، ما زنده می‌مونیم.

‏هرقدر هم عمیق باشه.

‏عزیزم، چیزی نیست.

‏مامان هر اتفاقی بیفته ازت محافظت می‌کنه.

‏می‌کنم. حتماً می‌کنم!

‏- این کولاک، پلیدیِ روی زمین

‏و پلیدیِ دل من رو با خودش شست.

‏- تو همچین هوایی، گوگزا لامو...؟

‏- وقتی دعا می‌کردم، خدای مقدس بهم گفت

‏که گوگزا لامو بخشیده خواهد شد.

‏و منجی لینگ، همون‌طور که پیشگویی شده و

‏نسل‌به‌نسل از غیب‌گوها نقل ‏شده، به اون ارتباط داره.

‏- پس چرا همین الان برش نمی‌گردونیم؟

‏- سریع‌ترین اسب‌ها رو بردارید، بهترین غذاها

‏و گرم‌ترین لباس‌ها رو هم همراه ببرید.

‏- هوم. مامان، بریم.

‏- باشه.

‏- ای خدای مقدس.

‏خطای من رو ببخش و مجازات

‏همه‌چیز رو به گردن من بنداز.

‏و کمک کن پیداش کنن و سالم به خونه برگردوننش.

‏- ای خدای مقدسِ بلندمرتبه، خواهش می‌کنم

‏بذار این فرزند مبارک سالم به دنیا بیاد.

‏- اینجا خونه‌تونه؟ من دیگه می‌رم.

‏ببخشید، ولی بچه‌م داره به دنیا میاد.

‏- ممنون، دوستای کوچولوی من.

‏- برو. برو!

‏- ها!

‏- نگاه کن! اون نور طلایی!

‏- حتماً خودشونن. بریم!

‏- هی‌یاه!

‏- هی‌یاه!

‏- به سلامتی! بیاید.

‏- بذار من بغلش کنم. این بچه الهیه.

‏با نور طلاییِ آسمان به دنیا اومده!

‏- چه بامزه‌ست! - بچهٔ الهی.

‏- پس این همون بچهٔ الهیه! سلام کوچولو!

‏برو کنار.

‏- صبر کن، عمو.

‏- بچهٔ الهی؟ هوم.

‏خیلی هم الهی به نظر نمیاد.

‏- اوف!

‏- وای نه.

‏چه موجود وول‌خور عجیبیه. نه!

‏- آخ، این یه هدیهٔ الهی از طرف آسمونه!

‏ستایش بر خدای مقدس!

‏- با این همه نشونهٔ ‏شگفت‌انگیز، اسمش رو چی بذاریم؟

‏- چوری. چوری!

‏- بیرون نیا.

‏- چو... - هیس.

‏تا کی باید منتظر بمونیم؟

‏- ساکت باش. هیولا رو می‌ترسونی.

‏- یه کم می‌ترسم.

‏- دام‌هامون دارن یکی‌یکی خورده می‌شن.

‏حتماً کار همین هیولاست.

‏بکشیمش، قهرمان می‌شیم.

‏- هنوزم می‌ترسم.

‏- قهرمان که نمی‌ترسه. تازه،

‏تو که طعمه نیستی.

‏- نورسانگ؟ نورسانگ!

‏- نگاه کن، بروگموئه!

‏- خوشگله.

‏- خیلی خوشگله!

‏- یه روز باهاش ازدواج می‌کنم.

‏- اوف. چه جای کثیفی!

‏- قایم شید!

‏- چرا منو زدی؟

‏- هیس. ساکت باش.

‏- خودت رو نشون بده.

‏- هوآ!

‏- چوری! می‌دونم زیر اون نقاب خودتی.

‏چشم‌های تیزی داری، بروگمو.

‏- رو اعصابی. چطور جرئت ‏کردی نورسانگ رو بدزدی!

‏هی! همون‌جا وایسا!

‏نورسانگ! نورسانگ!

‏قهرمان‌های لینگ، از این طرف! حمله!

‏- بیا منو بگیر!

‏من دیگه قهرمان شدم!

‏- واو! بد نبود.

‏خیلی بهتر از چیزی هستی که فکر می‌کردم!

‏- بیا منو بگیر!

‏واو!

‏- هی‌یاه!

‏چوری!

‏چوری، عالی بود! دمت گرم!

‏- من دیگه قهرمان شدم!

‏- آره، شدی!

‏- واو! قهرمان بزرگ. خوبی؟

‏چوری!

‏- چوری. چوری!

‏- هیولای آب! هیولای آب!

‏- بیدار شو! بیدار شو!

‏- خوبی.

‏- مامان، هیولا رو کشتم.

‏من قهرمانم.

‏- ولی نزدیک بود خودت کشته بشی.

‏- مامان.

‏من هیولای آب رو کشتم و

‏از قبیله محافظت کردم. بهم افتخار نمی‌کنی؟

‏- تو پسر سِنگ‌لونگی.

‏پس قهرمان بودن تو خونته.

‏من بهتر از هر کسی این رو می‌دونم.

‏ولی فعلاً می‌خوام سالم بزرگ بشی.

‏- ولی من مثل بابا قهرمانم. دستم هم سالمه.

Warrior King subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left