ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
- چیزی شده؟ - یه اشکالی داره.
راستش من یه تکنیکی بلدم...
...که تموم اشکالها رو حل میکنه.
همیشه هم جواب میده.
از برق میکشی و دوباره میزنی جا.
بیا. نگاه کن.
به دوستت بگو که سریع از اونجا بیاد بیرون.
دستاش هم بالا باشه.
سریع بیا بیرون!
وگرنه دخلت اومده!
نه. تو رو خدا بهش شلیک نکن.
دوستپسرمه.
.اومدیم اینجا سکس کنیم
انتظار نداشتم کسی تو اداره باشه.
راستش قیمت خونهها تو پاریس خیلی بالاس برای همین جایی نداریم.
تو دیگه کدوم خری هستی؟
کارت شناساییت رو بده. بجنب.
- باشه. خیلی خب. - یالا!
هی، هی! بذارش زمین. آروم باش. هُل نکن.
- تا همین الان تو کلی دردسر افتادی. - اوضاع رو بدتر میکنی!
کی اوضاع رو بدتر میکنه؟ کی قراره عمرش تو هلفدونی حروم شه؟
میخوای بدونی کی؟ شما!
!یا یه تابوب کوفتی حالا هم بشینین رو زانوهاتون!
مگه کرین؟!
گفتم بشینین رو زانوهاتون!
اون گاوصندوق کوفتی رو کجا نگه میدارین؟
« سرقت پول - برلین »
واسه چی ۶۴۵ یورو دزدیدیم؟
تا مثل یه دزدی نشونش بدیم و مجبورشون کنیم بخوابن رو زمین.
و پروندهات رو پاک کنیم، یادت رفته؟
فقط به ۲۰ سال حبس کشیدن میتونستم فکر کنم.
و به برلین که با یه بطری شامپاین میاد ملاقاتم.
کارت عالی بود خرخون. جونم رو نجات دادی.
فکر میکردم فقط به درد خاموش کردن زنگ خطر میخوری.
اما پشمام، اون بالا که دیدمت...
تو یه لحظه زنگ خطر رو خاموش میکنی. تو لحظۀ بعد عین یه آدمکش واقعی اسلحه میکشی.
بعدش هم این همه پول نقد رو برداشتی.
تو نابغهای کیلا.
دفعه دومه که داری این رو بهم میگی.
- کم کم باورم میشهها. - بهتره بشه.
حالا که شناختمت .فهمیدم واقعاً نابغهای
و تموم اون حرفایی که زدیم...
- منظورت چیه؟ - خودت میدونی.
مثلاً اون پایین رو تیغ بزنی یا... نزنی.
وقتی زیر میز بودم، همهچی رو دیدم.
اون پایین خیلی پشمالو بودی.
چیشده؟
چیشده؟ مگه اون فیلمه رو ندیدی؟
قانون همۀ سرقتها رو زیر پا گذاشتیم، به سمت چهارنفر نشونه گرفتیم،
نزدیک بود یکیشون رو بکشیم.
- اونوقت تو داشتی به شورت من نگاه میکردی؟ - آروم باش کیلا. داشتم شوخی میکردم.
میدونی چقدر ترسیده بودم؟
فکر نکردی ممکن بود من هم بیفتم زندان؟
یا سرگرم دید زدن کُسم بودی؟
راستش معمولاً دلم به حال آدمهایی مثل تو میسوزه.
اما حالا حالم رو هم بهم میزنی.
میای یا نه؟
اول از همه باید یه ماشین بدزدیم.
آره، آره. یه ماشین قدیمی بدون دزدگیر.
این دفعه دیگه نه، خانم علامۀ دهر.
این سری یه ماشین باکلاس میخوایم. یه ماشین لوکس.
شانسمون هم گفته که اومدیم بالاشهر پاریس که کلی کلوب معروف توشه.
- پس دزدگیرهاشون چی میشه؟ - میبینی.
وقتی کلید تو جاکلیدی باشه .کلی روش واسه دزدیدن ماشین هست
دوتا نگهبان هست.
باید حواسشون رو پرت کنیم.
جداً؟ نقشهات اینه؟
یکم قدیمیه.
به این دوتا گولاخ نمیخوره که از پشت کوه اومده باشن.
پس به گمونم مجبوریم خلاقیت به خرج بدیم.
بیا دنبالم.
- سلام بچهها. - شب بخیر.
کاش میشد مشروب آخرمون رو اینجا بخوریم.
شرمنده، امشب تم لباس مخصوصی داریم.
فقط لباسهای قرمز مجازن.
.لباس من قرمزه
فقط شما نمیتونین ببینین.
ممنون.
.شببخیر
اگه جات بودم دست بهشون نمیزدم.
ممنون.
خب، بذار ببینم.
تاحالا که یه بطری آب خالی و یه بادکنک دزدیدیم.
وقت ماشیندزدی نیست؟
دقیقاً.
.این گردنبند از الینورِ اوینیونه
.باید به رخ بکشمش
میخوای باهاش چیکار کنی؟
هرروز که فرصت نمیکنم همچین الماسهایی بندازم گردنم.
همون لحظه که دیدمش، خیلی دلم خواستش
.دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
نترس.
فردا به دامیان میگم که بهخاطر استرس و اینا
اشتباهی گذاشتمش تو جیبم.
خوشتیپ شدم، نه؟
اینا رو بکن دستت.
دستکش دستمون میکنیم.
تا اثر انگشتمون نمونه.
خوشم اومد.
بعدش چی؟
شببخیر. ممنون.
- مطمئنی؟ - آره. همونجاس.
اونطرف نیست؟
برو دم خروجی پارکینگ و اونجا منتظرم بمون.
باشه.
بیا دیگه. بریم.
حالا کجا داریم میریم؟
سورپرایزه عزیزم. اما مطمئن باش. عاشقش میشی.
آره! عاشق این آهنگم.
لعنتی!
این ماشین تخمی چشه پس؟
هی! عوضی!
به مقصد رسیدید خانم.
هی!
آشغالا!
تو خوبی؟ حالت خوبه؟
!تندتر روی !تندتر
بجنب روی! تندتر!
بریم!
واقعاً قراره پرواز کنیم؟
تو آره.
اما باید گردنبندت رو بدی بهم.
نمیخوام گمش کنیم.
سلام خانما.
اینجا رئیس کیه؟
به پسره گفتم «امکان نداره.» اما هی اصرار میکرد.
ولکن نبود. خیلی رو مخ بود.
سلام آقا.
- بعدش گفتم... - هی!
امشب مسابقه هست؟
چی میگه؟
چمیدونم.
اشتباهی گرفتی. ما فقط اومدیم اینجا یه هوایی بخوریم.
لش کنیم. بعدش هم، تو دوستم نیستی.
خوشحالم همینحالا تکلیف معلوم شد.
دوست ندارم فکر کنی که من هم یکی از جندههاتم.
میدونم اینجا دقیقاً چه خبره.
تو تمومشون بودم.
فرودگاههای اسپانیا، بلژیک، پرتغال...
چی میخوای؟
تو مسابقۀ بعدی باشم.
ورودیش ۱۰ هزار یوروئه.
شرمنده. .پول نقد ندارم
اما ماشینش رو دارم.
پولش خیلی بیشتره.
سایز پاش چنده؟
۳۷.
حاضری؟
تندتر روی! تندتر!
کامرون، حالت خوبه؟
کامرون؟
خوبم! خوبم! برو روی!
- روی! - چیشده؟ حالت خوبه؟
روی!
- کامرون! - روی، ماشین رو نگه دار!
چیشده؟ چیشده؟
!برمیگردیم
کامرون!
حالت رو جا آوردم!
دختر کوچولوی بیچاره.
دخترکوچولو خودش رو خیس کرد؟
بیچاره.
چیشد؟
گورت رو گم کن وگرنه زندهات نمیذارم.
کامرون.
بیا بغلم. آروم باش.
هوات رو دارم. آروم باش، خب؟
هوات رو دارم. هوات رو دارم.
حالت خوبه؟ من پیشتم.
هوات رو دارم.
- سردمه روی. - چیزیت نیست.
- چیزی نیست. - خیلی سردمه.
من کنارتم. چیزی نیست.
میذارمت زمین.
دارم یخ میزنم.
دارم یخ میزنم.
چیزی نیست. ببخشید. نباید میوردمت اینجا.
فکر چرتی بود.
تقصیر تو نبود.
اون بالا خیلی باحال بود.
اما یهو گوشیم زنگ زد.
هی. هی.
کامرون، من رو نگاه کن.
کی زنگ زد؟
دوستپسر قبلیم.
تنها دوستپسری بود که تاحالا داشتم.
چقدر احمقم، نه؟
هنوز نتونستم فراموشش کنم.
خب چرا الان زنگ زده؟
چون خودم بهش زنگ زدم.
نمیدونم واسه چی.
بعد دزدی یکم گیج میزدم.
هیجان داشتم و همون لحظه ناراحت هم بودم.
سرخوش بودم...
فکر میکردم باید به نفر دیگه هم این رو بگم.
وقتی بهش زنگ زدم، مستقیم رفت رو پیغامگیر.
ترسیدم و قطع کردم.
بعدش تو پیدات شد.
و اون حرفا رو بهت زدم.
No comments yet. Be the first to leave one.