ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...اين داستان دو خواهر است
.که کاملاً شبيه هم هستند...
.اسم من بريجيت ـه
.من شاهد يه قتل بودم
فقط برو توي جايگاه وايسا .و به قاضي هرچي رو که ديدي بگو
.ما ازت محافظت ميکنيم .تو نميفهمي من چي ميگم
اگه بوداوي بخواد من بميرم .پس اين اتفاق ميفته
،فرار کردم پيش خواهرم .شوان، که کمکم کنه
،شوان خودشو کشت .و منم از هويتش استفاده کردم
.خيلي راحت بود
،يه راه فرار ديدم .و ازش استفاده کردم
.اونا فکر ميکنن که من اونم
جنده ها! ماشين جديدمو دوست دارين؟
...فقط بهم بگو که پولي که از بابام گرفتيم رو
.خرج نکردي
.ديشب از تسا بنر دزدي شده
.يه نفر اونو کتک زده
...تايلر، هنوز مي خواي
اندرو و مارتين/چارلز رو نابود کني؟
شوان، اون فلش تنها .مدرکيه که لازم داريم
.بايد بريم سراغ مقامات
تايلر برت به کميسيون مالي امنيتي ...قول يه مدرک محکم رو داده
.که ثابت کنه مارتين/چارلز داره کلاهبرداري مي کنه
...برام مهم نيست چي ميشه
.فقط مطمئن شو که تايلر حرفي نمي زنه
.اوليويا اول اومد سراغم
.اون همه چيزو مي دونست
اوليويا و اندرو آدماي .خيلي خطرناکي هستن
مي خوايم چي کار کنيم، شوان؟
کجا بودي؟
يه ساعته دارم خودمو مي کشم .که بهت زنگ بزنم
...من
.گرفتار بودم
.خب، خبراي خوبي دارم
.تايلر نظرشو عوض کرده .به کميسيون مالي امنيتي نميره
.داره بر مي گرده پاريس
.نه، اينطور نيست، شوان
.تايلر مُرده
چي؟
...توي هتل منتظر بريجيت موندم
...و راضيش کردم که
.قبل از اينکه بره سراغ تايلر، از اونجا بره
...ولي وقتي برگشتم و رفتم به اتاقش
.اون مُرده بود
يه نفر اونو کشته .و فلش رو برداشته
گوشي دستته؟
بهت که گفتم حاضرن آدم بکشن .تا رازشون بر ملا نشه
...تو اصلاً نمي فهمي که داري
!درمورد چي حرف ميزني، شوان
دلم ميخواد بدونم پليس هم .همين نظر رو داره يا نه
...تو هيچ مدرکي براي اثبات
.اختلاس مارتين/چارلز نداري
.داري بلوف مياي
واقعاً؟
حسابداري "وسن" رو چي ميگي؟
اون شرکت ساختگي که توي خيابون پرت راه انداختي رو يادت مياد؟
!حرف مفت نزن، جنده
پاتو از مسائلي که ازشون !هيچي نمي فهمي، بکش بيرون
وگرنه؟
...من - چي؟ -
.زودباش، اندرو مي خواي با من چي کار کني؟
.مي کشمت
.جدي گفتم، شوان
.جنازه تو مي بينم
.همون چيزيه که توي جعبه امانات نشونت دادم
.مي کشمت
.جدي گفتم، شوان
.جنازه تو مي بينم
.خداي من
.بازم هست
،بعد از اينکه اندرو تهديدم کرد .ديگه ريسک نکردم
.يه محقق شخصي استخدام کردم
.اوني که تعقيبم مي کرد رو ديد
.رفت توي آپارتمانش
.معلوم شد که اون يارو يه قاتله
.آپارتمانش پر از عکس هاي من بود
و دو روز قبل از اينکه ...جامو با بريجيت عوض کنم
...اونم همون عکس هاي رو بيرون پنت هاوس
.از اون قاتل گرفت
اندرو و اوليويا .تايلر رو بخاطر فلش کشتن
.و همينجا هم قرار نيست متوقف بشن
.نه، اين يه آشغال به تمام معناست
.فلش الکي بوده
...شايد تايلر از اول هم
.هيچکدوم از فايل هاي ما رو نداشته
کميسيون مالي امنيتي بهش پيشنهاد .مصونيت کامل داده که اون شهادت بده
تنها چيزي که باعث ميشه اونا ...همچين کاري بکنن اينه که
باور کنن مدرکي که اون داشته .واقعي بوده
...امکانش هست که قبل از اينکه بري سراغ اون
يه نفر فلش ها رو عوض کرده باشه؟
.نميدونم
...بعد از اينکه تايلر رو توي ماشين تهديد کردم
.يه راست رفت طرف هتل
...خيلي ازش دور نبودم
...ولي هنوزم
ديگه کي ميدونست که تايلر واقعاً واسه چي اومده اينجا؟
شايد مالکوم؟
نه. اون هيچوقت به .فايل هاي شخصي دسترسي نداشت
اسم تايلر برت .براي اون هيچ معنايي نداره
.ولي براي شوان معني داره
.مسخره بازي در نيار .شوان جاسوس که نيست
چرا انقدر اصرار مي کني که ازش محافظت کني؟
...جفتمون مي دونيم که سعي کرده
با تايلر توي پاريس و بعد .توي نيويورک تماس برقرار کنه
...اگه فلش تايلر دست شوان باشه
.بهتره که باهاش کنار بياي
.شديداً
.سلام، مالکوم. منم
.دوباره
...ميدونم که خيلي از دستم عصباني اي
،ولي خواهش مي کنم ميشه بهم زنگ بزني؟
دفعه آخري که نتونستم ...باهات در تماس باشم
.فقط، واقعاً نگرانم
.باشه، خداحافظ
دنبال چي مي گردي؟
.جواب سؤالمو ندادي
.چکمه...هام
.و چندتا چيز ديگه
.ببخشيد که اول زنگ نزدم
...نميدونم خبر داري يا نه
ولي تايلر برت توي .هتل "سوهو دياموند" به قتل رسيده
شنيدي چي گفتم؟
به من چه ربطي بايد داشته باشه؟
.يه فکرايي توي کله ت داري
.اعتراف کن
شما دوتا مي خواستين منو به .کميسيون مالي امنيتي معرفي کنين
.قبلاً هم بهت گفته بودم که اينطور نيست
.حرفتو باور نمي کنم
.من به اين بحث علاقه اي ندارم
،تا جواب سؤالمو ندي .هيچ جا نميري
اون فلش کجاست؟
درمورد چي داري حرف مي زني؟
.منو احمق فرض نکن، شوان
.حقيقت رو مي خوام
.من بر مي گردم هتلم
تلفن رو پيدا کردي؟
.نه، يه نفر برش داشته
سولومون، اون تلفن .تنها تضمينِ من بوده
تايلر برت درمورد طرح پونزي .ميدونسته و حالا مُرده
بدون اون تلفن، هيچي نمي تونه جلوي اينو بگيره .که اون قاتل دوباره سراغ من نياد
اون کيه داره نگاه مي کنه؟
...ميدوني، واقعاً هيچي مثل
يه فنجون قهوه خوب .توي صبح نمي چسبه
...دختره رو مجبور کردم که
...يکي و نصفي دارچين توش بريزه
.و قسم مي خورم مزه ش از زمين تا آسمون فرق کرده
.بايد امتحان کني
چي مي خواي؟
.هيچي .نه، چيزايي که لازم دارم رو دارم
بريجيت کلي رو پيدا کردي؟
.نه. ديگه حتي دنبالش هم نمي گردم
...نه، فقط اينجا نشستم چون مي خواستم
.آخرين نگاهم رو به کلوبت بندازم
...کلوب قشنگيه، ولي وقتي نيستي، بايد
.مراقبت شديدي ازش بشه
تصور کن که يه عالمه ...سگ پشمالو
.بيان دفترت رو بگردن
.فکر کنم واقعاً عالي ميشه
.مأمور ماچادو، مالکوم وارد هستم
...تصميم گرفتم که عليه
بوداوي مکاوي بخاطر .دزديدن من، شکايت کنم
شما، با مأمور داگلاس کوپرتينو ...تماس گرفته ايد
...از ديوان تحقيقات فدرال
.محدوده نيويورک .لطفاً پيغام بگذاريد
.داگ، ويکتور هستم
.ببين، من الان دارم ميرم فرودگاه
فقط به محض اينکه رسيدم، مالکوم وارد رو آماده سفر کن، باشه؟
.مرسي
.با مالکوم وارد تماس گرفته ايد
.لطفاً بعد از صداي بوق پيغام بگذاريد
.يه جاي کار مي لنگه
.نميتونه فقط بخاطر عصبانيتش باشه
...کاش مي تونستم کمک کنم
ولي فکر مي کنم الکي داريم .دور خودمون مي چرخيم
.نرم افزار رديابي
.اينو روي موبايل خودم هم فعال مي کنم
...از ردياب موبايلت استفاده مي کنه
.تا بهم بگه که اون لحظه کجايي
.نه، اينطور نيست
.کار مي کنه
.با اين مي تونيم پيداش کنيم
.خودشو اونو روي موبايل هامون فعال کرد
اون اينجا چي کار مي کنه؟
.تو اونجا نبودي، اوليويا
.قيافه شو نديدي
.اون هيچي درمورد فلش نمي دونست
...بايد مي دونستم که اين کار
.زيادي براي تو سخته
هيچوقت يه بچه مدرسه اي عاشق رو .براي انجام دادن کار يه مرد نفرست
!بس کن ...اينا رو به يکي بگو
،که هنوزم وقتي بع بع مي کني .از صدات فرار مي کنه
...تا جايي که من در جريانم
.اون فلش هنوزم اون بيرونه
.پيداش کن
اگه اشتباه کني چي؟
اگه شوان کسي باشه که آخر ما رو از بين مي بره چي؟
...بعد اين افتخار نصيبت ميشه که بگي
.از اول همه چيزو مي دونستي و حق با تو بوده
بابايي؟
بابا؟
No comments yet. Be the first to leave one.