ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
زيرنويس: آستياک
.شروع
.گرفتمش
.بفرما
.ضربه
بيخيال. چرا هميشه بايد با يه بازنده بيافتم؟
.اون پخمه ست .لعنت
.خيلي بد شد .بجنب
."اي بابا دوباره اين "يانکي ايروينگ .بد شانسي
چرا هميشه بايد سر و کارمون با اين يارو "يانکي" باشه؟
.ببشخيد
.گرفتمش
.بهشون نشون بده. چه جوري بايد بازي کنن
.برو. بدو. تو "فيلي" ميتوني
.بجنب کک و مکي. بازيت رو نشون بده، رفيق
.توپزن بعدي من؟
.اي بابا. وبا اومد
.ببين "ايروينگ" اين ضربه خيلي مهمه
.اره مثل بازي هفتم سري بيست و شش ميمونه ...بيب" ميره واسه"
.آره. گوش کن، تو "بيب راث" نيستي، باشه
.حالا ببين، اون قول داده توپ به سمت تو بندازه .پس حواست به جاي ديگه نباشه
.توپزن .محکم ضربه نزن
.اون نمي تونه بزنه. داشته باش .راحت باش
.بزار بياد طرف تو .ايرونگ"، ضربه نزن"
.اره، ضربه نزن
اگر ضربه نزنم، پس شماها ميگيد بايد چيکار کنم؟
.ايروينگ"، محکم ضربه نزن"
.هي توپ زن، ضربه
.ضربه اول بهت چي گفتم عوضي؟
.بيخيال. توپ رو محکم نزن
.ضربه دوم .فقط توپ رو برسون
.محکم ضربه نزن .ايروينگ" محکم ضربه نزن"
.ايروينگ" محکم ضربه نزن"
..."خوب، توپزن شماره اول، "يانکي ايروينگ
.کارت خوب بود، بدبخت
.درسته. ديگه توي تيم من بازي نميکني
.ولش کن .بريم خونه
.ديگه نمياد .بيخيال. زودتر از اين اشغال دوني بريم
.خاک بر سرت
.عزيزم وقت شامه
.بزار حدس بزنم کسي تو رو هم واسه بازي نميخواد
.هي "ايروينگ" بيعرزه
."اخبار "موي تون
.اخبار رويدادها را به گوش شما ميرساند
.در دنياي ورزش، "يانکي ها" به روند پيروزيهاشون ادامه ميدن
.اون سومين بازي از مسابقات ليگ قهرماني است
.در پايان وقت نهم، "يانکي ها" در امتياز سه عقب مي افتن
.بيب راث" حالا به ميدان مياد"
آيا شاه توپزنها تکليف بازي رو روشن مي کنه؟
.شرط ميبندم
..."حالا "ناپلئون کراس" صاحب باشگاه "شيکاگو کابس
ميخواد چيکار کنه؟...
...با چوبي که تو دست داره
.بيب راث" مهار شدني نيست"...
."بيب راث"
.بيب راث" و چوبش"
.اون هم جا هست
.همه خبرها، همه روزنامه ها درباره اونه
اين چرت و پرت ها رو ببين. "بيب راث" روي ليوان ،بيب راث" روي سکه
.بيب راث" رو شورت، البته براي بچه هاي سايز بالاست"
اون چي گرفته که من نگرفته ام؟
.اون جام ليگ قهرماني رو گرفته و منم هم ميخوام
اين خواسته زياديه؟ .نه بابا اصلا
اقاي "کراس"، چرا من رو به ميدون برنمي گردونيد؟ .مي تونم کمکتون کنم تا برنده اون جام بشيد
...روي پرتاب تازه دارم کار ميکنم. اسمش گذاشتم
.داشته باش
.توپ ان دماغي
...نه "لفتي"، حتي با کلکهاتم
.حريف "بيب راث" نيستي...
.کلک؟ من؟ "بيب راث" يه دو دره بازه
.شرط ميبندم که اون از اين طلسمهاي خوش شانسي داره
.کلک اونه
.حق با توئه، "لفتي". "بيب راث" يه طلسمي چيزي داره
.اون چيه؟ گرفتم، چوبش
.پس بايد چيکار کنيم؟ بهت ميگم که چه بايد کرد
.چوبش رو قرض ميگيريم. خوب بريم سر حساب و کتابمون
.به داد من برس .بيب" بي چوبش هيچي ميشه"
.بدون اون چوب، اون يه بشکه چربيه
.حالا بندازيدش رو تي شرت
.آره خوشم اومد .فکر خوبيه
فقط يه چيز. خوب ما چه جوري چوبش رو بگيريم؟
.ما نه، ازگل، تو ...ولي، آقاي "کراس" به جون مادرم
.چوب رو بايد واسم بياري. و فک ميکنم تنها راهش دزديه
.وگرنه، اخراجي بدبخت
سلام پسرم. امروز چطور بود؟ .سلام، مادر
.هنوز بابا نيومده .نه نيومده
.تا دير وقت کار ميکنه دوباره؟
.شام زود آماده ميشه .گرسنم نيست
چرا ما هميشه بايد گير اين پخمه بيفتيم؟
."باز دوباره "ايروينگ يانکي
.تا دير وقت کار داره
.درسته. ديگه توي تيم من بازي نميکني
.تو "بيب راث" نيستي. باشه
چرا ما هميشه گير "يانکي" ميفتيم؟
فکر ميکني بتوني شصتت رو از روي چشمم ور داري؟
چيه بابا؟
تو حرف ميزني؟ .مگه چيه
.بچه ها زرنگن، اره اونها زرنگن
.همه بچه ها زرنگن، اره همه اونها زرنگن. دارم زر ميزنم
وايسا ببينم. کجا داري ميري؟
.برميگردم به جايي که بودم. اونجا داشتم راحت ميپوسيدم
.هي عوضي بپا
.کاري نکن باهات خشن رفتار کنم ها
کجا رفتي؟
هي پشمالو، چه جوري از اينجا بيرون برم؟
.اين پسره گاگوله .فقط ميخوام حرف بزنم
.منم فقط ميخوام برم
.هي بچه زرنگ، هر کي واسه ما يه جاي فرار گذاشتي، ما هم هستيم
.فعلا
.اتاق پذيرايت يه کم تنگ و تاريکه
.دارم اسکيت ميکنم
.هيچ کسي نمي تونه من رو بگيره. برمي گردم سر جام
.آخه چرا نمي تونم پنجره رو بشکونم؟ توپهاي ديگه همشون ميشکنن
.گرفتمت
اينجا چي شده؟ .مامان، نگا، توپ بيسبال حرف ميزنه
.از دستش نميشه راحت شد
.واي يه توپ بيسبال سخنگو. خوب من صداي آب گوشت رو دارم ميشنوم
.داره ميگه: "يانکي" وقت غذاست بيخيال، آب گوشت سخنگو؟
غذاها که حرف نمي زنن. بجز لوبياها. آره اونا ميتونن .از خودشون صدا در بيارن
.برو دستات رو بشور اون صداي تو رو نميشنوه؟
.نمي دونم. وايسا امتحان کنيم. کمک. يه بچه گاگول من رو دزديده
.آره خوب، راست ميگي. اون صدام رو نميشنونه
.هي رفيق ما رو تو کف و صابون فرو نکني .مثل يه "هات داگ" مونده بو ميدي
.کوچولو، بسه. اون جليقه ضد کثيفيه
.آرزو داشتم پدر اينجا بود
.عزيز دلم، ببين، پدرت اضافه کار گرفته بايد وايسه
.ميدونم. ولي بايد ببينمش
چرا ناهارش رو واسش نميبري، خودت بهش بگي؟
واقعا؟ .فقط همين يه بار
.خودت ميدوني که زمانيکه پدرت سر کارشه تو نبايد اونجا باشي
.مرسي مامان
...عاليه. دمت گرم. ما رو هم سر راهت بنداز سر جامون و
هي داري چيکار ميکني؟
.ميخوام مطمئن شم که جايي نميري
.جون مادرت تو کشوي شورتها ما رو نزار .نگران نباش. همشون تميز هستن
.ديگه نه
."خوب حالا "ايروينگ يانکي" توپ زن شماره اول تيم "يانکي هاي نيويورک
.سلام بابا
اينجا چيکار ميکني؟
.ميخواستم ببينمت. شامت رو هم اوردم
دمت گرم. حالا چي داريم؟
.آب گوشت بزباش ويژه ماماني
.آب گوشت. اول با گوشت کوبيده چطوري
خوب، چه خبرا؟
.پدر، عمرا باورت نميشه
.اه نه؟ امتحان کن
.يه توپ سخنگو پيدا کردم
جدي؟ اسم هم داره؟
.اسکرويي" صداش ميکنم"
اي ول. کجا حالا پيداش کردي؟
.تو زمين بازي
امروز توپ بازي کردي؟
.آره، ولي فک نکنم ديگه بخوام بازي کنم
.گمون ميکردم خيلي بيسبال دوست داري
.خوب، فک کنم توي ترک باشم
...ميدوني، چند روز پيش داشتم تمرين بچه ها رو ميديدم، يه هو به فکر فرو رفتم
.اينجا آدمهايي هستن که کارشون بيسبال بازي کردنه...
...اونا هر روز بازي ميکنن، حتي بعد از روزهايي هم که بازي رو باختن
.هنوز هم توي زمين محکم مي ايستن و چوبشون تو دستشونه...
حالا ميدوني واسه چي اونا هميشه انقدر رديفن؟
اونا فقط محکم ضربه ميزنن؟
.بيا، يه چيزي بهت نشون بدم
."بيب راث"
اين "دارلينه"؟
.آره خودشه
.بيب" سه سال پيش اون چوب رو سفارش داد"
.همون سالي که پنجاه توپ رو سوت کرد
...درسته. مردم ميگن از يه درخت سه هزار ساله ساخته شده
.که کنار کوه المپ رشد کرده بود...
.مطمئنم که تو ايالت "کنتاکي" درست شده
.هي رفيق، ديگه بايد بريم خونه
بيخيال پدر، خواهش ميکنم يه خورده ديگه وايسيم؟
...بيشتر از يه خورده مي توني اينجا وايسي
.تا وقتيکه وسايلم رو جمع کنم...
.توي در پشتي ميبينمت .باشه
...يانکي" به چيزي دست نزن"
.و بپا در پشت سرت باز نزاري...
.قول ميدم. مرسي
تو. چيکار داري ميکني؟ .غلط کردم
.داشتم تو تميز کردن به پدرم کمک ميکردم .وانستا
به چي داري نگاه ميکني؟
.بگيرش
.هي بزغاله بيدار شو
.ما رو داري توف مالي ميکني
از کي داري ترومپت ميزني؟
.صبح بخير
.گمون کردم دست برداشتي
.پدرم ميگه هرگز چيزي رو که عاشقشي ول نکن
تا حالا اون توپزني تو رو ديده؟ .هي
پس تو خيلي درباره بيسبال ميدوني، درسته؟
.منظورم، از وقتي که تنها شدي
.يه چيزي رو درباره بيسبال خوب ميدونم، چيز گوهيه
پس بازي من رو ديدي، درسته؟
.دو تا شد. اون گوه تو هم گوهي
.خوب پس، يه چيزايي ميتوني يادم بدي
.ميتونم بهت يه سرگرمي ديگه اي پيشنهاد کنم با تيله بازي يا بادبادک بازي چطوري؟
.برو ببين بچه ها چه جوري بادبادک هوا ميکنن
.چه جوري ميگي از بيسبال متنفري؟ خودت يه توپ بيسبالي
.ببين بچه جون، کار بيسبال فقط دل شکستنه
ميدونستي خودم يه بار اين کار رو تو ليگ کردم؟
No comments yet. Be the first to leave one.