ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اسم من "الیور کوئین"ـه به مدت 5 سال
توی یه جزیره گیر افتاده بودم ... و تنها یک هدف داشتم
که اون هدف، 'زنده ماندن' بود
الیور کوئین" زندست"
حالا میخوام آرزویی که پدرم هنگام مرگ داشت رو براورده کنم
از لیست اسامی ...که اون برام بجا گذاشته استفاده کنم
و افرادی که شهرم رو مسموم کردند از بین ببرم
برای انجام اینکار باید به یه آدم دیگه تبدیل بشم
باید به یه چیز دیگه تبدیل بشم
... آنچه گذشت
ازت میخوام توی تحقیقات علیه قانون شکن باهام کار کنی
!ممنون، قربان
تازه اولشه توی شش ماه
نظر سازمان به اونچه که این شهر باید باشه
کاملاً قطعی میشه
هزاران آدم بی گناه می میرن
و تو کَکِک نمی گزه
اینطور نیست
احساس پیشرفت می کنم
...خب
چه کمکی از دستمون برمیاد ؟
مالکولن مرلین"، می خوام واسم بکشیش"
این کمان های سیاه استحکام کمان های قانون شکن رو نداره
یه چیزی با عقل جور در نمیاد
با یه مقلد سروکار داریم
منظورت چیه که هلی کوپتر تقریباً داره میشینه ؟
!گزارش پرواز که میگه نباید تا 20 دقیقه دیگه برسه
!پس باند هلی کوپتر رو مسدود کنید
"همین الان نشستم توی "استارلینگ سیتی
همونطور که توافق کردیم نصفیش اول کار، نصف دیگه هم
وقتی که کار تموم شد
ممنون
نگران نباش
... اون مَرد به خوبیه
"گویلرمو باررا"
این شهر رو ناامید کردی
واسه خودت خوب شهرتی دست و پا کردی
و تو هم باید اونور آب می موندی
بهش فکر کردم --ولی آخه بعدش یادم اومد که
منم واسه خودم شهرتی دارم
WEB-DL تنظیم با نسخه مهدی مقدسی
AliRezA P. & S@eideh
!اه
حقه اش اینه که وزنت رو بطور مساوی
روی بدنت پخش کنی
فکر می کردم حقه اینه که از دعوا دوری کنم
"آره، خب، "استارلینگ سیتی از اون نوع جاها نیست که
با حرف زدن بتونی از مخمصه خلاص بشی
بعلاوه، اگه میخوای با ما کار کنی
اینکه بدونم خودت تنهایی میتونی از عهده اقلاً بعضی کارا بربیای
میتونم با خیال آسوده تری بخوابم
چطور پیش رفت ؟
واسه اون به بدی تموم شد اون' کیه ؟'
یه آدم کش اجیر شده که با چاقو رابطه نزدیکی داشت
اسمش "گویلرمو باررا" بود
بود ؟
پس میتونیم راجع به هدفش ازش سوال بپرسیم ؟
نه
برای همین ازت میخوام موبایلش رو هک کنی
باررا" در سطح جهانی کار میکنه"
آدمای معروف رو به قتل می رسونه
و هرکاری که واسش اجیر شده بوده
خاتمه پیدا نکرده
باید خیلی زود بفهمیم که برای کشتن کی اینجا بوده
شاید هنوزم کسایی در خطر باشن
باشه ؟ - رو چشمم -
باید برم "مک کنا" رو ببینم
خوبیش اینجاست که توی باند هلی کوپتر تورو ندیده
شاید فکر خوبی نباشه که عاشق پلیسی بشی
که داره دنبال خودت می گرده
خب، این چیا واسه ما قانون شکن ها حکم جیب بری رو داره
چهار تا زدی
خب، هرچی باشه توی فرار کردن کارم بهتره
چی شده یدفعه به فکر تمرین افتادی ؟
دیگه چه کاری هست که باید انجام بشه ؟
خب، میتونیم سعی کنیم به یه راه فرار دیگه از جزیره فکر کنیم
راه دیگه ای درکار نیست
اگه بود من پیداش کرده بودم
نمی تونیم همینجا بشینیم
و منتظر "فایرز" بشیم تا بیاد و بکشتمون
یه فکری داشتم
اگه بری توی جنگل
...و تا میتونی چوب خیزران جمع کنی
آره ؟
می تونیم واسه خودمون قایق درست کنیم
مثل همون کاری که توی جزیره "جیلیان" انجام دادن
دستگاه خراب ـه
درحین سقوط به این روز افتاده
سعی کردی ازش استفاده کنی ؟
من توی درب و داغون کردن بیشتر واردم
پدرم یه ناخدا بود
و تعمیر و نگهداری های خودش رو انجام میداد
خب به این امیدی که تعمیر و نگهداری هواپیما ارثی ـه ؟
نه، بهش کمک می کردم و خودمم خوشم میومد
بعدش دیگه واسه خودم استاد شدم
پس شاید بتونم کاری کنم که بی سیم کار کنه
باید واسه مبارزه ای که
بدون شک پیش رو داریم تمرین کنی
ینظرم توی درست کردن بی سیم شانس بهتری داشته باشم
سلام
ببخشید دیر کردم
نه، من دیر کردم توی دفتر گیر افتادم
منم همینطور، وووه
خوشگل شدی
اووه
باید بریم داخل
آره
بنظر نمیاد که میخوایم بریم داخل
خوش آمدید
تولدت مبارک رفیق ممنون
اوه، بنظر "چتنف دی پاپ"ـه
خودم واسه اولین باره که می خوام ازش بخورم
دوست واقعی هستی ممنون
تامی" ، "مک کنا هال" رو که یادته"
مال همون قدیم ندیم هاست - که دوباره برگشته -
"الی"
سلام - سلام -
...لارل"، ایشون"
مک کنا هال" هستن"
از توی دادگاه همدیگه رو می شناسیم
حالت چطوره جناب وکیل ؟
خوبم، بازرس
من برم سرشو باز کنم - بفرمایین داخل -
چه آپارتمان خوشگلی چقدر جا بازه
اوه، چه نازه
اینجا چند سالته ؟
خب درواقع اون خواهرم "سارا"ـست
وای، خیلی عذر میخوام
نه، نه، طوری نیست
نمیدونم چرا پدرم اون قناری رو واسش خرید
صبح تا شب جیک جیک می کرد
همه ـمون رو دیوونه کرده بود
خب اینم از اولین پیک
که به سلامتی اولین تولدی که بعد از مدت ها لذت بردم
می خوریم
که تازه بهترین دوستم برگشته
...و
بلاخره فهمیدم که چرا شاعرا
واسه چند هزار سال اخیر توی کار و کاسبی دخیل بودن
تولدت مبارک، عزیزم ممنون
به سلامتی به سلامتی
به سلامتی
فکر کنم غذا رو آوردن - آها، باشه -
وای خدایا شکرت اون آشپزی نکرده
آمین
"آقای "مرلین
"لارل" میتونم بیام داخل ؟
الیور" ؟"
"آقای "مرلین
داشتم سعی می کردم باهات تماس بگیرم
تو اینجا چیکار می کنی، بابا ؟
"تولدت مبارک، "تامی
چند دقه مارو ببخشید
خواهش
میخواستیم غذا بخوریم نمیتونم بمونم
خب، همینطوره چون دعوت نشده بودی
دارم توسط "گروه شهری استارلینگ سیتی" تجلیل میشم
میخوان جایزه سالیانه بشر دوستانه ـشون رو به من بدن
آدم کم آوردن که اینو میخوان بدن به تو ؟
دوست دارم اونجا باشی اگه می تونی
صد درصد مطمئنم که سرم باید شلوغ باشه
شاید باورت نشه
ولی همه ی چیزی که واست می خواستم "شادی" بود
اگه این قراره تنش های بین مارو تسکین بده
اون تحریم هایی که کردم رو برمیدارم
پولت رو جمع کن، بابا
دیگه بهش نیازی ندارم
هنوزم دوست دارم که به اون رویداد بیای
واسه من خیلی ارزش داره
میدونی چیه، بابا ؟
گاهی اوقات، اون آدم هایی که ...بیش از بقیه دلت میخواد حضور داشته باشن
نیستن
خودت یادم دادی
چندبارم یادم دادی
"سلام، "لاتون
می بینم که اون تیزی سابق رو نداری
اوه، میدونستم که اونجایی
فقط اینکه منو بکشی واسم مهم نبود
چی میخوای ؟
اداره ـم تعهد بسته
تا یه آدم والا رتبه رو به طور قطع از روی زمین محو کنه
یه هدفی که به خوبی حفاظت میشه
خب، فراموشش کن
ببین، من بازنشسته شدم
به مشروب و سیگار و اینکه بذاری زندگیت رو ازت بگیرن ؟
هممون یه وقتی می میریم
من به کسی که سر وقتش بمیره نیاز دارم
و هیچکی بهتر از تو این خواسته رو براورده نمی کنه
بینایی من
دیگه مثل سابق نیست
نه
بهتر از اون میشه
...خب
کی دلش میخواد 2 تا گلوله توی سینه ـش بخوره ؟
"مویرا"
داره اتفاق میافته ؟
آره
مراسم تقدیر بشر دوستانه
یخورده عمومی نیست ؟
هیچکی انتظارش رو نحواهد داشت
No comments yet. Be the first to leave one.