ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"بانوی فواره ی ما، بیمارستان 5 کیلومتر"
مطمئنی بدون من واست مشکلی پیش نمیاد؟
اره، ممکنه یه نفر بشناستت
همه چی رو براه میشه، واسه شجاعتت ممنونم
همونی که انتظارشو داشتیم
جدیده رسیده، همه چی مرتبه
شورای شهر تفویض امضا کرده
گزارشات پزشکی
تمام فرم هارو شوهرش امضا کرده
خیلی خب
این یکی هم هست
"برای ساموئل الوار"
فکر نکنم واسه ساموئل مهم باشه
از طرف دکتریه که پیشنهاد بستری شدنش رو داده
ویژگی بارز این زن مریض اینکه"
واسه همه چی جواب داره، حتی اگه به معنی دروغ گفتن باشه
که در این زمینه استعداد عجیبی داره"
با اینکه دروغ هاش بعضی وقتا با اظهارات گذشته اش تناقض داره
اگه با حرفایی که خیلی متناقصه گیر بی افته
فوری یه توضیحی پیدا میکنه
واسه اینکه چرا قبلا مجبور شده دروغ بگه
ولی الان داره حقیقت رو میگه
دست کم نگیرینش
هوش این زن
میتونه به راحتی اونایی که زیرک نیستن
یا دکتر های بی تجربه رو گول بزنه
"بی تجربه"
خوش شانسی که دیگه با این چیزا سرو کار نداری، دکتر
اسمت چیه؟
"آلیس گولد"
اینکه اسم وسطته - این اسم رو ترجیح میدم -
تو کجا بدنیا اومدی؟
توی پلیموث
بابام انگلیسیه، با اینکه ملیتم اسپانیاییه
از اون برام بگو - از بابام؟ -
اوهوم
همدیگه رو دوست داشتیم، و تحسین می کردیم
فرقی بین شون هست؟
اره، اولی عشقم رو نشون میده
دومی، تحسین دو طرفه مونو
از مادرت بگو - نه، مادرم وقتی بچه بودم، مرد -
بابام تا وقتیکه با شوهرم اشنا شدم تنها خانوادم بود
ازدواج موفقی دارین؟
هلیدورو" و من همیشه خیلی بهم نزدیک بودیم "
واسه 16 سال، بدون اینکه شکایتی داشته باشیم خستگی مشترک مونو تحمل کردیم
شغل شوهرت چیه؟
پول های منو توی پوکر خرج کنه
و چوگان بازی کنه
درس نخونده؟ - نه -
میگه چند سال حقوق خونده، ولی من حرفش رو باور نمیکنم
واقعا نادیده گرفته میشه، مرد بیچاره
تو چی؟ - من نه -
ببخشید
من مدرک شیمی دارم - کار کردی یا تحقیقات انجام دادی؟ -
من کاراگاه خصوصی ام
"مغروره، از شوهرش متنفره"
یه حیطه دیگه از تحقیقات
میدونی کجایی؟ - تو دیوونه خونه ام -
"ترجیح میدیم بگیم " تیمارستان" یا "اسایشگاه روانی
ولی دقیقا دلیلی که واسش اینجایی رو میدونی؟
بله دکتر
به صورت قانونی منو دزدیدن
کی؟
شوهرم
اینجا نوشته سه بار سعی کردی بکشیش
مسمومش کردی، از موادی استفاده کردی که تشخیصش تو ازمایش ادرار غیر ممکن باشه
شوهرت فهمیده و گزارش داده
و دکتر " دونادیو" تصمیم گرفته فوری بفرستت اینجا
همش غلطه
یه چیزی رو بهم بگو
خودت سم رو اماده کرده بودی؟
نمیدونم چه طور درست میشه - چه قد عجیب -
با اینکه مدرک شیمی داری
یه چیزی رو بهم بگو، دکتر
اگه در طول اقامتم اینجا، مثلا مجبور بشم عمل تخمدان کنم
تو یکی از اونایی که عمل میکنن؟
نه
عجیبه، با اینکه مدرک دکتری داری - تو حیطه تحصیلیم نیست -
حیطه ی منم سم نیست
هیچکدوم از حرفایی که اونجا میخونی رو باور نکن - پس باید حرف تو رو باور کنم؟ -
دادگاه منو اینجا نیورده چون به هیچ جرمی متهم نشدم
نه پیش دکتر دونادیو نه کس دیگه ای به جرمی اعتراف نکردم
هیچ اعترافی نمیکنم
اینجا بر خلاف خواسته ام زندانی شدم
همش تله اس
تله کی؟ - هلیدورو -
دلیلی واسه مسموم کردن شوهرم ندارم
با اینکه نمیتونم از انگیزه هاش چیزی بگم
میخوای بگی که شوهرت سعی کرده مسمومت کنه؟
اینجوریه؟ - اره -
واسه چی باید همچین کاری باهات بکنه؟
معلومه، واسه اینکه تنها مالک دارایی های زیادم بشه
اره
اگه که من سعی کردم شوهرم رو مسموم کنم، چرا اون به پلیس زنگ نزده؟
تا نذاره شرمنده بشی، و واست کمک بیاره
گزارش کردن من یعنی باید واسم قیم انتخاب بشه
تا اون بتونه دارایی هامو اداره کنه
بهش فکر کن، اینکه من سعی کرده باشم شوهرم رو بکشم اصلا با عقل جور درنمیاد
تو اعتراف کردی که حس خصومت نسبت بهش داری
هلیدورو احمقه، اره
ولی زیباییش
با هوشش رابطه معکوس داره
من واسه زیبایی ارزش زیادی قائلم، دکتر
بهت اطمینان میدم که دلیلی واسه
نابود کردن چیزه تزئینی قشنگی مثل شوهرم رو ندارم
"توهم خالص"
عذر میخوام - نه،"مونسه"، بیا تو -
مونسرات کاستل"، معاون ساختمونه "
تا اولین قدم هات راهنماییت میکنه
چیزه دیگه ای ام میخوای اضافه کنی؟ - اره -
میخوام بدونم مدیر الوار کی بر می گرده
فکر کنم دو سه هفته دیگه
نگران نباش، باور کن دست بهترین ادما افتادی
ساختمون خیلی بزرگه
چندتا بخش عمومی داریم
که تمام مریض ها تو طول روز می تونن بهش دسترسی داشته باشن
شامل چند هکتار جنگل بیرونم میشه
با اینکه بستری هستی
حس ازادی داری
مدیر کارگاه صنایع تولیدی رو ساخته، اسباب بازی ها
فکر میکنه این کار به بیمارها حس مفید بودن میده و به بهبودشون کمک میکنه
روان پزشکی مدرن
ساعت ده، تمام سلول ها تا فرداش بسته میشن
دنیای ما با قوانین زیادی اداره میشه
با اون چیزیکه بهش عادت داری فرق میکنه
تمام تلاشم رو میکنم قبولش کنم، مونسه
امیدوارم، چون الان مجبوری دوتا از سخت ترین هاشو انجام بدی
حلقه ازدواجم بدم؟
نمی تونی توی سلول هیچ وسیله شخصی داشته باشی
باشه
سیگار چی؟
می تونم یکی دیگم با فندکم روشن کنم؟ هاع؟
لطفا؟
"از میان آینه"
کتابم؟
کتاب چه صدمه ای می تونه بزنه؟ - نمی تونی هیچ وسیله شخصی داشته باشی -
لطفا، فقط یکی؟
خیلی خب، فقط یکی - این یکی -
"سندروم ها و نوع پارانویا"
امیدوارم قانون بعدی خیلی سخت نباشه
باز کن
شورتت
ببخشید؟ - شورتت -
دولا شو
فکر کن داری دستشویی میکنی، دولا شو، عجله کن
بیا اینو بپوش
بله؟
اره، داخله
داره لباس عوض میکنه
معلومه، باید شام بخوره
باشه
واسه مون اماده کردن
می تونیم شام بخوریم، بعدش من ببرمت سلولت
نه
گرسنه نیستم
اماده ای پس؟
لطفا در رو باز کن
اخرین نصیحت
بمحض اینکه از این در رد شدی، فراموش کن که اون بیرون کی بودی
اولش با اسمت شروع کن
اسمم چی مشکلی داره؟
آلیس گولد
قشنگه، ولی متفاوته، خیلی متفاوته
اینجا تمام بیمارها با هم برابرن
صبح تمام وسایلی که باید خودتو تمیز کنی رو میارن
میذارم استراحت کنی
اگه چیزی نیاز داشتی خبرم کن
لامپ ها خاموش
"کی فرستادتش؟ قاتل: تو اونو کشتی، نه من"
حتما یه اتفاقی اونجا افتاده
ولی پلیس به حرفم گوش نمیده
آلیس، لطفا کمکم کن
از اتفاقی که واسه پسرت افتاده سر درمیارم
"حادثه دل خراش خانواده دل المو"
!برگرد تو
!اوه
!گفتم برگرد تو
!باهام بیا، تو
!همه
همه، برگردین تو - اینجا چه خبره؟ -
یکی شروعش کرده
وقتی رسیدم، در تمام سلول ها باز بود
رفتن بخش حراست و از اونجا به ورودی اصلی رسیدن
میخوام در جلویی فورا بسته بشه
همین الان انجامش بده، اطراف رو کنترل کن
!ساموئل
یه مشکل دیگه اون تو داریم
!هعی، از سر راه برین کنار
تکون بخورین، بذارین مدیر رد بشه - کافیه -
...تو اینجا چی کار میکنی؟ مگه نگفتم
واسه درست کردن این مشکل به کمک همه نیاز داری، ساموئل
!همه رو بکنید تو سلول هاشون، برین
!همه برگردین تو سلول هاتون، یالا
!بریم
یالا، وقت دوشه
!زود باشین، خانم ها
بزن بریم
لگن هارو خالی کنین، خب؟
!زود باشین
!یالا
No comments yet. Be the first to leave one.