ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بانوي من
باشه ، بيا بريم قال قضيه رو بکنيم
دعوت نامه تون سر آنتوني - چي ؟ -
"جناب لرد "اسمايت" به همراه بانو "اسمايت
"سر پيتر و بانو "تاويستاک
جناب سر آنتوني مورگان
وزير خارجه و بانو سليا مورگان
آقاي هارولد ورينگ عضو پارلمان و منشي وزير سر آنتوني
آقاي هرکول پوارو
عاليجناب قاضي ريچارد استابز
آقا
آقاي ورينگ
"سر آغاز هر چيزي دلپذير است"
"آستانه ي در محلي براي توقف است"
از "گوته" بود
سر آنتوني آدم بسيار پر مشغله ايه
اوه بله هميشه در حال کار
منو ببخشيد
مرسي
ميبينم که نقشتون رو خوب اجرا نميکنيد سربازرس
برخلاف توصيه پوارو شما تمام اين عمليات رو خودتون برنامه ريزي کرديد
! لطفا درست انجامش بديد
افراد من اينجا مستقر شدن آقاي پوارو
درسته
چون خطر بسيار بزرگي وجود داره
جواهرات نقاشي ها و حضور شخص پوارو
"اين يارو "ماراسکو قطعا پيداش ميشه
اينو ببين
"غلبه بر هايدرا"
يکي از سري تلاش هاي هرکول "اثر "هوگو ون دريس
اکثر اونا طي شش ماه گذشته دزديده شده
حتما يکي داره اونا رو جمع آوري ميکنه - تو رو خدا دهنتو ببند مرد -
بيرون منتظر باش - من گروهبان پليس هستم -
منم وزير خارجه هستم برو بيرون
ورينگ ، بايد اينو بخوني
زنيکه لعنتي ميخواد آبروريزي راه بندازه
متوجه هستي که لازمه چيکار کني ؟
فکر کردم اين قائله تموم شده
احتمالا بهتره يه مدت از کشور خارج بشي
اوه
منم همينطور تصور ميکنم قربان
يه جاي راحت ولي خارج از دسترس
ترتيبي ميدم که پول سفر بدستت برسه
من پول شما رو نميخوام قربان
آفرين مرد خوب
"خانم "لوسيندا خيلي زيبا شديد
من وحشت کردم قيافم اينو نشون ميده ؟
نه البته که نه چرا بايد اينطور باشه ؟
اين طعمه ست
من ... من طعمه ام
بله البته
اين يارو دزده ماراسکو امشب مياد اينجا
ولي هيچ خطري شما رو تهديد نميکنه
پوارو به شما قول ميده
اگه بخوام برم به صورتم پودر بزنم چي ؟
شما همراهم ميايد ؟ - اگه بخوايد آره -
اوه نه نه
البته که نه خانم
يک نگهبان مخصوص اين کار گذاشته شده
وقتي رفتيد براي آرايش ، در رو قفل کنيد
وقتي تموم شد به در ضربه بزنيد
ولي تا وقتي پاسخي نشنيديد در رو باز نکنيد
اينطوري
ميگن ماراسکو به خاطر تفريح مردم رو ميکشه
آره منم شنيدم ميگن پوارو خيلي باهوش ـه و !يک انسان کمياب ـه
ولي خب اون به حرف مردم گوش نميده
راحت و دور از دسترس
اوه
عذر ميخوام
اوه ببخشيد
حالا پوارو تو رو ميبينه
گروهبان ؟ کدوم گوري هستي ؟
! خداي من
! واي نه
ميگن ماراسکو به خاطر تفريح آدما رو ميکشه
...به خاطر تفريح ..
ولي هيچ خطري شما رو تهديد نميکنه خانم
پوارو به شما قول ميده
... به شما قول ميده ...
سه ماه بعد
پوارو تو کاملا صحيح و سالمي
.. نه من
هر مشکلي که به نظر خودت داري از اين بالاست
ديگه چي ميتونه باشه ؟
چيزي که تو لازم داري دوست من يه پرونده ي جديده
بهتره بگم چيزي که جونت رو در خطر بندازه
اين توصيه کارشناسشي توئه ؟ - آره -
ولي همين 10پوند واست آب خورد پس توصيه ميکنم بهش عمل کني
تقصير خودم بود دکتر
فقط خودم
بهتره اصلا کاراگاه نباشم تا اينکه يک کاراگاه شکست خورده باشم
ببين ، تو سابقه کاري فوق العاده اي داري
البته به بهاي نداشتن خانواده
اينم هيچ مشکلي نداره
ولي اين انتخاب خودت بوده
به خاطر خدا حداقل از خونه برو بيرون و هواي تازه بخور
اگه نميخواي قدم بزني برو ماشين سواري
تو قبلا هم منو سوار کرده بودي ؟
بله قربان شرکتي که براش کار ميکنم تا حالا چند بار منو فرستاده دنبال شما
اسمم ويليامز ـه قربان
آقاي تد ويليامز ؟ اوه بله
اين بار آقاي ويليام اصلا مهم نيست که کجا ميريم
ميتوني هر جا که خواستي بري
red2008 کاري از مجتبي
آقاي ويليامز ؟ خيلي ببخشيد قربان -
من فقط ... من فقط اومدم که
لطفا ، خواهش ميکنم بشين
ايده ي بسيار احمقانه ايه نه ؟
نشستم و مثل يه بچه جلوي مشتري گريه ميکنم
به هيچ وجه آقا
به هيچ وجه
فقط ... اينجا آخرين جاييه که اونو ديدم
کي رو ديدي ؟ - "نيتا"-
نيتا خدمتکار اون رقاص باله "کاترينا ساموشنکا" بود
اوه بله
نيتا همراه اون از مسکو اومد
"و من اونا رو بردم به "وست اند
خب يعني نيتا رو بردم
خود ساموشنکا رو هيچوقت نديدم
اون فقط ميشست توي هتل و نيتا رو ميفرستاد بيرون
من و نيتا کل اونجا رو گشتيم
بعد مي اومديم اينجا
ما خيلي عاشق هم بوديم آقاي پوارو
بعد يه روز گفت که بايد بره به سوئيس
ساموشنکا مريض شده بود و به درمان نياز داشت
بهش گفتم پيش من بمون
همسرم بشو من عاشقتم نيتا
و اون فقط گريه کرد
و اين آخرين باري بود که اونو ديدم
درست همينجا
ساموشنکا اونو برد به اين محل لعنتي
من .... من همش فکر ميکنم حالم خوبه
ولي وقتي برميگردم اينجا
دلم نميخواد ديگه زندگي کنم نميتونم تحمل کنم قربان
آقاي ويليامز ؟
پوارو ، اين نيتا رو براي تو پيدا ميکنه
و اگه خودش خواست
اونو برميگردونه به اين محل روي همين نيمکت
پوارو اينو بهت قول ميده
من نميتونم بهتون پولي بدم قربان - نه -
هيچ هزينه اي نداره دوست من
اين کاريه که پوارو داره براي خودش انجام ميده
"من يه بليط دارم بازرس "ليمنتويل
... آقاي پوارو
شما اينجا چيکار ميکنيد ؟
من بدنبال يک خدمتکارم
اي کاش منم براي زندگي اجتماعي وقت داشتم
داريد حقيقت رو ميگيد آقا ؟
پوارو هميشه حقيقت رو ميگه چرا نبايد بگه ؟
چون ميخواد خودش رو وارد يک عمليات مخفيانه بين المللي کنه
اون قاتل ماراسکو بله
اسکاتلنديارد فکر ميکرد در لندن اونو گير ميندازه
ولي از دستشون فرار کرد
يه دختر هم وحشيانه به قتل رسيد
بله
وحشتناک بود - بله -
اون حالا تمام اون کلکسيون آثار ون دريس
و مقدار زيادي جواهر در اختيار داره
ولي حالا داره مياد اينجا
اطلاعاتي به ما رسيده که اون اجناس دزدي رو در هتل اليمپوس پنهان ميکنه
اگه ماراسکو آشکارا بياد
به عنوان يک مهمان خواهد بود
وقتي که اون در انگليس بود آمار همه ي کارکنان هتل رو گرفتيم
البته باعث افتخار ما خواهد بود آقاي پوارو
اگه دلتون بخواد در اين ماموريت با ما همکاري کنيد
... وقتي به هتل رسيديد
با ستوان "دروي" صحبت کنيد
اون مامور مخفيه
پوارو وقتي مامور پليس ببينه حتما اونو ميشناسه
بازرس ليمنتويل ...
خانم ها و آقايون وسيله نقليه شما رسيد
! کنتس روساکوف
برو برو نگاه کن
سريعتر لطفا
اوه
صبح بخير ، صبح بخير
گوستاوو" ، برو سراغ اون آقا"
! صبح بخير
خانم ها و آقايون ، آقايون و خانم ها
! همگي به هتل اليمپوس خوش آمديد
مکان بين المللي درمان با چشمه آب معدني کوه آلپ
من دکتر "کرير" هستم
لطفا فرانچسکو صدام کنيد
در اين فصل بخش کوچکي از موسسه باز نيست
... ولي کارکنان من رابرت کجاست ؟ -
سال قبل که اومديم اينجا رابرت خدمات بسيار خوبي به ما داد
...اوه خب
روبرتو رفته خونه پيش خانواده اش تابستون دوباره برميگرده
ما نبايد اينجا باشيم
بي فايده ست
ما به جاش گوستاوو رو داريم خانم ريچ
اون هر اقدامي شما بخوايد انجام ميده
شوهرم اينجاست ، فرانچسکو ؟ - بله خانم کليتون -
هر وقت نفستون تازه شد و از اتاقتون بازرسي کرديد
لطفا تشريف بياريد تا يک ليوان شاپاين
در خدمتتون باشم
بله حتما
خيلي هم واجبه
آقاي پوارو
آستانه در محلي براي توقف است
No comments yet. Be the first to leave one.