ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اعضاي هيئت منصفه
ما مدارک بسيار واضحي در دست داريم
که نشون ميده الينور کارلايل که در مقابل شما ايستاده
يک قاتل و جاني شروره
و هرگز کوچکترين حس پشيماني ابراز نکرده
بدون پشيموني
درسته من هيچ حسي ندارم
چرا بايد داشته باشم ؟
وقتي براي يک مدت طولاني ميخوايد کسي بميره
براي اون نقشه طرح ميکنيد و صبر ميکنيد
تا آخرين ذره ي زندگي رو در چشمانش ببينيد
حالا از شما ميخوام که به تمام اين ماجراي هولناک تفکر کنيد
از لحظه اي که اين قاتل خونسرد
بي رحمانه پس از طرح نقشه
اون رو در يک عصر گرم در هانتربري اجرا کرد
...کنسرو ماهي مرگبار چنان سريع اثر کرد
اون سعي داره تا دقيقا بفهمه چرا اينکارو کردم
چه حسي داشتم
همه چيز ديگه اجتناب ناپذير به نظر مياد
انگار که از سال ها قبل شروع شده
اما اين تابستون گذشته بود
که همه چيز شروع شد
شروعي در ظاهر خوش
رز ها رو ميپسندي ؟ - خيلي قشنگ هستن -
خوبه من دارم سعي ميکنم مثل يه نامزد محترم رفتار کنم
همينطور هم هستي
به زودي اين ساعت هاي طولاني ظهر محترمانه تر هم ميشه
خب اگه من دو هفته برم فرانسه
ميتونيم همديگه رو در "لا تورکت" ببينيم
مادرمم هم مياد اونجا اينطوري خيلي محترمانه ست
و تا موقع مراسم رقص پاييزي آستور برميگرديم
نظرت چيه ؟
الينور ؟
خيلي عاليه
ولي تو به يه چيز ديگه فکر ميکني نه ؟
رودي" تو منو خوب ميشناسي"
آره . يه چيزي که امروز صبح به دستم رسيد
احمقانه ست ولي نميتونم از ذهنم خارجش کنم
کنجکاو شدم
قبض ـه ؟
نه اما ميخوام نشونت بدم
هشدار : يه نفر افتاده دنبال عمه ات در هانتربري
تو و نامزدت قراره از وصيت نامه خارج بشيد
ممکنه اون شخص به سفيدي برف به نظر بياد
ولي ميخواد به هر دوي شما کلک بزنه اون پيرزن هم همين روزا با يک سکته ميميره
خداي من
اين حقيقت نداره . حتما يه نفر ميخواسته دردسر درست کنه
آره حتما حق با توئه ولي خيلي شوکه کننده ست
ما اين ماه نميتونيم بريم
آره بايد بريم - به خاطر اين نامه ؟ -
نه . نه فقط اين
اون براي تو مهمه همينطور براي من و مساله ي خونه هم هست
يادته وقتي بچه بوديم تابستون ها ميرفتيم اونجا
اون هميشه ميگفت خونه بايد براي يکي از ما باشه
و حالا که ما نامزد کرديم يعني براي هر دوي ماست
پس چه اشکالي داره که ازش مطمئن بشيم ؟
اوه رودي من خيلي دلم ميخواد برم اونجا - پس ميريم -
تصميم گرفتم نامه رو هم بيارم ميخوام اونو به دکتر لرد نشون بدم
مطمئني اينکار عاقلانه ست ؟
آره اگه قرار باشه کسي بفهمه فرستنده اش کيه اون ميتونه
ولي عزيزم اينکار خيلي مضره
اگه ميخواي باشه ولي نظر من اينه که اونو بسوزونيم
ميدوني دوس دارم چي کار کنم ؟
وقتي بعد از اردواج با هم زندگي ميکرديم
همه ي خدمتکارا رو رد ميکنيم برن و ميشه دقيقا همون جيزي که ميخوايم
جدي ؟ پس غذات چي ميشه ؟
خودمون کنار آتيش غذا درست ميکنيم
اجازه نميديم کسي مزاحم ما بشه
فقط تو و من به همراه باد و درختان
خانم بيشاپ کجاست ؟
همين اطراف سالن اينجا هميشه تاريک بوده
خداي بزرگ
هيچوقت به اين آسانسور عادت نکردم
حيف شد که ديگه ازش استفاده نميکنه
اون ديگه حتي از اتاقش هم نمياد بيرون
خانم کارلايل , آقاي وينتر خيلي ببخشيد
پرستار داره کارش رو خوب انجام ميده ولي
آخرين سکته باعث شده اوضاع عمه تون خيلي وخيم بشه
ببين ديگه کي اينجاست
به تازگي درسش در آلمان تموم شد و برگشته
حتما هر دوتون مري رو به ياد مياريد دخترِ باغبون
سلام الينور , رودي
سلام مري ... مدت زيادي گذشته
سلام خانم کارلايل , آقاي وينتر خوشحالم که شما رو ميبينم
خب امروز زياد حالش بد نيست ولي ممکنه الان خواب باشه
ميخوايد بريد داخل ؟ - بله فکر کنم -
لطفا ما رو ببخشيد
ممنون پرستار هاپکينز
چاي ميل داريد ؟ - نه ممنون من چاي نميخورم -
آقاي وينتر ؟ - بله بفرماييد لطفا -
الينور
عمه لورا
فکر کردم خوابيدي
طبق معمول مثل يک اسير اينجا دراز کشيدم
بيا اي مرگ تا در زير درخت سرو آرام بگيرم
مثل هميشه ناخوشي
اينا باعث ميشه دووم بيارم
رودي چه خوب شد اومدي
خيلي خوشحالم که شما نامزد کرديد
مطمئنم که والدينتون هم همين احساس رو دارند
منم همين فکرو ميکنم خوشحالم که ميبينمت , عمه لورا
سرحال به نظر مياي - نه اينطور نيست -
رودي تو نياز به استراحت داري
و منم ميخوام با همسر آينده ات يه صحبتي بکنم
باشه . بعدا بهت سر ميزنم
و سعي نکن اونو عليه من کني
وگرنه ميزارم ميرم که از ناله هاتون خلاص بشم
مري رو ديدي ؟
آره خيلي هم تعجب کردم اون کي برگشت ؟
چند هفته قبل مطمئنم بهت گفته بودم
خوشگل شده نه ؟
خيلي خوشحالم که از آلمان برگشته
اون خيلي با من مهربون ـه
و خيلي خوشنودم که تو و رودي با هم هستيد
بهش علاقه داري ؟
البته که دارم
کافي و نه به مقدار زياد ؟ چي ؟ -
اين چيزيه که قديما ميگفتيم
هرگز نبايد به يک مرد زياد علاقه مند شد
عمه لورا يه چيزي رو روراست بهم بگو
فکر ميکني عشق باعث خوشبختي ميشه ؟
عشق براي من بيشتر ناراحتي داشته تا خوشحالي
ولي کي ميتونه بدون عشق زندگي کنه ؟
هر کسي که عشق واعي رو تجربه نکرده پس زندگي نکرده
خانم کارلايل با نامزدش اينجاست
خانم کارلايل الان پيش اونه
خانم کارلايل برادرزاده اش ؟ - دقيقا -
هيچوقت نميشه در موردش مطمئن بود
جدي ؟
خيلي تلاش ميکنه
به اونا ميگفتن عموزاده هاي جون جوني
اون خوش شانس بوده که اون مرد رو تور کرده خودش هم اينو ميدونه
ولي پشت اون چهره اون يه شخصيت عصبي داره
يادمه بدجوري عرق ريخته بودم به سختي داشتم ادامه ميدادم
ولي تو ادامه دادي بعد رسيدي به قله مگه نه ؟
فکر کنم تو بايد پنجه هات رو مشت ميکردي
دست خودم نبود از دست هام همينطوري داشت عرق ميچکيد
بعد جلوي پام افتادي زمين و داشتي ميخنديدي
اوه سلام الينور . داشتيم ياد ايام قديم رو زنده ميکرديم
البته . کلي حرف داريم که بزنيم
تو اتاق غذاخوري چاي حاضره
گوش کن دکتر من قبلا هم گفتم
در هر کشور متمدني وقتي ميگم بايد تمومش کني
تو هم بايد با يک داروي بي درد به کارم خاتمه بدي
هنوز مطمئن نيستم دلم بخواد اعدام بشم
الان نه تو داري خوب پيش ميري
حالا اگه کل پولات رو بهم بدي شايد يه فکرايي بکنم
به کي داشتي نگاه ميکردي ؟
برادر زاده ات
الينور ؟ راستي يادم اومد
اون ميخواست قبل از رفتن تو رو ببينه
نظرت در موردش چيه ؟
اون .. خيلي تحسين برانگيزه
بله .. خيلي تحسين برانگيزه
ميدوني تو هم بايد ازدواج کني دکتر
متاسفم ولي به کس ديگه اي اعتماد نداشتم
نه نه کار خوبي کردي حق داري اين وحشتناک ـه
فکر کنم بايد کار يکي از افراد روستا باشه
اما در نامه به کي ممکنه اشاره کرده باشه ؟
به جز پرستارها کي به عمه ي ما دسترسي داره ؟
خب تد هولريک باغبون کمک ميکنه اکسيژن رو بياريم
خانم بيشاپ , کشيش و من هم اينجا رفت و آمد داريم مري جرارد هم زياد مياد اينجا
پرستار اوبراين اينجا زندگي ميکنه
پرستار هاپکينز هم هر روز مياد
فکر کنم مري جديدترين فرد اينجاست
ممکنه کسي بخواد به اون حسادت کنه ؟ يا کسي که بهش علاقه داشته باشه ؟
فکر نکنم
هر چند تد هولريک هميشه باهاش مهربون برخورد ميکنه
احتمالا اصلا ربطي به مري نداره
متاسفم , يه موضوع مثل اين ميره روي اعصاب آدم
اينکه يه نفر جاسوسي کنه و ..باعث بشه احساس بدي پيدا کنيم
بهتره که فراموشش کنيم
خيلي لطف کردي ولي حماقت از من بود
که ازت خواستم نقش کاراگاه رو بازي کني بهتره بسوزونيمش
نه نه نيازي نيست کسي نقش کاراگاه رو بازي کنه
من يه کارگاه واقعي ميشناسم اسمش پوارو ـه
اون براي چند روز اومده اين حوالي
تا براي دادگاه "مانبري" مدرک جمع کنه
اينجا حوصلش سر رفته و مطمئنم الان نياز به يک سرگرمي داره
يه سري عادت هاي عجيب داره
مثل خوردن چاي گياهي
اون يک فرد جذاب و بسيار محتاط ـه
دوست من
وقتي يک دکتر حامل پيغام باشه هميشه نگران کننده ست
اميدوارم از طرف دکترهاي من نيومده باشي
البته که نه پوارو حالت چطوره ؟
اينجا مستقر شدي ؟ همه چي راحته ؟
خب براي بعضي ها ممکنه باشه ولي براي من کارم اولويت داره
آخه چه لذتي در جمع آوري مدرک براي پرونده اي که پارسال حلش کردم وجود داره ؟
نه همونطور که گفتي شديدا حوصله ام سر رفته
خب شايد من بتونم کمکي کنم يک خانم که من بسيار تحسينش ميکنم
يه مشکلي براش به وجود اومده يک نامه ي ناشناس
منظورت اينه يه تحقيق در پيش داريم ؟
خب زياد هيجان زده نشو حتما يه مساله ي جزئي ـه
اونا تد هولريک و مري جرارد هستن
اون دختر علاقه ي زيادي به خونه ي هانتربري داره
نامه هم در مورد همون خونه ست
فيلم خوبيه . همراه با گاربو در پاريس توليد شده
متاسفم تد قبلا هم که گفتم نه
با يه نفر ديگه قرار داري مگه نه ؟ - نه البته که ندارم . متاسفم -
No comments yet. Be the first to leave one.