ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
قسمت 6
سلام
سون وو تو اینجایی؟
عزیزم
بله
من زنگ زدم
باید همو ببینیم و حرف بزنیم
مهمه
ممکنه سرت شلوغ باشه
خواهش میکنم
بله
منتظرم
بشین...بشین ..بشین
بشین..بشین
ای خدااااا
بهت سخت گرفتن مگه نه؟
چیزی نیست
من قبلا با تیم بازرسی حرف زدم نگران نباش
همه چی حله
تو برمیگردی به تیم انالیست و به بچه ها کمک میکنی
ما داریم سعی میکنیم بگیریمشون تا تو حالت بهتر بشه
و من دارم در مورد چیزی که درباره خانواده جو سو یون گفتی فکر میکنم
و فکر میکنم چیزی که گفتی درسته سون وو
دارم فکر میکنم که باید از خانواده خبرچینامون محافظت کنیم
برای کسایی که برامون کار میکنن
پس حالا, مراقب مسائل شخصیت باش, و ناراحت هیچی نباش چرا به همکارات کمک نمیکنی؟
من اینطور فکر میکنم...نظر تو چیه؟
اگه شما میخواین ..چی بهتر از این
ممنون
نیازی نیست از من تشکر کنی, ما از حالا به بعد همکاریم
اگه حالت بهتر شد بیا با من حرف بزن
بسیار خوب باشه
پدرت برای وزارت دفاع کار نمیکرد؟
آه اون قبلا اونجا کار میکرد, الان برای هج تچ نت کارمی کنه, یه شرکت امنیت فناوری اطلاعات
واقعا؟
چه خوب
چیزه واقعا مهمی نیست, اما یه هارد درایو به دستم رسیده... امنیتیه, برا همین دنبال یکی ام که برام خیلی ساده توضیحش بده
سرش خیلی شلوغه؟
کار که داره, اما چون همین یه باره, قبول میکنه
واقعا؟
پس میتونی بهش زنگ بزنی ؟من میتونم بهش بگم تو معرفیش کردی به من و من باهاش حرف بزنم.. میشه؟
البته
اشکالی نداره
بسیار خوب
دارم روانی میشم
چطوری میشه به هرچیزی مشکوک نگاه کرد؟
اوه, فکر کنم سونبه نیاد بیرون
باید یه چارچوب زمانی گسترده تری رو چک کنم؟
یکم گسترده ترش کن
وای دوباره کار سخت تر میشه و منم دوباره نمیتونم برم خونه؟
بعدشم سون وو ترفیع میگیره
سونبه بذار زنگ بزنم به سون وو, فکر کنم بتونیم چیزای جدیدی رو ببینیم
منظورم اینه که اون یه مامور عالیه, پس ممکنه اون حرکات مشکوکو بهتر تشخیص بده
هی
یه مرد گنده پشت سرته که قبلا هم یه مامور بوده
این مال خیلی وقت پیش نیست؟
اینجارو
نگهش دار
این یکی؟
چیه مگه؟
این فقط یه رهگذره
خیلی به مغزت فشار نمیاری؟
بداخلاقِ لوس...واقعا که
صبرکن صبرکن..یواش تر
همین زمان خیلی عالی ای نیست؟
دقیقا ماشین متوقف شد و اون سوارش شد
اونا منتظر یکی بودن که بیاد
فکر کنم حق باشماست
ببین, ببین, قبل از این که سوار ماشین بشه یه چیزیو انداخت
درسته؟ یعنی چیو دور انداخته؟
ایی نمیتونیم ببینیم حتی اگه خیلی ام نزدیکش کنم
واقعا که, دوربین های امنیتی چرندن. چه دوره زمونه ایه؟
ساعت؟
هشت و بیست و دو دقیقه صبح
جو سو یون ساعت هشت و بیست دقیقه زخمی شد ...محلشم یکیه
سونبه
کجا میری؟
برای پیدا کردن سلاح قاتل
خانم
ببخشید
لطفا چند لحظه صبر کنین
فقط یه لحظه
واقعا معذرت میخوام
میدونم کار دارین
لطفا یکم بهمون وقت بدین
ای بابا عجب زمستونیه
باید خیلی براتون سخت باشه
بفرمایین
بله
ممنون
پیداش کردم
گرفتم
دارم تمام ورود و خروج ماشین ها رو تو اون زمان بررسی مکینم
داری چکار میکنی؟
هچ تچ نت؟
این شرکت قابل اعتماد و برجسته ایه
از آنجایی که نیمه اول سال گذشته،اونا کارای عمومی رو بستنو و فقط تمرکزدارن برای توسعه خودشون
مدیر کیم وو سوک مهمترین عضو تیمه
اون تو الگوریتم های بازگشایی تو کشور بهترینه
فهمیدم ممنونم
خداحافظ
ارشد فناوری فنی کیم وو سوک
الو؟
الو, مدیر کیم وو سوک
من رهبر تیم کیم سون وو از وزارت استراتژی و امور مالی هستم
آه بله سلام
اما من الان یه جلسه دارم
لطفا یه لحظه صبر کنین
گفتین کی هستین؟
من رهبر تیم سونگ جونگ هیوک, همکار کیم سون وو هستم
معذرت میخوام موقعی زنگ زدم که شما جلسه دارین. میتونم دوباره بعد از تموم شدن جلسه تون زنگ بزنم؟
آه نه نه
فکر کنم جلسه عقب افتاده
همتون, برین بیرون ..برین
زود... زود
تعریفتونو از سون وو زیاد شنیدم, بهم گفته که شما بعد از حادثه بوسان بهش کمک کردین
نه بابا کاری نکردم
بخش ما بدون سون وو نمیتونه خوب کار کنه چطوری بگم پدر
بهتون زنگ زدم چون بعد از اینکه از سون وو خواستم, اون بهمون گفت شما بعضی جاها میتونین کمکمون کنین
بله, هر کمکی از دستم بر بیاد قطعا انجام میدم
اما
کارتون چیه؟
چیز خاصی نیست. یه چیزای در مورد امنیت سیستم داشتم که میخواستم ازتون بپرسم
چیزی نیست که بشه از طریق راه های رسمی انجامش داد
اما میخوام با شما مثل یه موضوع شخصی صحبت کنم
آدمای زیادی مسئولش هستن
بله خوبه, تازه فکر میکنم برای شرکتتون هم خوب باشه
آه بله بله حتما
انجامش میدم
حتما اینو تو برنامه ام میذارم
و خبرتون میکنم
بله بله بعدا میبینمتون
لطفا هوای سون وو رو داشته باشین
برو خونه.
بزودی همدیگه رو میبینم
هی بسه دیگه ..هیچی مشخص نیست
تیم تحقیق انجامش نمیده, یکی دو روزی طول میکشه
رئیس گفت ندیمش به تیم های دیگه, حتی ممکنه بیشترم طول بکشه
اما رئیس تازگیا خیلی با درک و فهم شده
دیگه مثل قبلش نیست
خودشه
از کجا میدونی؟
قبلا دیدمش
لطفا شماره پلاک این ماشینارو نگا کن
میخوام ببینم کجا ها رفتن
نمیشه یکم یواشتر بریم؟
اصلا مثل این نیست که داریم یه مسئله ای رو حل میکنیم انگار که حمله کردیم به همه چی
ممنون
باید خوشمزه باشه هی هی
داغه ها
عزیزم
این کار راحت تر از اونی بود که انتظار داشتیم
داشتم فکر میکردم چطوری این رهبر تیمو ببینم
اما اول اون خودش بهم زنگ زد
به نظرم چیزه مشکوکی نیست
چرا بهت زنگ زده؟
نمیخواست از چیزی سر دربیاره؟
نه نه
گفت یه چیزایی در مورد مسائل امنیتی ازم میخواد
منم فقط میتونم با هر چیزی که میدونم جوابشو بدم
اما,کجا می بینیمش؟
بهش بگم بیاد شرکت؟
میتونی تنهایی انجامش بدی؟
اون احتمالا با خودش چند نفری رو میاره
این احتمالم وجود داره که تلفنشو با خودش نیاره
پس کجا برای دیدنش خوبه؟
اگه تو یه رستوران ببینیمش خطر ناک تر نیست؟
من اومدم
سون وو
چرا در مورد رئیست زودتر نگفتی؟
آه زنگ زد بهتون؟
اون گفت یه چیزایی ازتون میخواد
چیزی در این مورد به من نگفت
نه, وارد جزئیات نشد اون فقط خواست ببینمش
گفت بعد از اینکه همو دیدیم حرف میزنیم
پس, میخواین ببینینش؟
البته
به خاطر تو می بینمش
خودش شخصا بهتون زنگ زد؟
اون به تلفنم زنگ زد
شمارمو مگه بهش نداده بودی؟
مامان
چی کار میکنی؟
اوه ه
میخواستم آشغالا رو ببرم بیرون گفتم شاید توام آشغال داشته باشی
کیفت سنگین میشه اگه رسیدها و کاغذای باطله رو نگه داری
مامان, نمیتونی که همینجوری به وسایل یه کارمند دولت دست بزنی ممکنه یه سری اطلاعات محرمانه توش باشه
ببخشید
نه, نگفتم که معذرت خواهی کنی
اما دیگه اینکارو نکن
سون وو, میخوام یه چیزی بهت بگم
بگو
مامان تلفونمو بده
یون جین ♡
چیه؟ کیه؟
یه لحظه
یون جینه
مامان, باید زنگ بزنم
چی کار میکنی؟
نمیتونی ارتباطتو با یون جین تموم کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.