ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه در دروغگویان کوچک زیبا گذشت...
نوئل همیشه وسط همه چی بوده
که واسه ما اتفاق افتاده
اون پرونده مری درک و دزدیده بود
اون انبار زیرزمینی رو آتیش زد
و اون احتمالا سارا رو کشته نوئل کان همون ای دیه
سلام هانا
ما یه دلایلی داریم که باور کنیم نیکول گوردن شاید زنده باشه
من یه بلیط برات گرفتم بلیطای ایتالیامون و پس دادم
من نمیدونم چی بگم
وقتی رسیدی اونجا میفهمی
خانم دلارنتس این آدمی که شما باهاش ازدواج کردید
در واقع مردیه به اسم آرچر دانهیل
اون توی انگلیس برای دزدی و فریبکاری تحت تعقیبه
من برای موقعیت مربیگری درخواست کار دادم
من تازه داشتم با یه کاندید دیگه برای این شغل مصاحبه میکردم
پیج
-من مارکوام - من دارم میرم
مشخصا من نمیدونستم
که تو یه مامور پلیسی
شما دارید شوهر دوست من و دربارش تحقیق میکنید
من نمیخوا م چیزی رو پیچیده ش کنم
باشه تو به کسی چیزی
-راجع به ما نگفتی نه؟ -نه
شماها هیچوقت قرار نیست متوجه بشید
که نوئل کسیه که پشت تمام این ماجراهاست
قرارمون سر جاشه من پول و بهت میدم تو کلیدارو بهم میدی
و بعدش تو هر چی از من شنیدی رو فراموش میکنی
رفتم نیویورک برای کارم با لوکاس
چند روز دیگه برمیگردم؟
باور کنیم که هانا واقعا نیویورکه؟
خب اون و لوکاس دارن با هم یه کار و شروع میکنن
اما واسه چی اون الان باید بره؟
اون کسیه که قانع شده بود نوئل ای دیه
و ما خیلی به گیر انداختنش نزدیک شدیم
چون تنها چیزایی که ما داریم یه مشت مدارکه فرضیه
درسته،واسه همینم به اون اینجا نیاز داریم
که بتونیم یه دلیل محکم و قاطع پیدا کنیم
باشه من بهش زنگ میزنم بهش میگم برگرده
ازرا راحت رسید به کلمبیا؟ آره
وقتی پروازش نشست بهم زنگ زد
خبری از نیکل هست؟
مسئولا گفتن اونا چهار تا گروگان و آزاد کردن
ولی ازرا هنوز نمیدونه که نیکولم یکی از اوناس یا نه
اه خدای من این باید واسه اون خیلی غیرقابل تحمل باشه
برای تو هم همینطور
تونستی با هانا حرف بزنی؟
رفت رو پیام صوتی
ما یه عالمه دلیل داریم واسه اینکه بگیم نوئل ای دیه
همینطور ما میدونیم که ای دی انبار زیرزمینی رو آتی
که ما اسم بچه مری رو نفهمیم
داری میگی که نوئل اون بچه است؟
خب اگه بتونیم اینو ثابت کنیم همون مدرکیه که لازم داریم
آره و یه دلیل دیگه که اون بخواد
انتقام مرگ شارلوت و بگیره
من یکم تحقیق کردم معلوم شد فرزندخوندگی بچه هایی که
تو ردلی به دنیا اومدن از طریق دادگاه خانوادگی کانتی انجام میشده
من میخوام وقتی دادگاه باز شد برم اونجا
و هر چی تونستم راجع به فرزندخوندگی میفهمم
باشه،عالیه،منم..
منم سعی میکنم بفهمم نوئل کجا زندگی میکنه و کار میکنه
اونجوری شاید به یه سری از جوابامون برسیم
من تا یه ساعت دیگه مصاحبه کار مربیگریمو دارم
پس من وقتی تموم شد برمیگردم و کمک میکنم
باشه
اگه از هانا خبری شد بهمون خبر بده
آره حتما
اسم من هانا مارینه
اگه شما این ویدیو رو قبل از اینکه کار من تموم شه پیدا کردید
یعنی یه اتفاق خیلی وحشتناک افتاده
لطفا ابن رو به دست پلیس برسونید
مارکو؟سلام هی،یه دقیقه وقت داری؟
اه،آره،البته.بیا تو
رفتم دم خونه آلیسون تا بهش یه خبر بدم
ماشینتو بیرون دیدم گفتم یه سلامی بکنم
اه آره اون امروز با مدسه رفته اردوی علمی نیستش
میدونم جیسون بهم گفت
خب،چه خبر شده؟
یا اگه ترجیح میدی میتونم از جیسون بپرسم
نه نه مشکلی نیست.میتونم بهت بگم
آرچر چند روز پیش با یه پاسپورت تلقبی فرار کرده به فرانسه
فرانسه؟
آره میدونم این خبری نیست
که میخواستی بشنوی
پرونده هنوز بازه ولی از اونجاییکه اون اونور آبه
از حیطه کاریه من خارج میشه
ولی یه چیز خوب داره
چی؟
خب از اونجایی که من دیگه
رو شوهر دوستت تحقیقات انجام نمیدم
شاید حالا بتونی با من یه غذایی بخوری
ام...
من زیاد مطمئن نیستم که این فکر خوبی باشه
فقط یه شامه،شاید شرابم باشه
پیشنهاد ازدواج نیستش!
مگه ترجیح بدی برانچ بخوری.من یه جارو میشناسم که تازه باز شده..
واسه اون نیست..این...
پس چیه؟
شبی که من دیدمت.من..
من یجورایی داشتم از یه رابطه میومدم بیرون
و اون موقع خیلی زود بود و
حالا هم خیلی زوده
میفهمم
وقت درستی نیست
آره
این شماره موبایلم و روش داره
اگه یه وقت نظرت عوض شد
بهم زنگ بزن
میزنم
خوبه
از دیدنت خوشحال شدم
منم همینطور
یکی که با هوس شکر بیدار میشه
همه روزشون و اینجوری شروع نمیکنن؟
نه یه مشتری زنگ زد و سفارش یه کیک مخملی قرمز دادش
برای یه مناسبت خاص،پس...
من دارم یخارو امتحان میکنم
تو کدومو بیشتر دوس داری؟
نوئل کان؟مشتریت اونه؟
آره میشناسیش؟
آره با هم یه مدرسه میرفتیم
ببین اون خبره بده سابرینا لطفا باهاش کار نکن
خب من نمیخوام بهترین دوستش بشم
من فقط دارم واسش کیک درست میکنم
آره،حتی این کارم نباید واسش بکنی
چرا؟چیکار میخواد بکنه؟شیرینیامو بدزده؟
یه انتقاد بد واسم بنویسه؟
دارم جدی حرف میزنم.دارم سعی میکنم ازت محافظت کنم
دربرابر چی ازم محافظت کنی؟
فقط وقتی بهت میگم اون خطرناکه بهم اعتماد کن
باشه،ببین...
من نمیتونم الان راجع به این حرف بزنم
باید به یه مصاحبه برسم
تو نمیتونی همچین حرفی بزنی
بعد راحت بزاری بری
میدونم،متاسفم
بهت زنگ میزنم
باشه
امیلی رو اتفاقی توی اداره دیدم اون گفت تو اینجایی
آره راستش همین الان میخواستم برم
میشه بعدا صحبت کنیم؟
چند روز پیش خونه خاله کارول یه آتیش سوزی شده بود
تو چیزی راجع بهش میدونی؟
نه
ظاهرا آلی رفته بوده اونجا
بازرس فیوری گفته آرچر خارج از کشوره
اما من فکر میکنم اون هنوز اینجاست
من فکر میکنم اون آلیسون و تا اونجا دنبال کرده
و سعی کرده بازم بهش صدمه بزنه
آتیش سوزی یه حادثه بوده
صبر کن پس توام باهاش بودی؟ آره
آلی ازم خواسته بود چیزی نگم
چرا؟
ما...یه سری وسایل شخصی مامانتو توی انبار پیدا کردیم
چه چیزایی؟
باشه،ما یه سری اوراق پیدا کردیم که تایید میکنه
مامانت مسئول رسیدگی به مری توی ردلی بوده
اون روی فرزندخوندگی شارلوت نظارت داشته
و همینطور فرزندخوندگیه اون یکی بچه ی مری
کدوم بچه دیگه؟
این تنها چیزی بود که ما تونستیم قبل از آتیشسوزی بخونیم
حالا مری هیچکدوم از تماسای آلی رو جواب نمیده
و اون توی لاست وود هم نیست
من مطمئنم اونجا رازای بیشتری وجود داره
و من حدس میزنم مادرم واسه یکی از اون رازا کشته شده
من به آلی قول دادم هر چی میتونم راجع به فرزند خوندگی اطلاعات پیدا کنم
بعد از همه چیزایی که پشت سر گذاشته اینو بهش مدیونم
همین الان میخواستم برم سمت دادگاه
اونا بهت هیچ اطلاعاتی نمیدن
چرا؟
چون تو از خانوادش نیستی
نه ولی تو هستی
تو خوبی؟
آره
تو که واسه درخواست کاریت مردد نیستی
چون هر دومون درخواست دادیم،نه؟
من احساس عالی ای راجع بهش ندارم اما
مشکل اون نیست
تو تا حالا بازداشت شدی؟
من تا حالا از اون فرما پر نکردم
باید راست بگم یا...
هکت راجع به تو همه چی و میدونه
اون بهت پیشنهاد نمیداد درخواست بدی اگه مشکلی بود
من فقط خوشحالم که اونا
گزینه "تا حالا جرمی مرتکب شدید یانه"ندارن
جوابم عمرا توی دو خط جا نمیشه
آره احتمالا چهار خط لازم داری.شایدم پنج تا
من مطمئنم واسه چند تاشون مشوقت بودم و کمکت کردم
گذشته رو فراموش کن اونا الان یکی و نیاز دارن
تو یه مربی عالی میشی
تو یه شناگر ماهر و یه شخص خیلی عالی ای
بهترینی که من میشناسم
شماره پنج ...شماره پنج
شماره پنج...
این بد نیست بد نیست؟
در شماره پنج
اداره رسیدگی به جرایم رانندگی از این سریعتر کار میکنه
آروم باش،من جاهایی بودم که کارم یه هفته طول کشیده
تا فقط یه قرار ملاقات با منشی بگیرم حرف بزنم
بیا،اینو وقتی توی صف بودی گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.