ആദ്യത്തെ 156 വരികൾ.
AloneDAЯKMan تقدیم میکند
پایان
دسامبر 30 لس آنجلس/نیویورک
سلام عزیزم
سلام
خب... اممم
چطوریه... اممم
نیویورک چطوره؟ زندگی چطوره؟
سارا؟
...خیلی کسل کننده، مثل
صبر کن ، نمایش چطور بود؟
نمایش خوب بود، فکر کنم
فکر میکنی؟ بیننده زیاد بود؟
شاید 20 نفر
...اتاق پر بود و گفتن خوبه
...برای چهارشنبه ، بنابراین... ، ما
خوبه، کاش من اونجا بودم
خدایا خیلی دلم برات تنگ شده
دوستت دارم- آره-
چیشده؟
شش ماه شده
...امروز یا دیروز شش ماه میگذره
خب؟
گفتی که شب سال نو اینجا هستی
...و شب سال نو آینده
میدونم ، اینطور گفتم
داشتم فکر میکردم
آره، من پرستارم و از یک پیرزن مراقبت میکنم
من نمیتونم این کار رو رها کنم و اونو تنها بذارم
باشه، مهم نیست
...بهت زنگ زدم چون میخواستم- تیم ، تو-
قول دادی درستش میکنیم
تو به لسآنجلس رفتی
چیزی هست که باید بدونی
باشه؟ هی؟
تیم ، به نظر میرسه کسی بیرونه
بیرون کسی هست
لعنتی ، من صدای عجیبی شنیدم- سارا؟-
چی؟ چی؟
خدای من
سلام- سلام سارا؟-
تماس قطع شد
یک نفر بیرون هست
چی؟- نمیدونم-
تیم ، من عجیب ترین صدا رو بیرون پنجره شنیدم
...شاید فقط همسایه هست ، یا
نمیدونم ، اون در حیاط خلوته
نمیدونم اونها چکار میکنن
شاید اون از خدماته ...مثل تعمیرکار؟ یا
آره حق باتوعه
شاید فقط کسی که روی خونه کار میکنه یا پستچی، یا چیز دیگه
دوباره بهت زنگ میزنم ، باشه؟
باید برم و بررسی کنم
شاید باید به پلیس زنگ بزنی
خیلی ترسناکه
اما مطمئنم همه چیز خوبه مطمئنم مشکلی نیست
واقعا ترسناکه ، میخوام برم طبقه بالا
دوباره بهم زنگ میزنی؟
آره ، دوباره باهات تماس میگیرم
سلام
عزیزم
خب؟
چیشد؟
بهش نگفتی؟
تقصیر من نیست
گفت با پلیس تماس میگیره
پلیس؟- بله ، نمیدونم-
اون میگه یک نفر بیرون از خونشه
اوه بیخیال، از اینکارا نمیکنه؟
احتمالاً اینا رو از خودش میگه تا نگرانت کنه
اون احتمالا میدونه که میخوای ترکش کنی
در واقع، بنظر میرسید، خیلی ترسیده
فقط دیگه نمیخوام تو رو با اون شریک بشم
بنابراین ، به عنوان دوست دختر و مدیرت
بهت دستور میدم: دفعه بعد که باهاش حرف زدی
باهاش بهم بزن، باشه؟
باشه خانم
...یه لحظه
چی؟- یکی زنگ میزنه-
کی ، سارا؟
نه ناشناسه
یک لحظه، دوباره بهت زنگ میزنم
باشه، منتظر میمونم
سلام؟
کیه؟
این منم ، احمق- عجیبه-
چی؟
اینکه به عنوان ناشناس روی خطم اومدی
درحالی که باهات حرف میزدم
این خیلی عجیبه
اوه لعنتی ، بچه بیداره
...گوش کن، اممم
خواهرم بهم پیام داد که حدود نیمه شب برمیگردن
میتونم بعد از اون بیام؟
آره میتونی بیای
ممکنه در تخت باشم
اوه پس حله
ممکنه بیصدا وارد شم
و با پای سردم بیدارت کنم
باشه
باشه
بسیارخب، بعدا میبینمت
باشه، دوست دارم
من هم دوست دارم
مورد اورژانسیتون چیه؟
سلام ، فک کنم کسی میخواد وارد خونه بشه
آدرس شما چیه خانم؟
این آدرس من نیست ، برای کارفرمام هست
فهمیدم، آدرس کجاست؟
خیابان هادسون شماره 4 خونه بزرگیه
و اسم شما؟
سارا
خب ، یک لحظه صبر کن
واحد را به خیابان 4 هادسون ارسال کنید مظنون در بیرون محل کمین کرده
خدای من، اون بزرگه
هنوز با من هستی سارا؟
بله ، من هنوز اینجام
گفتی کسی سعی داره وارد بشه؟
نمیدونم- ببخشید؟-
فقط بیرون ایستاده
من نمیتونم صورتشو ببینم
هوا تاریک و بارونیه
نمیتونم اونو بشناسم
باشه ، یه واحد در راهه
...اوه خدای من، دستهاش
دستاش یه جورین
باشه، آرام باش
آیا اون سفید، سیاه، یا لاتین است؟
چی؟- سفید ، سیاه ، یا لاتین؟-
اون شبیه انسان نیست- اون چیه؟-
منو دید
!خانم؟ خانم
خانم؟
تو هادسون چه خبره؟- نمیدونم، جواب نمیده-
سلام
سلام- من در آشپزخانه ام-
چی؟
گفتم در آشپزخانه ام، آب برمیدارم
اتاق خیلی گرمه
بیدارت کردم؟
چی؟
نه، من فقط یکم دیر میام
نمیدونم خواهرم کجاست ، اما
میدونی، نمیتونم بچه رو رها کنم- چی؟-
چیکار میکنی؟ این یک شوخیه؟
متاسفم، ببخشید ببخشید یک ماشین آتش نشانی هست
نمیتونم... صبر کن ، مشکل چیه؟
میشه فقط اسم میانیتو بگی
و گروه موسیقی مورد علاقت و فیلم مورد علاقت؟
لطفا- اوه، خب، جین-
بلک سوان، و نمیدونم ، ریدیوهد؟ چرا؟
این چه وضعشه؟
اگر این تویی
پس کی تو تخت خوابیده؟
...وایسا
الان چی گفتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.