ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
- تکون بخورین! تکون بخورین! - دارم خشاب عوض میکنم.
بمب کار گذاشته شد. پناه بگیرین.
یه افسر امآیفایو رو کشتین.
خب فکر کردی کی ما رو فرستاده احمق نفهم؟
دوستت شاید هنوز زنده باشه.
اگه میخوای کمکش کنی، باید یکی پوششت بده.
خدایا. چرا آخه؟
ریور!
نمیتونم برم پیشش.
من هوات رو دارم.
سه، دو، یک.
ریور! به هوش بیا ریور. برگرد ریور، برگرد.
صدام رو میشنوی؟ به هوش بیا ریور.
برگرد اینجا ریور. یالا ریور. یالا.
خداروشکر. بلند شو.
من رو نگاه کن. من رو نگاه کن.
باید از اینجا بریم بیرون. یالا، بلند شو.
رد شین!
برگردین. برگردین.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
- میتونی بلند شی؟ - آره.
دافی، جواب بده.
- الو؟ - میشه افراد بیشتری بفرستی؟
- چیشد؟ - انتظار نداشتیم در این حد مقاومت کنن.
یعنی چی فنویک، فکر میکردم حرفهای باشی!
تو فقط بفرستشون.
شما چهار نفر، برین داخل. سریع.
- وای، تفنگ کوش؟ - دست منه.
بدش به من.
نه، همون یه بار بس بود.
بدش...
بدویین. باید بریم.
وایسا ببینم. پس اونا چی میشن؟
چیزی نیست. با هم کنار اومدیم.
داگلاس گفته بود آخر تونل یه دریچه هست.
برین. برین. برین!
برین. برین!
چرا میخوان بکشنمون؟
مگه چی تو اون پروندۀ کوفتیه؟
« اسبهای کودن » " فصل سوم - قسمت ششم "
مترجم: «محمدعلی sm» در تلگرام mmli_Subs@
اگه از پلهها صدای چیپس اومد، از این استفاده کن.
تو هم با من بیا.
برو بالا. بجنب.
- اینجا... نه، نه. اینجا. - چی؟
برو داخل. قایم شو.
- به دردتون میخورمها. - نه، نمیخوری.
- واسه چی وایسادیم؟ - چون یه جای کار میلنگه.
نه نوری هست، نه صدایی.
.گروگانه کسی نباید خوابیده باشه.
خب دیگه، سگ توش. بریم کار رو تموم کنیم.
بیخیال.
هوی، آقای با خایه. وایسا.
- واسه چی؟ - استندیش آدمِ لمبه.
کی؟
جکسون لمب.
جکسون لمب دیگه کیه؟
یه پیریِ تخمسگ. قبلاً با هم درگیری داشتیم.
مگه حالا اومده اینجا؟
منظورم اینه حواست باشه.
عادت بدی که داره اینه که یهویی پیداش میشه.
باشه. حواسم جمعه.
گوش کن، یه بچۀ عقبمونده و یه کتابدار اسکل اونجان.
فکر نمیکنم اگه کسی هم کمکشون کنه فرقی بکنه، خب؟
وایسا.
چی؟
خدایا! خاموشش کن! بجنب دیگه!
خدایا!
- حالت خوبه؟ - نه!
آشغال حرومزاده.
فکر نکنم بتونم ادامه بدم.
من رو بذارین همینجا تا شما رو پوشش بدم.
نه، گه نخور. از این چیزها خبری نیست. بجنب.
بجنب. اونطرف هم لازمت داریم.
- آره. بیا. فقط یکم مونده. - نه! وایسین!
باشه، باشه.
- فقط بخونش. - بیخیال.
پخشش کنین.
همیشه میگفتیم که دشمنهامون از این کارها میکنن.
الیسون رو کشتن تا از شهرتشون حفاظت کنن.
بن رو کشتن.
نذارین کارمون بینتیجه بمونه.
خواهش میکنم.
شما...
شما من رو بذارین همینجا.
باشه؟
باشه. خیلیخب.
ممنون.
خیلیخب.
- برین! - راه بیفت.
پخشش کنین.
فکر نکنم در این حد .شغلم رو دوست داشته باشمها
- هی، خودت گفتی هرکاری من میگم بکن. - چی؟
گوش به فرمانم. نقشه چیه؟
چطوری میتونیم ریور و لوئیزا رو نجات بدیم؟
نمیدونم. گه توش.
این ایدۀ خودت بود جناب رامبو!
فکر میکردم اگه یکم بهشون فشار بیاریم عقبنشینی میکنن، خب؟
چی؟ فکر کردی بازیه؟
چیشد؟
تو محوطه چهخبره؟ تمام.
ببین، باید یواشکی بری اون بالا،
دورشون بزنی و از پشت دخلشون رو بیاری، من هوات رو دارم.
کسشر نگو بابا.
نظرت چیه تو بری بالا و من هوات رو داشته باشم؟
کار من که سختتره. امکان داره تیر بخورم.
آره، من هم باید دخل دوتا سرباز رو بیارم.
خب میگی چیکار کنیم؟ سنگ، کاغذ، قیچی؟
باشه.
نه... منظورم این نبود. وقت نداریم.
چهخبره؟
ببین، اگه به کسی خبر بدن تا از پشت بزننمون، دهنمون سرویسه.
کیر توش.
- باشه، میرم. - خوبه.
اما اگه زنده موندیم، باید یه قولی بهم بدی.
باشه، کمکت میکنم ترک کنی.
مرتیکۀ جانماز آبکش.
خب میخوای چیکار کنم؟
- تا سه میشمارم و میرم... - چی میخواستی بگی؟
- دو... - خب چی میخوای؟
میخوام نذاری این پفیوزها بهم تیر بزنن!
یک!
شما دونفر برین سالن توربین. بدویین.
گه توش.
حرومزادۀ عوضی.
کیر توش.
هابز؟
حالت خوبه؟
آره بابا.
بهترین دوران زندگیمه.
آماده.
بزن.
درحال انفجار!
- کیر توش، بیا. - گندش بزنن.
یعنی چی؟
ولش کن. دریچه همینجاس!
کسی نیست.
بجنبین.
آخرین نفر. حرکت کن.
عالیه.
گندش بزنن.
اگه اسکندر مقدونی اینجا بود چیکار میکرد؟
وقت سر و سامون دادن به اوضاعه.
همینه!
سوارهنظامِ هو داره میاد.
- کجا رفتن؟ - هنوز پشت اون بلوکن.
الکی داریم تیر حروم میکنیم.
بذار فکر کنن رفتیم. بعدش مغزشون رو داغون میکنیم.
گه توش!
- مال منه! - چرا تفنگهات رو چک نمیکنی لانگریج؟
لعنتی.
خدایا.
با خایه؟
بهم تیر زد.
با خایه!
هاب... هاب...
با خایه، صدای تو بود یا...
استندیش، دیگه میتونی بیای بیرون.
من رو طعمه کردی؟
حالا مگه چی شده؟ اون مرده اما تو زندهای.
باید میذاشتم بهت شلیک کنه.
سارا، حالت خوبه؟
تقریباً.
.یکی رو کشتم
برین کنار!
میشه بگی دقیقاً به چی فکر میکردی که این کار رو کردی؟
که دخل آدم بدها رو بیارم.
کسی رو نزدم؟
نه.
خودمون اونا رو زدیم.
سلام رادی.
چه بلایی سر خونهام آوردی؟
بهونۀ خوبی هم واسه بازسازی شد.
چیه؟ جدی میگم. با بیمه میتونی حتی از قبل هم بهترش کنی.
نه، فکر نکنم بیمه پولش رو بده.
تخریب عمدی با اتوبوسی که یه احمق کودن پشت فرمونش بوده.
میدونم تفنگت کار نکرد.
وگرنه بهم تیر میزدی.
شاید هم فکر کردی که بهت تیر نمیزنم.
به یه نظامی غیرمسلح...
و یه زن.
اما من تو عراق خدمت کردم!
.غیرنظامیها رو واسه تمرین میکشتم
جرواجرت میکنم.
شبت بخیر عزیزم.
تا الان نباید خبری از دافی میشد؟
وقتی کارش تموم شده باشه زنگ میزنه.
منظورت کشتن چندتا مامور با مسئولیت توئه؟
اونا اسبهای کودنن.
از سر دلسوزی میکشیمشون. از شر بدبختیهاشون راحت میشن.
.با این حال مامور امآیفایون، اینگرید
داری افراد خودت رو میکشی.
خودت همهچی رو شروع کردی، دانوان رو فرستادی اونجا.
تویی که مسئول مرگشونی.
تو بهم دستورش رو دادی.
چطوری میخوای این رو پیش وزارتخونه و وزرا توجیه کنی؟
چندتا مامور خائن امآیفایو به زور وارد انبار شدن و قصد داشتن اسرار حکومتی رو بدزدن،
که مجبور شدیم جلوشون رو بگیریم. به همین راحتی.
رسانهها باور نمیکنن.
رسانهها قرار نیست بفهمن.
No comments yet. Be the first to leave one.