ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بيا و ببين
کي جرات داره
قدم زدنت رو ببين
دوست من
دوست من، دوست من
دوست
دوست
تو هيچوقت نمي توني ما رو متوقف کني
هرگز نمي توني ما رو بشکني
چون من تو رو نزديک خودم دارم
بايد به اين حقيقت توجه داشته باشي
بيا و ببين
کي جرات داره
قدم زدنت رو ببين
دوست من
دوست من دوست
دوست من دوست
دوست
اين جنگل منطقه ممنوعه است پسر
صبح بخير متاسفم گولو
هفته خوبي نداشتم پال
اينجا. بگيرش
براي چي ناراحتي؟
راحت باش، به من اعتماد کن
بخور
پرنده
خداحافظ
بهت گفتم...حداقل 50 ضربه
شرط مي بندي؟- آره-
من فقط اين شوکلات رو دارم. خوبه؟- آره-
بهم بگو، چند ضربه؟ هشتاد ضربه-
از اينجا بريد
آهن قراضه
معذرت مي خواهم آقاي گوش
...دير کردم
...خيلي خرج کردم
شبکه وحشتناک بود
...تلفنها کار نمي کرد
و دوربينم دزديه شده بود ري-
به ارورا با اين شماره زنگ بزن
آقاي ارورا وکيل پدر بزرگم؟
متاسفم، پدر بزرگت هفته پيش مرد
اين منظره يابه، چي مي بيني؟- يه گل-
چطور به نظر مي رسه؟- عاليه-
کليک کن- کليک-
با زبانت نه از انگشتت استفاده کن، اينجوري
داري چکار مي کني پدر بزرگ؟
وقتي اين سيمها درست مرتبط بشوند
ماشين شروع به کار مي کنه ديدي؟
تو يک مکانيکي پدر بزرگ؟
...ويکرام سارابهاي گفته
...براي اختراع عقب افتاده سال...
برو پيش دکتر آنيمش جوشي
خدا رحمتش کنه
...چنين مرد خوبي
تا آخر مشغول تحقيق بود...
ولي پول زيادي قرض کرد
اين خونه هم تو رهنه
مامورهاي بانک براي مصادره خونه اينجا بودند
ولي نگران نباش
من يک دستور توقف از دادگاه دارم
بانک بايد صبر کنه
پيشخدمتها کجا هستند؟ باغبان؟
...اون يک اخطار داشت
بهشون پرداخت کرد و ازشون خواست مرخص بشه
مامورهاي دولتي هم اينجا بودند
...خونه رو گشتند
و همه پرونده هاش رو بردند...
همه ايده هايي که اون داشت روش کار مي کرد؟
پدر بزرگت اين يادداشت رو برات گذاشته
پسرم...اميدوار بودم تو اينجا باشي
...ولي اينجوري نشد و من بايد اين رو بپذيرم
من براي تو بجز خاطرات چيزي باقي نگذاشتم
آنها رو گرامي بدار
پدر بزرگت
پدربزرگ ميتوني بهم يه کاغذ ضخيم بدي؟
که بتوني باهاش يه قايق کاغذي درست کني؟
آره مي خواهم بياندازمش تو رودخونه
پسرم تو براي اينکار به يه قايق واقعي نياز داري
ساخته شده از آهن و چوب
مثل اين
ولي اين يه قايق معمولي نيست پسرم
فهميدي
اين يه قايق معمولي نيست پسرم رازهاي زيادي تو اين نهفته
ببخشيد
آقا اين مکان کجاست؟- مومباي-
منظوزم اينه لال و شرکت چکار مي کنند؟- حفاظت-
سالهاي زيادي اينجا بودي؟
پدربزرگم رو مي شناسي؟
آنيشه دکتر آنيشه جوشي
دکتر جوشي
... هر وقت که به ملاقاتش ميومدم
من رو به يه خوراک خوشمزه مهمان مي کرد
اون گفت تو بيايي
خدايا شکر
چطور فهميدي من يه دوربين نياز داشتم؟
27مي با امروز ميزونش ميکنم
چش شد؟
اوه
خوبه
خوبه
اين فقط تو زمان آينده فعال ميشه
الان صبح جمعه است ...و ساعت
و وقتشه که برم ...فردا دوباره همديگه رو مي بينيم، مومباي
ماليشخا خداحافظ...
جوگال بازي ميکنه
آقاي پاندي، سريع بيا من بايد به اداره بروم
صبح بخير، جوگال شيپورش رو بصدا در آورد
عزيزانم بلند شيد
خاطر خواهت اينجاست خاطر خواهت اينجاست-
با اين راه احساسي که اون اختصاصا براي تو معين کرده
الو- ببخشيد، ما بايد انتقال کوربت رو لغو کنيم-
دنبال کار ديگه اي بگرديد
بعدا صحبت مي کنيم، خداحافظ
مقصد من رو پاهاي توست
متاسفيم، شماره شما فعال نيست
رئيس رفته بيرون چطور مي تونم به شما پول بدهم؟
تماسي نبود شاما- نه قربان-
سلام قربان. چطور هستيد؟- سلام-
قربان من يه کم پول نقد مي خواهم علي الحساب
اين هفتگي جنگله پسرم
نه زمان هند
الان همه چيزي که دارم... ممنون قربان-
دوست پسر جديد گولو خوبه
ديروز وقتي از گولو عکس گرفتم تنها بود
پس چطور مي تونه يه دوست پسر تو اين عکس باشه؟
...عکسهايي که من گرفتم
و اوني که ظاهر شده...
چطور ممکنه متفاوت باشند؟
همه چيز عاديه
پس اين تلفنها
شما شيشه پنجره رو شکستيد امروز ديگه نمي بخشمتون
امروز ديگه نمي بخشمتون بسه
نمي بخشمتون
هي صبح بخير
ديروز وقتي دوربين رو گرفتم
...نگهبان نزديک ماشين بود
و پريا داشت با پسرها مشاجره مي کرد...
پس
پس پشت سر هم به دنبال تو
چه اتفاقي افتاده؟
اين دوربين وقتي با زمان حال تنظيم بشه کار نميکنه
يا يک زمان گذشته
فقط وقتي کار ميکنه که رو آينده تنظيم بشه
من صحنه هاي زيادي از کبوتر گرفتم
ولي همه عکسها براي يه زمان بودند
يعني اينکه هر روز فقط ميشه يه عکس از هر کس گرفت
و ديروز وقتي اين عکس رو گرفتم
عکس آينده دقيقا براي زمان مشابهي بود
يعني صبح جمعه
زمان دقيقيه که ديروز گرفته شده اند
الان صبح شنبه است و وقت رفتنه
اين دوربين از آينده عکس ميگيره
ببخشيد- سلام-
من راي آچرايا هستم
خوب؟- اين پسر شماست؟-
من يک عکاس حرفه اي هستم
يه درخواست کوچيک داشتم
لطفا سوار اين چرخ و فلک نشيد
تو کي هستي؟- اين يه درخواست کوچيکه-
لطفا بهم اعتماد کنيد- ديونه شدي؟-
ببين من...ببخشيد تو کي هستي؟ مشکلت چيه؟-
ببين من داشتم باهاش حرف مي زدم شما کي هستيد؟
چرا مزاحم اين خانم شديد؟- من مزاحمش نشدم-
شما کي هستيد؟- مشکلت چيه؟-
مشکلت چيه؟- اين چرخ و فلک ميشکنه-
تو بهتر از آنها مي فهمي؟
جلوشون رو بگيريد. نبايد برن خواهد شکست
بياندازيدش بيرون- حرفم رو گوش کنيد-
يه نفر آمبولانس خبر کنه
بچه هاي ما سالم هستند آب-
بيا مهموني رو بترکونيم
همه با هم
مهموني رو بترکونيم
بيا برقصيم، بيا بجنبيم
سکوتت رو بشکن
امشب خيلي خوشه
از نشاط لذت ببر
متوقف نشو، حرکت کن
بگذار جهان ببينه
بيا مهموني رو بترکونيم
همه با هم
بيا مهموني رو بترکونيم
بيا ببينيم
بيا مهموني رو بترکونيم
همه با هم
بيا مهموني رو بترکونيم
بيا ببينيم
سدها رو بشکن دستم رو بگير و با من بيا
غم و ترست رو فراموش کن زندگي ات رو با من تجربه کن
زندگي ات رو احيا کن
آينده نامعلومه
بيا مهموني رو بترکونيم
همه با هم
بيا مهموني رو بترکونيم
بيا ببينيم
همه با هم
همه با هم
بيا مهموني رو بترکونيم
همه با هم
No comments yet. Be the first to leave one.