ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...يه دختري با لباس قرمز
که تو موهاش گل داره
چجور گُلي؟
اه، مطمئن نيستم
فکر کنيد آقاي "اسليتر" الان يادتون مياد
...خلنگ
گل هايي که تو موهاشن رو ميگم
گل هاي خلنگ تو موهاشن
اه، فکر کنم همينطوره، بله
محفظه
حالا ثابت بمون
بهت قول ميدم دردت نياد
بيا جاي عمل رو ببنديم
وايسا
بله؟
يه فعاليت هايي داريم
"کد خاکستري تو راهروي "ب
دو دقيقه يا نهايتاً سه دقيقه بيشتر وقت نداريم
اه، واقعاً ازتون عذر ميخوام
ترجيح ميدادم که در همچين شرايطي رهاتون نکنم
آقاي "اسليتر"؟
کمکم کنيد
M با افتخار تقديم مي کند
Mi با افتخار تقديم مي کند
MiL با افتخار تقديم مي کند
MiLa با افتخار تقديم مي کند
MiLaD با افتخار تقديم مي کند
مامور ويژه "اوليويا دانم" هستم از اف.بي.آي
اين دو نفر هم مشاورهام هستن
"پيتر بيشاپ" و دکتر "والتر بيشاپ"
ما براي تحقيقات در مورد ورود غيرمجاز اومديم
و شما دکتر "بيشاپ" هستين؟
بله
و اصلاً هم ديوونه نيستم
جوزف اسليتر" الان بيشتر" از 14ساله که اينجا بستريه
وقتي پذيرش شد، بيماريش رو شيزوفرني پارانوياي" حاد تشخيص دادن"
پرونده اش ميگه که اون از توهم، خاطراتِ اشتباه و تغييرات عاطفي شديد رنج ميبره
...تمام علائم کلاسيک شرايطش رو داشته
و همه اشون رو هم نشون داده بوده
تا ديشب - درسته -
و به فاصله يک ساعت از زماني که فهميديم چه اتفاقي براي آقاي "اسليتر" افتاده
تغييراتي که در حالش ايجاد شده چيزي کمتر از معجزه نبوده
پس يعني، دونفر دزدکي وارد شدن
يه سوراخ خيلي بزرگ تو سرش ايجاد کردن و بعد چي شده، عاقلش کردن؟
با اينکه به نظر بعيده اما درسته
و عجيبتر اينه که، ما نتونستيم چيزي در مورد اينکه باهاش چيکار کردن پيدا کنيم
مغز آقاي "اسليتر" از نظر ساختاري دست نخورده مونده
...ما هم خونش رو آزمايش کرديم، هم آزمايش سموم
هيچ کدومشون غيرطبيعي نبودن
بايد پرونده پزشکيش رو ببينيم
و همينطور سوابق شخصيش رو
البته
دکتر، من ميخوام بيمار رو ببينم
"ما هم داريم ميريم همونکارو بکنيم، "والتر
که آقاي "اسليتر" رو ببينيم
پيتر"، ما داريم ميرم يه آدم عاقل رو ببينيم"
من ميخوام موقعي که مريض بوده ببينمش
...نه، نه، نه، يه دختري با لباس قرمز
که تو موهاش گل داووديه
مادرش اونارو جلوي پنجره پرورش ميده
و اون دختر کجا زندگي ميکنه؟
اونور خيابون
نه، "جوزف"، اونجا زندگي نميکنه
پس اون...اسباب کشي کرده
اون هيچوقت اونجا زندگي نميکرده
چه بلايي سرش اوردين؟ چيکارش کردين؟
چه بلايي سرش اوردين؟
!بايد برش گردونين. زود برش گردونين
!برش گردونين! برش گردونين
!برش گردونين
و شما هيچکدومشون رو نميتونين تشخيص بدين؟
نه، صادقانه بگم، حتي اونارو هم به زور يادمه
اولين خاطره واضحي که از ديشب دارم
اين بود که از پنجره برگشتم
...و خانم "هلبروک" رو ديدم که اونجا وايساده بود، يکي از پرستارها که ترسيده بود
و منو به سرعت بردن به بخش پزشکي
اما اتفاقي که براي من افتاد مثل اين بود که يه باري رو از رو دوشم برداشتن
انگار ذهنم رو خونه تکوني کردن
...انگار يه دفعه - آزاد شدي -
بله
...و به نظرم مياد تا اونجايي که يادمه اونا
...مهربون بودن حتي خيلي مودب...اما بجز اون هيچي يادم نيست
متاسفم - اشکالي نداره -
چيز ديگه اي هم هست؟
نه، نه در حال حاضر
ممنون
خب، در اون صورت، آقاي اسليتر"، همسرتون اينجان"
بهم گفتن که اون هفته اي دوبار به ملاقاتم ميومده
تا اونجايي که يادم مياد باهاش خيلي بد رفتار کردم
فکر نميکنم مشکلي باشه، اون بيرون منتظرته
ممنون
اون مرد خوش شانسيه
هفده سالي که من تو "سنت کلر" بودم
حتي يه ملاقات کننده هم نداشتم
...والتر
اه، نميخواستم باعث بشم احساس گناه کني، پسرم
فقط داشتم تعريف ميکردم
والتر"، هيچ نظري نداري که چجوري"
اين مرد يه دفعه عاقل شده؟
نه، هنوز نه، اما خيلي مشتاقم داشته باشم
رهايي از ديوانگي، همونطوري که ميتونيد تصورش کنيد
من خيلي وقته که دارم سخت بهش فکر ميکنم
اوناهاشن
اون قفل رو ميبيني؟
ميشه اونجا رو بزرگنمايي کني؟
"اون قفل "ليپتيکروئه
بهترين نوع قفل
و اين آدمها مثل قفل دوچرخه بازش کردن
اينا هرکي هستن، يا خيلي باهوشن
و خيلي پولدارن، يا خيلي ارتباطات خوبي دارن
ميشه يه کم برش گردوني؟
چيه؟ - همينجا متوقفش کن -
وقتي که برميگرده
من اين چهره رو ميشناسم
ميتونم از اين استفاده کنم؟
و اگه اشکالي نداره ميشه تنهامون بذارين
ميشناسيش؟
از کجا ميشناسيش؟
"از سردخونه "لاستون و هنينگز
داري به دزديدن سرهاي يخ زده اشاره ميکني؟
آره، "ويليام بل" بهم گفت آدمهايي که از اونطرف هستن
همونايي که سعي کردن منو بکُشن، که "چارلي" رو کُشتن
دنبال يه نفر ميگردن
بلي" گفت که اونا دنبال رهبرشون ميگردن"
خب، من تمام پرونده هاي لاستون و هنينگز" رو گشتم"
سعي کردم بفهمم، از تمام سرهايي که برده بودن
کدوم اوني بوده که ميخواستن
من الان دوماهه که دارم اين چهره ها رو ميبينم
داري جدي جدي سعي ميکني به ما بگي که
اون يکي از سرهاي دزديده شده است؟
باشه، بذار براي يه لحظه فکر کنيم حق باتوئه
سرهاي يخ زده همينجور پا نميشن برن جاهاي مختلف
منظورم اينه که مرده ها از قبرشون پا نميشن
که عمل جراحي مغز نصف شبانه انجام بدن
نه، ميدونم که اينکارو نميکنن
اما اين يکي اين کارو کرده
"توماس جروم نيوتن"
"نيوتن"
خب تا الان ازش چي فهميديم؟
بجز اسمش، هيچي
توماس جروم نيوتن" اسمي بوده که ازش"
تو سردخونه "لاستون و هنينگز" ثبت شده
اما اين يه اسم مستعار بوده. به هيچ جا نميرسه
حالا، "ويليام بل" گفت مردي که همچين علامتي داره
سعي ميکنه يه راهي از دنياي ما به اونور باز کنه
و من نتيجه گرفتم که نتيجه اش زياد خوشايند نيست
دقيقاً چقدر ناخوشايند؟
...نابودي جهاني
چيزي شبيه آخرالزمان کتاب مقدس
حالا اين چه ربطي به دزدکي وارد يه بيمارستان رواني شدن
و عمل جراحي مغز رو يه بيمار شيزوفرنيک انجام دادن داره؟
اون قسمتيش رو که ظاهراً درمانشم کردن رو جاانداختي
تا اونجايي که ميشه اين جريان رو ديد، اين خيلي عجيبه
دکتر "بيشاپ" به کجا رسيده؟
اون داره سعي ميکنه بفهمه اونا چجوري "اسليتر" رو درمان کردن
اگه بتونه اينکارو بکنه، شايد تونستيم حرکت بعدي "نيوتن" رو پيش بيني کنيم
شايدي وجود نداره
من نميدونم که "نيوتن" ميخواد چيکار کنه
اما ميدونم که چه کاري رو بايد انجام بدم
بايد جلوش رو بگيرم
آقاي "اسليتر" به دکتري به نام روانپزشکش "اشاره کرده، به نام "سيمون پاريس
ميشه ببيني متوني دکتر پاريس" رو پيدا کني، عزيز جان"
من چندتا سوال در مورد سابقه بيماري آقاي اسليتر" قبل از پذيرشش تو "هنينگتون" دارم"
حتماً
چرا، دنبال چي ميگردي؟
مطمئن نيستم
يه چيزي که فکرهاي توهميش رو تقويت کرده باشه
يه چيزي؟
يه چيزي يا يه کسي
يعني فکر ميکني يه نفر اونو از قصد ديوونه کرده؟
اين يه نظريه است
حقيقت اينه که براي ديوانگي هيچ درماني وجود نداره...اين فقط يه تخيله
راه برگشت از ديوانگي، مبارزه است
فقط خوش شانس ترين افراد راهشون رو پيدا ميکنن
و کم و بيش، برميگردن به دنيايي که درش زندگي ميکني
...و با چيزي که ما از آقاي "اسليتر" ديديم
خب، فرض من اينه که اون از اول ديوانه نبوده
تو بانک اطلاعات پزشکي آمريکا خبري از "سيمون پاريس" نيست
اون تو ليست اعضا نيست
اين يعني اون مُرده؟ - نبايد اينطوري باشه -
حتي اگرم مُرده باشه، بايد سوابقش مونده باشه
شماره پزشکي "پاريس" بايد رو نسخه هاي اوليه قبل از پذيرش آقاي "اسليتر" باشه
سوابق داروييش رو کنترل کن
..."چرا بايد يه نفر همچين کاري کنه، "والتر
که يه نفر رو ديوونه کنه؟
دليل هاي زيادي داره
يکيش اين ميتونه باشه که براي سوال و جواب غير مستعدشون کنه
اينطوري که اينجا نوشته، 14سال پيش
دکتر "پاريس" يه نسخه نامحدود دارويي براي آقاي "اسليتر" نوشته
بدون تاريخ انقضا
حالا، اين جالبه
تو همون هفته، اون دقيقاً همون نسخه رو
براي دوتا مريض ديگه هم نوشته
تو همون هفته؟
تو دوتا بيمارستان ديگه
من به "اوليويا" زنگ ميزنم
و وقتي از خواب بيدار شدم انگار از زياده روي در مشروب شب قبل بيدار شده بودم
فقط شبش حدود 14سال طول کشيد
اينجا نوشته که
شما از اختلال وسواس جبري رنج ميبريد
No comments yet. Be the first to leave one.