ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"سکوت" فصل یک - قسمت اول
نوا؟
نوا؟
نوا؟
تموم شد
شش سال بعد
دعای شماره چهارده
من میتابم. من عشقم
من سلامتیام
من مسیح هستم خداوند مراقب شماست
خداوند به شما گوش میدهد
در گذشته زندگی نکنید در مورد آینده خیالپردازی نکنید
ذهن و فکرتون رو روی حال متمرکز کنید
من میتابم. من عشقم
من سلامتیم
من مسیح هستم
ما افکار خودمان هستیم
ما به چیزی که فکر میکنیم، تبدیل میشویم
- صبحبخیر، سرخیو. دنبالت میگشتم - من نورم. من عشقم
من سلامتیم - خبر خوبی دارم
قاضی دستور آزادیت رو داد
نُه ماه از محکومیتت کم شد نمیتونی شکایت کنی
باید وسایلت رو جمع کنی
بزودی میری وکیلت...
مرسی
سرخیو، متاسفم
مثل همیشه، دوست داشتم خودم بهت بگم
ولی انگار یکی ازم جلو زده
از الان دورهی آزادی مشروطت شروع میشه
قاضی به لطف موقعیتی که در گلخونه پیش اومد
صبح زود برگهی آزادیت رو امضاء کرده
فکر میکنه برای پیوستن دوبارهت به جامعه مفیده
خب، اسم معلم خصوصیت ناتانائل توروخا هست
و بزودی با این موبایل باهات تماس میگیره
فقط میشه باهات تماس گرفت
به خونهی پدر و مادرت برمیگردی
دیگه مال توئه
علیرغم تمام اتفاقات، اونا رو...
به ارث بُردی
باید برگهی آزادیت رو امضاء کنی
مشکلی نیست، درسته؟
تمام حرفایی که الان زدم رو متوجه شدی؟
باشه
با توجه به شرایط خاص زندانی
این سکوت بعنوان علامت رضایت درنظر گرفته میشه
قبلا انجامش دادیم، درسته؟
پس حله
اینجا رو امضاء کن
مجوز آزادی
بسیارخوب
فقط یه کار دیگه مونده که باید انجام بدیم
پابند الکترونیکی
کنترل دسترسی
درحال نزدیک شدن به ایستگاه بعدی
برای خدمات مترو و تراموا به اینجا مراجعه کنید
فارغالتحصیلی نوآ خانواده سرخیو
رسید
دوشنبه، شانزدهم آپریل، 2022
سوژه به خونهی خانوادگی برگشت
برنامه نظارت روزانه و تحلیل رفتاری رو شروع میکنیم
سکوت سرخیو سیسکار راهیه که روی ما تسلط پیدا کنه
شاید فکر کنین سکوت میکنه تا مورد هجوم قرار نگیره، ولی نه
اینکارو میکنه تا ما زیرنظرش بگیریم
اون یه خودشیفتهی بدجنسه
اگه میدونست الان زیرنظرش گرفتیم
ازش لذت میبُرد
وظیفهی ما تعیین سطح روانی فعلی
و سطح تهدید احتمالی اونه
سرخیو بسیار باهوشه
آیکیو اون 154 هست
مادرش بلانکا پولو یه روانپزشک بود
بهمحض اینکه متوجه استعداد بزرگ پسرش شد تمرکزش رو روی آموزش اون گذاشت
فورا یه مشکلی پیش اومد
استعداد تحصیلی سرخیو
به جدایی عاطفی از خانوادهش تبدیل شد
شش سال پیش تبدیل به قاتل بالکن شد
از اون موقع، دیگه حرف نزده
از زمان مرگ والدینش، یه بارم حرف نزده
نه توی دادگاه، نه پیش معلم خصوصی نه پیش هیچکس
نقشهمون اینکه سرخیو رو با گذشته رودر رو کنیم
و خودکنترلی اونو بسنجیم
برای انجام این کار
در تمام اتاقهای خونه دوربین کار گذاشتیم
و همینطور در تمام ورودیهای خونه
در راهرو
در حیاط
در آسانسورها
همینطور به تمام دوربینهای ترافیکی شهر دسترسی داریم
و در نهایت، برای زیرنظر گرفتن خیابان
از دوربینهای دکمهای استفاده میکنیم
توی مترو نزدیک بود مُچتو بگیره
همینطور به پابند الکترونیکی که سرخیو الان به پاش بسته
یه دستگاه مانیتور ضربان قلب وصل کردیم
اتاق خواهر کوچکش
تنها کسی که واقعش بهش اهمیت میداد، خواهرش بود
بعد ارتکاب جرم، دیگه نتونست باهاش تماس بگیره
از طریق وکیلش تلاش کرد، ولی...
آره، پرونده رو خوندم
آره، اینطور فکر میکنی؟
یعنی سرخیو رو میشناسی؟
چون من سالهاس زیرنظرش دارم
و هنوز نتونستم یه تحلیل روانشناختی ازش ترسیم کنم
اینو ببینید
بازسازی صحنهی قتل دو نفر که در
شب بیست و سوم مارچ سال 2016 رخ داد
شرایط فیزیکی و دید در شب ارتکاب جرم
طبق گزارشات پلیس بازسازی میشه
این فرایند در حضور پسر مقتولین، منظون مورد نظر،
سرخیو سیسکار اجرا میشه
حاضری؟
اون شب حدود ساعت دوازده به خونه رسیدی، درسته؟
پدر و مادرت خواب بودن.
از رد خون میدونیم که تو و مادرت در دفتر همدیگه رو دیدین.
مادرت بخاطر دیر اومدن عصبانی بود؟
فورا جر و بحثتون بالا گرفت؟
واقعا شش ساله که حرف نزده؟
هروقت که بخواد، با هرکی که بخواد حرف میزنه
که من جزوشون نبودم
اولین کار حرفهایم بود
من به پزشکقانونی کمک کردم تا تحلیل روانشناختی از سرخیو تهیه کنه.
سرخیو، ما باید بدونیم چه اتفاقی افتاد. این یه بازی نیست.
مظنون رو اذیت نکنین.
همکاری کردن یا نکردن حق اونه
اون آگوریا هست؟ فکر کردم یه قاضی دیگه مسئول پرونده بود
سرخیو...
آگوریا واسه یه پرونده مشهور هرکاری میکنه
ما برای کمک به تو اینجا هستیم
حتی با اینکه باورش سخته، وکیل مدافع هم اومده.
پدر و مادرت باهات کاری کردن؟ باهات بدرفتاری کردن؟
عالیجناب، عذر میخوام که مزاحم جلسه روانشناسی میشم،
ولی ما برای بازسازی صحنه جرم اینجا اومدیم.
اگه میشه، هردوشو باهم انجام بدیم.
رقتانگیزه
- شروع کنین - باشه
براساس اطلاعات جمعآوری شده در تحقیقات،
به احتمال زیاد ترتیب اتفاقات اینطوری بوده.
مادر و پسر پشت میز و رودر رو باهمدیگه نشسته بودن،
در بین مکالمهشون، سرخیو ماکتبُر رو برمیداره.
مستقیما بهش حمله میکنه.
مادرش برای دفاع از خودش دستش رو بالا میبره،
و سرخیو اولین بُریدگی رو در بالای مُچ دست چپش ایجاد میکنه.
بعدش جلوی کمد باهمدیگه گلاویز میشن...
بعدش مادرش عقب میره و خودش رو به درب میرسونه
و با دست چپ از خودش دفاع میکنه.
بعدش میدوه و سعی میکنه خودشو به در خروجی برسونه.
ولی سرخیو خودشو بهش میرسونه و به سمت اسباب و اثاثیه پرتش میکنه
و باعث میشه بیفته روی زمین.
از اونجا، مادرش با خزیدن خودش رو به اتاق نشیمن میرسونه،
و در چندین مکان رد خون خودش رو بجا میذاره،
روی کف زمین و اسباب و اثاثیه.
ضارب دنبالش میره، و سعی میکنه یه بار دیگه بهش حمله کنه،
ولی روی خون مادرش سُر میخوره.
از روی زمین، چندین ضربه به مادرش میزنه
که باعث بُردیگی عمیق در مُچ و تاندون اون میشه.
مادرش باز خودش عقب میکشه...
و سعی میکنه برای فرار از حملات خودش رو به بالکن برسونه.
ولی سرخیو بلند میشه...
به سمت اون میره...
دوباره بهش حمله میکنه.
حالا اون زخمی شده و روی زمین میافته.
سرخیو این نسخه بازسازی شده رو تایید کرده؟
نه، هرگز
بخاطر سکوت سرخیو، نسخهی دادستان...
به طور رسمی تایید شد
و پدرش چی؟
وقتی این صداها رو شنید، به سمت باکلن رفت
سرخیو اونم به پایین هل داد
توسط دوربینها ظبط شده
خدای من
بهش بگو سرم شلوغه
حتما
سلام بنیات، گرتا هستم. آنا الان سرش شلوغه و نمیتونه صحبت کنه.
بازدیدکننده داریم
صبحبخیر. معاون بازرس کابررا، درسته؟
معاون کمیسر
- آنا دوسوئل - دوسوئل
خب، میز من کجاست؟
میز تو؟ چرا باید میز لازم داشته باشی؟
همین کفایت میکنه.
از اینجا میتونم همهچی رو ببینم
من قبلا متعهد شدم که گزارشهای دقیق هفتگی
و جلسات آنلاین رو بهتون ارائه بدم
آره، گمونم برای جور کردن اینا، باید به خیلیا تعهد داده باشی
چرا اینجا اومدی؟
من اومدم تا فقط...
از امنیت شما و پروژهی علمی دیوانهوارتون اطمینان حال کنم
چون همه حواسشون به اونه، ولی...
یکی باید حواسش به تو باشه.
برای ترجمهی بیشتر فیلم و سریالها و ادامهی فعالیت لطفا صفحات ما رو در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @NOTIFEX
- این آمپوله؟ - اهوم
به این زودی بازدیدکننده داره؟
سلام هی، اومدی، تبریک میگم
بیا، خداوند منتظر کسی نمیمونه.
- دارم میام. - متاسفم، تو پیراهن سفید داری؟
- آره. - بیارش.
اوه، پس حرف میزنه
شخص خوششانسمون کیه؟
اسمش ناتانائل هست کشیش انجیلیـه
No comments yet. Be the first to leave one.