ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
اون بالهایی که اون بیرون ،توی دنیای انسانها هستن
،لوسی، اونا زیادی قدرتمندن تکهای از الهیت
الان دقیقاً میدونی که دلیل آسیبپذیریت چیه
الان این چاقوها رو باید به سمت کلویی دکر پرت کنم
خنجرهایی که
.توی کورههای جهنم درست شدن حساب نیستن همهمون میدونیم که اون خنجرها زخمی میکنن
از جون من چی میخوای مالکوم؟
قراره بری توی بایگانی مدارم
و یه چیزی برای من قرض بگیری
اون چیه؟
این سکهی پنطیکاستال منه
بنظرم میتونی ازش استفاده کنی تا از جهنم بزنی بیرون
اگه بهم شلیک نکنی، مال تو میشه
اهریمنت رو فرستادی که من رو بکشه
اگه فقط کاری که ازت خواسته شده بود رو انجام داده بودی، من الان خونه بودم
کافیه! شما جفتتون ازم سوءاستفاده کردین. بفرمایید
بزنین همدیگه رو بکشین
شیطان اینجاست. شیطان اینجاست
مورنینگاستار". عجب"
احتمال داره کسی داره این کارا رو از طرف اون انجام میده
یا شاید اونم از یه طریق دیگه تو این قضیه دست داره
تو اینکارو کردی. تو اون آدمها رو کشتی
من اینکار رو برای تو کردم. خوشحال نشدی؟ - چرا باید خوشحال بشم؟ -
آخرین جایی که واعظ توش دیده شده نزدیک لاکس بوده
دستات رو ببر بالا
لوسیفر مورنینگاستار، شما بازداشتید
بیخیال، کاراگاه
امکان نداره جدی جدی باور کنی که
من این یاغیِ رقتانگیز رو کشتم
مهم نیست من چی رو باور میکنم
تنها چیزی که مهمه همینه، کاراگاه
دستهات رو بالا بگیر و خودت رو تسلیم کن
خندهدار نیست، لوسیفر
نیست؟
بنظر من
این بزرگترین جوکیـه که در تمام عمرم شنیدم
!خندهدارترین جاش هم اینه که مقصر من شدم
مسالمتآمیز بیا
...میریم به اداره
نه
نمیریم
چیکار میکنی؟
دارم نقشم تو این قضایا رو قبول میکنم
تمام گناهان انسان تقصیر شیطانه، درسته؟
من فکر میکردم تو یه جور دیگه فکر میکنی ولی اشتباه میکردم
تو هم دقیقاً مثل بقیهای
،خب
چرا یه قتل دیگه به قتلهای بیشمار دیگه اضافه نکنیم؟
ما قصدمون همچین چیزی نیست، لوسیفر
یالا. منتظر چی هستین؟
آدم بده رو میخواستین. خب، الان جلوتون وایساده
!کادوپیچ شده مخصوص خودتون
دیگه جلوتر نیا
!تو
تازهکار
زودباش. با گلوله من رو سوراخسوراخ کن
که بتونین برین خونه و یه آبجوی خنک بزنین تو رگ
!و در مورد خودتون احساس بهتری داشته باشین
بهش شلیک نکن. اون غیرمسلحه
اوه، تو که نمیدونی. شاید یه تفنگ داشته باشم
!دستات رو ببر بالا
!بزن
!نزن
الان چی شد؟
محدوده رو بگردید
نمیتونه دور شده باشه
میشه به کسی نگیم
الان من رو مثل یه بچه بغل کردی آوردی اینجا؟
میخواستی اونجا چیکار کنی؟
یه مرگ آبرومند؟
حداقل یه مرگ خوب و پرسروصدا
ولی بعدش مثل همیشه اومدی و همهچی رو خراب کردی
چرا سریع اومدی و جلوی مرگم رو گرفتی؟
نمیخواستی بذاری یکی دیگه من رو بفرسته به جهنم، بخاطر اینه؟
،خب، مژده بده برادر لازم نیست من رو بکشی
چون دیگه اینجا کاری ندارم
...رو زمین خوشگذرونیهام رو کردم، و
دیگه دلیلی نداره که اینجا بمونم
تو بردی
با خواست خودم میام
...خواهشاً فقط
من رو برگردون به جهنم
نه
هی. لوسیفر چی شد؟
نشنیدی؟
چه اتفاقی براش افتاد؟
ناپدید شد. داره فرار میکنه
آخ
بده ببینمش
تا حالا همچین چاقویی دیدی؟
آره. من میارمش اداره
مراقب باش. بدجور تیزه
عالیه
هی
باید باهات حرف بزنم
میدونم الان حرفام مسخره بنظر میاد
مخصوصاً بعد از اتفاقی که الان افتاد
ولی فکر کنم لوسیفر بیگناهه
کلویی لوسیفر همین دو ساعت پیش با متوفی
درگیر شده بود. جفتمون دیدیم
میدونم. فقط حرفم رو گوش کن
باشه؟ وانمود کن لوسیفر رو نمیشناسی
از این تیکهش خوشم اومد - مظنون ما -
صاحب یه کلوپه که دوست داره خودش رو بعنوان شیطان معرفی کنه
حرفها دلیل بر بیگناهیش نیست
،اون مردیه که خواستههاش رو با آغوش باز میپذیره با اشتیاقش زندگی میکنه
حالا به جسد فکر کن. انگار اعدام شده بود
یه گلوله خالی شده تو سرش
اشتیاقی تو این کار دیده نمیشه
به اون نمیخوره - پس یه پاپوشه -
کیه که بخواد واسش پاپوش درست کنه؟
نمیدونم - ،کاراگاه -
احتمالاً آلت قتاله رو پیدا کردیم
خیلیخب. ببرش واسه آزمایش اثر انگشت و دیانای
بله، خانم - ممنون -
اثر انگشت لوسیفر روی اون تفنگ هست
تو که نمیدونی - میدونم -
اینم میدونم که حق با توئه
لوسیفر بیگناهه
چی؟
کلویی، باید حرف بزنیم
یه جای دیگه
نمیخوای من رو برگردونی جهنم؟
همون چیزی که این همه مدت میخواستی
مشتی که به سرت زدم
زیادی محکم بود؟
میز راست میگفت، لوسی
ما ازش سوءاستفاده کردیم
مالکوم هم همینطور. آدمها
بخاطر ما مُردن
بخاطر تو، منظورته؟
آره. بخاطر من
صحیح
برادر، حالا به هر دلیلی من راهم رو گم کردم
نفهمیدم کارهام چه بهایی دارن
و اینکه واقعاً چقدر خودخواهانه بودن
ولی، لوسی، الان چشمام کاملاً بازن
و باید این ماجرا رو درست کنم
میدونی، راستش بنظرم این روی تو از روی عصبانیـت
ترسناکتره
،باید مالکوم رو پیدا کنم
و باید برشگردونم به جهنم
کمکم میکنی، برادر؟
سر راهمون آخرین گوشمالیمون رو هم بدیم
بنظر من که حال میده
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "
بعد از بارون هیچی به اندازهی یه پیرهن نو نمیچسبه
این بو چیه؟
شمع مشک استوایی
ای خدا، چه فداکاریهایی کردی برای اینکه وانمود کنی یه روانشناسی
آره، از عطرش خوشم میاد
البته که خوشت میاد - ،خیلیخب -
میشه لطفاً تمرکز کنیم؟
خب نقشهی تو برای پیدا کردن مالکوم چیه؟
نقشهی من؟
آره - خب من فکر میکردم -
خبرهی نقشه قتل کشیدن تویی
،شایدم اونقدرا خبره نیستی با توجه به اینکه من هنوز زندهام
،که بخاطر همین هم آوردمت اینجا
که بتونیم یه نقشه بکشیم
صحیح. خب، بیشتر بنظر میاد تو میخوای
.همهی کارهای سخت رو بندازی گردن من ،خب این چطوره؟ قدم اول
زمان رو به عقب برگردون و انقدر اوضاع رو قاراشمیش نکن
میدونی، یدفعه یادم افتاد که چرا میخواستم
تو رو بکشم
لوسی، مشکلت چیه؟
.اوه، چه سوال خوبی پرسیدی دکتر ،خب، میدونی
قضیه از این قراره که برادرم سعی در کشتن من داشته
و حالا میخواد باهام همکاری کنه
ولی بنظر نمیاد بتونیم با هم جور بشیم
بیشتر بخاطر اینکه اون یه چلغوزِ از خود راضیه
سلام
اوه، شرمنده دکتر کینن
متوجه نشدم که با بیمارتون
جلسه... لوسیفر؟
باورم نمیشه
داری بیمارم رو ازم میدزدی
نه به اون صورت
راستش، شاید تو دقیقاً همونی باشی که ما نیاز داریم، دکتر عزیزم
حقم بود
بهم دروغ گفتی
دیگه حتی نمیشناسمت
با خونسردی به یه آدم شلیک کردی
مالکوم رو زدم که از تو محافظت کنم
!هر چیزی که توی پالمتو دیدم، حقیقت داشت
تو گذاشتی اونا فکر کنن من دیوونهام
...هیچوقت نمیخواستم - گذاشتی با خودم فکر کنم که دیوونه شدم -
متأسفم
نمیتونی متأسف باشی
اگه میتونستم برشگردونم، اینکارو میکردم
!نمیتونی برشگردونی
میدونم
ولی میتونی این ماجرا رو درست کنی
چطوری؟
ثابت کن لوسیفر بیگناهه
کجا داری میری؟
لوسیفر فکر میکنه من ولش کردم
باید پیداش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.