ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
... آنچه گذشت - بالارد؟ -
فک کردم ميخواي بري اسکيدمور
چندتا کالج قبول شدي؟
هيچ قانوني نيست که بگه مجبوري بري دانشگاه
اون مال موناست- ميدونم ، همين الان داشتيم نگاهش ميکرديم -
کتابو بده به من نميتوني همه چيزو پخش و پلا کني
انگار که ميخواي مونا ناپديد بشه
من ... از اينکه با تو باشم
اصلا پشيمون نيستم ازرا
... شايد الان نباشي ولي اگه باهم بمونيم
منظورت چيه؟
... اما اگه اين مدت رو تنها باشي
بعدا هيچ حسرتي نميخوري
تنها بودن هيچ کس رو نداشتن
ميدونم چه حسي داره
اشلي ، با من ازدواج ميکني؟
راجب جيسون بهش گفتي؟
فقط باعث ميشه بي دليل دلش بشکنه
کل تار و پود اين شهر شده پچ پچ
پس يه نفر ديگه داشته به آلي کمک ميکنه
يا کسي که هيچوقت بهش مشکوک نشديم
آلي خطرناکه مايک
حتي اگه توي زندان باشه ، بازم خطرناکه
ديگه هيچوقت برنگرد اونجا
ديگه هيچکس نميتونه به من دستور بده
پس برچسبت کو؟
مسافرت تابستونيم به هاييتي رو يادت مياد؟
معلوم شد نميتونم تا سال ديگه خون بدم
چيه؟
خون ندادي کلوچه هم نميخوري
من که قانون وضع نميکنم
انقد تنبلي که زورت مياد پاشي يکي براي خودت برداري
درس خوندنت تموم شد؟
درس خوندنم براي اين امتحان تمومي نداره
فقط ميخوام اين اعداد جلوي چشمام پيچ و تاپ نخورن
ميگم ، دفعه ديگه که به مامانت پيشنهاد کمک داديم
ميشه لطفا سوزن هيچ نقشي توش نداشته باشه؟
اوضاع اينجا چطور پيش ميره؟
عاليه
خيلي خوشحالم همتون اومدين
يه عده از اعضاي کليسا رو براي اينکار انتخاب کردم
ولي دقيقه نود گفتن نميتونن بيان
خوشحاليم کمک کرديم
شيريني ميخواي؟
يکي از اعضاي کليسا سر و کله اش پيدا شد
ميرم بهش سلام کنم
خدايي؟
اوهوم
پائولا
خيلي ممنون که اومدي
فقط بايد اينجارو امضا کني
و بعدش يه پرستار اسمتو صدا ميکنه
متاسفانه نميتونم
امروز صبح خون بدم
چون گلوم يکمي گرفته
اما خيلي خوبه که ميبينم سالم و سرحالي
اين چند هفته اخير دلمون برات توي کليسا تنگ شده بود
کشيش به نظر مياد به دليل خاصي حواس پرت شده
همه چي مرتبه؟
معلومه
فقط سرمون يجورايي ، ميدوني ، شلوغ بوده
مطمئنم بخاطر همينه امروز صبح بقيه نيومدن
هممون اين روزا سرمون خيلي شلوغه
ميرم به بقيه اهدا کننده ها يه سري بزنم
ببينم به چيزي نياز دارن يا نه
فقط قبل از اينکه بري يه درخواست ازت داشتم
ميتوني از کشيش بخواي
اين برگه هارو اطراف کليسا بچسبونه؟
حتما
ممنون
مرد جوان ، اينجا فقط مخصوص کارکنانه
اون پشت داري چيکار ميکني؟ - متاسفم -
فقط علاقه داشتم بدونم چطور کار ميکنه
پس برو اسم نويسي کن و خون بده تا ببيني
چشم
باشه
!مايک
قضيه چي بود ؟
مايک اينجا بود که شيريني بدزده يا کار ديگه انجام بده ؟
تـرجـمـه و تـنـظـيـم : مـيـنـا نـادمـي و حـسـيـن اسـمـاعـيـلـي Aeris & BlackDeath
تـرجـمـه و تـنـظـيـم : مـيـنـا نـادمـي و حـسـيـن اسـمـاعـيـلـي Aeris & BlackDeath
شماها از مايک بپرسين چرا اومده بود خون اهدا کنه
من همين الانشم ميدونم چي ميخواد جواب بده
براي اهدا کردن خون اومده بود؟ - نه -
اينکه من بايد سرم به کار خودم باشه جوابشه
اين منظورشو توي اسکله واضح و روشن فهميدم
خيلي خب ، ولي اين به ما هم مربوطه
ههمون ديديم اون کجا ايستاده بود ، درسته؟
کنار دستگاه خنک کننده اي که خون رو نگه ميدارن
خون مارو
جدي ميگي اسپنسر؟
خب اگه داره سعي ميکنه چيزي بدست بياره
... که به آليسون کمک کنه
پس ديگه همينه؟گناهکاره؟
واي خدا ، دادگاه افکار عمومي توي اين شهر واقعا مزخرفه
همتون نفس عميق بکشين ، خيلي خب؟
خب نفس کشيدن سخته وقتي يکي
داره سعي ميکنه به جرم همدستي در قتل برات پاپوش بدوزه
ببينين ، ما هنوز نميدونيم چرا رفته ملاقات آلي توي زندان
يا چرا با مونا دعوا کرده
... و اگه دعواشون خيلي جدي بوده
بس کن خواهشا
ببينين ، ميدونم نااميد شديد از اينکه نتونستين بفهمين کي داره به آليسون کمک ميکنه
اما چون هولبروک نبوده
دليل نميشه که برادر من اون شخص باشه
خيلي خب ، مايک عاشق مونا بود
و هيچوقت بهش صدمه نميزنه
و هيچوقت با کسي که به مونا صدمه زده همکاسه نميشه
... آريا - نه ، در حال حاضر ديگه نميتونم راجب اين موضوع حرف بزنم -
امتحان رياضي دارم
اسپنسر؟ - بله؟ -
يه سوالي داشتم
مربوط ميشه به دانشگاهه
باشه
ميدونم موضوع ناراحت کننده ايه
...چون من ميتونم به دانشگاه هاي زيادي برم و تو
باشه فهميدم ، هانا
سوالت چيه؟
هيچکي بهم کمک مالي نميکنه
بعضي از اين دانشگاه ها سالي 45 هزار دلار شهريه ميخوان
مامانم نميتونه از عهده اش بر بياد
درحال حاضر حتي کار هم نداره
صبرکن ببينم ، فک ميکردم براي خانواده آليسون داره کار ميکنه
خب ، کار ميکرد ، ولي استعفا داد
...اما فک ميکردم بعدش جيسون برگشت سرکار
آره ، برگشت و اونم رفت
خيلي خب ، کمک مالي بر اساس درآمد پدر و مادرته
اونا فک نميکنن مامانت ميتونه پول دانشگاه رو بپردازه
فک ميکنن پدرت ميتونه
آريا ، سلام
آريا
سلام اندرو ، چه خبرا؟
خبر اينکه ديدم داشتي از روي برگه ام تقلب ميکردي
و جوابامو کپي ميکردي
واي خدا ، خيلي متاسفم
ببين ، نميتونستم اصلا تمرکز کنم خشکم زده بود
من يه قبولي مشروط به دانشگاه هنر و طراحي ساوانا گرفتم
و اگه اين ترم درسامو با نمره خوب قبول نشم
ميتونن درخواستمو کاملا پس بگيرن
من ... خيلي متاسفم
... من فقط ... دستپاچه شده بود ، من
آروم باش خيلي خب؟ عصباني نيستم
عصباني نيستي؟ - ... نه ، اما اگه به معلم خصوصي نياز داري -
... ندارم ، من
... ندارم ، راستش
... درحال حاضر ماجراهاي زيادي پيش اومده و من
خب اگه ترجيح ميدي موقع تقلب مچتو بگيرن پس حرفي نيست
صبرکن
فردا چطوره؟
سال هاست که اينکارو نکردم
خوش ميگذره؟
آره
درست ميگفتي
روندن توي سراشيبي ، وايسادن روي پدال ها
نزديک ترين حس به پروازه که ادم ميتونه تجربه کنه
خيلي خب
بيا
زودباش
از اين طرف
اينجا؟
آره اينجا
اينجا جاييه که اولين بوسه تو تجربه کردي؟
اسمش ماروين بيگليوني بود
تابستون بعد از کلاس چهارم
قيافه اش مثل قورباغه بود
گونه هاش تا اين حد برجسته بودن
پس سعي کردي به يه شاهزاده تبديلش کني؟
آرزو بر دختران عيب نيست
ما دقيقا اينجا وايساديم
و خم شد به طرفم
و درست قبل از اينکه ببوسيم
اونم اولين بوسه ي عمرم
آروغ زد
و آروغ خيس هم بود
حالم بهم خورد
و تنها چيزي که توي ذهنم بود "اين بود که "کاش از نو شروع کنيم
"فقط ميخوام از نو شروع کنيم"
افتضاح بود
آره
خيلي خب ، نوبت تويه
يه چيزي بهم بگو
اولين بوسه ام رو؟
فکر نکنم از اينجا بتونيم با دوچرخه بريم اونجا
نه
بزرگترين ترست رو بهم بگو
خيلي خب ، ميدوني چيه؟سوال احمقانه اي بود
نه ، نه نيست
... فقط
خيلي زوده؟
ميفهمم
منظورم اينه ، چيزايي هست که
منم آماده نيستم راجبشون حرف بزنم
اين براي چي بود؟
از نو شروع کردن
مامان ، حالت خوبه؟
باهاش حرف زدم
منظورم تد ـه
بعد از اهداي خون رفتم کليسا
لايق گرفتن جوابش بود
چي بهش گفتي؟
No comments yet. Be the first to leave one.