Slow Horses

Slow Horses

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Slow Horses S01 All Episodes All Versions Web
കമന്ററി എഴുതിയത് milad_1992
ترجمه تیم سینما من فقط جمع آوری کردم

ടാഗുകൾ

web
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-06-03
ഡൗൺലോഡുകൾ: 134
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫این اعلان پیش از سوار شدن

‫پرواز اِل‌اِل‌تی 154 هواپیمایی لوسیت ‫به سمت مراکش است

‫از کسانی که کودک همراه ‫دارند، دعوت می‌کنیم...

‫یالا. کجایی؟

‫لطفاً بلیت و کارت ملی‌تون ‫رو آماده کنید. سپاسگزاریم

‫- کِی می‌رسن؟ ‫- کمتر از یک دقیقه دیگه

‫- تبادل انجام شده؟ ‫- نه

‫تیم عملیاتی رو می‌بینم

‫چرا تو بخش هوایی وایساده؟ ‫اطلاعات می‌گفت هدف تو بخش داخلیه

‫هدف رو دیده، خانم

‫تایید مجدد کن

‫میز دوم درخواست تایید مجدد داره

‫باید دنبال یه مرد آسیایی، حول و حوش 20 ساله ‫همراه کولی‌پشتی با پیراهن آبی و تی‌شرت سفید بگردی

‫بله، تاییده ‫بچه‌های عملیات هم منتظرن

‫لعنتی

‫سوژه از دیدرسم خارج شد. ‫احتمالاً دادوستد انجام شده

‫«دادوستد احتمالی» یعنی چی؟

‫- کارت‌رایت، توضیح بده ‫- دوربین‌ها چیزی رو ثبت نکردن؟

‫نه، تو واسه همین کار اونجایی. ‫تکرار می‌کنم، شفاف‌سازی کن

‫به سوژه دید داشته. ‫تبادل رو دیده یا نه؟

‫چند لحظه از دیدم خارج شد

‫تکرار می‌کنم ‫تبادل احتمالی

‫- یالا. از سر راهم برو کنار ‫- نظافتچی جلوی دید رو گرفته

‫مسافرین محترم پرواز ال‌ال‌تی154 ‫خطوط هواپیمایی لوسیت

‫به مقصد مراکش آماده شوند

‫ابتدا از خانواده‌ها و افرادی که ‫نیازمند مساعدت هستند

‫- دعوت می‌کنیم تشریف بیارن ‫- برو کنار، برو کنار

‫لطفاً گذرنامه و کارت پروازتون ‫رو آماده کنید

‫خیلی‌خب، دوباره هدف ‫در دید منه

‫اما حتماً یه چیزی تو ‫کوله‌پشتی جابجا شده

‫بگو صبر کنه

‫کارت‌وایت، موقعیتت رو حفظ کن. ‫دخالتی نکن

‫- هدف در حال حرکته ‫- زیرنظر ماست. دست‌نگهدار

‫خانم؟

‫موقعیتت رو حفظ کن، کارت‌رایت. ‫در حال ارزیابی هستیم

‫هدف توی صف سوار شدن ‫به هواپیماست. منتظرم

‫لطفاً کانال رو اشغال نکن

‫یالا

‫میز دوم می‌گه ‫«دخالت نکن».

‫یالا، زود باش ‫یالا، یالا

‫- دستور رو بده ‫- تیم علمیات منتظره، خانم

‫خوبه که لااقل داره می‌ره طبقه پایین. ‫اون بالا 300 نفر آدم هست

‫بله، اما داره مستقیم می‌ره ‫سمت یه هواپیما پُر از سوخت

‫اولین مسافرین وارد ‫راهرو شدن، خانم

‫- دستور صادر شد ‫- مظنون رو دستگیر کنید

‫بچه‌ها شروع کنید

‫تکون بخورید!

‫- از سر راه برید کنار! ‫- جُم بخورید!

‫- بخواب روی زمین، بخواب! ‫- چه خبر شده؟

‫ولم کن بینم!

‫متفرق بشید. ‫آروم باشید

‫- برگرد! ‫- ولم کن!

‫- این چه کاریه؟ ‫- آروم باش!

‫- چی‌کار می‌کنید؟ ‫- ماشه‌ای در کار نیست

‫- این مزاحمته ‫- سیمی بهش وصل نیست

‫- امنه ‫- کیفش

‫- ولم کنید ‫- تمام

‫یکی فیلم بگیره! ‫لعنتی!

‫- ول کنید! من چیزی ندارم! ‫- اینقدر وول نخور!

‫پاکه

‫تکرار کن. ‫تکرار کن!

‫چیزی همراهش نیست ‫نه سلاحی، نه بمبی

‫- خانم؟ ‫- یا مظنون رو اشتباهی گرفتی

‫یا اطلاعات‌مون اشتباه بوده ‫که بعید می‌دونم

‫- خانم، اون مظنون رو تایید کرده بود ‫- دوباره ازش بپرس

‫کارت‌رایت، مشخصات ‫مظنون رو اعلام کن

‫مرد آسیایی، 20 ساله همراه ‫کوله‌پشتی با پیراهن آبی و تی‌شرت سفید

‫گفتم «پیراهن سفید، تی‌شرت آبی».

‫تو...

‫نه، نه، نه، گفتی... ‫«پیراهن آبی، تی‌شرت سفید».

‫وب

‫لعنتی. بندازش ‫روی صفحه اصلی

‫پیراهن سفید، تی‌شرت آبی. ‫مظنون تو محوطه‌اس

‫داره به سمت بخش مهاجرت ‫ترمینال اصلی می‌ره

‫به کارت‌رایت بگو دست‌نگه‌داره. ‫کارش کافیه

‫میز دوم می‌گه ‫دست‌نگه‌دار کارت‌رایت

‫اوه لعنتی

‫- جلوش رو بگیر ‫- کارت‌رایت، کجا می‌ری؟

‫مظنون اشتباهی رو دنبال کردی. ‫خلع مسئولیت شدی

‫تصویر دوربین مداربسته ‫اون پله‌برقی رو بیار

‫- به بخش مهاجرت بگیم نگهش داره؟ ‫- نه وقتی یه بمب تو کوله پشتی داره

‫- تیم ضدتروریستی به گوش باشه ‫- خانم

‫تیم ضدتروریستی ‫منتظر عملیات باشید

‫- دو دقیقه دیگه رد می‌شه ‫- دافی، افرادت کجان؟

‫هنوز تو محوطه هوایی ‫کنار مظنون کارت‌رایتن

‫خدای من! ‫اگه افرادت به اون‌جا نمی‌رسن

‫به تیم ضدتروریستی بگو ‫که وارد عمل بشن

‫کسی پشت بخش مهاجرت هست؟

‫ببخشید

‫هی! ‫هی!

‫- چقدر طول می‌کشه؟ ‫- سه دقیقه

‫رد شد

‫اوناهاش. ‫داره می‌ره سمت تحویل چمدان‌ها

‫گمش نکنید. تصاویر ته راهرو ‫رو لازم دارم

‫- بله. الان پیدا می‌کنم ‫- داره می‌ره سمت تحویل بار

‫داره می‌ره سمت چمدان‌ها

‫دوربین‌های انتهای مسیر ‫تحویل چمدان رو می‌خوام

‫باید اون‌جا رو ببینم

‫هیچ نیروی عملیاتی ‫در محل نیست

‫دافی، اونا افراد تو هستن؟

‫نه، نه، خانم. ‫اونا تو راهن

‫دافی، حتماً پلیس‌ فرودگاه ‫تو اون راهرو داریم دیگه

‫منتظریم. دو دقیقه ‫دیگه به محل می‌رسن

‫ممنونم!

‫منتظر چمدان نموند

‫چی؟ ‫مستقیم رفت

‫از سر برید کنار! ‫تکون بخورید!

‫برید کنار ‫زود باشید!

‫ببخشید

‫من پلیسم ‫پلیسم

‫مامور مخفی‌ام! ‫برید کنار!

‫- تصویر می‌خوام. چرا اون‌جا تاریکه؟ ‫- دوربینی نداریم خانم

‫- می‌خوام اون‌جا رو ببینم ‫- با استنس‌تِد هماهنگ کن

‫تیم عملیاتی، دخالت کنید! ‫مظنون در محوطه زمینیه. شما کجایید؟

‫- اوناهاش ‫- کوله‌پشتی رو جابجا کرده

‫تبادل انجام شده

‫اعلام‌خطر کنید

‫این یک مورد اضطراری است. ‫لطفاً محل را تخلیه کنید

‫خانم‌ها و آقایان، ‫ترمینال را تخلیه کنید!

‫ترمینال رو از این خروجی...

‫- تخلیه کن ‫- مناطق امن رو مشخص کنید

‫امن‌شون کن. ‫نذار کسی رد بشه

‫از این طرف. خانوم‌ها و آقایون ‫سریع‌تر از این‌طرف.

‫برید کنار، ‫تکون بخورید!

‫برید کنار!

‫جُم بخورید! ‫برید کنار!

‫از سر راه برید کنار!

‫داره می‌ره سمت ‫استنس‌تد اکسپرس

‫از سر راه برید کنار!

‫برید کنار!

‫زود باشید!

‫اون‌جا رو خالی کنید. ‫تخلیه کامل

‫کل ایستگاه قطار رو تخلیه کنید

‫می‌خوام تمام قطارها ‫به مقصد استنس‌تد متوقف بشن

‫هر قطاری هم در حال وروده ‫به من اطلاع بدید

‫برید کنار!

‫کنار، کنار!

‫برید کنار!

‫- برید کنار! ‫- از این‌طرف!

‫حرکت کنید بچه‌ها

‫این‌جا بسته‌اس! ‫وایسا! وایسا!

‫چی‌کار می‌کنی؟

‫ایست! نه! فاصله بگیر! ‫بیا کنار! این کار رو نکن!

‫« تـرجمـه از عـلـيـرضـا » ‫.:: Oceanic 6 ::.

‫«محرمانه - صرفاً جهت استحضار»

‫«شهر لندن»

‫نه؟

‫آره؟ عالیه

‫استن‌دیش

‫- همه اومدن؟ ‫- همه به غیر از ریور و سید

‫خب، آخرین نفر ‫باید توالتم رو بشوره

‫فکر می‌کردم جاسوس‌ها ‫باید دزدکی وارد جایی بشن

‫یه روز دیگه با ماموران اطلاعاتی ‫بی‌خاصیت شروع شد

‫صبح‌بخیر مکس

‫همون همیشگی، آقای هابدِن؟

‫بله مکس. ‫مثل همیشه

‫اسمش مکس نیست

‫خب، سردر مغازه که نوشته مکس

‫آره ولی شنیدم که خدمه بهش می‌گن ‫تئو، کوتاه‌ شده تئودوسیوس

‫همون مکس رو می‌گم. ‫کوتاه‌تره

‫بفرمایید

‫ممنونم مکس

‫دنبال چی می‌گردی؟

‫یه دلیل که مغزم رو متلاشی نکنم

‫هنوز بهم نگفته ‫دنبال چی بگردم

‫ریختن آشغال‌ها ‫این‌طرف اتاق

‫به‌نظرت برای سید هم ‫به اندازه تو جذاب میاد؟

‫- سلام کاترین ‫- صبح‌بخیر

‫صبح‌بخیر

‫درخواست‌های گواهینامه رانندگی بردفورد

‫آدرس‌ها، سوابق مالیاتی شورا. ‫بررسی‌ متقابل کن

‫اینا مال سال 2005ـه

‫فهرست کتاب‌های عاریه‌ای ‫پارسال از کتابخانه لوتون

‫لااقل مال تو به‌روزتره

‫قرض گرفتن‌هایی که به ‫پولشویی می‌خوره رو علامت بزن

‫واقعاً؟ کسی که از کتابخونه ‫کتاب قرض می‌کنه

‫احتمالاً پول چندانی برای پولشویی هم نداره

‫جریمه پارک کردن در ‫منطقه یوستون

‫برای دهه 90؟

‫همه سوراخ‌سُنبه‌ها رو می‌گردیم، هان؟

‫اوه کاترین!

‫کاترین، قبل از اینکه بری ‫این دوتا عقب‌مونده

‫به ایده من برای تشکیل تیم مسابقه ‫اطلاعات‌عمومی در میخانه بیلاخ نشون دادن

‫راستش من یه فاک نشون دادم

‫بیخیال بچه‌ها! روحیه تیمی چی شد؟ ‫کاترین؟

‫نه

‫- نه یعنی بعداً ازم بپرس یا نه... ‫- یعنی نه

‫نرم کردن کاترین طول می‌کشه ‫اما بالاخره موفق می‌شم

‫- عمراً. هیچوقت سر کیف نمیاد ‫- خودت میای؟

‫اگه پادوی لَمب بودم، نه

‫نه، منظورم اتفاقیه که قبل ‫اینجا اومدن براش افتاده

‫خب، ای کاش ‫لَمب هم اون بلا سرش بیاد

‫امروز همون روزیه که بالاخره ‫یه کار چالش‌برانگیز بهم می‌دی؟

‫استعلام‌های پرواز به سوریه ‫در دهه گذشته

‫نه، نیست

‫خب، یک الگورتیم براش ترتیب دادم

‫و 9 ساعت باقی‌مانده از روز ‫رو به خودم اختصاص می‌دم

‫جد؟ پلیس حمل‌ونقل خواسته

‫ببینه می‌شه این‌قدر ‫تو ایستگاه اتوبوس ملت رو نترسونی

‫- ممکنه ما رو زیرنظر داشته باشن ‫- شایدم منتظر اتوبوسن

More Farsi Persian subtitles for Slow Horses

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left