Arrested Development

Arrested Development

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 5

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Arrested Development Season 05 COMPLETE WEB-DL 1080p x265
കമന്ററി എഴുതിയത് Hesam_GH

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
x264
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-04-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 111
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

:مترجـم « AbG سـروش »

!خیلی‌خب

مایکل بلوث دو ماهی میشه که ،از خانواده‌اش دور بوده

.و زندگی‌اش بهتر از همیشه بنظر می‌رسه

!سر توی شن

در حالی‌که تو شرکت فناوری‌ای ،معروف به پیداکردن هر گونه اطلاعات شخصی

،بجز اسم خودش

...دوستانی پیدا کرده بود - .جیم -

.ضربه‌ی برگشتی خوبی بود، جیم - ...و داشت آموزش مخصوص محل‌کار رو می‌دید -

فقط یه فاصله بعد از یه نقطه؟

.اشکالی نداره. بیا دوباره امتحان کنیم

....و هر روز مهارت‌های جدیدی یاد می‌گرفت

.سلام، ببخشید که دیر کردم

حال‌تون چطوره؟ - .روز بخیر -

خب، خانواده‌تون بعداً بهتون اضافه می‌شن؟ - .نه -

...اونا قرار نیست بیان، ولی شاید مثلاً

یکی از این بچه‌ها بشه بیاد با هم درگیر بشیم. هان؟

در حالی‌که که فکر می‌کرد دیگه ...خانواده‌اش رو پشت سرش گذاشته

این کلاس بیشتر به‌منظور دفاع شخصی ...برای خانواده طراحی شده، نه

.نه در برابر خانواده

...هنوز یه تعداد مسائل حل نشده‌ای باقی مونده بود - .می‌فهمم -

چیزهای یه خانواده در برابر یه خانواده‌ی دیگه ندارین؟

،اگه چند سال پیش بود .منم همین‌طوری نگاهت می‌کردم

،در طی اون چند سال .زندگی مایکل تغییر چشم‌گیری کرد

بعد از پول قرض‌کردن از یه ...دوست خانوادگیِ لاس‌بزن

.فقط تا وقتی که رو پاهای خودم وایسم - ...که سرگیجه‌اش براش سخت کرده بود -

.رو پاهای خودش وایسه

مایکل بالأخره کسب و کار .خونه‌سازی خودشُ راه انداخت

...سقوط بازار خونه‌سازی - .در بدترین زمان ممکن -

.این نشونه‌ی خیلی خوبی نیست

ولی خیلی‌زود یه فرصت کاری .دیگه برای مایکل جور شد

من یه تهیه‌کننده‌ام؟ - .خب، فیلمی درباره‌ی خانواده‌ست -

.البته، قلب تپنده‌اش یه رابطه‌ی پدر پسری‌‍ه

.که باعث شد مایکل از پروژه کنار بره - .نمی‌تونم این‌کارو بکنم -

تا موقع یه برخورد شانسی ...با بازیگر ربل اَلی

.ببخشید - تهیه‌کننده‌ها کجان وقتی لازم‌شون داری؟ -

.که دوباره برش گردوند سر کار... - !منم یه تهیه‌کننده‌ام -

...و با پیدا کردن بازیگر نقش‌اول جدیدش

.می‌تونم یه فیلم برات جور کنم

،که بعداً معلوم شد دختر ران هاوارده

مایکل هم خیلی‌زود شروع کرد تا .عین تهیه‌کننده‌ها رفتار کنه

پسر مایکل داشت یه ،کسب و کار تازه راه می‌نداخت

بعد از این‌که گفت که یه نرم‌افزار .حریم خصوصی جدید اختراع کرده

نرم‌افزاری که ضد دزدی هم هست؟... می‌تونی همچین کاری کنی؟

.این می‌تونه نرم‌افزار خیلی توپی بشه

.دقیقاً که نه. ولی همچین کاری می‌کرد

."که برنامه‌نویس‌ها بهش میگن "تله‌های هکری

.اسمش "فیک‌بلاک"‌‍ه - .خبر این دروغ مصلحتی پخش شد -

طرز کار نرم‌افزارت چطوری‌‍ه؟

که توجه همون بازیگری رو جلب کرد

.که اسم واقعی‌شُ بهش نگفت - .جورج ما...هاریس -

و خیلی‌زود، جورج مایکل هم داشت مثل

.خب، تهیه‌کننده‌ها رفتار می‌کرد

و راستی، این دختره رو مادر .بچه‌های دیگه‌ی ران بزرگ نکرده

.داستان اونجا کلاً فرق می‌کنه

،خلاصه، حالا که میبی مسئول بیزنس شده بود

جورج مایکل خیلی زود خودشُ .تو خرباری از بدهی پیدا کرد

.میبی، ما از پس خرج این بر نمیایم

.و نرم‌افزار من حتی هنوز آماده هم... نیست

.اون راه صرفه‌جویی در خرج رو پیدا کرد - !میبی، تو اخراجی -

و با این‌که مایکل داشت ربل رو

.به مرد مرموزش می‌باخت، خبرای خوبی بهش رسید - تو با ربل اَلی رابطه داری؟ -

اون یکی مردی که باهاش رابطه داره رو می‌شناسی؟

.نه. می‌دونم که رابطه‌شون تموم شده

.ربل می‌خواد ترکش کنه

.که فوراً بهش واکنش نشون داد

...ولی طولی نمی‌کشید که مایکل بفهمه جورج

.ماهاریس" واقعاً کی بوده"

مسئله‌ای که پیش خودش نگه داشت ...وقتی پسرش اعتراف کرد که

.فکر کنم دیگه تمومه - .عالیه -

.درد... آروم از بین میره

...ولی مایکل می‌دونست - .سریع -

.باید رابطه رو تموم کنه

.از دوست‌دخترت برام بگو ...داری یه فیلمی تهیه می‌کنی

.فکر کنم کار هردوشون تمومه .تقدیر نبود

.تو 700 هزار دلار به خواهرم بدهکاری

...این، علاوه‌ی تهدیدی از برادر لوسیل 2

.نمی‌تونی با لباس گوریل ازم مخفی بشی - .این یکی توضیحش سخت‌‍ه -

مایکل رو سمت شبی پر از مشروب‌خوری ،و پیشنهادی از روی درموندگی فرستاد

تا بدهی 700 هزار دلاری‌اش ...رو به فراموشی بسپره

.من باهات می‌خوابم، در ازای پول

،که شاید ارزش خودشُ بیش از حد تخمین زده بود حداقل بر اساس

.آخرین قیمت‌گذاری حراجی مجردین بالبوآ

و درحالی که از شبی که ،با لوسیل 2 گذرونده بود برمی‌گشت

،که پایان خیلی بدی هم داشت ...مایکل به برادری برخورد کرد

،رفتم لوسیل 2 رو ببینم .و کنترل ماجرا از دستم خارج شد

یه‌کاری کردم که ای‌کاش .می‌شد فراموشش کنم

که خودش هم کاری کرده بود که... .می‌خواست مایکل فراموش کنه

این موم بود؟ - !ماسکتُ بذار -

که همین‌طوری شد که چیز خور شده ...سر از زمین خونه‌ی نمونه‌ای در آورد که

.زود میشه فراموشش کرد - .که مثل یه بچه اونجا آروم خوابید -

و با این‌کار حداقل یکی از .مشتریانی که خیلی بهش نیاز داشتن رو پروند

بعضی از همسایه‌ها هم !همچین خوشایند نیستن. اُوه

.یکی‌شون تونسته بیاد تو ...می‌دونید، من املاک دیگه‌ای هم دارم

و در حالی که نرسید مجری برنامۀ ،شکار شکارچی"، جان بیرد رو ملاقات کنه"

که تازه رسیده بود اونجا تا

یه‌سری دوربین‌هایی که کار گذاشته بود رو جمع کنه، حالا که بنظر می‌رسید

این آلونک شکارچی دیگه .کاملاً خالی شده

هنوز یه شب کامل دیگه می‌موند تا

مایکل یه راهی برای حل کردن ...مشکل بدهی 700 هزار دلاری‌اش پیدا کنه

.تا بعداً پول این وامُ بهت بدم...

که یادش رفته بود قبلاً .حلش کرده بود

البته تماس بعدی‌اش به ...زنی که فکر می‌کرد پسرش باهاش بهم زده بود

،اون داستان‌تون با اون یکی یارو .نیازی نیست درموردش حرفی بزنیم

.که مایکل بیشتر از همه بعداً ازش پشیمون می‌شد

.خداحافظ - ولی باید یه صحبت دیگه -

.هم صورت می‌گرفت

کی بود؟

.هیچکی

،مایکل بلوث رفت سر قرارش با ربل

در حالی که غافل‌گیر شده بود که می‌بینه .ملت دارن تو روزی که فکر می‌کرد تعطیل‌‍ه کار می‌کنن

.ای بابا، شماها یه روزُ هم از دست نمی‌دین‌ها

.مایکل خودش دو روز رو از دست داده بود - .آره -

چیه، دارین چادر می‌کشین دورش؟ - .سلام، مایکل، آره -

.داریم اوضاع رو سر و سامون می‌دیم

نمی‌دونی میبی، یا توبیاس یا کسی اون‌تو هست یا نه؟

میشه از پله‌ها استفاده کنیم؟

جوب گفت یه صدایی توی .اتاق زیر شیروونی شنیده

...آره، خب

.انشالله که پدرم نباشه

!جورج بزرگ

.خیلی‌خب .این یارو سمپاش‌‍ه قشنگ خونواده‌ی ما رو می‌شناسه‌ها

،مایکل رفت تو تا منشأ صدا رو پیدا کنه

و خیلی‌زود به پست یادگاری‌ای ،از زمانی کم دردسرتر خورد

و آرزوش که پسرشُ ببره به .یه سفر یادگیری غواصی

جورج مایکل رو از بچگی می‌بردش اونجا، و بهش آموزش

.ارتباطات زیرآبی" می‌داد" - .ارتباطات زیر آبی -

"حالت خوبه؟"

".آره، خوبم" - .باشه -

همیشه می‌خواستم این سؤالُ .زیر آب ازت بپرسم

،ولی خیلی‌زود ...زبان اشاره تبدیل شد به

."تمام‌شدن اکسیژن" - .تهدیدات حیاطی‌تری... -

حالا، این یکی رو .باید به خاطر بسپارین

.اوهوم - بعد، کی نشانه‌ی -

کوسه" رو یادشه؟ هان؟" - .کوسه که آسون‌‍ه -

آره. هان؟ - ."ماهی چهارگوش" -

.ولی کنار کوسه‌ها این کارو نکنید .کوسه‌ها ماهی چهارگوش‌ها رو می‌خورن

،"قایق" هست، "ستاره دریایی"

!ملخ کشتی"، و "مارماهی الکتریکی". آخ"

.خیلی‌خب. نظرتون چیه؟ حالا بریم استخر

به‌طرز نقیضی، همین آخرین تهدید بود .که جورج مایکل جوان رو از حال برد

...مخازن اکسیژن‌مونُ تن می‌کنیم و بعد - .اُوه -

جورج مایکل؟ جورج مایکل؟

.هی، رفیق

.بفرما

مایکل بعد یادگاری‌های دیگه‌ای هم

از تلاش‌های دیگه‌شون برای .یادگیری غواصی پیدا کرد

.هان؟ خیلی حال دادها - .آره -

.استخرُ قشنگ صاحب شدی

.فکر کنم آماده‌ی اقیانوس شده باشی دیگه

."فکر کردم قراره بریم "ریف

.آره دیگه. توی اقیانوس‌‍ه

فکر کردم ریف اسم .یه رستوران کنار استخره

،پس فکر کردی واسه چی گفتم حواست به خرچنگ‌ها باشه"؟"

تو فکر کردی واسه چی گفتم، "من همیشه همبرگر می‌گیرم"؟ - .فکر کردم داشتی شوخی می‌کردی -

رفیق؟ هی. جورج مایکل؟ .باز از حال رفت

.بفرما

.نفس عمیق بکش، رفیق

و مایکل دید که حواسش به این

حقیقت نبوده که پسرش دیگه

.بزرگ شده و یه بچه نیست

و همین‌طور به این موضوع شده برادرش خودشُ به‌زور

.کرده تو دوران بچگی

!خدای من

.باستر؟ باستر؟ سلام

.متأسفانه، این اولین ترس غواص‌طوری مایکل نبود

.باشه! هی

.مایکل. سلام

من واقعاً انقدر هیولام، مایکل؟ حتی از دید تو؟

،نه، اصلاً ...فقط انتظارِ اینُ نداشتم

که می‌دونی، یه مرد ،تو لباس غواصی مخصوص بچه‌ها اینجا نشسته باشه

،و تو اتاق زیر شیرونی .شیرجه بزنه روم، همین

.همین

آره خب، فکر کنم این موضوع .یکمی عجیب هست دیگه

.باید قیافه‌تُ می‌دیدی - ...آره، آره، خب -

.عین دختر بچه‌ها شده بودی

!خدای من

.اینجا رو

دستتُ عوض کردی؟

.نه، فقط پوستشُ کندم

.توی خشک‌کن‌‍ه - .باشه -

.رفیق، نمی‌شه که این بالا بمونی - .که دارن اینجا رو جمع می‌کنن، می‌دونم -

یعنی خب، خدا رو شکر که یه لباس غواصی پیدا کردم

.چون‌که بدجوری دارن ضدعفونی می‌کنن

آره. پوست این دستت جداً .صداشُ خفه می‌کنه‌ها

،یه لباس دیگه هم اونجا هست .ولی، سایزش کوچیک‌تره

.مال پسرمه

.هیچ‌وقت فرصت نشد ازش استفاده کنیم

احتمالاً هنوز سنش واسه .بوی دود خیلی کم بوده

نه، رفیق، می‌خواستیم از این‌ها .برای یادگیری غواصی استفاده کنیم

.زیر آب

.نه برای وقت گذروندن تو یه ابر سمی

یه اخت‌گیری پدر پسرونه بود .که اصلاً فرصت نشد انجام بدیم

.آخی - .بذارش تو لیست بلندبالای حسرت‌هامون -

خب، من که خیلی از .این حسرت‌ها با مامان دارم

واقعاً؟ - .قبلنا دوست داشتیم لباس مبدل بپوشیم -

..."اون لباس "جکی.او" من لباس "جان‌جان ...ولی

نه، فکر کنم دو سه باری .تونستیم این‌کارو بکنیم

...مطمئنم - .پس فکر کنم این حسرتم نبود -

.آره، نه، بایدم باشه - .اوهوم -

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left