ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
محموله توی راهه
بذار اینجوری بگم که ممکنه عواقب افسوس انگیزی خواهد داشت
.کار عاقلانهای نیست گاوصندوقت رو باز کن
بهت پول زیادی میدم که بذاری بری
خفه شو و گاوصندوق رو باز کن
واسه کی کار میکنی؟ سازمان سیا؟ - عجله کن -
بکشش
یکی کمک کنه
زود باش
یه زنی اون بالاست
!اون بالاست بکشش
اون هرزه رو بگیرید
«سیاهقناری»
بیخیال رفیق، جفتمون میدونیم که اینجور چیزها چقدر طول میکشه
باید از گمرک ردش کنیم
حالا دارم روی گرفتن یه محموله دیگه کار میکنم
ولی بدون حمایت کنسولگریِ توی سازمان ملل
امکان نداره بتونیم به موقع ردیفش کنیم
میدونم، ولی وقتش رو نداریم
الان درگیر شیوع مالاریا هستن
دارم روی یه محموله دیگه کار میکنم
ولی باید هرچی که داریم رو الان از گمرک رد کنیم
خودم بهت زنگ میزنم
سلام عرض شد
تو زود اومدی یا من دیر کردم؟
سلام
دلم برات تنگ شده بود - من هم همینطور -
سالگردمون مبارک - سالگردمون مبارک. بیا کادوم رو ببین -
این که خیلی گرونه - «وقتی رفته بودیم رویداد «واینران -
توی مغازه بغلی بود و دیدم که داشتی بهش نگاه میکردی
نوبت منه - نه، نه -
.باید یه کادوی دیگه بهت بدم آبروم میره. نه، نه
کادوی خودمه
گندهی ژاپن
عالیه. از این به بعد شورت موردعلاقهامه
هرچند فکر کنم واسه سال دوم لباس پنبهای میدن و واسه سال سوم، لباس چرمی
وای، تو توی کادو خریدن خیلی از من بهتری
این رو امتحان کن
وای، شراب خوبه رو باز کردی
میدونستی زیادی با من مهربونی؟
عالی نیست؟ این هم آخریشه
آه، چه بامزه - به یه خونه نیاز دارن -
به تکون دادن دمهاشون و نفس گرمشون روی بدنت، موقع کله سحر فکر کن
نه، نه، نباید یه موجود زنده رو به من بسپارن
با اون املتی که درست کردم نزدیک بود جفتمون رو به کشتن بدم
،خب اینا فقط غذای سگ میخورن پس مشکلی پیش نمیاد
.نگران نباش، آرومآروم حلش میکنیم بیا اول سیرت کنیم
نه، میشه لطفا شام ببرمت بیرون؟ به حساب خودم. باید از خجالتت در بیام
.عاشق شورته شدم واسه شام میپوشمش
خیلیخب - بریم -
مسیر جالبی واسه رسیدن به رستوران بود
واقعا؟ - آره -
حس میکنم از عمد از یه مسیر طولانی آوردیمون
نه، خیالاتی شدی - مشخصاً، من که فراموشکارم -
خیلیخب، دستت رو شد. من رو یواشکی آوردی اینجا که همه پیشنهاد ازدواج میدن
عاشقانه هم که قدم زدیم
خیلی اون توله سگها رو میخوای، نه؟
نمیدونم از چی حرف میزنی
از این تهمتهات متنفرم - خیلی مریضی -
اون شامی که با دکتر آلمانیه که
توی عراق باهاش آشنا شدیم خوردیم رو یادته؟ - اوهوم -
چند هفته دیگه باهم میریم نیویورک تا سرمایه جمع کنیم
.و چندتا دکتر جذب کنیم گفتم شاید بخوای بیای
بالاخره میتونی یه تعطیلاتِ درست حسابی داشته باشی
یه سفر دو نفره درست حسابی؟ خیلی وقته باهم سفر نکردیم. عالی میشه
عالیه
عالی میشه. میتونی پاتوقِ دوران دانشگاهت رو نشونم بدی
.میتونی از بوسه اولت برام بگی از تمام تجربیاتی که برای اولینبار داشتی
واسه اون به سفر طولانیتری نیاز داریم
به جز روزهای باشکوهم، دیگه چیها توی منوی توریستی هستن؟
خب، هنوز دارم روی یکسری جزئیات ظریفتر کار میکنم
مثلِ؟ - مثل هتل چلسی -
شامپاین، شاید هم پوشیدن لباس رو اختیاری کنم
خیلیخب، حالا دارم علاقهمند میشم
عزیزم، موبایلم اونجاست؟ - آره -
حالت خوبه؟ - خستهم -
سفره یه خرده خستهم کرد
چطوره امروز رو خونه بمونی، هان؟ از خونه، ریموت کار کن
...منظورم توی تخته اصلا بیا برگردیم توی تخت
.ایده خیلی خوبیه حاضرم براش آدم هم بکشم
این آخرهفته، برنامه داری؟ - برنامه قطعیای ندارم -
خیلیخب، برنامه نچین
خداحافظ - خداحافظ -
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
سلام. سفرت چطور بود؟
.منظرههای فوق العادهای دیدم بعضی از آدمها میتونستن مهربونتر باشن
مشتری چی؟
زبانش قاصر شد
هوم - هوم. اوه -
.جهت تشکر بابت همهچیز
ایو، زحمت کشیدی
نگران نباش، تقلبیه
.خیلی قشنگه ممنون
ممنون. مگی چطوره؟
غریبی میکنه. شانس آوردی با یه اروپایی ازدواج کردی. میونهت با دیوید چطوره؟
،عالیه. فقط هدیهای که واسه سالگردمون خریدم فاجعه بود
چرا بهم نگفتی یه لیست هدیه وجود داره؟
مگه وجود داره؟
کادوی سال بعد، میوهست
.هی، به خودت سخت نگیر داری خوب پیش میری
،هر زندگی زناشوییای، زحمت میخواد بهخصوص واسه امثال ماها
کلی وقت داری که روی مسائل کار کنی
گوش کن، چطوره خودت و مگی با من و دیوید، به صرف شام بیاید بیرون؟
شاید بتونه بهم توصیههای زناشویی بکنه
اوه، مطمئنم توصیههای زیادی توی چنته داره
بهت افتخار میکنم، ایو
بعد از قضیه قندهار پیشرفت زیادی داشتیم
بلیک - بله قربان؟ -
کلی حرف داریم
پروندههایی که ایوری از ژاپن آورد رو بیار بالا
چشم، قربان - اتاق رو بپوشون و نشونمون بده -
اطلاعات کتاب سیاه کنجی رو نشون بده
شرکتهای تجاری که برای انتقال اسلحه بهکار گرفته شدن
.مقامات رسمیای که رشوهبگیرش بودن شبکههای تروریستیای که تامین میکرده
.ولی فقط اینا توی درایو نبوده کالی یه کاری براش انجام داده بوده
طی یکسال اخیر، از روش همیشگیش فاصله گرفته
پرونده تثلیث رو نشون بده
وقتی توی ژاپن بودی، همچین اتفاقی توی کراکوف افتاد. کار مافیای روس بود
ظاهراً تثلیث داشته مشتریهاشون رو بلند میکرده
حدس بزن کی این کشتار رو انجام داده
کالی واسه روسها باز هم آدم کشته؟
چرا یه آدمکش زبده، فقط داره واسه مافیای روس کار میکنه؟
توی آفریقای جنوبی هم دوتا مامور مخفی رو با شلیک به سر کشت
شاید این کمکمون کنه که شناساییش کنیم
کودتای بزرگی خواهد بود
کارت خیلی خوب بود، مامور گریوز
گزارشت رو تکمیل کن و بقیه روز رو برو استراحت
ممنون، قربان
پرونده کالی رو بیار بالا - چشم، خانم -
اسلحهفروشها، قاچاقچیهای مواد مخدر
همه هدفهای پایینرده بودن
چرا از مسیرت، منحرف شدی؟
سلام، همسایه - سلام، اَبی -
این چند روز گذشته، توی باشگاه جات خالی بوده
سفر کاری داشتم - بهت حسودیم میشه -
هی، کجا رفتی؟ جای باحالی بود؟
سلام، ایوری - نیکولاس -
توی باشگاه، جات خالی بود
هی، میخوای این آخرهفته با دیوید واسه شام بیاید خونهمون؟
خودمون برنامه داریم
غریبی نکن
هی، من اومدم
عزیزم؟
هی، به سفر نیویورکمون فکر کردم
چندتا ایده دارم
تو کی هستی؟
زود اومدی خونه، مامور گریوز
شوهرم کجاست؟
توی بازداشتگاه سرّی سازمان سیا
یک زندانی به شماره 0912749 هست
.توی دندون مصنوعیش، یک پرونده ذخیره شده باید برام بدزدیش
اگر میخوای شوهرت رو زنده ببینی باید تا 9 ساعت دیگه بهم تحویلش بدی
بهم ثابت کن که زندهست
اول فایل رو بهدست بیار
نه، ثابت کن زندهست، وگرنه یعنی مُرده و این تماس به پایان میرسه
...ایوری
دیوید، گوش کن
ثابت کردم
،اگر دوباره روش دست بلند کنی تمام استخوانهای بدنت رو میشکونم
توی کوچه، یه باجه تلفن هست
نیمهشب، زنگ میخوره
اگر با پرونده «سیاهقناری» در دستت جواب ندی
شوهرت میمیره
اگر به دستوراتم عمل نکنی یا اعضای سازمانت باخبر بشن
شوهرت کشته میشه
الو؟ - سورینا، منم -
یه لطفی بهم بکن - برو گم شو بابا -
.لطف، یعنی یارو رو برسونی فرودگاه نه این کارهای چرتی که معمولاً ازم میخوای
تو یه هکری
وانمود نکن چون داری میری سر کار دیگه به اصول اخلاقی پایبندی
.الان سر کارم به یکی از ناشیهای سازمانتون زنگ بزن
.نه، یه کار غیر رسمیه انجامش میدی؟
یا نکنه باید به سرویس امنیت فدرال روسیه بگم که یهبار سرورهاشون رو هک کردی؟
خوبه
ازت میخوام بفهمی آخرین تماسی که با این شماره گرفتن، از کجا گرفته شده
صبر کن
.با تلفن یکبار مصرف زنگ زده توی بخش جنوبیه
ولی واسه تعیین دقیق موقعیتش به زمان بیشتری نیاز دارم
،به محض اینکه آدرسش رو پیدا کردم برات میفرستم
ردیفه؟
عجله کن
زودتر فرستادمت خونه تا حداقل وانمود کنی که یه زندگی داری
من رو که میشناسی
09...749
نام: لازلو نام خانوادگی: استویکا
نکات برجسته: جاسوسی، سرقت اطلاعات حساس مقام خارجی
مسئول پرونده: مامور کارتر مکسفیلد
یالا، لطفا
گیرنده: مامور کارتر مکسفیلد موضوع: درخواست دسترسی برای مامور ایوری گریوز
سورینا - آدرس: خیابان میلوشویچ لیوبیشا واحد سیزده
دیگه به من زنگ نزن
بله؟
از دستوراتم پیروی نمیکنی، مامور گریوز
خب، این هم یکی از عیبهای منه
فکرکردی نمیدونستم سعی میکنی که تماس رو ردیابی کنی؟
الان پا گذاشتی روی بمبی که با فشار، فعال میشه
پات رو برداری، فاتحهت خوندهست
میشنوم - پس کاری که میگم رو دقیق انجام بده -
.پرونده روانیت دیدنیه، مامور گریوز بهلحاظ روانی، زیرک»
متمایل به فعالیت مستقل
No comments yet. Be the first to leave one.