ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...قبلاً در "فرينج" اتفاق افتاد
نه، نه، نه، نه
دخترمون زندگيش رو فداي آزادي ما کرد
و حالا ما هم بايد زندگيمون رو فدا کنيم تا مطمئن بشيم
کار اون ارزشش رو داشته
منم اينو مي خوام
نمي خواستم زياد بمونم
فقط بايد مي ديدمش
اشکالي نداره که بياي اينجا فقط بهم بگو
مي خوام بفهمم که تو چه رنجي مي کشي
حق با توئه
توانايي اونها بوسيله فن آوري ايجاد شده
خب، سلام
تو هيچي نيستي
اگه اين فن آوري رو داشتم ده برابر تو توانايي داشتم
فهميدم چيکار کردي
متوجه نيستي که چه بلايي داره سرت مياد
!ببخشيد
مولر" اونجاست"
بهش خبر بده
با ما بيا
يه چيزي هست که مي خوام نشونت بدم
تو يه قرار داري - نبايد دير کني -
اين زياد طول نمي کشه
!زود باش
!هي، از سر راه برو کنار
!برو
!اين دنياي شماست
هي، آقا، کمک مي خواي؟
!اه، زودباش
!ببخشيد
پيتر"، چي شده؟"
آنيل"، مي خوام تو يه کاري" کمکم کني
M با افتخار تقديم مي کند
Mi با افتخار تقديم مي کند
MiL با افتخار تقديم مي کند
MiLa با افتخار تقديم مي کند
MiLaD با افتخار تقديم مي کند
چرا انقدر طولش دادي؟
الان دو ساعته که رفتي
به اون اندازه اي که فکر مي کردم اهل معامله نبود
يه کم طول کشيد تا قانعش کنم
"گازوئيل" بجاي "نئون هليوم" به نظر من که معامله منصفانه ايه
فقط چهارتا گرفتي؟
خب، بايد کافي باشه
تو برگشتي
"اه، عاليه، "پيتر
سوخت بيشتر براي ليزر
بعد از صبحونه مي بندمش
کارو شروع کن
دنيا خود به خود نجات پيدا نمي کنه
عجله کن
تو بدون من رفتي
مي خواستم که باهات بيام
.خيلي زود بود تو هم خوابيده بودي
نمي خواستم بيدارت کنم
اينجوري هم مي شه گفت
اما به معناي اينم هست که تو دوباره نخوابيده بودي
.درسته نتونستم بخوابم
اما خوبم
"تو بايد بخوابي، "پيتر
مشکلي نداريم
اين نوار شماره پنج از نقشه من براي شکست "تماشاگر"هاست
اين چيزيه که شما بايد بدست بيارين
اين استوانه ها توسط مهاجمين طراحي شدن
اونا هدايتگرهايي هستن که بهشون اجازه مي ده
جاهاي مختلف رو در فضا-زمان پيدا کنن
شما به دوتا از اونا احتياج دارين
اينجا جاييه که مي تونيد پيداشون کنين
من اين ساختمون رو ميشناسم
اين يکي از آزمايشگاه هاي ما تو "کلوين ژنتيکز" بود
بلي" و من طراحيش کرديم"
از ورودي شرقي
در امتداد راهرو دو در زرد وجود داره
اونا به پله ها ختم مي شن
در پايين پله ها
شما يک انبار مخفي پيدا مي کنين
که مال "ويليام بل"ه
در زمان ضبط اين نوار
بل" دوتا از استوانه هاي" تماشاگر"ها رو"
در اون انبار مخفي کرده
شما بايد اونها رو بدست بيارين
درها از پولاد محکمي ساخته شدن
و فقط بوسيله دست "بل" باز مي شن
والتر"، براي همينه که وقتي از "کهربا" رها" شديم تو دست "بل" رو بُريدي
.گفتي که اين براي انباره .پس براي همين بوده
اگه نتونين "بل" رو پيدا کنين
،يا بفهمين که اون مُرده
...شما بايد اون انبار رو
پس براي همين بود که اونم با ما تو "کهربا" بود
من بهش احتياج داشتم تا به استوانه ها برسم
آزادي شما وابسته به اونه
والتر"، اين تنها دليل نبود"
خب، قبل از حمله
تو با "بل" صحبت کردي
اون گفت که مي خواد تو شکست تماشاگر"ها کمکت کنه"
و اينکه مي دونه اين مسئله چقدر مهمه
و بعدش به هممون خيانت کرد و رفت سمت اونها
يه چيزايي در اين مورد يادمه
اون اومد و من بهش اعتماد کردم
يه نفر ديگه اي هم بود
.يه لهجه اي داشت .من رو شکنجه کرد
مدام ازم يه سوال رو مي پرسيد
...هي ميپرسيد "امنه؟"
بعدش من فرار کردم و "بل" کمکم کرد
و برگشتيم جاييه که ازم بازجويي شده بود
اون براشون کار مي کرد !اون براشون کار مي کرد
والتر"، اينا ديالوگ هاي فيلم "ماراتن"ه"
تو "بوستون" بهم زنگ زدي
گفتي که داري آماده اجراي نقشه مي شي
اما به کمک من براش احتياج داري
بعدش من رو فرستادي "به ايستگاه "گرند سنترال
که دستگاه هم ساز فکري رو بردارم
و وقتي من به تو و "استريد" رسيدم
تو با "ويليام بل" بودي
اما بعدش "تماشاگر"ها مارو پيدا کردن
و فهميديم تنها راهي
که اونا تونستن مارو پيدا کنن
از طريق اون بوده اونموقع بود که خودمون رو تو "کهربا" گير انداختيم
حالا اگه "بل" به "تماشاگر" ها خبر داده
از کجا مي تونيم مطمئن باشيم که استوانه ها هنوز اونجان؟
يا حتي اصلاً اونارو داشته يا نه؟
بياين بريم به اون انبار و بفهميم
"ليزر رو روشن کن، "اگنس
بيا اون دست رو از "کهربا" در بياريم
اه، خداي من
همينه "والتر"؟
آره
قديما اونجا مواد مي زدم و ورود کشتي ها به بندر رو تماشا مي کردم
اين ورودي شرقيه
درهاي زردي که به انبار زيرزميني ميره
يه جايي همين جاهان
درها اونجان
پيتر"؟"
از نظر مهندسي ميگم که بايد اونجا باشن
نه، "پيتر"، گوشِت
وقتي داشتيم جلوي محموله تماشاگر" ها رو مي گرفتيم"
پيتر" يه ضد ماده با "آر.پي.جي" شليک کرد"
فکر مي کني ممکنه شدت انفجار به گوشش آسيب رسونده باشه؟
وضعيت شنيدنت چطوره، پسرم؟
.شنيدنم خوبه خوبم. جدي مي گم
وقتي برگشتيم آزمايشگاه حتماً مي خوام که معاينه ات کنم
به چي فکر مي کني، "استريد"؟
ما چندتا ضد ماده ديگه داريم
شايد بتونيم ازشون استفاده کنيم
که راه ورودي رو باز کنه
ضد ماده بيش از اندازه انرژي مصرف مي کنه
نه فقط خرابه ها بلکه انبار زيرش رو هم از بين مي بره
آنيل" چطور؟"
اونا نيروي انساني دارن
شايد "مقاومت" کمکمون کنه
بايد از ماشين هاي سنگين استفاده کنيم
تا راه رو باز کنيم اون خيلي جلب توجه مي کنه
از توش رد مي شيم
آنيل"ه"
منظورت چيه، از توش رد مي شيم، "والتر"؟
چطور پيش رفت؟ - نتونستم کيف رو بهش بدم -
چي شده؟
من اون کچل رو تا پارک دنبال کردم
همه کارايي که گفتي کردم
بايد مي ديدي که رو صندلي نشسته
و مي ديدي که بلند مي شه و کيفش رو يادش ميره
بايد اونموقع نزديک مي شدي
و اوني که دستت بود رو تحويلش مي دادي
"اون هيچوقت کيفش رو يادش نرفت، "پيتر
اون رو صندلي نشست و من ديدم که بلند شد
اما کيفش رو هم با خودش برد
اين امکان نداره
همونجا وايسا دارم ميام پيشت
بايد "نينا شارپ" رو ببينيم
والتر" فکر مي کنه اگه بتونيم"
ساختار مولکولي بتون رو تغيير بديم
اونوقت شايد بتونيم از بين ببريمش
نينا" براي وزارت علوم کار مي کنه"
به فن آوري هاي پيشرفته دسترسي داره
خيلي خب، شما بريد با "نينا" حرف بزنيد "منم بايد برم پيش "آنيل
چرا؟
نمي خواست پشت تلفن حرف بزنه
فقط گفت که مهمه
دوباره اون قيافه رو گرفتي
کدوم قيافه؟
قيافه اي که مي گه "من نگرانتم"
بايد باشم؟ - مطلقاً نه -
بريد با "نينا" صحبت کنين
من خودم مي رم
خانم "شارپ"؟
خانم "شارپ"؟
تمام قرارهاي بعد از ظهر منو عقب بنداز
يه مدتي تو دفتر نيستم
هيچوقت فکر نمي کردم دوباره ببينمت
اوضاعتون چطوره؟
سخته
...اما داريم طبق نقشه "والتر" پيش مي ريم
"به خاطر "اتا
بهتون تسليت مي گم
اتا" براي من خيلي عزيز بود"
...و وقتي "فيليپ" بهم گفت
خيلي دلم مي خواست بيام پيشتون
اما ترسيدم که اين کار امنيتتون رو به خطر بندازه
مي دونم
No comments yet. Be the first to leave one.