ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
... آنچه گذشت
مونا حتما قبل از مرگش یه جور دزدگیر
روی لب تاپش نصب کرده
ظاهرا یه انبار بیرون از آزادراه ـه
تلمیج به تازگی جکی ملینا رو
به عنوان مسئول پذیرش استخدام کرده
پشیمونم که
با یه آدم بزرگتر از خودم رابطه داشتم و
دوران دبیرستانم رو به باد دادم
بگو که اینو نفرستادی
جکی خوندش
چی میخوای به ازرا بگی؟
اتفاقی که بین من و جیسون افتاد معنی خاصی نداشت
تو عاشق تدی ، مگه نه؟
چون اون واقعا دوست داره
با من ازدواج میکنی؟
یکم وقت میخوام
بیرون اینجوری لباس میپوشی؟
لباس عادیهات بهت خیلی میاد
آلیسون دیلارنتس
به جرم قتل مونا وندروال
بازداشتی
به هیچی دست نزن
همه چی بسته بندی شده مثل مدارک جرم میمونن
تو و کیلب چی پیدا کردین؟
نمیتونم بهت بگم
هانا ، انبار به اسم تو اجاره شده
و من کاملا مطمئنم جسد مونا توش مخفی شده
واقعا فک میکنین جسد مونا توی اون بشکه است؟
آره
ما میدونیم آلیسون آدم روانی ای بود ولی انقد که همچین کاری بکنه؟
روانی تر از اونی که فک میکردیم
و الانم اون بیمار روانی منو هدف گرفته
هانا ، این حتما تلافی
وقتی باشه که رفتی زندان ملاقاتش
آروم برو ببینم ، تو کی رفتی ملاقات آلی؟
و چطور آریا راجبش میدونه
ولی ما تازه فهمیدیم؟
بچه ها، این قضیه هیچ ربطی به این موضوع نداره ، خیلی خب؟
اون انبار 4 ماه پیش
به اسم هانا اجاره شده بود ، خیلی خب؟
قبل از روزی که مونا کشته بشه
پس تمام مدت نقشه آلی این بوده که برات پاپوش درست کنه
آره ، و احتمالا روی اون چاقویی که توبی پیدا کرد
پر از اثر انگشت من بوده
فک کنم تصمیم خوبی بود که از شرش خلاص بشیم
آره
باید با اون چیزی که داخل بشکه ست همین کارو بکنیم
هانا ! واقعا ممکنه جسد مونا توی اون بشکه باشه
میخوای اونم بسوزونی؟
نه ، معلومه که نه
ولی میتونیم یه جایی بذاریمش
اگه به چیزی دست بزنیم
دستکاری مدرک جرم محسوب میشه
مدرک جرمی که میتونه آلی رو محکوم کنه
همینطور منو و منم هیچ عذر موجهی برای زمان قتل ندارم
چرا داری
تو با من توی خونتون بودی
داشتیم بوقلمون شام شکرگذاری رو آماده میکردیم
کیلب ، ما تنها بودیم
پلیس ها فک میکنن فقط داری ازم محافظت میکنی
پس مامانت چی؟ کجا بود؟
با تد توی مرکز پخش غذای خیریه بود
خب ، فقط یه راه برامون میمونه
ما یه قدم از هولبروک جلوییم
اون نمیدونه ما لب تاپ مونا رو
به سمت اون انبار ردیابی کردیم
اصلا از کجا میدونیم که هولبروک پشت این قضیه است؟
ممکنه یکی از آدمای کوچولوی آلی باشه
دیروز ما فک میکردیم
هولبروک میخواسته با اریا صحبت کنه
آره ، اما نمیخواست
... منو فرستاد دنبال نخود سیاه
اونم بی دلیل
منظورم اینه ، ما یکم وقت داریم که یه کارایی واسه ضربه زدن به نقشه اش بکنیم
من اطلاعات پرونده رو خراب میکنم
تا هانا دیگه ارتباطی با اون انبار نداشته باشه
بعد میتونیم به تنر بگیم که
رد لب تاپ مونا رو تا اونجا گرفتیم
آره و اون بلاخره
قطعات پازلی رو که نشون میده هولبروک پشت این قضیه ست رو کنار هم میذاره
آره و اگه نتونه چی؟
بازم همه چی برمیگرده به من
قرار نیست همچین اتفاقی بیفته
چطور انقد مطمئنی؟
هانا ، این نقشه بی خطرترین نقشه ایه که داریم
آره ، برای شماها بی خطره نه من
هانا
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : مـیـنـا و حـسـیـن Aeris & BlackDeath
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : مـیـنـا و حـسـیـن Aeris & BlackDeath
فک کردن به اینکه مونا توی اون بشکه ست
باعث میشه کابوس ببینم
میدونم منم به سختی خوابم برد
و وقتیم خوابم برد ، خواب دیدم هولبروک اومده
کل آپارتمان ازرا رو با نامه ام به جکی کاغذ دیواری کرده
منظورم اینه ، باید بهش بگم که اون نامه رو نوشتم
اون پشته ؟
نه ، هنوز نیومده
تمام صبح داشته با فروشنده ها دیدار میکرده
خیلی خب ، میخوام بهش زنگ بزنم
شاید بتونم بین دو جلسه گیرش بیارم
اونو برای ازرا درست کردی؟
آره
شنیدم شیرینی گردو رو خیلی وست داره
ببین ، تالیا ، من حس میکنم
تو فک میکنی که اون تنهاست
ولی نیست
فقط یه قدردانیه به خاطر اینه که استخدامم کرده
نه درخواست ازدواج
اما شرمنده اگه مزاحم عشقت شدم
اوه نه ، نه ، من به ازرا علاقه ای ندارم
یا هر پسر دیگه ای
پس معشوقه قبلیت یه دختره؟
آره
بگذریم ، اون با یکی از دوستای خوبم رابطه داره
پس فک کنم بخوای خودتو بکشی کنار
خوب شد که فهمیدم
صبح بخیر
سلام
شنیدم داشتی با تلفن حرف میزدی
تد بود؟
آره
چطور پیش رفت؟
صحبت هامو درک کرد
بهش توضیح دادم بعد از اینکه توی ازدواج اولت شکست میخوری
سخته که بخوای دوباره جواب مثبت بدی
راجب جیسون چیزی بهش گفتی؟
نه
و تصمیم گرفتم که نگم
مامان ، دیشب که گفتی حقشه حقیقت رو بدونه
و بیشتر راجب این موضوع فک کردم
فقط باعث میشه بی دلیل قلبش بشکنه
آره ، خب اگه از کس دیگه ای
بشنوه که بدتره
تنها کسایی که راجبش میدونن تو و جیسون هستین
و به هردوتون اعتماد دارم که چیزی نمیگین
فقط حس میکنم اگه با تد ازدواج کنی
میتونم ببینم میشه از اونجور قضایا
که تا سالها اذیتت میکنه
بسه دیگه هانا
اگه واقعا میخوای کمک کنی فراموش کن که همچین اتفاقی افتاده
خیلی خب؟
منم دارم سعی میکنم اینکارو بکنم
چند تا کار دارم باید برم انجام بدم
موقع شام میبینمت
باید باهات حرف بزنم
اسپنسر
میشه خواهشا بریم یه جای خلوت؟
حالت خوبه؟
خوبم
موضوع راجب هاناست
این قضیه به کاری که دیشب تو و کیلب کردین و
بهت اسمس داد ربط داره؟
آره
فک کردم توافق کردیم که
هرکاری داری انجام میدی رو تمومش کنی
به این آسونیام نیست ، خیلی خب؟
میدونی که اگه موضوع مهمی نبود اینجا نمیومدم
واقعا می ترسم که هانا کار احمقانه ای انجام بده
و به کمکت نیاز دارم ، خیلی خب؟
اسپنسر- سلام-
نباید مدرسه باشی؟
وقت ناهارمه
اما تقریبا دیگه تموم شده پس احتمالا بهتره که برم
لطفا زود بهم زنگ بزن
اون چیه؟
پرونده آلیسون دیلارنتس
میخوای قبل از شروع شدن دادگاه با حقایق پرونده آشنا بشی ؟
آره
ولی حقایق خیلی مشخص نیستن
توی پرونده های قتل کم پیش میاد که باشن
فک میکنم ممکنه یکی تست دروغگویی آلیسون رو
دستکاریش کرده باشه
چرا یکی باید همچین کاری بکنه؟
تا به نظر بیاد که دروغ نگفته
توبی ، برای اینکه کسی نتایج رو تغییر بده
باید وقتی اون دختر تست رو انجام میده
اونجا حضور داشته باشه
تنها راهش اینه که
بدونن اون چه چیزایی رو گفته
و تنها کسایی که اونجا بودن تام هگینز
... که مسئول دروغ سنجی بود ، دوتا از پلیس های رزوود و
کاراگاه هولبروک
مواظب باش
تهمتی نزن که مدرکی براش نداشته باشی
من تهمت نمیزنم
فقط دارم میگم احتمالش هست
چرا هولبروک باید بخواد به آلیسون کمک کنه؟
مردم دیدن که توی مهمونی رقص روی یخ همو میبوسیدن
مردم؟
منظورت دوست دختر دبیرستانیت ـه؟
رفتم یه سری به هولبروک زدم
مراقب پدرش نیست
پدرش حتی مریض هم نیست
تو سرجمع 6 دقیقه پلیس بودی
و اونقدر پررو شدی که راجب مافوقت تحقیق میکنی ؟
اگر میخوای شغلت رو از دست ندی
این تحقیقات کوچولوت همینجا باید تموم بشه
به محض اینکه شنیدم اومدم همه چی مرتبه ؟
اره ، همه چی مرتبه
No comments yet. Be the first to leave one.