Muted

Muted (El silencio)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Muted تمامی قسمت‌ها
കമന്ററി എഴുതിയത് notifex_ads
@Notifex تلگرام و اینستاگرام

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-05-30
ഡൗൺലോഡുകൾ: 43
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

"سکوت" فصل یک - قسمت اول

‫نوا؟

‫نوا؟

‫نوا؟

‫تموم شد

شش سال بعد

‫دعای شماره چهارده

من میتابم. من عشقم

‫من سلامتی‌ام

‫من مسیح هستم ‫خداوند مراقب شماست

خداوند به شما گوش می‌دهد

‫در گذشته زندگی نکنید در مورد آینده خیال‌پردازی نکنید

ذهن و فکرتون رو روی حال متمرکز کنید

‫من میتابم. من عشقم

من سلامتی‌م

من مسیح هستم

ما افکار خودمان هستیم

‫ما به چیزی که فکر می‌کنیم، تبدیل می‌شویم

‫- صبح‌بخیر، سرخیو. دنبالت می‌گشتم ‫- من نورم. من عشقم

من سلامتی‌م ‫- خبر خوبی دارم

‫قاضی دستور آزادیت رو داد

‫نُه ماه از محکومیتت کم شد ‫نمی‌تونی شکایت کنی

‫باید وسایلت رو جمع کنی

‫بزودی میری ‫وکیل‌ت...

‫مرسی

‫سرخیو، متاسفم

‫مثل همیشه، دوست داشتم خودم بهت بگم

‫ولی انگار یکی ازم جلو زده

‫از الان دوره‌‎ی آزادی مشروطت شروع میشه

‫قاضی به لطف موقعیتی که در گلخونه پیش اومد

‫صبح زود برگه‌ی آزادیت رو امضاء کرده

‫فکر می‌کنه برای پیوستن دوباره‌ت به جامعه مفیده

‫خب، اسم معلم خصوصیت ناتانائل توروخا هست

‫و بزودی با این موبایل باهات تماس می‌گیره

‫فقط میشه باهات تماس گرفت

‫به خونه‌ی پدر و مادرت برمی‌گردی

‫دیگه مال توئه

‫علی‌رغم تمام اتفاقات، اونا رو...

‫به ارث بُردی

‫باید برگه‌ی آزادیت رو امضاء کنی

‫مشکلی نیست، درسته؟

‫تمام حرفایی که الان زدم رو متوجه شدی؟

‫باشه

‫با توجه به شرایط خاص زندانی

‫این سکوت بعنوان علامت رضایت درنظر گرفته میشه

‫قبلا انجامش دادیم، درسته؟

‫پس حله

‫اینجا رو امضاء کن

مجوز آزادی

‫بسیارخوب

‫فقط یه کار دیگه مونده که باید انجام بدیم

‫پابند الکترونیکی

‫کنترل دسترسی

‫درحال نزدیک شدن به ایستگاه بعدی

‫برای خدمات مترو و تراموا به اینجا مراجعه کنید

‫فارغ‌التحصیلی نوآ ‫خانواده سرخیو

‫رسید

‫دوشنبه، شانزدهم آپریل، 2022

‫سوژه به خونه‌ی خانوادگی برگشت

‫برنامه نظارت روزانه و تحلیل رفتاری رو شروع می‌کنیم

‫سکوت سرخیو سیسکار راهیه ‫که روی ما تسلط پیدا کنه

‫شاید فکر کنین سکوت می‌کنه تا ‫مورد هجوم قرار نگیره، ولی نه

‫اینکارو می‌کنه تا ما زیرنظرش بگیریم

‫اون یه خودشیفته‌ی بدجنسه

‫اگه می‌دونست الان زیرنظرش گرفتیم

‫ازش لذت می‌بُرد

‫وظیفه‌ی ما تعیین سطح روانی فعلی

‫و سطح تهدید احتمالی اونه

‫سرخیو بسیار باهوشه

‫آی‌کیو اون 154 هست

‫مادرش بلانکا پولو یه روان‌پزشک بود

‫به‌محض اینکه متوجه استعداد بزرگ پسرش شد ‫تمرکزش رو روی آموزش اون گذاشت

‫فورا یه مشکلی پیش اومد

‫استعداد تحصیلی سرخیو

‫به جدایی عاطفی از خانواده‌ش تبدیل شد

‫شش سال پیش تبدیل به قاتل بالکن شد

‫از اون موقع، دیگه حرف نزده

‫از زمان مرگ والدینش، یه بارم حرف نزده

‫نه توی دادگاه، نه پیش معلم خصوصی ‫نه پیش هیچکس

‫نقشه‌مون اینکه سرخیو رو با ‫گذشته‌ رودر رو کنیم

‫و خودکنترلی اونو بسنجیم

‫برای انجام این کار

‫در تمام اتاق‌های خونه ‫دوربین کار گذاشتیم

‫و همینطور در تمام ورودی‌های خونه

‫در راهرو

‫در حیاط

‫در آسانسورها

‫همینطور به تمام دوربین‌های ‫ترافیکی شهر دسترسی داریم

‫و در نهایت، برای زیرنظر گرفتن خیابان

‫از دوربین‌های دکمه‌ای استفاده می‌کنیم

‫توی مترو نزدیک بود مُچتو بگیره

‫همینطور به پابند الکترونیکی که سرخیو الان به پاش بسته

‫یه دستگاه مانیتور ضربان قلب وصل کردیم

‫اتاق خواهر کوچک‌ش

‫تنها کسی که واقعش بهش اهمیت می‌داد، خواهرش بود

‫بعد ارتکاب جرم، دیگه نتونست باهاش تماس بگیره

‫از طریق وکیل‌‍ش تلاش کرد، ولی...

‫آره، پرونده رو خوندم

‫آره، اینطور فکر می‌کنی؟

‫یعنی سرخیو رو می‌شناسی؟

‫چون من سال‌هاس زیرنظرش دارم

‫و هنوز نتونستم یه تحلیل روان‌شناختی ‫ ازش ترسیم کنم

‫اینو ببینید

‫بازسازی صحنه‌ی قتل دو نفر که در

‫شب بیست و سوم مارچ سال 2016 رخ داد

‫شرایط فیزیکی و دید در شب ارتکاب جرم

‫طبق گزارشات پلیس بازسازی میشه

‫این فرایند در حضور پسر مقتولین، منظون مورد نظر،

‫سرخیو سیسکار اجرا میشه

‫حاضری؟

‫اون شب حدود ساعت دوازده ‫به خونه رسیدی، درسته؟

‫پدر و مادرت خواب بودن.

‫از رد خون می‌دونیم که تو و مادرت ‫در دفتر همدیگه رو دیدین.

‫مادرت بخاطر دیر اومدن عصبانی بود؟

‫فورا جر و بحث‌تون بالا گرفت؟

‫واقعا شش ساله که حرف نزده؟

‫هروقت که بخواد، ‫با هرکی که بخواد حرف می‌زنه

‫که من جزوشون نبودم

‫اولین کار حرفه‌ایم بود

‫من به پزشک‌قانونی کمک کردم تا ‫تحلیل روان‌شناختی از سرخیو تهیه کنه.

‫سرخیو، ما باید بدونیم چه اتفاقی افتاد. ‫این یه بازی نیست.

‫مظنون رو اذیت نکنین.

‫همکاری کردن یا نکردن حق اونه

‫اون آگوریا هست؟ ‫فکر کردم یه قاضی دیگه مسئول پرونده بود

‫سرخیو...

‫آگوریا واسه یه پرونده مشهور هرکاری می‌کنه

‫ما برای کمک به تو اینجا هستیم

‫حتی با اینکه باورش سخته، ‫وکیل مدافع هم اومده.

‫پدر و مادرت باهات کاری کردن؟ ‫باهات بدرفتاری کردن؟

‫عالیجناب، عذر می‌خوام که مزاحم ‫جلسه روان‌شناسی‌ میشم،

‫ولی ما برای بازسازی صحنه جرم اینجا اومدیم.

‫اگه میشه، هردوشو باهم انجام بدیم.

‫رقت‌انگیزه

‫- شروع کنین ‫- باشه

‫براساس اطلاعات جمع‌آوری شده در تحقیقات،

‫به احتمال زیاد ترتیب اتفاقات اینطوری بوده.

‫مادر و پسر پشت میز و رودر رو باهمدیگه نشسته بودن،

‫در بین مکالمه‌شون، سرخیو ماکت‌بُر رو برمی‌‎داره.

‫مستقیما بهش حمله می‌کنه.

‫مادرش برای دفاع از خودش دستش رو بالا می‌بره،

‫و سرخیو اولین بُریدگی رو در بالای ‫مُچ دست چپش ایجاد میکنه.

‫بعدش جلوی کمد باهمدیگه گلاویز می‌شن...

‫بعدش مادرش عقب میره و خودش رو به درب می‌رسونه

‫و با دست چپ از خودش دفاع می‌کنه.

‫بعدش می‌دوه و سعی می‌کنه ‫خودشو به در خروجی برسونه.

‫ولی سرخیو خودشو بهش می‌رسونه ‫و به سمت اسباب و اثاثیه پرتش می‌کنه

‫و باعث میشه بیفته روی زمین.

‫از اونجا، مادرش با خزیدن ‫خودش رو به اتاق نشیمن می‌رسونه،

‫و در چندین مکان رد خون خودش رو بجا می‌ذاره،

‫روی کف زمین و اسباب و اثاثیه.

‫ضارب دنبالش میره، ‫و سعی می‌کنه یه بار دیگه بهش حمله کنه،

‫ولی روی خون مادرش سُر می‌خوره.

‫از روی زمین، چندین ضربه به مادرش می‌‎زنه

‫که باعث بُردیگی عمیق در مُچ و تاندون اون میشه.

‫مادرش باز خودش عقب می‌کشه...

‫و سعی می‌کنه برای فرار از حملات ‫خودش رو به بالکن برسونه.

‫ولی سرخیو بلند میشه...

‫به سمت اون میره...

‫دوباره بهش حمله می‌کنه.

‫حالا اون زخمی شده و روی زمین می‌افته.

‫سرخیو این نسخه بازسازی شده رو تایید کرده؟

‫نه، هرگز

‫بخاطر سکوت سرخیو، نسخه‌ی دادستان...

‫به طور رسمی تایید شد

‫و پدرش چی؟

‫وقتی این صداها رو شنید، ‫به سمت باکلن رفت

‫سرخیو اونم به پایین هل داد

‫توسط دوربین‌ها ظبط شده

‫خدای من

‫بهش بگو سرم شلوغه

‫حتما

‫سلام بنیات، گرتا هستم. ‫آنا الان سرش شلوغه و نمی‌تونه صحبت کنه.

‫بازدیدکننده داریم

‫صبح‌بخیر. ‫معاون بازرس کابررا، درسته؟

‫معاون کمیسر

‫- آنا دوسوئل ‫- دوسوئل

‫خب، میز من کجاست؟

‫میز تو؟ چرا باید میز لازم داشته باشی؟

‫همین کفایت می‌کنه.

‫از اینجا می‌تونم همه‌چی رو ببینم

‫من قبلا متعهد شدم که گزارش‌های دقیق هفتگی

‫و جلسات آنلاین رو بهتون ارائه بدم

‫آره، گمونم برای جور کردن اینا، ‫باید به خیلیا تعهد داده باشی

‫چرا اینجا اومدی؟

‫من اومدم تا فقط...

‫از امنیت شما و پروژه‌ی علمی دیوانه‌وارتون ‫اطمینان حال کنم

‫چون همه حواس‌شون به اونه، ولی...

‫یکی باید حواسش به تو باشه.

برای ترجمه‌ی بیشتر فیلم و سریال‌ها و ادامه‌ی فعالیت لطفا صفحات ما رو در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @NOTIFEX

‫- این آمپوله؟ ‫- اهوم

‫به این زودی بازدیدکننده داره؟

‫سلام ‫هی، اومدی، تبریک میگم

‫بیا، خداوند منتظر کسی نمی‌مونه.

‫- دارم میام. ‫- متاسفم، تو پیراهن سفید داری؟

‫- آره. ‫- بیارش.

‫اوه، پس حرف می‌زنه

‫شخص خوش‌شانس‌مون کیه؟

‫اسمش ناتانائل هست ‫کشیش انجیلیـه

More Farsi Persian subtitles for Muted

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left