Girls

Girls

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 5

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Girls - 05x06 - TvWorld Info
കമന്ററി എഴുതിയത് DataHD
►֍ Atrin021 ֍◄ TvWorld.Info

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-12-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 22
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـی‌کـنـد»

Girls - Season 05 Episode 06 95 / 09 / 29 " وحشت در پارک مرکزی "

چرا بهم زل زدی؟

منظورت چیه ؟

بهم زل زدی خب

بهت زل زدم؟

خیلی خشن گیتار میزنی

کجاش خشن بود

یه قطعه ی رومانتیک ـه - خیلخب بابا -

جالبه که از ظهر تا حالا هیچی نگفتی

خب دعوامون شده ها، منم نمیخوام باهات حرف بزنم

... خب - ... یجورایی معنای -

دعوا کردنم همینه دیگه - یجورایی سرد شدی باهام -

نه سرد نشدم، از دستت عصبانیم - درسته -

خب نمیشه حداقل این حس رو بهم بدی که اینجا باهامی ؟

نمیشه حداقل باهام ارتباط داشته باشی ؟

نه نمیخوام باهات ارتباط داشته باشم یکم فضا میخوام

خب من که فضا نمیخوام، چون عاشقتم

میبینی " دزی " این خودش یه مشکل بزرگ ـه

که کلا به چیزی که من میخوام، اهمیتی نمیدی

صحیح، پس به خواسته ت اهمیتی نمیدم ؟ - آره اصلا هم اهمیت نمیدی -

چیه، نکنه میخوای وانمود کنم که چیزیم نیست؟ هان؟

... و کلا هم احساساتم رو بریزم دور

و بغلت کنم و باهات سکس داشته باشم ...و بهتم بگم که فوق العاده ای

و اینکه چقدر عاشقتم ؟ آره؟ - به نظرم که خیلی خوب بودا -

فکر کنم تو هم اینطوری خوشحال میشیا - خدای من -

نه - صبر کن -

... میدونی همین الان

دست زدن منو پس زدی دیگه ؟ - نه اینکار رو نکردم -

تو منو پس زدی، انگار که یه هیولام

وای خدای من - میدونی چیه ؟

... همه ی این ماه هایی که با هم بودیم، هرگز

خوابشم نمیدیدم که انقدر بیرحم باشی

بی رحم ؟ - آره -

خدایی جدی گفتی اینو ؟

بی رحم؟ نخواستم امروز صبح رو باهات بگذرونم و شدم بی رحم؟

وایی پسر، حتما شوخیت گرفته

میخوام بمیرم

نه نمیخوای، نمیخوای که بمیری - معلومه که میخوام، اصلا میخوام بکشم خودمو -

نه خودتو نمیخوای بکشی ... بیشتر از اینا ترسویی که

که خودت رو بکشی - قلبت رو به روی من باز کن -

بلا " قلبت رو همین الان، به روی من باز کن " - بسته دیگه -

!به روت باز هست

!بلا

بهت گفتم یا نه؟ دیدی داره میاد

چطوری؟ خوشحالم از دیدنت - بیا دیگه عزیزم -

دخترـه ی لعنتی، دقیقا میدونم چطوری مخت رو بزنم

سلام

سلام

داشت منو نگاه میکردا - گندش بزنن -

میشناسیش ؟ - آره میشناسمش، الان برمیگردم -

کجا میری ؟ - ...مارنی؟ مارنی -

" مارنی "

سلام

سلام

ببین، میدونم خیلی عجیبه

ولی باهام حرف بزن، باشه ؟

ازدواج کردما

اوه، این که عالیه

آره خیلی هم عالیه - درسته -

آره، ببین فقط بهم بگو چته خب

عالیه، عالیه

داره دیرم میشه

هی

پس ازدواج کردی دیگه؟

آره - خیلی خوبه -

جدی میگما، واقعا خیلی خوبه

قبلنا خوب بود

منظورم اینه که داشت خراب میشد ... و بابام پیشم نبود، ولی

ای بابا

خب کی همراهیت کرد پس ؟

عمـــو م

باب " یا " ران " ؟ "

باب و ران رو یادته مگه ؟

معلومه که یادمه، باب یه عوضی بود

خب، ران همراهیم کرد

... باشه خب، ران

اون کتر از یه عوضیه، یجورایی نابودگرــه

این برعکسشه

خب، سر کار و کاسبیت چی اومد؟

کدوم یکیش؟

کار و کاسبیت؟ همون برنامه هه؟

!آهان ... کدوم یکیش؟

اون آشغال رو میگی، خب زیاد به من نمیخورد، میدونی منظورم اونجور زندگی ــه

... اینجور شده بود که ناهار چی چی سفارش بدیم و

با کی بخوریمش، مزخرف بود

پس " پرویش و جیک " ازت خریدنش؟

نه، نه، نه، میدونی یه کار قانونی بود که از بین رفت و منم چیزی گیرم نیومد

ولی زندگی هنوزم ادامه داره، نه؟ - همینطوره -

صبر کن دیگه داداش - چیه؟ چیه باز؟ -

بهتون گفتم که دارم با دوستم حرف میزنما - پس اینطوریاس ؟ -

... خیلخب بابا، ولی اون مورد رو

امشب انجام میدیم دیگه؟ - آره -

پس قراره اونقدری پول گیرت بیاد که یه چند هفته ای تامینت کنه دیگه؟ آره؟

لازم نیست اینا رو بهم بگی، خودم میدونم چیکار کنم

فهمید بابا، فهمید، حله داداش، خیلخب؟

آره حله - چارلی، معرفیمون کن دیگه -

نه ریپز، قرار نیست معرفیت کنم

بعدشم همینطوری نگو معرفیم کن که انگار خیلی خوشت میادا

ریپز؟ - ســـلام

اسمت ریپز ــه؟ از " داستان غربی " برش داشتن؟

و اینم به این معناست که تو هم ماریای منی

آره بابا، من که عاشق حل کردن مشکلاتی مثل ماریا هستم

ایش، اصلا راه خوبی واسه ادامه ی مکالمه نبود

اوه

خیلخب - ما دیگه میریم داداش -

هی بازم ممنون، مراقب خودت باش

هی، هی، هی، گرفتیش - خیلخب بابا -

فهمیدم، فهمیدم، خوب رفتار کن - خیلخب -

خداحافظ رفیق، خداحافظ رفیق - خداحافظ پسرا -

بریم، بریم، بریم - از دیدنت خوشحال شدم -

از دیدنت خیلی خیلی خوشحال شدم - منم از دیدنت خوشحال شدم ریپز -

شرمنده

تو خب ... متفاوت حرف میزنی

من ... منظورت چیه؟

لهجه ت مثل قبل نیست

حرف زدنت فرق کرده - نه -

نه بابا، فقط منو قشنگ یادت نیست

رای " ؟ تو رو یادم نیست دیگه رای؟ "

هی، میخوای تا یه جایی باهام بیای؟

کجا؟

یه جایی دیگه

خب کجا ؟

یه مهمونیه، تو بالاشهر

شامپاین و کلی چیزای دیگه هم هست

...شامپاین واسه دوستای واقعیم - درد واقعی واسه دوستای قلابیم -

وایستا ببینم، جدی میگی؟ - آره بابا -

چرا باید با تو جایی بیام؟

میدونی دیگه بعد از اینکه گفتی دوستم نداری ندیدمت

... و گفتی که من " یه بچه ی بد اخلاقم که

" تو زندگیم جز ازدواج کردن چیزی رو نمیخوام

دقیقا همین رو گفتی - درسته -

و حدس بزن چی شده؟ الان شدم زن یه نفر

ولی هنوزم زندگی مزخرفی دارم پس در موردم اشتباه میکردی

یه آشغال به تمام معنایی

... خیلخب مارنی، میدونی - نه، نهَ، نه -

جدی میگم، چارلی تو یه مسئول فروشی - خیلخب -

...و آره احتمالا منو یه احمق فرض میکردی

وقتی 22سالم بود

هرکی که 22سالشه یه احمقــه

بعدش جنابعالی اومدی و تو مسابقه احمق بودن منو شکست دادی

خوش به حالت، ریدی به هیکلم

خیلخب

خب، عذر میخوام

ولی اونموقع وضعم زیاد خوب نبود

پدرم ... پدرم فوت کرد

چی؟

خودکشی کرد، در واقع خودش رو حلق آویز کرد

لعنتی - آره -

نمیدونستم، خیلی خیلی متاسفم

نه میدونی، من شرمنده م

همه ی کاری که میتونم بکنم " اینه که بگم " شرمنده م

...ولی گوش کن ... میشه باهام بیای

فقط باهام بیا به این مهمونی

قول میدم اذیتت نکنم فقط یکم باهم میپریم

خواهش میکنم - خیلخب -

خدایی؟

خیلخب، باشه، خوبه، خوشحالم

فکر کنم باید یه لباس واست جور کنیم

خیلخب

مارنی - بله ؟ -

اینا رو امتحان کن - ... خدای من ... من -

نمیشه همه ی اینا رو امتحان کنم - معلومه که میتونی -

فقط دارم بهت حق انتخاب میدم عزیز دلم میفهمی چی میگم دیگه؟

فقط بهت حق انتخاب میدم بازم میارم واست

حق انتخاب - خیلخب -

هی

هی دستشویی دارین ؟

دارم وسایل میخرم ازتون الانم باید برم دستشویی

آره خب، یه رستوران مکزیکی همین بغل هست

فقط باید ازشون نوشابه ای چیزی بخری

آه، خیلخب

!مارنی الان برمیگردم - خیلخب -

این لباس ــه خیلی بهت میاد

خیلی ممنون حس میکنم شبیه این عروسکای باربی شدم

نه بابا، خیلی هم خوب شدی همه همین تیپ و قیافه رو میخوان

اون پسرــه دوست پسر سابقم ــه

دو سالی میشد که ندیده بودمش

تا حالا یا بهتر بگیم تا قبل از اومدنمون به اینجا

بدون هیچ توضیحی ولم کرد و رفت الانم من ازدواج کردم

اونم با یه مرد کاملا متفاوت که تو آهنگسازی همکارم ــه

خیلی هم خوب - میدونم شاید تعجب کرده باشی -

که چطوری تو این مدت کوتاه کارمون به اینجا کشیده

... آره، فقط 25و نیم

سالمه - نه حق با توئه -

ولی یجورایی برنامه های بیشتری واسه زندگیم دارم

حس میکنم که میخوام دیگه زن نباشم

و از دستایی که لمس کردم و دستایی که لمسم کردن دور باشم

به نظرت درسته ؟ - وایـــــی

هی، خدای من، عالی شدی - واقعا؟ -

... مطمئنی ؟ نمیدونم - عالیه، مطمئنم -

نه، فوق العاده شدی خیلخب، بزن بریم

باشه ؟ چند شد ؟ - چی؟ پاشنه میخوام -

و چیزایی شبیه اون - مهم نیست، نه، نه، نه -

!خیلی هم خوب شدی، منتظرمونن داری چیکار میکنی؟ -

اینجا چیکار میکنیم ؟

یه رفیقی دارم که ازم خواسته بیام

چه نوع رفیقی ؟ همه ی کسایی که اینجان بالای 150سالشونه

فقط یه لحظه صبر کن، باشه؟ - امکان نداره -

فقط یه لحظه

More Farsi Persian subtitles for Girls

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left