ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
چه کسی یه نمایشنامه از "ویلیام شکسپیر" میخواد؟
نمیتونم تا آخر عمرم دستکش درست کنم
ما سه تا بچه داریم
یه بازیگر از یه گدا بیشتر نیست
...میگن که توی لندن، مردم اسامی
بازیگر ها رو مثل اسامی پادشاه ها فریاد میزنن
من این رو برامون آرزو دارم
نه ویل، آرزو های تو، مال خودتن
بهم اعتماد کن، اَن
بابا؟
صبح بخیر، شاهزاده همنت
مامان داستان ها رو خوب تعریف نمیکنه
آه
پس من ملکه مب رو پیش تو میذارم
اون چیه؟
اون یه فرشتهست که از پروانه بزرگتر نیست
و شب به شب، میره داخل گوش پسرا
...و داستان هایی رو میگه از
حدس بزن چی؟
اژدها؟
آره
اژدها
میتونی تا من برگردم با ملکه مب خوش باشی؟
هی
ناراحت نباش
برو بخواب
یه روزی، بزرگترین خونه استارتفورد رو برامون میخرم
قسم میخورم
من باید سیرشون کنم، مگه نه؟
سر ماه برات پول میفرستم
پس بفرست وگرنه پرتشون میکنم تو خیابون
...باید این رو با خودت ببری لندن برای پسر عموت ساوتول
ساوتول تحت تعقیب ترین مرد انگلستانـه
پدر ساوتول یه کاتولیک واقعیـه
آره و یه نویسنده واقعی هم هست
اگر اون رو الگوت قرار بدی، موفق میشی
گفتارت رو در راه خدمت به خدا، به کار ببر
من به سیاست هیچ اهمیتی نمیدم
این سیاست نیست... این روح توـه
...هیچوقت یادت نره که اون پروتستان های پلید
چه بلایی سر خانوادمون اوردن
یادت نره، ویل
یادت نره
اینو ببرش پیش جان وایکس، توی میخونه کلید صلیب
و تسبیحت
نیکوکار مردن بهتر از سوختن بخاطر ترسـه
ترجمه از سینا خدادادی
!گوشت خوک دارم
!گوشت خوک دارم! گوشت خوک دارم
!برو گمشو !ولم کن
!هی ولم کن
داری ازم دزدی میکنی؟
دست لعنتیت رو قطع میکنم
!ولم کن !ولم کن
!گمشو، حرومزاده چاق
گمشو از اینجا، پسره دزد
!اوه
راهنمایی میخواین، آقا؟ تازه اومدین به شهر؟
همه جارو بهتون نشون میدم، آقا
باشگاه های بولینگ، قمار خونه ها، شلیک تفنگ
خرس هایی که توسط سگ های وحشی تیکه پاره میشن
!گرفتن فالتون توسط یک باکره نابینا
وقتی "پرستو" راهنماتون باشه، لندن براتون مثله صدفـه
لندن مثل صدفـه
چرا حرف های منو نوشتین، آقا؟
چرا، آقا؟ من که حرف خیانت نزدم
...امیدوارم که اینطور نباشه، یه صدف خیانت کار
از یه شمشیر اسپانیایی بیشتر بهت صمه میزنه
"آه "صدف خیانت کار خوب بود، آقا
شما شاعری، آقا؟
شاعر بزرگی هستین، میتونم بفهمم
شاید اومدین لندن تا آیندهتون رو بسازین، آقا؟
آره، پس به این معنیه که الان نمیتونم بسازم، پس خداحافظ
آقا، من پول نمیخوام
حالم بهم میخوره وقتی میگینش
دارین کجا میرین قربان؟
چیزی ازتون نمیخوام
تئاتر...؟
!پس یه شاعر تئاتر هستی
درست حدس زدم، مگه نه؟
بهترین تئاتر لندن این طرفه، آقا
!یالا
بیا، آقا
کجا؟
اینجا
بجنب، آقا
همین اینجا کجا؟
و رایگان هم هست
بهترین تئاتر لندن ایجاست، آقا
!عجله کن! این ظرف - ...ای پدر توانا -
بیایین، آقا
کسی که پسر مقدسش مرد
تا کارهای شیطان رو نابود کنه
کاتولیک خیانتکار
!کاتولیک سگ بمیر ای کاتولیک
برو به جهنم، کاتولیک
بمیر، کاتولیک آشغال
نگاه کن، ویل
این شیاطین رو نگاه کن که عموت رو دارن میکشن
خدا به روحشون رحم کن
خدا به روحشون رحم داشته باشه، ویل
!هوی
!میکشمت
من میکشمت
!کاتولیک !کاتولیک
!کاتولیک
...خدایا
...کسی که میداند
ما در میان چه خطر های بزرگی هستیم
...که به دلیل سستی وجودمان
ما نمیتوانم همیشه نیکوکار بمانیم
به ما قدرت و حمایتت رو ببخش
در حالی که از ما حفاظت میکنی
و مارو از همه هوس ها دور میداری
ساوتول کجاست؟
...درود بر مریم مقدس
...درود بر مریم مقدس بخشنده
این بت پرستی رو واسه خودت نگه دار
من به کلیسای مقدس کاتولیک باور دارم
آره
ولی ملکه بخشنده ما و همه کسانی که او را دوست دارند
به یگانگی دین پروتستان باور دارند
و تا زمانی که ما کاتولیک های نجس رو از انگلستان پاک نکنیم، استراحت نمیکنن
تو توی آتش جهنم میسوزی
شاید
ولی تو زودتر میری اونجا
همم؟
به نام عشق تنها پسر خداوند
نجات دهنده ما، عیسی مسیح
آمین
من میمیرم
اونجا ثابت باش، شنیدی؟ داره لیز میخوره
آقا یه کمکی میکنین؟ لطفا، خواهش میکنم
پیشانی تو از یک کبوتر سپید تر است، عشقم
درخشان تر از ستاره ای آسمان بالای سرمان
...من خدمتگذار دریا هستم
من یه پری دریایی هستم
من پری دریایی هستم
که به راه و نیاز های انسان عادت نکرده است
حال بهم زنه، پست و فرو مایهست
این انسان فانی در پی دزدیدن پری من است
من با یک دست از آسمان او رو میکشم
بیا پیش من، عشقم
خسته کنندس
گمشید کی این رو نوشته؟
بیا پیش من عشقم ریتم رو حفظ کنین
لعنت بهت ریچارد ریتم رو حفظ کن
!ریتــــم
پسر تو داره نمایش منو نابود میکنه
پدرتو در میارم
این یه فلاکتـه
اوه، واقعا؟ من فکر کردم که داشت خیلی خوب پیش میرفت
من بهت گفتم دیگه نمایش باکستر رو انجام نده
اوه، اوراکل صحبت میکند
!اوه
اون اینجاست
!از صحنه برو بیرون
وقت تلف کردنه
کجاست؟
تو گفتی که تموم شد
من سرم زیادی بخاطر خدمت کردن بر دستگاه سری ملکه شلوغ بود
تا بنویسم
کیت، لطفا
من به یه نمایش نامه مارلو احتیاج دارم
معلومه
...ولی واقعیت تاسف بار اینکه
من با هنسلو یه قرارداد بستم
قرارداد؟
آره یه قرارداد انحصاری
هنسلو بهم پول میده تا ننویسم
ننویسی؟
آره زمونه جدیدی شده
زمونه جدید
من خیلی بهت پول دادم
...ولی هنسلو گوبابای هنسلو
این یه تئاتره و من ساختمش
بدون من، هیچ تئاتری تو لندن نبود
و همینطور کریستوفر مارلو
فقط یه آدم بدبخت بی اهمیت بود
همونطور که گفتم یه قرار داد انحصاری
ما داریم میریم
!باربیج
لرد هانسون، به این زودی دارید میرید؟ - !باربیج -
رقص موریس هنوز مونده
شوهزت فراموش کرده که مجوزش
به حمایت من وابستهست؟
...سرورم - باربیج؟ -
یه چیز بهتر از این آشغال بیار
وگرنه یه کمپانی رو پیدا میکنم که لیاقت اسمم رو داشته باشه
پیرمرد خرفت
!یه کاری بکن
...جیمز، نه
...من
!کمپ، برو اونجا و مردم رو آروم کن
چی؟
!گفتم برو اونجا و مردم رو آروم کن
!الان! برو اونجا
خدای من
آره، بذار کمپ همشو انجام بده
...آدم نمیشه کارشو تموم کنه
No comments yet. Be the first to leave one.