In Treatment

In Treatment

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

In Treatment-S02E23-Oliver Week Five
കമന്ററി എഴുതിയത് Mahyaa7
Mahyaa:.:wWw.IMDb-Dl.CoM

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2013-11-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 41
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 180 വരികൾ.

...بعد از کُلی وقت طاقباز خوابوندمش

...روی یه میز تو کتابخونه‌ی دانشکده‌ی حقوق

...وحشت کردم، چون ...خُب، میدونین

...چون میترسی که - .آهان، آره -

.به خدا قسم، با خودم طی کردم که نیام اصلاً

...خب، بالاخره لباسِ زیرش رو درآوردم

...و لختِ مادرزاد اونجا روی سری مجلات

.حقوقی نشسته بود

...و یهو فهمیدم که

.قرار نیست اتفاقی بیفته

...نتونستی - .درسته، بله -

...سمتم برگشت و گفت

.اشکالی نداره، "ایلای"، میدونی" ".یه وقتایی برای هرکسی پیش میاد

...و این درکِ مزخرفش

.جداً اعصابم رو بهم ریخت

.و بعد شروع کرد به گفتن این چیزای جفنگ

مثلاً چی؟

..."خیلی ناراحت نشو، "ایلای"

".مردونه نیست"

اصلاً یعنی چی؟ مردونه" دیگه چه کوفتیه؟"

میشه لطفاً یه لحظه بحث رو قطع کنیم؟

.شرمنده

.اشکال نداره

.یه ساعت و نیم زودتر اومدی

.میتونم منتظر بمونم

همه‌چی رو به راهه؟

نباید الان مدرسه باشی؟

.زود تعطیل شدیم

خودت تنها اینجا اومدی؟

پدر و مادرت کجان؟

.از مدرسه فرار کردم

.دیگه نمیتونم به مدرسه برگردم

باشه، میدونی چیه؟ ...میتونی اینجا بمونی

.ولی باید به پدرت زنگ بزنم

.باشه

ترجـــــمه و تنظیــــم محیـــــــــا

از دستم عصبانی هستی؟ - .نه، به هیچ وجه -

.ولی نگرانتم

نمیخوای بهم بگی که چرا از مدرسه فرار کردی؟

.روز بدی بود

چه اتفاقی افتاد؟

نمیشه فقط اینجا بشینم؟ - ...خُب، با خودم فکر کردم -

،خیلی زود اینجا اومدی .باید یه چیزی باشه که میخوای راجع بهش صحبت کنی

بهت گفتم، مامانم هنوز که هنوزه مسافرته .و پدرم سرِکاره

...ولی تو کلید آپارتمان جفتشون رو داری

.ولی اومدی اینجا

بازم همبرگر داری؟

میخوای واست یه ساندویچ دیگه درست کنم؟

اشکالی نداره؟

.حتماً. این یه کار ازم برمیاد

...ولی امیدوارم بفهمی که اگه چیزی هست که اذیتت میکنه

.میتونی راجع بهش باهام صحبت کنی

.یه نفر کثافتِ سگ تو کمدم گذاشت

.افتضاحه

کِی؟

...سرِ زنگ تفریح اومدم سراغ کمدم

.تا دستکش‌هامو از تو کمدم بردارم

...وقتی درش رو باز کردم

،همه‌جا پُر از کثافتِ سگ بود .روی تمام وسایلم و کوله‌پُشتیم

.رفتم طبقه بالا تا به معلمم بگم

اون چی گفت؟ - .سرایدار رو خبر کرد تا تمیزش کنه -

،ولی زنگ تفریح تموم شده بود .بنابراین همه فهمیدن که چه خبر شده

میدونی ممکنه کارِ کی بوده باشه؟

."اریک"

...ولی کسی اونو ندیده

.بنابراین قسر در رفته

.آره

...یادمه که چه بلایی سرِ کفشت آورد

.پس گمونم اقدام منطقیِ بعدیش همین باشه

.کُلِ زنگ ریاضی همه این قضیه رو دست گرفته بودن

.معلم ناراحت شد چون کسی حواسش به درس نبود

.تقصیر منم بود

.گوش کن .یکی یه کارِ بد در حقت کرده

اصلاً تقصیر تو نیست، باشه؟

.از معلم اجازه گرفتم که میشه دستشویی برم یا نه

.ولی عوضش رفتم تو لابی

.و وقتی نگهبان داشت با یکی دیگه حرف میزد، جیم شدم

.جدی میگفتی

.روز مزخرفی داشتی

ولی خوشحالم که اینجا اومدی .تا بتونیم راجع بهش حرف بزنیم

.بابام اساسی عصبانی میشه

.البته الانشم حسابی عصبیه

از چی عصبانیه؟ - .همه‌چیز -

...از وقتی مامانم رفته، دو هفته‌س که پیشش موندم

،و تمام‌‌وقت سرم داد میزنه .صرف نظر از اینکه چه کاری انجام دادم

وقتی سرت داد میزنه، چیکار میکنی؟ - .میذارم خودش رو خالی کنه -

،تا حالا راجع به چیزایی که سرش دعوا دارین با هم حرف زدین؟

.اصلاً باهام حرف نمیزنه، مگه اینکه بخواد عربده بکشه

.به نظر با "نینا" به هم زده

خودش بهت گفت؟

.نه، ولی دیگه خونه‌مون نمیاد

.اینم تقصیر منه

.این دیگه نمیتونه تقصیر تو باشه

نینا" به پدرم گفت که" .یه سری مقررات بهتر برام درنظر بگیره

.و بعد یه دعوای اساسی کردن

...حالا هم که دیگه نمیاد پیشمون

.و وقتی هم که تو مدرسه میبینمش، بهم لبخند نمیزنه

دلت براش تنگ شده؟ - .نه خیلی -

.ولی به نظرم بابام دلش تنگ شده

.روزِ بعد از دعواشون یه کار خیلی بد کرد

چیکار؟

.درست نیست بهت بگم

.باشه. میل خودته

...یه بسته 6تایی آبجو خرید

.و کُلش رو خورد تا روی مبل از هوش رفت

و بعدش چی شد؟ - .به موقع بیدار نشد تا سرِکار بره -

.واسه اونم سرِ من داد زد

"چرا بیدارم نکردی؟"

.ولی نمیدونستم که باید بیدارش کنم

.و امکان هم نداشته که بفهمی باید بیدارش کنی

.مامانم قرار بود تا الان برگرده

.ولی یه هفته اضافه‌تر موند

راجع به دعواهایی که با پدرت کردی، چیزی بهش گفتی؟

.نه، فقط ناراحت میشه

...خُب

،اگه من جای تو بودم .از تمام این قضایا حسابی ناراحت میبودم

...میدونی، "الیور"، فکر میکردم با کمترین سرعت ممکن جیم شدی

.ولی انگار که هیچ انتهایی نداره

...لوک"، چطوره بشینیم و راجع به اتفاقی که"

.امروز برای "الیور" افتاده، حرف بزنیم - ...از جلسه زدم بیرون -

.‏7تا پیغام از طرف مدرسه‌ت داشتم

،چه فکر احمقانه‌ای با خودت فکر میکردی که اینطوری غیب شی؟

.اریک" تمام کمدم رو گُه‌مال کرد"

چیکار کرد؟

،ظاهراً، امروز موقع زنگ تفریح .یه بچه‌ای کمد "الیور" رو به گند کشیده

،کسی ندیده کارِ کی بوده .ولی تمام بچه‌ها فهمیدن که چنین اتفاقی افتاده

از اون قبرستون متنفرم .و دیگه پامو اونجا نمیذارم

.کسی بهم اینو نگفت

چرا قبل از اینکه داد بزنی، از خودم نپرسیدی؟

.چون هنوزم نباید از مدرسه جیم میشدی

.خطرناکه و خودتم خوب میدونی

...الیور"، فکر میکنم چیزی که پدرت میخواد بگه"

.اینه که میفهمه که روز بدی داشتی

...ولی فقط نگرانته

که از مدرسه زدی بیرون .و به کسی نگفتی که کجا میری

.دیگه نمیخوام راجع به این قضیه حرف بزنم

.میفهمم

چطوره بری بیرون و من با پدرت یه کم حرف بزنم، باشه؟

هفته‌ی پیش کجا بودین؟

.شرمنده که نتونستم بمونم

اولش که "بس" سرِ یه مسافرت ...به ظاهر همیشگی غیبش میزنه

.و بعدش شما یه دفعه ناپدید شدین

مثل این میمونه که موش‌ها .یه کشتی در حال غرق رو ترک میکنن

."یه کار اضطراری پیش اومد، "لوک

.آره، اینورم یه مورد اضطراری داشتیم

هر روز با یه روش جدیدِ از کوره به در کردنِ من .سر و کله‌ش پیدا میشد

.پس دو هفته‌ی خیلی سخت داشتین

.بس" هر روز زنگ میزنه" ...دروغکی بهش میگیم که همه‌چیز مرتبه

.و اونم میگه به زمان "یه کم بیشتری" احتیاج داره

.شما و "الیور" باید خیلی تحتِ فشار بوده باشین

.میدونین، اولش یهو تصمیم میگیره که مشقاش رو ننویسه

...میخواد در برابر یه اصلی بایسته

!اثلی که میگه مدرسه خره

...باهاش در موردش صحبت کردین

یا اینکه امیدوار بودین من یه چیزی بگم؟

...از تلوزیون و کامپیوتر محرومش کردم

.ولی بازم مشقاش رو انجام نمیداد

.مینشست یه گوشه و به دیوار زُل میزد

مطمئناً میدونه چطور تحریکتون کنه، درسته؟

.بعدش تصمیم گرفت که حموم نره

قراره من چه غلطی کنم؟

به زور بکنمش تو حموم و کف‌مالش کنم؟

...به نظرم "الیور" احساس ناتوانی میکنه

...بنابراین از قوانین سرپیچی میکنه

.چون تنها راهیه که میتونه یه کم کنترل رو بدست بگیره

...دیروز، بعد از اینکه رفت مدرسه

.رفتم تو اتاقش و زیرِ تختش رو نگاه کردم

،میدونین، پشتِ یه تپه رختِ چرک .یه عالم خوراکی قایم کرده بود

...بسته‌های نصفه‌ی بیسکوئیت و پفک و چیپس

به "الیور" گفتین که چی پیدا کردین؟

...آره، خیلی عصبانی شد

.و سَمتِ اتاقش دوید و در رو کوبید

،باید میرفتم و باهاش صحبت میکردم .ولی واقعاً خیلی خسته بودم

.میفهمم که با وجود این قضایا احساس خطر کردین

...ولی میدونین چیه، با خیلی از بچه‌هایی که

...تو شرایطِ مشابه "الیور" بودن کار کردم

.پُرخوری یه پاسخ کاملاً مشترک و معموله

...میدونین

...این اتفاقی که امروز تو مدرسه افتاد

.بارِ اولش نیست

More Farsi Persian subtitles for In Treatment

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left