ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
گوشهاي من چيزايي رو ميشنون که بقيه قادر به شنيدنش نيستن
چيزاي کوچيک و دور که مردم معمولاً نميتونن ببينن رو من ميبينم
اين حسها ثمره يه عمر آرزوئه
آرزوي نجات پيدا کردن
آرزوي به کمال رسيدن
همونطور که دامن واسه تکون خوردن ...به باد نياز داره
منم از چيزايي تشکيل شدم که همشون مال من نيستن
من کمربند پدرم رو دور بلوز مادرم ميبندم
و کفشهام هم از طرف عَموم هستن
اين منم
همونطور که گل نميتونه ...رنگش رو انتخاب کنه
ما هم مسئول چيزي که از آب درميايم نيستيم
وقتي اينو بفهمي آزاد ميشي
...و به بلوغ رسيدن
يعني آزادي
تولدت مبارک
"تولدت مبارک "اينديا
!ريچارد"! نه"
...يک مرد خانوادهدوست
...که براي همسرش "اِوِلين"، شوهري وفادار
و براي دخترش "اينديا"، پدري مهربان بود
...اون براي شهرمون يک الگو بود
...الگويي از مردي که در دنيا
با گشاده رويي و صداقت و بزرگواري زندگي ميکرد
اينديا؟ - ...ريچارد استوکر با تقديري بيرحمانه -
از بين ما رفت
اينديا؟
که دلايلش نامعلوم و غيرقابلدرکـه
توسط تصادفي که هيچکس فکرشو نميکرد
حتي براي يک معمار سرشناس ...مثل ريچارد هم غيرممکن بود
که از طرح عظيم خدا سر دربياره
اينديا؟
اينديا
الاناست که مهمونها بيان
"ميتوني به خانم "مکگريک توي آشپزخونه کمک کني؟
خواهش ميکنم؟
با من اينکارو نکن اينديا
امروز نه
...وقتي که به زور ماشينش رو باز کردن
...ميدوني، جسدش سوخته شده بود - جزغاله شده بود -
تصادف وحشتناکي بود
بيچاره اينديا خيلي با پدرش صميمي بود
حالا کي ازش مراقبت ميکنه؟ - هنوز مادرش هست -
مادرش ازش مراقبت کنه؟ بيشتر ميخوره برعکس باشه
ميدوني چيه؟ اين تصادف کلاً خيلي عجيبه
شايعات رو شنيدي؟
تو که فکر نميکني از قصد با ماشين خودشو از پل پرت کرده؟
پس چرا رفت دوتا ايالت اونورتر؟ - نميدونم -
همه چيز مرتبه؟ - بله خانم مکگريک -
حالا تو اين فکرم که شايد زيادي تو يخچال گذاشتمشون
نظرت چيه؟ فلفل کم زدم؟
تخممرغ پختهت من رو ياد بچگيهام ميندازه
خب، ممکنه بزرگ شده باشي ولي بازم پوست تخممرغ رو زمين ريختي
کفشت واست کوچيک شده؟
هنوز کادو تولدت رو پيدا نکردي؟
جعبه رو پيدا کردم ولي خالي بود
مطمئني؟
خوب گشتي؟
دوباره بگرد
هر سال فکر ميکردم پدرم بود که روز تولدم بهم کفش کادو ميداد
...ولي تموم اين مدت
بگو چي رو باز ميکنه
من از کجا بدونم؟
خيليخب
...کار برادرم بود
...ميدوني، در اصل چهار تيکه بودن
ولي بچه که بودم يکي رو شکستم
حالا دارم تو اين خونه ميبينم که حتماً يه نفر يکي ديگهش رو شکونده
نه، کار من نبود
وقتي... وقتي اثاثکشي کرديم، موقعي که خدمتکارها داشتن از جعبه درمياوردنش شکست
اينديا. بيا به عمو چارلي سلام کن
اينديا؟ بيا اينجا
بزودي ميبينمت
سلام اينديا
بيا
بدش مياد کسي بهش دست بزنه
من مادرشم
عجب نفريني
...ميدوني چارلي، ريچارد همش ميگفت
ما تو رو واسه هميشه به باقي دنيا باختيم
اينديا، صورتت مثل گچ سفيد شده
چيزي شده؟
آره
پدرم مُرده
چه قشنگ
ريچارد به حدي به شکار کردن اينديا افتخار ميکرد که هر چيزي که اون کشت رو تاکسيدرمي کرده
چه زندگي بيهودهاي
اينا تو اعماق جنگل زندگي ميکنن
گرفتنشون خيلي سخته
گمون کنم ريچارد و اينديا تيم خوبي بودن
يجورايي گستاخانهست که اون واسه تشييع جنازه برادرش مشکي نپوشيده
حتماً امروز از خاورميانه يا جاي ديگه اومده
به بخشي از حفاري توي اماکن باستاني استانبول مربوط ميشه؟
نه، فکر کنم واسه چيز ديگه حفاري ميکرده طلا توي اندونزي
واقعاً ميخوام ازتون بابت حرفاي امروز صبح تشکر کنم
خب، شما و ريچارد لايق تک تک اين حرفا هستين
شراب خوبيه
پيدات کردم. بيا پيشمون
اين برادر ريچارده
سلام
اون برگشته - از ديدنتون خوشحالم -
اينا خونواده "بلومز"، از دوستاي خوبمون هستن
عصر بخير
نميدونستم ريچارد برادر داره
از ديدنتون خوشحالم
تسليت ميگيم
شما ريچارد رو از کجا ميشناختين؟
تو 24 سالگي، دکتراش رو از آکسفورد گرفت
استوکر مخش خوب کار ميکرد
آره. کافيه اينديا رو ببينين
دوباره سلام
ميخواي بدوني چرا حس ميکني الان وضع نامساعدي داري؟
چون تا به امروز نميدونستم وجود خارجي داري؟
چون زير من وايستادي
شبيه پدرم هستي
خيلي متأسفم
تو هم داغديده هستي
تا حدود شصت ثانيه ديگه ...مادرت بهت ميگه که
...من تا يه مدتي اينجا ميمونم ولي
من ميخوام تو هم نظر بدي
چرا؟
...چون
واسه من مهمه
اين واقعاً باغچه قشنگيه
...خاک
خيلي نرمه
واسه حفاري خوبه
دقيقاً نميدونم منظورت چيه
نميخوام تو دردسر بيفتم
فقط منم که خبر دارم
هر کاري خواستي کردم
هر سال بهت اوضاع رو گفتم
من تموم اين مدت اطاعت امر ميکردم
...مثل بچه کوچولوها داري رفتار ميکني
و از بچگيهات همين کارو باهام ميکردي ديگه خسته شدم
ديگه خسته شدم - باشه -
خانم مکگريک؟
خانم مکگريک؟
اون کجاست؟
هنوز نديدمش
صبح بخير
دايرةالمعارف خاکسپاري و عزاداري
بعدازظهره
گمون کنم همينطوره
بنظرت ميتوني...؟
آفرين دخترم. مرسي
امروز چيکار ميکني؟
...تو اين فکر بودم که
...پردهها رو بکشم، ساعتها رو از کار بندازم
جلوي آينهها رو بپوشونم و بعدش برم تو اتاقم بخوابم
مثل آدماي مريض نباش
اون لباس رو بنداز کنار. اون چيه آخه؟
لباس عزاداريمه
چطوره بريم بيرون؟
بريم خريد ميتونيم بستني بخريم
تو زمان سلطنت ويکتوريا، انتظار ميرفت که بيوه تا دو سال واسه شوهرش عزاداري کنه
حداقل دو سال
اينديا - ...ولي تو چين باستان -
يه کلبه حصيري کنار قبر درست ميکردن و سه سال توش بيکار مينشستن
من و تو، بستني، هواي تازه
...بيخيال، اين همه سال با پدرت رفتي شکار
من فقط ميخوام يه بعدازظهر باهام باشي
پدرت هم اگه بود همينو ميخواست
ميدوني، من و پدرت هميشه اينقدر رابطهمون سرد نبود
...دلم تنگ شده واسه وقتي که
جوون بود
پاسپورت ايالات متحده آمريکا
!اينديا
!اينديا
شرابِ جاافتاده
سال خوبي رو انتخاب کردي
نميشه با شراب تازهتر مقايسهش کرد
زيادي تلخه
آماده باز شدن نيست
تو بايد باهامون ميومدي اينديا ...اوه، سقف رو باز
هوا. خيلي حس خوبي داشت...
ما وايستاديم و عمو چارلي واست بستني خريد
يه شکلاتي، يه وانيلي
درست گرفتم؟
بستني دو رنگ خوشم مياد
خودت برو دو رنگش کن تنبل
خانم مکگريک کجاست؟
هنوزم نيومده
چي؟ حالا چيکار کنيم؟
من زياد تو آشپزخونه کار نميکنم
من ميتونم يکم غذا بپزم
نه، لازم نيست اينکارو بکني
خيلي دوس دارم
چارلي، تو ديگه کي هستي؟
اينديا، ميشه اينارو بذاري تو فريزر؟
کاري که عموت ميگه رو بکن
مرسي - مرسي اينديا -
اون پايين خيلي سرده؟
نه
...ميدوني، يه زماني
ريچارد همچين غذاهايي درست ميکرد
درسته اينديا؟
شرمنده، يادم رفت قبل از اينکه تو بدنيا بياي بود
از کجا ياد گرفتي اينجوري غذا بپزي چارلي؟
"مادام ژاکن"
No comments yet. Be the first to leave one.