ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خيلي خب بچه ها ليوانا بالا
به سلامتي کل تيم مانکي فيست
.گودي، مات، به جمعمون خوش اومدين
،يک ماه عالي داشتيم ...مشترياي جديدي داشتيم
.و من و کوين ميخواستيم ازتون تشکر کنيم
.گوش کنين گوش کنين - .مانکي فيست -
وايسين وايسين
...ميدونين، سه ماه قبل
...وقتي که ايده اصلي اين شغـ
...اوه پسر، بفرما باز شروع شد
...آره، اين سخنراني قبل نوشيدنه، خب؟
.باشه - ...ميدونين -
...وقتي ايده اسم مانکي فيست
...اومد به ذهنم
فکرشو نميکردم معنيش مثل چيزي .که امروز ميبينم باشه
...خيلي شبيه يه مشت
...که 5 تا انگشت تو هم جمع ميشن و
...ميخوام که الآن اونارو دور اين ميز ببينم
.و اينکه چند نفر الآن نشستن
!وو
.درسته؟ همينه
.پنج تامون، پنج انگشت يک مشت
اين واسه اينه که يه تيميم، خيلي خب؟
...يعني معلومه که من شصت اين مشتم
چون من اونيم که همه رو دور هم نگه داشته، خب؟
!آره، و البته چون تو هم کوتاه تريني هم چاق ترين
!بيخيال
.خيلي خب
بقيه ـش، خيلي خب؟ - .باشه باشه -
،ببينين، ما همه با هم يه هدف داريم ...و اون اينه که
بهترين شرکنت امنيتي منطقه ...ماساپيوکا رو داشته باشيم
...بيشتر مثل مشت يه ميمون
.کوچيکيم، اما قوي ايم
...و چيزي که ما - .غذا رسيد -
.خيلي خب، آه... ما کوچيکيم
.يالا مانکيز. شماها عالي اين .بريم غذا بخوريم
...راستش، اگه ميخواين کمک کنين
چند تا قابلمه بزرگ و يه کيک .تو ماشينه
.باشه - .رفتم براش -
.ممنون بچه ها، ممنون
آه، من ميخوام براي شبکه هاي اجتماعي .فيلم بگيرم
.اما ما که تو شبکه هاي اجتماعي نيستيم
.هنوز نيستيم
!اوه - !اوه -
...اوه! تقريباً فراموش کرده بودم
.غذاي معروف پنيري خودم
،خيلي پنير آفريقايي ايه .تو ايتاليايي امتحان کن
.داغونه
.نخير نيس - .چرا هس -
.خيلي خب، بفرما
!ووه !اين چيزه داغه
!آقاي گيبل اگه داغه اين دستگيره
.نه نه نه .دستگيره لازم ندارم
.از سر راهم برو کتار بچه - .باشه -
.خيلي خب
.اوه، بايد دستگيره ها رو ميگرفتم
!از دستم داره در ميره
!اوف
.ميرم کهنه بيارم - .باشه -
.اوه، مواظب باش روتگر
!اوه آره؛ بگين سيب
!روتگر؟! خوبي؟ - .آره، خوبم -
.بيا پاشو رفيق
هي، چي شده؟ حالت خوبه؟
.چيزي نيس - .نه، همش تقصير منه -
.اوه، چيزي نيس - خوبي؟ -
،ميدوين چيه چيل .يه لطفي کن
.بيا ببريمش دکتر تا چکش کنه
.اوه، لازم نيس .فقط گردنم در رفته
،با اين وجود .بياين ببريمش
.ميخوام که دکتر چکش کنه - .باشه -
.تو دوست خوبي هستي گيبل - .آره، خيلي خب رفيق -
.اين همش تقصير منه
.مرد
داشتي فکر ميکردي که نون ـه رو بزني تو اينا، نه؟
...نه اصلاً. من فقط
!بزن ديگه
هي، حالش چطوره؟
.جاييش نشکسته
.ميدونستم .اين آدم از سنگ ساخته شده
.بشه MRI دکتر گفت فردا بايد بره
.اما با همه ايناحالش خوبه
...خب، خوشحالم که حالش خوبه
.چون ميتونست يه شکايت درست درمون کنه
نه، روتگر جزيي از .خانواده مانکي فيست ـه
...خب، قانوناً
اون يه کارمنده که تو محل کار ...آسيب ديده
.و شمام کاملاً در قبالش مسئولين
.اون هيچوقت ازمون شکايت نميکنه
.تازه، بيمه هم داريم
...آم
نه نه، بيمه داريم ديگه؟
،آم، خيلي خب ...تو شلوغ پلوغي اساس کشي
...و شروع کار
.نه نه نه نه نه
...تو اين هير و وير
.شايد يادم رفته باشه که بيمه مسئوليت رو بگيرم
...کاغذ بازياشو شروع کردم
بعدم قرار گذاشتن با کارلوس از ...استيت فارم پيش اومد
...بعدش بهم زديم، بعد باز اوضاع قاراش ميش شد
...و به برگشتن بهم فکر کرديم
،لعنت اصن، من بيمه نداريم ديگه .ازم شکايت کن
خيلي خب، من فقط يه دانشجوي ...ترم دو حقوقم
.هنوز وکيل نشدم
.آره، اما مسائل حقوقيو که ميدوني
...خيلي خب، مالک قبلي 10 سال فرصت داشته که
...ازتون بخواد فنس رو جا به جا کنيد
...پس، از لحاظ حقوقي، طبق قانون تصرف بلامانع
.ملک مال شماس
!اوه - !جون؟ -
...خيلي خب، بازم ميگم که من هنوز وکيل نيستم
...اما طبق قانون ايالت نيويورک
.اون تکه زمين 6 اينچي الآن مال شماس
.کندرا، عاشقتم .واقعاً روزمو ساختي
.ممنون بابت توصيه ت
اوه! ديدي؟
.الآن 20 دلار برامون گذاشت
.آره، مجبور نبود اينکارو کنه
خب، تو الآن از اينکه بخواد بره پيش يه وکيل ...واقعي و خرج زيادي بذاره رو دستش
.نجاتش دادي
.ببخشيد
...ميدوني، انگار زير يه درخت پول از خواب پاشي
.و يکي کنارت 20 دلار بذاره
داري راجع به چي حرف ميزني؟
ميدوني چقد از مردم دنبال مشاوره هاي .ارزون حقوقي هستن؟ ده ها نفر
.خب، اينجا رستورانه .نه دفتر حقوقي
...يه بار راجع به يه نفر يه مقاله خوندم
...که تو يه هات داگ فروشي تو کاليفورنيا
.مشاوره هاي حقوقي ارزون ميداد
.کلي صف کشيده بودن براش
!کلي صف کشيدن
.سلام
.سلام، من به شرکت بيمه زنگ زدم
.ما تحت پوششيم
.عاليه
.از الآن
خيلي خب، پس اگه امروز کسي بيفته تو پنير داغ .مشکلي نداريم
،خيلي خب، اينو بهت اجازه ميدم بگي .حقمه
.من فقط راجع به کل اين قضيه شکايت نگرانم
.اون ازمون شکايت نميکنه، مطمئن باش
من ميشناسمش، باشه؟
واقعا؟ باشه، چقد ميشناسيش؟
.خيلي خوب، خيلي خوب ميشناسمش
اون همسايمه، خيلي خب؟
.اون... آلمانيه
.خيلي چيزا، خيلي چيزا
.آره - آره؟ -
فاميلش چيه؟
ميدوني، نميخوام تو مسائل شخصيش دخالتي کنم، خب؟
.باور کن، هيچ اتفاقي نميفته
.مشکلي برامون پيش نمياد
...تا چند دقيقه ديگه از اون در با
يه جعبه دونات مثل يه اسب سالم مياد داخل؛ خب؟
.سلام سلام - ايناهاش، خوب؟ -
چي گفتم، ها؟
...سلام، دا
.داشتم MRI ببخشيد دير کردم، صبح
.خوب نيستم
.دونات آوردم
.نصف نيمه حق با من بود ديگه
اون داره... چيکار ميکنه؟
.واسه فيسبوکش عکس ميگيره
فيسبوک؟
.اين دقيقاً همونجاييه که افتاد
.داره از صحنه جرم سند جمع ميکنه
.نه بابا
.يه لحظه وايسا
.داره از قابلمه عکس ميگيره
بنظرت براي شکايت يا همچين چيزيه؟
...نه نه، فقط داره از قابلمه عکس ميگيره
.چون يکي مثل همين ميخواد
.معلومه که براي شکايته
روتگر؟ عزيزم؟
چرا داري از قابلمه عکس ميگيري؟
به چيزي شک داري؟
،گفتم که، براي فيسبوکه .شبکه هاي اجتماعي
کي عکس قابلمه ميذاره تو فيسبوکش؟
.راستش، من يه بار اينکارو کردم .غذا درست کرده بودم
...تازه 100 تا لايک هم خورد. منظورم اينه که
يکيشون گفت ازش متنفره، اما فقط .يه حسود چشم سفيد بود
.منم بلاکش کردم - ...خيلي خب، راجع به اينا کافيه -
...هي، اگه طرف بيفته دنبالمون
...فقط يه مسئله کاريه يا
روي شخصيتم تاثير ميذاره؟
.ميتونه دنبال زار و زندگيت بره
...اگه جات بودم قايقمو همين الآن ميبردم
.تو آبهاي بين المللي
.خيلي خب، باشه
اين چطوره؟
...ما فقط... بهش ميگيم
...قراره که ازش مصاحبه کارمندي بگيريم
.و مياريمش اينجا و باهاش حرف ميزنيم
.آره، فکر خوبيه - خيلي خب؟ -
.آره. خوبه، باشه
آه، روتگر؟ - .روتگر؟ -
روتگر، آه، ميشه لطفاً چند لحظه ببينيمت؟
.خيلي سخته - .آره -
.آرررره ... باشه
.اول، ميخواستيم از زحماتت تو اينجا تشکر کنيم
.بله، خيلي ممنونيم
No comments yet. Be the first to leave one.