ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سون وو
کیم سون وو - سون وو, نه -
مادرت - میدونم -
پدر
نذار کسی بیاد داخل
نکن - زودباش -
اوه هیچی نیست
مادرم کجاست؟ - توراهت که میومدی ندیدیش؟ -
کیم سونگ هی رو بیار بیرون
کیم سون وو میخواد ببینتش
میخوای چکار کنی؟
اگه منو بکشی, میتونی هارد دیسک رو بدست بیاری
اما مادرت هم میمیره
سون وو
خودت رو با بقیه درگیر نکن, فقط حواست به کیم سون وو و کیم وو سوک باشه - باشه -
اگه هارد دیسک رو بدست آوردی, میتونی کیم سون وو رو هم بکشی
متوجه شدم
رفیق لی یون جین
مثل اینکه دیگه به خانواده ات فکر نمیکنی؟
نه!اینجوری نیست - حرف مفت نزن -
اگه نمیخوای بمیری همین الان مادرمو آزاد کن
الان هیچی بیشتر از مرگ به آدم آرامش نمیده
شماها از اون راه برین, بقیه هم دنبال من بیان
رسیدن NIS
پس اومدن
تو خبرشون کردی؟
اشتباه فکر کردی، فکر خوبی نیست
از بین ما دونفر فکر میکنی کیو دستگیر میکنن؟
هردومون؟
تو
جونگ هو, سگ های شکاری اومدن. حرکت کن
نه
وقتی آسانسور اومد بیاین بالا
فکر کنم باید اینجا نگهت دارم
گفتی میخوای مادرتو نجات بدی, اما نظرت عوض شد؟
بعد از اینکه ازش استفاده کردی مثل یه آشغال انداختیش دور
فکر نمیکنی برای من بهتر باشه که تو و هارد دیسک رو باهم به عنوان حسن نیتم تحویل سازمان بدم
فکر خوبیه
دوجاسوس, و هارد دیسک
این برای زنده موندنت کافیه
به هرحال,میتونی مادرتم نابود کنی؟
میتونی واقعا این کارو بکنی؟
راه فرار آماده است لطفا عجله کن
تو و پدرت, پسورد رو پیدا کنین, بعدش ما اون هارد رومیگیریم و مادرت رو ول میکنیم
بهت قول میدم یه تار مو هم از سر مادرت کم نشه
یک روز بهت وقت میدم, وقتی پسوورد رو باز کردی, باهام تماس بگیر
واقعا اشکالی نداره بذاریم برن؟ پس مادرت چی میشه؟
الان تنها راه ما همینه. بریم, تو راه براتون توضیح میدم
اول, باید از اینجا دور شیم
اما...چرا یون جینو آوردی؟
مترجم: سحر (ساشا گلی) ویرایش
SPY
بله, چی شده؟
دیدیشون? هر دو؟
گرفتن یه مهره سوخته مثل اون چه فایده ای داره؟ به جاش فقط خونه کیم سون وو رو بگردین
منظورت چیه؟!? کاریو که گفتم بکن
تو و من, داریم چکار میکنیم؟
اگه فقط یه چیزی بهم بگی همه چی تموم میشه
زود باش بگو, رمزش چیه؟
نمیدونم. من هیچی نمی فهمی هیچی نمیدونی؟
نمیدونی؟
اینکارو نکن. چرا داری اینکارو میکنی؟ نجاتم بده
آه! نزدیک من نیا. گفتم نیا
هی
هی, هی!هی
هی
هی,بیدارشو
هی, چرا اینجوری میکنی؟ ها؟ هی
هی! به هوش بیا, احمق
من... من ناظر رو کشتم. چکار باید بکنم؟
هی,آروم باش.مطمئنی اطلاعات هارد دیسک درمورد پوله؟ - ببخشید؟ -
بله
پس خوبه ...ما همه چیو مرتب می کنیم و فعلا استراحت میکنیم
همه تو این مدت چی (مجلس شورای ملی) گفتن؟
همه صداشون دراومده که کی قسطشون رو پرداخت میکنیم
مخصوصا نماینده کیم, قبلا سهمشو به یکی دیگه قول داده
اون میگه تمام پولشو تو این کار سرمایه گذاری کرده اما حس میکنه همه بودجه از بین رفته
معذرت میخوام
اشکال نداره. من که برام مهم نیست. همه زحمت با خودته
خیلی حیفه, اما بدون پول, پدرزنت تو این انتخابات هیچ شانسی نداره
رییس, بهم کمک کنین
اگه هنوزم نمیتونی اینو توی دو روز حلش کنی, میخوام این شانسو به بچه های ضد کمونیسم بدم. گفتم که بدونی
پیاده شو
اه, راستی. از ناظر که بخوبی محافظت میشه مگه نه؟
ببخشید؟ نه, شما خودتون که بهتر میدونین چه اتفاقی برای ناظر افتاده رییس؟ خودتون بهم دستور دادین
من؟من هیچ وقت همچین کاری نکردم
رییس - تو دستوری گرفتی؟ -
اگه نگرفتی پس همش کار خودت بوده
اگه اتفاقی برای ناظر افتاده باشه, نمیدونم چه اتفاقی برای تو میفته,رهبرتیم سونگ
فقط خواستم بدونی که تو چه موقعیتی هستی
شماره مورد نظر در دسترس نمی باشد
پدر, همونجا بمون و در روبرای هیشکی باز نکن من یونگ سو رو برمیدارم زود برمیگردم
نمیخوای من بیام؟
اگه تو با یون جین بری, من.. خب
اینکه این اطراف بچرخین برای خودتون خطرناکه. من چیز دیگه ای نمیدونم,اما باید هرطور شده از این هارد دیسک محافظت کنیم
باشه
آروم برو اون الان تو مدرسه است اونا نمیتونن به همین راحتی باهاش کاری داشته باشن
نه. اگه من جای رهبر تیم بودم هیچ وقت یونگ سو رو به حال خودش ول نمیکردم
امکان نداره اون اینکار رو بکنه... میکنه؟
اگه بخواد دوباره هارد دیسک رو بدست بیاره، اون آدمیه که دست به هرکاری میزنه
هی, برو خواهر کوچیکه ی کیم سون رو بردار بیار
شش
هی, بند کفشت بازه
ای خدا.مگه برای بازی اومدیم اینجا؟
اه
هی! هی,کیم هیون ته! بهوش بیا! هی هیون ته, هیون ته! به آمبولانس زنگ بزن
هی! زنگ بزن آمبولانس! زود باش
نو ایون آه
الو؟
میخوای من چکار کنم؟
به کفشای تو خونه هم یه نگاهی بندازین بچه ها
این روزا اصلا جالب نیست
الان من دارم اینجا چکار میکنم؟
اومدم خونه کیم سون وو رو جستجو میکنم بدون حتی یک حکم
ارشد واقعا کارم درسته؟
...هی, اون
...وضعیت اینجوری که به نظر میرسه نیست. رهبر تیم سونگ
هی, ولش کن. بقیه بچه ها کجا رفتن؟
ها؟ فهمیدم
پس وقتی برگشتم تو اداره می بینمت
میتونی بفهمی چه نوع داروییه؟
صادقانه بگم حتی یه روزم بدون احساس باری روی دوشم نتونستم زندگی کنم. نمیخوام بیشتر از این به خانواده ام دورغ بگم میخوام خودمو به عنوان جاسوس معرفی کنم.
هر وضع غیرعادی که دیدی سریع گزارش میدی فهمید؟
بله فهمیدم
دیر کردیم. بریم
داری چکار میکنی؟
نمیخوام یونگ سو رو از دست بدم. میارمش
دیوونه شدی؟
اینجا خیلی شلوغه. نمیتونی کاری بکنی قطعا میگیرنت
خواهر کوچولویه منم به بچه معمولی و بی گناهه اون هیچی نمیدونه
حتی اگه دستگیرم بشم نمیذارم اتفاقی بیفته
تو میتونی بری. به خاطر کمک هات ممنون
میذاری برم؟
اگه منو به عنوان گروگان نگه داری میتونی ادعا کنی خانواده ات بی گناهن
من قول دادم که بذارم بری
برو. مواظب خانواده ات باش
منم میام
ایندفعه رو بهت کمک میکنم. اینجوری بدهیمو بهت
یکمیشو پرداخت میکنم تنها راهمه
وقتی اینکار رو کردم ..از اینجا دور میشم
بله یونگ سو
باتری گوشیم تموم شده بود نمیدونستم بهم زنگ زدی
چرا اینقدر زنگ زدی؟
کجا باید باشم؟ تو مدرسه ام دیگه
نکنه,اومدی مدرسه مون؟ - نه -
نه نگفتم که نرفتی مدرسه
گفتم که من کلاسمو نپیچوندم
باشه پس, فقط بهم بگو کجایی میام دنبالت
باشه به مامان نمیگم
اول , بیا بیرون و تلفنتو خاموش کن
...نه
همونجا منتظر باش. من زود میام
تلفنتو خاموش کن
هی رهبرتیم
تلفن شخصی کیم سون وو رو ردیابی کردیم
فکر کنم حدود پنج دقیقه دیگه میرسیم
ما سریع حرکت میکنیم
تو همینجا منتظر باش
من میارمش و زود برمیگردم
شناسه تماس گیرنده محدود شده است
الو؟
رفیق لی یون جین به کیم سون وو کمک کن
رمز هارد دیسک پیدا کنن, وبرای من بیارش. مواظبشون باش
تردید نداشته باش. تو به کیم سون وو کمک کن, و از خانواده ات محافظت کن
مثل زدنه دو پرنده با یه سنگه مگه نه؟ - ...دستور حزبه, یا -
دستور شخصیه خودته؟
مگه مهمه ؟
چه چیزی مهم تر از امنیت خانواده اته؟
من نمیتونم به یک خائن حزب مثل تو اعتماد کنم رفیق هوانگ گی چول
اگه بهم اعتماد نداری, از حالا به بعد هیچکس رو به جز من برای نجات خانواده ات نداری
اگه میخوای وفاداریتو به حزب نشون بدی بعد از همه اتفاقایی که افتاده
فکر کردی نظرشون نسبت بهت عوض میشه
تو قبلا از افراد من بودی اونا همه ماهاروخائن میدونن
اگه این از تو در برابر حزب محافظت میکنه, پس دلیلی وجود نداره که دنبالت بیام
من فکر میکردم تو باهوشی اما خیلی احمقی
چرا همه فکر میکنن من به حزب خیانت کردم و برای خودم کار میکنم؟
پول
نمیدونی پول چه قدرتی داره؟ قدرتش از قدرت حزب هم بیشتره
اگه شماها رمز اون هارد رو پیدا کنین , رفیق
...اونوقت خانواده ات, نه
برای بیرون آوردن آدمای زیادی پول دارم
و مواظبشونم
تو یه جایی که نه تو شماله و نه تو جنوب
من مواظب همه پولا هستم اونوقت شما هم خوش و خرم به زندگیتون ادامه بدین
رفیق لی یون جین
فکر می کنی این پول فاسد یه داستان افسانه ایه؟
در آخر داستان این قصه افسانه ای اجساد خانواده اتو حلق آویز تصور کن
فکر می کنی خانواده ات
واقعا میتونن از شمال خارج بشن؟
خوب فکر کن
متاسفم
داداش اومدی
خوبه. هنوز یکم وقت دارم
بریم
اونم اینجاست, همه اتاقارو بگردین - بله -
یونگ سو, برو. یون جین بیرون منتظره
اوه؟
یعنی چی؟ چرا هیچکس جلوی در رو پوشش نداده؟
هی, تو یونگ سویی, درسته؟ خواهر کوچیکه کیم سون وو؟
من دوست برادرتم. سوارشو
No comments yet. Be the first to leave one.