ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
فکر کردم ميخواي بري
متاسفانه نه
از اون روزاييه که تا ديروقت کار دارم
...صبر کن ببينم، اون
يه قهوه واقعيه؟
از کجا اورديش؟
نمي دونم
منم منابع خودم رو دارم
يه دختر عمو تو "هاوايي" دارم
...يه فرمول مواد مخفي داره، هميشه برام
ديگه داره ديوونه کننده ميشه
چه خبره، از ديروز تاحالا ششمين باره؟
آره، خب، من اهل "کاليفرنيا" هستم براي همين عادت دارم، مي دوني؟
"اما اينجا "نيويورکه
فکر نميکني يه کم عجيبه؟
تو اخبار چي ميگن؟
که اينا فقط لرزه هاي کوچيکه، ميدوني؟
ريزلرزه
احتمالاً يکي ديگه از اثرات گرم شدن زمينه
خب، فردا ميبينمت
...اه، و اگه يه وقت
...قهوه اضافه داشتي
بهم زنگ بزن
"شب خوش "پائولين
شب خوش
M با افتخار تقديم مي کند
Mi با افتخار تقديم مي کند
MiL با افتخار تقديم مي کند
MiLa با افتخار تقديم مي کند
MiLaD با افتخار تقديم مي کند
حتماً شوخيت گرفته
"تبريک ميگم، اقاي "بيشاپ
شما همين الان برنده يه سفر بدون هزينه به "نيويورک" شدين
فکر کردم به کارمنداتون گفتم که منو از ليست جوايز خارج کنن
بر اساس سوابق ما که اينطور نيست
اينجا نوشته شما يکي از طرفداران پر و پا قرص رستوران هاي خوب و هيجان هستين
شما رئيس هم دارين؟
يا يکي که بتونم بهش اعتراض کنم، چون ديگه بايد متوقف بشه
گفتم کلي هم هيجان داره؟
والتر"، بيدار شو"
ما همين الان برنده يه سفر بدون هزينه به "نيويورک" شديم
خيلي فوق العاده است
من تاحالا هيچي برنده نشده بودم
"يه زمين لرزه تو "منهتن
امکان داره اما خيلي بعيده
شايد يه ستاره دنباله داره کوچيک بوده
شاهدي وجود نداشته؟
چندتا شاهد تو بيرون احساس کردن زمين داره ميلرزه
اما کسي نديده که چه اتفاقي افتاده
آدمهايي که داخل بودن چي؟
بخش فوريت ها اين ورودي به ساختمون رو بسته
و دنبال نجات يافته ها گشته
چند نفرو پيدا کردن؟
هيچي
...به نظر مياد - تغيير شکل داده -
غيرعاديه
اه، خداي من
فکر نميکنم در مورد اتفاقي که افتاده نظري داشته باشين
حدس ميزنم پديده "کوانتومي صفحه هاي زمين" باشه
تا امروز، اين پديده فقط جنبه نظري داشته
پديده "کوانتومي صفحه هاي زمين"؟
خب، بله
يه اختلال لحظه اي رو در سطح ذرات دروني اتم تصور کنيد
انرژي اتم ها متفرق ميشه
عملاً اصل واقعيت هاي موجود رو تحت تاثير قرار ميده
يعني همه اتم ها از هم جدا ميشن
اما وقتي دوباره به هم متصل ميشن، همه چيز قاطي ميشه
حالا احتمال اينکه همچين اتفاقي به صورت طبيعي بيفته، چقدره؟
اه، احتمالش هست
اما اگه افتاده باشه، حس شوخ طبعي خداوند حتي از حد تصور منم فراتر بوده
!يه نفر رو زنده پيدا کرديم - !طبقه سوم! بريم -
"کارت شناساييش ميگه اسمش "تد پرچته
خواهش ميکنم کمک کنيد
همينطور ثابت بمونيد، اقا
مهمه که سعي نکنيد حرکت کنيد، خب؟
خواهش ميکنم کمک کنيد
نميدونم که بايد از اون ستون آزادش کنيم يا نه
ممکنه زنده نمونه
به زنم زنگ بزنيد
خواهش ميکنم يه نفر به زنم زنگ بزنه
فقط ميخوام صداش رو بشنوم
آقاي "پرچت" من مامور ويژه برويلز" از اف بي آي هستم"
ايشون هم مامور "دانم" هستن
ما هرکاري از دستمون بربياد انجام ميديم
تا همسرتون رو پيدا کنيم و شما رو از اينجا سالم ببريم بيرون
من اينو گزارش ميکنم
"آقاي "پرچت
اگه به ما توضيح بدين که چه اتفاقي اينجا افتاده خيلي به ما کمک ميکنه
يه لرزه ه هايي بود... درست مثل بقيه
بعد يه لرزه بزرگ اتفاق افتاد که هي بدتر شد
من خيلي تشنه امه
اون نميتونه چيزي بنوشه
شايد يه تيکه يخ، اما مايعات نه
ميرم بيارم
"آقاي "پرچت
قبل از اين فاجعه، اتفاق غيرمعمولي نيفتاد؟
مثلاً يه نفري تو ساختمون باشه که قرار نبوده
نه
فقط همون چيزي که همه ديدن
ديروز، سگ ها شروع کردن به زوزه کشيدن
بعد اون لرزه هاي کوچيک اتفاق افتاد
ريزلرزه ها
تو چيزي در مورد لرزه هاي "نيويورک" شنيده بودي؟
تد پرچت" همسري نداره و به" نظر ميرسه هيچوقت هم نداشته
!منطقيه
...با توجه به شدت جراحاتش
بايد دچار هذيان گويي شده باشه
فکر نميکنم
ببخشيد، خانم
ممنون، ممنون
...آقا
الان چه سالي هستيم؟
2010 - خوبه، خوبه -
والتر"؟"
و رئيس جمهور کيه؟
"رئيس جمهور "اوباما
خوبه. خوبه
...خوبه، خوبه. حالا، متاسفم که اينکارو ميکنم
والتر"! هي، "والتر"! اينکارا چه ربطي داره؟"
"پيتر"
بخاطر اين متاسفم اما خيلي مهمه
تو يازدهم سپتامبر، وقتي تروريست ها حمله کردن
کدوم ساختمون ها رو هدف قرار دادن؟
"ساختمون "پنتاگون
...و
کاخ سفيد
فکر ميکنم بدونم اينجا چه اتفاقي افتاده
والتر"، چي شده؟"
نظريه من اشتباه بود
اين پديده اصلاً کوانتومي نبوده
ما الان تو دوتا ساختمون هستيم
که يکيش از جهان موازي اومده
من خواستم که جسدهاي آقاي پرچت" رو به آزمايشگاه ببرن"
شايد بتونن کمک کنن متوجه بشيم چطور اين اتفاق افتاده
من الانشم ميدونم چطوري اين اتفاق افتاده
برخورد دو دنيا
"اين همون چيزيه که "ويليام بل در موردش بهم اخطار کرده بود
اون گفت "نيوتن" سعي ميکنه يه راهي از دنياي ما به اونور باز کنه
و وقتي اين اتفاق بيفته
نتيجه اش همين ميشه
يعني وقتي دوچيز سعي ميکنن همزمان يه فضا رو اشغال کنن
اين کاره "نيوتن" بوده، مطمئنم
اون اينجا بوده
والتر"، فکر نميکنم بتونم اينکارو انجام بدم"
از وقتي اينجا کار ميکنم چيزاي ناراحت کننده زيادي ديدم
و فکر ميکنم خيلي خوب باهاشون کنار اومدم
اما اينو... از پسش بر نميام
وحشتناکه، نه؟
اون جعبه هايي که اونجاست توشون مدارکيه که از اون ساختمون پيدا کرديم
ميتوني بري رو اونا کار کني
ممنون
خيلي خب، حالا دنبال چي بگردم؟
هرچي که انگار متعلق به اينجا نيست
خيلي خب
فکر کنم اين بهش بخوره
عکس "ريچارد نيکسون" رو يه سکه
!چه ناراحت کننده
"حالا وقتي داري جداشون ميکني، "والتر
از کجا ميفهميم که کدوم کدومه؟
آقاي "پرچت" اونور ازدواج کرده بوده
حلقه ازدواج داشته
يعني حالا زنش فکر ميکنه اون همينجوري ناپديد شده؟
اين خيلي غم انگيزه
آره، همينطوره
اينو ببين
يه ماشين دوطبقه
اين يعني اونور از اين ماشينا دارن؟
فکر ميکنم
چي شد؟
ميدونم "نيوتن" چيکار کرده
و فکر کنم همين الان يادم اومد که بعد قراره چه اتفاقي بيفته
نيوتن". اون اونجا بوده"
اين عکس دوساعت قبل از حادثه گرفته شده
اون و افرادش خودشون رو به عنوان کارگراي ساختموني جا زدن
حالا چجوري پيداش کنيم؟
داريم شماره بدنه ماشينشون رو رديابي ميکنيم
همينطور مغازه هايي که اين تجهيزات رو اجاره ميدن هم بررسي ميکنيم
"اما ميخوام يکي از افرادم رو برگردونم به "نيويورک
"والتره"
سلام
پيتر"، تو آزمايشگاه بهت احتياج دارم"
مامور "دانم" رو هم بيار
والتر"، ما وسط يه کار مهميم"
با من بحث نکن، پسر
برگردين اينجا، هردوتاتون
کار مهمي که داشتي همين بود؟
اين اتفاق تقريباً 25سال پيش افتاده
درست همينجا تو همين دانشگاه
مي دونم
قبلاً هم اين داستان رو شنيدم
دانشجو هاي دانشگاه ام آي تي يه ماشين "رو چسبوندن به مجسمه "جان هاروارد
يه شوخي بوده. مجبور شدن براي جدا کردنش ماشين رو نصف کنن
هيچوقت نفهميدن چجوري اين کارو کرده بودن
کار دانشجو هاي ام آي تي نبوده، نه؟
يکي از آزمايشات تو بوده؟
وقتي "بلي" و من اولين بار سعي کرديم يه دروازه پايدار بين دنياها بسازيم
...اولين موضوع آزمايشمون روي يه ماشين بود
ماشين قديمي "بلي" که يه "مونت کارلو" بود، اما اوضاع خوب پيش نرفت
اولين بار هميشه همه چي قاطي ميشه
اون اولين بار نبود
No comments yet. Be the first to leave one.