Pretty Little Liars

Pretty Little Liars

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Pretty Little Liars S06E12 HDTV x264-LOL
Pretty Little Liars S06E12 720p HDTV X264-DIMENSION
കമന്ററി എഴുതിയത് siamak5561
GentleGirl ترجمه از

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-01-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 21
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

... آنچه گذشت

دکتر رولينز

گفتم شخصا بيام بهت بگم

قاضي يه روز براي دادرسي تعيين کرده

دادگاه ميتونه دوستات رو احضار کنه

که بيان اما اونها ممکنه

زياد با اين قضيه همدردي نکنن

... پس اين جلسه ي دادرسي

در مورد اينه که احساسمون چيه

که شارلوت بياد بيرون

که "اي" بياد بيرون

."پنج سال بدون "اي حالا بايد چيکار کنيم؟

اولش تو قاطي کارهاي سياسي شدي

و مادرت هم حالا قراره سناتور بشه

رئيس هات از دست من خيلي عصبانين

عصباني نيستن

بهم براي کتاب دوم پيش پرداخت دادن

ميدونن توي آمريکاي جنوبي چه اتفاقي افتاده

دانشگاه، اون چيزي نبود که من فکر ميکردم قراره باشه

دوران سختي داشتم، وقتي پدرم مُرد

ديگه دليلي واسه ادامه نديدم

خانواده ي من هميشه يه بخش گمشده داشته

و اون بخش گمشده خواهرمه، شارلوت

و من ميخوام خواهرمو ببرم خونه

تو اينجائي که به من بگي احساس امنيت ميکني

اگر شارلوت دلارنتيس از بيمارستان بياد بيرون؟

نه، نميکنم

پس تموم شد

قاضي گفته شارلوت ميتونه بره خونه

شارلوت ديشب اومده اتاق هتل تو؟

نميدونم کجاست نميدوني کجاست؟

رفتيم بخوابيم و امروز صبح ديدم نيست

اون اينجا چيکار ميکنه؟

مطمئن بشم که شارلوت واقعا مُرده

شارلوت وقتي از برج پرت شده پايين

مُرده بوده. مرگش، قتل اعلام شده

باهاتون تماس ميگيريم

کِي به جُردن ميگي؟

چي بگم؟

اين شهر، شارلوت، هر چيزي که بهمون گذشته

منظورش چيزهايي که خودش نميتونه توي گوگل سرچ کنه

وقتي فهميدم که دارم عاشقش ميشم

... هوم، من و ليامم هنوز عاشق نشديم ولي

ميدونم کلي سوال جوابم ميکنه وقتي برگردم

مطمئني حتما بايد امشب بري؟

ميدوني که قبل از رفتنمون پليس ميخواد باهامون حرف بزنه

آره، همينجوريشم چند روز از کار عقب افتادم

همه مون افتاديم، آريا. ميمونيم

باشه، خب، رئيسم خواسته که برگردم

بچه ها، اين يه شغلي نبود که راحت بدست بياد

نميشه از دستش بدم

ازمون در مورد اون شب سوال ميپرسن

آره، خب همه مون با هم بوديم

.و هيچکدوممون از اتاق بيرون نرفتيم چه چيز ديگه اي هست که بگيم؟

فکر کنم کسي که پليس واقعا بايد باهاش حرف بزنه

اونجاست

واقعا ميتونه اسم خودشو امضا نکنه؟

من هنوز چيزي به کسي در مورد اتفاقي که افتاد نگفتم، تو گفتي؟

شماها باور ميکنيد هيچي يادش نمياد؟

من فکر ميکنم داره دروغ ميگه

همونطور که در مورد داشتن بيماري سندروم سوئيسي دروغ گفته

تا بتونه از حُکمي که واسش صادر ميشه کم کنه

سندروم استکهلم. و واقعانم وجود داره

اون هيچوقت دزديده نشده بود اسپنسر

داشته خارج از دنيا زندگي ميکرده

خودش انتخاب کرده به شارلوت کمک کنه ما رو شکنجه کنه

ميدوني، قاضي اينجوري بهش نگاه نکرده

اگر مغز سارا رو واقعا شستشو داده باشن، اون يه دليل

.خيلي محکمي واسه کشتن شارلوت داره. انتقام

اوه، متنفرم که مهموني رو بهم بزنم ولي من بايد برم

من تا ماشين باهات ميام خيل خب، خدافظ

زود بهت زنگ ميزنم باشه

دوستت دارم منم دوستت دارم

هي، اوم، جلوي بقيه نميخواستم چيزي بگم

ولي من ميدونم تو از اتاق هتل رفتي بيرون

همون شبي که شارلوت کشته شد

کجا رفتي؟

?يه رازي دارم ميتوني نگهش داري?

?قسم بخور به کسي نميگي?

?بهتره بذاريش توي جيبت?

?با خودت به گور ببريش?

?وقتي نشونت ميدم که مطمئن بشم?

?به کسي نميگيش?

?چونکه دو نفر ميتونن رازي رو نگه دارن?

?اگر يکيشون مُرده باشه ?

طرفاي سه صبح بيدار شدم که آب بخورم و ديدم تو داري ميري

بايد پيام هامو چک ميکردم و بعدش گوشيم خاموش شد

پس، رفـ، رفتم شارژرمو از توي ماشين بردارم

بعدش چي؟ برگشتم توي اتاق

طولاني تر از اين حرفا نبودي. سعي کردم بيدار بمونم تا برگردي

هانا، اشتباه ميکني

که جاي تعجبم ندارم چونکه اون شب خيلي مست بودي

اوم، من مست نبودم توي وان بالا آوردي

اميلي بود نه من

ببين، حرفم فقط اينه که اگر تو

جايي رفتي ... ما بايد بدونيم

خب، نرفتم، پس چيزي نيست که بگم

باشه

بايد به هواپيمام برسم

مامان، کيلب تازه رسيده

همين الانشم داري ازش کار ميکشي؟

مشکل چيه؟

خبر مرگ شارلوت داره سريع پخش ميشه

يه سري وبلاگ نويس دارن سعي ميکنن مرگش رو به تو و دخترها ربط بدن

مگه جاي تعجبم داره؟

من متعجبم. کار نفرت انگيزيه

رقيبم داره رقابت انتخاباتيشو با تقلب پيش ميبره

خب، از کجا ميدوني کار اون باشه؟

دارم سعي ميکنم بفهمم کار کيه

مهم نيست، خبر ديگه پخش شده

و اينکه من باهات به مصاحبه ي فردا بيام

کار اشتباهيه

چرا؟

چونکه من فقط حواس همه رو پرت ميکنم

عزيزم شبکه ي "مشاهده گر رزوود" باکلاس تر از اين حرفاست

که بخواد به يه مُشت توئيت بيمزه توجه نشون بده

مامان، من رسما مسئول بيرون اومدن شارلوت از بيمارستانم

اون شبي که اومد بيرون، کشته شد

پس فرق نداره چطوري مطرح بشه، مرگش

و همکاري من در اين زمينه بالاخره گفته ميشه

و بهتره که وقتي همه ي اينا گفته ميشه من پيش شما نباشم

هي، من لينک يه وبلاگ رو پيدا کردم که مال خود رزووده

بيشتر از 400 بار اشتراک گذاري شده

شايد بهتر باشه بيخيال اين يکي بشي

بله به تيمم زنگ ميزنم

و ببينم ميتونن واسه نيومدنت يه بهونه جور کنن يا نه

باشه

خيلي نگرانم نکنه اين انتخابات رو

بخاطر من ببازه

هي، اينو نگو

من دستگاه هاي راي دهي رو هک ميکنم

و مطمئن ميشم ببره

کيلب شوخي کردم بابا

ببين، اونها چهارصد تا ريتوئيت زدن

منم چهارهزار تا توئييت خوب تا فردا صبح ميزنم

مرسي بله

خيلي خوشحالم که تو اينجايي

منم

آليسون

جاهاي سوختيگي هاي متعددش باعث ميشه نتونه درست از دستهاش استفاده کنه

امکان نداره کار اون باشه

داري سارا رو از ليست مظنونين حذف ميکني

نميفهمم

مرگ شارلوت خيلي وحشيانه بوده

درگيري بوده

مطمئني ميخواي اينا رو بشنوي؟

بايد بدونم چه بلائي سر خواهرم اومده

گردنش با يک ضربه ي کُندي شکسته شده

قبل از اينکه از بالاي برج پرت بشه پايين

متاسفم آليسون

داريم همه رو چک ميکنيم ، مخصوصا

کساني که هدف شارلوت بودن

فکر ميکني دوستانت ممکنه دستي

توي مرگ شارلوت داشته باشن؟

نه، ندارن

مطمئني؟

عاليه

ساعت نُه

صبح ميبينمت، مرسي

مراسم چطور بود؟

اوم، آلي چيزهاي قشنگي گفت

و دکترش

قبرستونم رفتي؟ نه، چطور؟

... خب، مقبره ي دلارنتيس ها بغل مال ماست، پس

نه، بعد از مراسم رفتيم

ببين، چرا فردا صبح با من نمياي؟

ميتونيم گل ها رو آب بديم و سر مزار پدرت بريم و بهش سلام کنيم

آره، احتياجي نيست حتما برم اونجا که خاک شده و بهش سلام کنم

خيل خب، ولي هنوز سر خاکشم نرفتي

و بعد از خاکسپاري

تو حتي هنوز سنگ قبرشم نديدي

ببخشيد، فردا نميتونم بيام

به آلي قول دادم کل روز پيشش باشم

... و واقعا بهم نياز داره، پس

ميرم يه دوش بگيرم

سلام

متاسفم، فکر کنم اتاق رو اشتباهي اومديد

من اينا رو سفارش ندادم

من دادم

جُردن ... تو چطوري

کليدها رو از مامانت گرفتم ميخواستم سورپرايزت کنم

فکر کردم مجله قراره فردا چاپ بشه

آره ولي پليس ها ميخوان باهات حرف بزنن

و اينم بهانه ي خوبي واسه من بود

حالت چطوره؟

حالا که اينجايي بهترم

? از تو بعنوان نشانه ي هشدار استفاده ميکنم ... ?

شامپاين؟ چي رو داريم جشن ميگيريم؟

خودمونو

با عموم صحبت کردم، و موافقت کرده بذاره ما

توي ملکش عروسي بگيريم

توي همپتونز؟

... وئو، اين عاليه ولي

... نميخوام عجله بکني ولي

بايد با خبر خوشي اينجا ميومدم

... متاسفم، فقط اينکه

بين مرگ شارلوت و دوره کردن هاي پليس

حس ميکنم زمان از دستم در رفته

نميخوام نگران اين چيزا باشي، باشه؟

با وکيل مادرم صحبت کردم

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left