ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
این اعلان پیش از سوار شدن
پرواز اِلاِلتی 154 هواپیمایی لوسیت به سمت مراکش است
از کسانی که کودک همراه دارند، دعوت میکنیم...
یالا. کجایی؟
لطفاً بلیت و کارت ملیتون رو آماده کنید. سپاسگزاریم
- کِی میرسن؟ - کمتر از یک دقیقه دیگه
- تبادل انجام شده؟ - نه
تیم عملیاتی رو میبینم
چرا تو بخش هوایی وایساده؟ اطلاعات میگفت هدف تو بخش داخلیه
هدف رو دیده، خانم
تایید مجدد کن
میز دوم درخواست تایید مجدد داره
باید دنبال یه مرد آسیایی، حول و حوش 20 ساله همراه کولیپشتی با پیراهن آبی و تیشرت سفید بگردی
بله، تاییده بچههای عملیات هم منتظرن
لعنتی
سوژه از دیدرسم خارج شد. احتمالاً دادوستد انجام شده
«دادوستد احتمالی» یعنی چی؟
- کارترایت، توضیح بده - دوربینها چیزی رو ثبت نکردن؟
نه، تو واسه همین کار اونجایی. تکرار میکنم، شفافسازی کن
به سوژه دید داشته. تبادل رو دیده یا نه؟
چند لحظه از دیدم خارج شد
تکرار میکنم تبادل احتمالی
- یالا. از سر راهم برو کنار - نظافتچی جلوی دید رو گرفته
مسافرین محترم پرواز الالتی154 خطوط هواپیمایی لوسیت
به مقصد مراکش آماده شوند
ابتدا از خانوادهها و افرادی که نیازمند مساعدت هستند
- دعوت میکنیم تشریف بیارن - برو کنار، برو کنار
لطفاً گذرنامه و کارت پروازتون رو آماده کنید
خیلیخب، دوباره هدف در دید منه
اما حتماً یه چیزی تو کولهپشتی جابجا شده
بگو صبر کنه
کارتوایت، موقعیتت رو حفظ کن. دخالتی نکن
- هدف در حال حرکته - زیرنظر ماست. دستنگهدار
خانم؟
موقعیتت رو حفظ کن، کارترایت. در حال ارزیابی هستیم
هدف توی صف سوار شدن به هواپیماست. منتظرم
لطفاً کانال رو اشغال نکن
یالا
میز دوم میگه «دخالت نکن».
یالا، زود باش یالا، یالا
- دستور رو بده - تیم علمیات منتظره، خانم
خوبه که لااقل داره میره طبقه پایین. اون بالا 300 نفر آدم هست
بله، اما داره مستقیم میره سمت یه هواپیما پُر از سوخت
اولین مسافرین وارد راهرو شدن، خانم
- دستور صادر شد - مظنون رو دستگیر کنید
بچهها شروع کنید
تکون بخورید!
- از سر راه برید کنار! - جُم بخورید!
- بخواب روی زمین، بخواب! - چه خبر شده؟
ولم کن بینم!
متفرق بشید. آروم باشید
- برگرد! - ولم کن!
- این چه کاریه؟ - آروم باش!
- چیکار میکنید؟ - ماشهای در کار نیست
- این مزاحمته - سیمی بهش وصل نیست
- امنه - کیفش
- ولم کنید - تمام
یکی فیلم بگیره! لعنتی!
- ول کنید! من چیزی ندارم! - اینقدر وول نخور!
پاکه
تکرار کن. تکرار کن!
چیزی همراهش نیست نه سلاحی، نه بمبی
- خانم؟ - یا مظنون رو اشتباهی گرفتی
یا اطلاعاتمون اشتباه بوده که بعید میدونم
- خانم، اون مظنون رو تایید کرده بود - دوباره ازش بپرس
کارترایت، مشخصات مظنون رو اعلام کن
مرد آسیایی، 20 ساله همراه کولهپشتی با پیراهن آبی و تیشرت سفید
گفتم «پیراهن سفید، تیشرت آبی».
تو...
نه، نه، نه، گفتی... «پیراهن آبی، تیشرت سفید».
وب
لعنتی. بندازش روی صفحه اصلی
پیراهن سفید، تیشرت آبی. مظنون تو محوطهاس
داره به سمت بخش مهاجرت ترمینال اصلی میره
به کارترایت بگو دستنگهداره. کارش کافیه
میز دوم میگه دستنگهدار کارترایت
اوه لعنتی
- جلوش رو بگیر - کارترایت، کجا میری؟
مظنون اشتباهی رو دنبال کردی. خلع مسئولیت شدی
تصویر دوربین مداربسته اون پلهبرقی رو بیار
- به بخش مهاجرت بگیم نگهش داره؟ - نه وقتی یه بمب تو کوله پشتی داره
- تیم ضدتروریستی به گوش باشه - خانم
تیم ضدتروریستی منتظر عملیات باشید
- دو دقیقه دیگه رد میشه - دافی، افرادت کجان؟
هنوز تو محوطه هوایی کنار مظنون کارترایتن
خدای من! اگه افرادت به اونجا نمیرسن
به تیم ضدتروریستی بگو که وارد عمل بشن
کسی پشت بخش مهاجرت هست؟
ببخشید
هی! هی!
- چقدر طول میکشه؟ - سه دقیقه
رد شد
اوناهاش. داره میره سمت تحویل چمدانها
گمش نکنید. تصاویر ته راهرو رو لازم دارم
- بله. الان پیدا میکنم - داره میره سمت تحویل بار
داره میره سمت چمدانها
دوربینهای انتهای مسیر تحویل چمدان رو میخوام
باید اونجا رو ببینم
هیچ نیروی عملیاتی در محل نیست
دافی، اونا افراد تو هستن؟
نه، نه، خانم. اونا تو راهن
دافی، حتماً پلیس فرودگاه تو اون راهرو داریم دیگه
منتظریم. دو دقیقه دیگه به محل میرسن
ممنونم!
منتظر چمدان نموند
چی؟ مستقیم رفت
از سر برید کنار! تکون بخورید!
برید کنار زود باشید!
ببخشید
من پلیسم پلیسم
مامور مخفیام! برید کنار!
- تصویر میخوام. چرا اونجا تاریکه؟ - دوربینی نداریم خانم
- میخوام اونجا رو ببینم - با استنستِد هماهنگ کن
تیم عملیاتی، دخالت کنید! مظنون در محوطه زمینیه. شما کجایید؟
- اوناهاش - کولهپشتی رو جابجا کرده
تبادل انجام شده
اعلامخطر کنید
این یک مورد اضطراری است. لطفاً محل را تخلیه کنید
خانمها و آقایان، ترمینال را تخلیه کنید!
ترمینال رو از این خروجی...
- تخلیه کن - مناطق امن رو مشخص کنید
امنشون کن. نذار کسی رد بشه
از این طرف. خانومها و آقایون سریعتر از اینطرف.
برید کنار، تکون بخورید!
برید کنار!
جُم بخورید! برید کنار!
از سر راه برید کنار!
داره میره سمت استنستد اکسپرس
از سر راه برید کنار!
برید کنار!
زود باشید!
اونجا رو خالی کنید. تخلیه کامل
کل ایستگاه قطار رو تخلیه کنید
میخوام تمام قطارها به مقصد استنستد متوقف بشن
هر قطاری هم در حال وروده به من اطلاع بدید
برید کنار!
کنار، کنار!
برید کنار!
- برید کنار! - از اینطرف!
حرکت کنید بچهها
اینجا بستهاس! وایسا! وایسا!
چیکار میکنی؟
ایست! نه! فاصله بگیر! بیا کنار! این کار رو نکن!
« تـرجمـه از عـلـيـرضـا » .:: Oceanic 6 ::.
«محرمانه - صرفاً جهت استحضار»
«شهر لندن»
نه؟
آره؟ عالیه
استندیش
- همه اومدن؟ - همه به غیر از ریور و سید
خب، آخرین نفر باید توالتم رو بشوره
فکر میکردم جاسوسها باید دزدکی وارد جایی بشن
یه روز دیگه با ماموران اطلاعاتی بیخاصیت شروع شد
صبحبخیر مکس
همون همیشگی، آقای هابدِن؟
بله مکس. مثل همیشه
اسمش مکس نیست
خب، سردر مغازه که نوشته مکس
آره ولی شنیدم که خدمه بهش میگن تئو، کوتاه شده تئودوسیوس
همون مکس رو میگم. کوتاهتره
بفرمایید
ممنونم مکس
دنبال چی میگردی؟
یه دلیل که مغزم رو متلاشی نکنم
هنوز بهم نگفته دنبال چی بگردم
ریختن آشغالها اینطرف اتاق
بهنظرت برای سید هم به اندازه تو جذاب میاد؟
- سلام کاترین - صبحبخیر
صبحبخیر
درخواستهای گواهینامه رانندگی بردفورد
آدرسها، سوابق مالیاتی شورا. بررسی متقابل کن
اینا مال سال 2005ـه
فهرست کتابهای عاریهای پارسال از کتابخانه لوتون
لااقل مال تو بهروزتره
قرض گرفتنهایی که به پولشویی میخوره رو علامت بزن
واقعاً؟ کسی که از کتابخونه کتاب قرض میکنه
احتمالاً پول چندانی برای پولشویی هم نداره
جریمه پارک کردن در منطقه یوستون
برای دهه 90؟
همه سوراخسُنبهها رو میگردیم، هان؟
اوه کاترین!
کاترین، قبل از اینکه بری این دوتا عقبمونده
به ایده من برای تشکیل تیم مسابقه اطلاعاتعمومی در میخانه بیلاخ نشون دادن
راستش من یه فاک نشون دادم
بیخیال بچهها! روحیه تیمی چی شد؟ کاترین؟
نه
- نه یعنی بعداً ازم بپرس یا نه... - یعنی نه
نرم کردن کاترین طول میکشه اما بالاخره موفق میشم
- عمراً. هیچوقت سر کیف نمیاد - خودت میای؟
اگه پادوی لَمب بودم، نه
نه، منظورم اتفاقیه که قبل اینجا اومدن براش افتاده
خب، ای کاش لَمب هم اون بلا سرش بیاد
امروز همون روزیه که بالاخره یه کار چالشبرانگیز بهم میدی؟
استعلامهای پرواز به سوریه در دهه گذشته
نه، نیست
خب، یک الگورتیم براش ترتیب دادم
و 9 ساعت باقیمانده از روز رو به خودم اختصاص میدم
جد؟ پلیس حملونقل خواسته
ببینه میشه اینقدر تو ایستگاه اتوبوس ملت رو نترسونی
- ممکنه ما رو زیرنظر داشته باشن - شایدم منتظر اتوبوسن
No comments yet. Be the first to leave one.