ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه در دروغگویان کوچک زیبا گذشت...
هانا جواب نمیده ، پیش مونا هم نیست
یا پیش کیلیب. ولی بهش سر زده
دیشب بهش گفته که چند روزی
خارج از دسترسه
اون یه کاری با نوئل میکنه
شاید بتونیم بیخیال دردسرا
و درگیریهای غیرقابل اجتباب پدر مادرامون شیم و فرار کنیم ازدواج کنیم
ما میتونیم تا جمعه توی توسان در حال شراب امتحان کردن باشیم
جردن و من بهم زدیم
-ما هنوزم دوستیم؟ - همیشه هستیم
- دوباره داره اتفاق میفته - نوئل کان
اون کسی که دراه این کارارو با ما میکنه
-میتونی بیای اینجا؟ - سریع میام اونجا
من مامور لی از اداره تحقیقات بین المللی هستم
شما با نیکول گوردون رابطه داشتید؟
بله،داشتم.
ما دلایلی داریم که باور کنیم اون ممکنه هنوز زنده باشه
-ازرا به سلامت به کلمبیا رسید؟ - آره
خبری از نیکول نیست؟
اسپنسر. چه اتفاقی افتاده؟
- تو خوبی؟ -یکی تو خونه است
- اون کابین پدر مادر نوئله - اه، خدای من
این همون منطقه ایه که هانا توش زندانی شده بود
اما من فکر میکردم پدر مادرش سالها پیش اونجارو فروختن
فقط خدا میدونه توش چیه
امیدوارم همون مدرکی که واسه تموم کردن همه چی نیاز داریم
نوئل کان تمام مدت اونجا بود؟
ما شاید نتونیم ثابت کنیم که اون هانا رو شکنجه داده
اما این ثابت میکنه که اون ما رو شکنجه داده
من میدونستم که بالاخره سوتی میدی
گوشی موبایل یه خرابکاری بزرگ بود
مواظب باش هانا، یا توام آخر و عاقبتت مثل سارا میشه
اگه ما این کار و بکنیم، دیگه راه برگشتی ازش نداریم
و ما این ریسک و میکنیم که پلیس همه چیز رو راجع به آرچر بفهمه
منظورت اینه که بفهمن هانا، اون و زیر کرده
و شما مثل یه سگ خاکش کردین؟
به قول شوهر مرده ام،"کارما خیلی عوضیه"
اون یه حادثه بود،و ما همه میدونستیم که چطور به نظر میرسه
ما این کار و واسه محافظت از هانا کردیم
کسی که در حال حاضر این دختر شورشی شده
من یه بار دیگه بهش زنگ میزنم
بیاین گوشیشو ردیابی کنیم بریم پیداش کنیم
من بهش یه گوشی جدید دادم،خب، نمیتونیم هکش کنیم
چرا گوشیشو جواب نمیده؟
به خاطر اینکه احتمالا نوئل زندانیش کرده
تو یه قتلگاه دیگه
سلام،من هانا هستم
پیغام بگذارید
بیاین فقط زنگ بزنیم به پلیس،باشه
بهشون هر چی که راجع به
جنا و نوئل بهمون گفتی رو بگیم
و سارا هاروی
هیچکدوم از ما باور نمیکنیم که مرگ اون یه حادثه بوده
من دارم میرم ردلی شاید جنا ما رو کشوند پیش نوئل
به فیوری زنگ بزنیم یا 911؟
نوئل یه جایی اون بیرونه، و اون ممکنه هانا رو داشته باشه
911.مورد اورژانسیتون چیه؟
من فکر میکنم دوستم دزدیده شده
بیدار شو،عوضی
نوئل،لطفا!
لطفا در و باز کن! تو نمیتونی من و اینجا رها کنی
التماست میکنم! لطفا!
این شانس تو واسه گفتن حقیقت به منه.
فقط قبول کن
قبول کن که تو ای دی هستی!
عیب نداره!
به روش من انجامش میدیم.
به محض اینکه به کلبه کنار دریاچه کان رسیدن بهم خبر بدین
و من میخوام مری درک و پیداش کنید و برای بازجویی بیریدش اینجا
خواهر ناتنی ش، ردلی رو
از دیروز صبح تا الان ترک نکرده
ما داستانشو با نگهبانی هتل تطبیق دادیم
هممم...یکی رو بزارید مراقبش باشه
زیاد مطمئن نیستم یه دختر کور چقدر میتونه تهدید کننده باشه
تو جنا رو ندیدی
ببین، امیدوار بودم بشه یه آبجو بعد از تموم شدن شیفتمون برات بخرم
اما به نظر نمیاد بخواد تموم شه
خب،امروز لازم نیست حتما آخرین روز من باشه
- من،من میتونم... - توبی
من میدونم که تو و.اسپنسر دوستای قدیمی هستین
ا ما من بهت قول میدم
هیچ اتفاقی واسه اون خانم حت نظارت من نمیفته
اگه بعدا ندیدمت...
به خاطر خدماتت ازت ممنونم...
هی بچه ها،مونا بود. پلیسا جنا رو بازجویی کردن
خب، دستگیرش کردن؟
نه، اون هنوز تو ردلیه.
یه جوری میگی انگار چیز خوبیه
خب، آره، منظورم اینه که اون نمیتونه ما رو به نوئل برسونه
اگه زندانیش کنن
من میرم مونا رو ببینم
اگه خبری شنیدی، بهمون زنگ بزن
هی،ام...
من متاسفم که دیشب، بهت دروغ گفتم
باید راجع به نوئل بهت میگفتم، من فقط ترسیده بودم.
نیازی نیست عذر خواهی کنی،اسپنسر.
من بعد از اینکه دیدمت، راجع بهت تحقیق کردم.
من راجع به شارلوت و انباریش خوندم.
و حالا اینکه فهمیدید نوئل داشته کمکش میکرده
که شما رو اون پایین نگه داره؟
من یه گروه برای دستگیری وئل گذاشتم، و امروز بازداشتش میکنم
و هانا رو هم پیدا میکنیم، همین امروز.
مرسی.
اه خدای من ،من واقعا متاسفم. من واقعا اون کار و کردم؟
- آره،خب اشکالی نداره - اه،خدایا،متاسفم!
فقط دیگه تکرارش نکن.
حداقل اینجا.
چلیس داره دنبال هانا مارین میگرده.
هر اطلاعاتی راجع به جایی که هست،
باید مستقیما به دپارتمان پلیس رزوود خبر داده بشه
هانا مارین،با چشمای آبی،موهای بلوند،23ساله،از دیروز...
من به مادر هانا زنگ میزنم اون تو یه کنفرانس توی لندنه.
من فقط نمیدونم،اون کجا اقامت داره.
دوستان و آشنایان اولین بار با پلیس زمانی که
مارین دیگه به تلفناش جوابی نداده
و نتو.نسته به خانه برگرده تماس گرفتن.
حالا عجله ات واسه چیه؟ اگه اشکال نداره بپرسن.
داری ثابت میکنی کسی بابای بچه اته؟
یه چیزی تو همین مایه ها
من میتونم نتیجه رو تافردا بهت بگم
دام بهت میگم، نوئل، پلیسا همه جا دور و بر منن
اونا فکر میکنن تو هانا رو داری.داری؟
فقط بهم زنگ بزن، باشه؟
هی.
جنا سه تا پیام واسه
نوئل گذاشته از وقتی من اینجام
اون نمیدونه که کجاس.
یعنی نوئل دورش زده؟
یا هانا زودتر دستش بهش رسیده؟
اونا دارن یه گروه نهایی واسه جستجو میفرستن
اما من فکر میکنم بیشتر واسه راحت کردن خیال مردم باشه
که با امید اومدن اینجا، مثل من.
ازرا،من متاسفم.
میفهمم واسه چی اون تماس و پاک کردی.
هیچکس نباید دو بار واسه کسی عزاداری کنه
پس من میام فرودگاه دنبالت
میتونیم بریم به اون رستورانی که دوست داری
همون جایی که شیرینیای خامه شکری داره
مشکلی نیست. میتونم با تاکسی بیام.
اما اگه برنامه دیگه ای نداری، دوست دارم
وقتی میرسم اونجا،خونه باشی.
پس امشب میبینمت.
- دوستت دارم -منم دوستت دارم
هانا مارین، زن سفید پوست، بلوند
بیست و خورده ای ساله، هم اکنون بعنوان شخص گمشده شناخته شده.
احتمالا توسط شخصی به نام نوئل کان ،دزدیده شده
مرد سفید پوست،همچنین بیست و خورده ای ساله
اون خطرناک و احتمالا مسلح شناخته شده.
به کمکت نیاز دارم،و من میخوام که تنها بیای
متاسفم که اینجوری قاطی ماجرا کردمت.
اما وقتی اخبار و دیدم،نمیدونستم به کی زنگ بزنم.
خب، دفعه دیگه، قبل از اینکه کسی رو بدزدی و فرار کنی
بهم زنگ بزن.اینجوری، زندگیمو یکم راحت تر میکنی
کی جواب آزمایش و میگیری؟
تا فردا
چی کار میکنی؟
دنبال این میگشتی؟
اون چیه؟
جدا با کسی صحبت نکردی؟
خب، یه جوایی دستم بند بود.
یه فیلمایی تو اینه که ثابت میکنه،
نوئل با شارلوت کار میکرده
- اونم تو خونه ی عروسکی دست داشته - چی؟
من نگران بودم که از بین بردتش، ولی مشخصا تو قبل از اینکه
شانس از بین بردنشو داشته باشه، بیهوشش کردی
ببین ،هانا، تو نیازی به جواب آزمایش نداری
این واسه پشت میله ها انداختن نوئل از کافی هم بیشتره
نه.
منظورت چیه که نه؟
گیر انداختن نوئل واسه خونه عروسکی،
مثل این میمونه که یه رییس مافیایی رو واسه تخلف مالیاتی بگیرن
این کنار اومدنه...
و من آماده کنار اومدن نیستم.
اما هانا، تو نمیتونی بیشتر از خونه عروسکی چیزی گیر بیاری
من یه زخمایی رو کمرم دارم که چیزه دیگه ای میگن
من میخوام نوئل درست و حسابی گیر بیفته
برای همه کارایی که کرده
من میخوام ثابت کنم که او.ن ای دیه
من باید این کار و بکنم
بلوند،زن،اوایل بیست ساللگی،5 و6...
خواهش میکنم..
کمکم کن، من فقط باید ده ساعت دیگه مخفی بمونم
اون آخرین کاریه که باید انجام بدی
- مرسی،پیج - هر چقدر دوست داری بمون
- بگیر - مرسی
من یه سری چیزای صبحانه ای هم دارم
اینجاس،اگه گرسنه اید
من بیشتر از این نمیتونم حالت تهوع داشته باشم
تا کی باید مثل گوساله اینجا بچپیم تو هم؟
فیوری گفت، تا وقتی نوئل و پیدا نکنن نمیتونیم بریم
خب،به اندازه کافی سخت هستش
حتب بدون اینکه کسی احمقانه باهامون رفتار کنه
منظورت پیجه؟ من دعوتش کردم
چرا؟ اون به این ماجرا ربطی نداره
اون واسه حمایت از ما اومده
یادت نره، اونم هدف ای بود وقتی که...
باشه،من فقط فکر میکنم این کارش رقت انگیزه...
که داره از این ماجرا واسه نزدیک شدن بهت استفاده میکنه
نمیدونه تو با کسی قرار میزاری؟
No comments yet. Be the first to leave one.