ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کشتی اماده ی رفتن به دریاست
دلم برات خیلی تنگ میشه - منم همینطور -
حالا که پدرت مرده، هیچ پولی تو این خونه نمیاد
اقای ارناو گفته، با سرکارگر اسکله صحبت میکنه
اونجا کار میکنی و می خوابی
زنم اینارو واست فرستاده
تا به حال کفش نداشتم
میخوای راهبه بشی؟ - خدا برامون تصمیم می گیره -
مارگاریدا، بالاخره امروز خبرهای خوب بدست مون رسید
پادشاه مرده
بر می گردیم بارسلونا
جنیس پوچ، شوالیه سلطنتیه
باید قبل از اینکه خیلی دیر بشه بریم - سر ها زده میشه -
سرها زده میشه؟ جون ارناو در خطره؟
تنها شون نذار
همیشه زیر پر و بالت بگیرشون
ارناو
اون هیچ کار اشتباهی نکرده
معذرت میخوام - معذرت میخوام -
!بکشش
!نه
!ارناو
ارناو، من اینجام
!نه
اعلی حضرت پادشاه جان، اموال را از وارثان ارناو استانیول
سلب میکند و ان ها را محکوم به زندگی در خارج از مرز های بارسلونا میکند
:ترجمه و زیرنویس از سونیا بارکزهی Telegram: sonyasubtitle
بیا، بیا، یه قلپ بخور
بیا
اخرین بار کی غذا خوردی؟
تمام سبزی هات پلاسیدن
خانم
هوگو
خانم، بابت اقای ارناو متاسفم
باید غذا بخوری
و بری بیرون
باید خورشید رو ببینی
یه دارویی بهم بده، استروگا
که منو پیش ارناو و برنات ام بفرسته
اینجوری نگو، خانم
مطمئنم که حال برنات خوبه
و بزودی بر می گرده خونه
تو " هوگو لور" هستی
شما؟
اسم من " جوزف کریسکاس" عه
یکی از دوستای ارناو بودم
اینجوری بهم نگاه نکن، یهودی ها و مسیحی ها می تونن با هم دوست باشن
خیلی وقت پیش، ارناو جونم رو نجات داد
من نتونستم جونش رو نجات بدم
ولی حداقل باید به بیوه اش کمک کنم
چه قد مریضه؟
زنم استروگا که دکتره، میگه خیلی مریضه
دلش نمیخواد زندگی کنه
کافیه یه خبر از پسرش بشنوه
اون دوستت داره، بعضی وقتا بیا به دیدنش
اونایی که خودشون رو دوست های ارناو میدونستن از سر شرمندگی نمیان
اگه فقط ما یهودی ها به دیدنش بیاییم، همسایه ها چی میگن؟
زن بیچاره
چرا خونه شو خراب کردن
زمونه داره عوض میشه، پادشاه هم داره عوض میشه
فقط یک چیز عوض نمیشه
یکی دیگه مجرمه، کسی دیگه جرمش میکشه
خب، دیگه باید به محله یهودی ها برگردم
من توی خیابون " کال" زندگی میکنم
اگه تو یا خانم مار چیزی نیاز
داشتین به دیدنم بیایین
"توبه"
خودت باید بدونی که نباید با یهودی ها بگردی
اونا ادم های خوبین
تو مسیحی هستی، دوستی با اونا خوب نیست
مار هم مسیحیه، اونا ازش مراقبت میکنن و واسش غذا میخرن
حتما میخوان لطفش جبران کنن در عوضش چی میخوان؟ ما نمیدونیم
ارسندا
اقای ارناو، ادم خوبی بود
حتما یه دلیلی داره که اونا به خیانت محکومش کردن
یا اینکه یهودی ها بیشتر از پادشاه و نجیب زاده ها میدونن؟
هوگو، به حرف خواهر بزرگترت گوش کن
تو هنوز خیلی جوونی
دوست هاتو با دقت انتخاب کن
مامان هم همین رو بهت میگه
هیچوقت چادر سرت نکن
لطفا نکن
اگه بری صومعه، همدیگه رو از دست میدیم
من تنها میشم
دست من نیست
دست خدای متعاله
مامان خیلی ناراحت میشه
تو باید قوی باشی
بزودی مرد میشی
یه چیزی بخون
...راهبه ی بزرگ
یواش بخون
ساکت باشید
دست از کار بکشید
اونا کی ان؟ اشراف زاده هان؟
اره، یه کشتی بزرگ سفارش دادن
"سانتا بریگیدا"
بزودی کلی کار می گیریم، پسر
با یه شراب خوب جشن می گیریم
چی کار داری میکنی؟ دیوونه شدی؟
اونا اقای ارناو رو کشتن و منو کتک زدن
تا ندیدنت برو
تو اشغال
فرار کن
ماتئو، بگیرش
برید کنار، برید کنار
ولم کن - تکون نخور -
بیا اشغال، اربابم میدونه باهات چی کار کنه
لطفا، لطفا
لطفا یکم بهم بده
برگرد! برگرد اینجا، اشغال
نمیتونی اینجا باشی، اگه نون میخوای مثل بقیه بیرون منتظر بمون
لطفا کمکم کنید، اونا منو می کشن، من هیچ کاری نکردم، قسم میخورم
با من بیا
کجایی، موش کثیف؟
اینجا قایم شو
وقتی پیدا کنم، زنده زنده پوستت میکنم
اگه میخوای میتونی بمونی یا بری، بیشتر از این کاری از دستم برنمیاد
بیا بیرون، موش کثیف
هعی
هعی، هعی، اینجاست
اینجا زندانیش کردم
هرزه ی کثیف
من تحت فرمان راجر پوچ
فرمانده نیروهای دریایی و مارکز کالدرز هستم
اون پسر به اربابم توهین کرده و باید به دادگاه جوابگو باشه
خدا کمکش کنه
باز نمیشه - اون حروم زاده قفلش کرده -
بیا بیرون، موش کثیف
بازش کن، بیا بیرون پسر
برو کنار
بیا بیرون، حروم زاده
پسش بده - مال منه -
"قسطنطنیه"
در دانشگاه اقتصاد رو، روی من می بندی
و چک های من رو قبول نمیکنی؟
...این توهینه، پدرم
پدرت مرده
به جرم خیانت سرش رو زدن
دروغه
پدرم خائن نیست
اون یکی از اعضای " شورای صد" توی بارسلوناست
میخوام برم سفارت
خود سفارت دستور داده اخراجت کنیم، و چک هاتو باطل کنیم
باید در اولین فرصت از شهر بری
چه جوری؟ هیچ چکی ندارم
امشب یه کشتی مصری میره مارسی
می تونی ازشون کار بخوای
من باید با کشتی ادم های دیوونه سفر کنم؟
لیاقت پسر یه خائن بیشتر از این نیست
...بهت اجازه نمیدم
اگه تا طلوع خورشید از قسطنطنیه نری
به سرنوشت پدرت دچار میشی
تو، توی زمین من چی کار میکنی؟
این چیه؟ این پیاز ها مال منه
!دزد لعنتی
هعی، بگیرینش، بگیرینش
فقط دوتا واسه خوردن برداشتم
دروغگو
هوگو لور، به جرم دزدی و عدم پشیمانی از دزدی
شورای شهر خواهان مجازات تو هستن
!شهروندان بارسلونا، حکم رو اجرا کنید
!موش کثیف
موش کثیف
حالت خوبه، پسر؟
نمیدونم چه جوری بهت بگم
ولی نمی تونی به اسکله برگردی
جنیس پوچ گفته اگه تورو اونجا ببینه
به کشتی سازی های " گرائو" و " مایورکا" سفارش کشتی میده
دشمن اشتباهی رو انتخاب کردی
متاسفم، پسرم
اون اشراف زاده های لعنتی
نگران نباش
بابت کاری که واسم کردی ازت ممنونم
تو خونه واست اتاق نداریم
اگه اینجوری برگردی، نمیتونی هیچی با خودت ببری
تو اب بیار، و قمقمه هارو اب کن
با ما غذا میخوری ولی باید تو ساحل بخوابی
ممنون
همه شو
زود باش هوگو، پرش کن - زود باش -
زود باش، عجله کن
بیا، اینو بگیر
مسیح تطهیر ام میکنه، جسم مسیح نجاتم میده
مسیح تطهیر ام میکنه
خانم؟ - جسم مسیح نجاتم میده -
مسیح تطهیر ام میکنه، جسم مسیح نجاتم میده
خانم؟ خانم؟ - مسیح تطهیر ام میکنه -
...جسم مسیح
حالت خوبه؟
باید بیای خونمون، میتونیم چیزی واسه خوردن بهت بدیم
نمی تونم غذا بخورم
میخوام پدر و مادرم رو پیدا کنم
پدرت مرده، برنات
مادرت رو از خونه بیرون کردن
نمیدونیم اگه هنوز زنده باشه، کجا زندگی میکنه
باید با جوزف کریسکاس حرف بزنم
مار
مار
لطفا چشم هاتو باز کن
No comments yet. Be the first to leave one.