Elite

Elite (Élite)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 7

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Elite S07E04 XviD-AFG
Elite S07E04 480p x264-mSD
Elite S07E04 480p WEB x264-RMTeam
Elite S07E04 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Elite S07E04 1080p WEB H264-GloriousMongoose
Elite S07E04 SPANISH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Elite S07E04 SPANISH 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Elite S07E04 SPANISH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Elite S07E04 SPANISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
Elite S07E04 SPANISH SPANISH 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് mmli_sm
█⫸ sm محمدعلی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

ടാഗുകൾ

XviD
x264
480p
480
web
1080
x265
HEVC
webrip
720p
720
BRip
2CH
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-10-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 54
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫[فکر می‌کردم می‌تونم ‫از پس همۀ کارها بر بیام.]

‫روسیو اووو دورن. ‫می‌تونی بری.

‫« نخبه » ‫" فصل هفتم - قسمت چهارم "

‫روسیو مشکلی نداره. ‫آزادش کردن.

‫چرا پس لباس نپوشیدی؟

‫داداش،‌ اگه نیای بیرون ‫بابام عصبانی میشه‌ها.

‫بره درش رو بذاره.

‫این چه بوییه میاد؟ ‫چی‌کار کردی؟

‫- اریک،‌ چی‌کار کردی؟ ‫- ولم کن!

‫مترجم: «محمدعلی sm» ‫در تلگرام: mmli_Subs@

‫پسرخاله‌ات کوش؟

‫خب دیگه تحملم تموم شد.

‫بابا، ‫حالش خوب نیست.

‫بذار همین یه بار رو بمونه خونه. ‫آروم باش. چیزی که نشده.

‫وقتی اینطوریه ‫می‌ذاریم تو حال خودش باشه.

‫ماریا، ‫نمی‌تونه هرکاری که دلش می‌خواد بکنه.

‫اینطوری که نمیشه.

‫صبح‌بخیر.

‫صبح‌بخیر عزیزم. ‫حالت چطوره؟ خوبی؟

‫آره عمه. ‫عالی‌ام. چطور مگه؟

‫‌صبح‌بخیر.

‫به اولین گردهمایی ‫دانش‌آموزان ممتاز پان‌آفریقا خوش اومدین.

‫سلام کلوئی!

‫مدرسه لاس انسیناس به‌عنوان بخشی از ‫انجمن جهانی تحصیلات عالی

‫مفتخر است که برنامۀ بورسیۀ انتقالی خود را

‫با دو تا از بهترین مدارس غیرانتفاعی ‫قارۀ آفریقا اعلام کند.

‫مدرسۀ لوا ژان در ماپوتوی موزامبیک،

‫و دانشگاه پارکوست در کیپ‌تاونِ آفریقای جنوبی.

‫با تشکر از ابتکار بنیاد کاتالینا دورن

‫برای دانش‌آموزان اسپانیایی پان‌آفریقا.

‫نمی‌تونم همش با نفوذی که دارم

‫گندکاری‌های تو رو جمع کنم، ‫روسیو.

‫ببخشید مامان.

‫فشاری که روی زن‌هایی مثل ما هست ‫سه برابره.

با ولگردی به جایی نمی‌رسی .ولی من به‌عنوان قاضی یه کارایی از دستم برمیاد

‫از این شرایطی که ‫برای تحصیلت فراهم کردیم استفاده کن

‫تا یاد بگیری اوضاع رو ‫با راه درستش عوض کنی.

‫با راهی که متمدنانه باشه.

‫لباس فوتبال و لباس مهمونیت ‫تو صندوق عقبن.

‫بیارشون ‫و برو داخل.

‫بیخیال. ‫بذار نرم مدرسه.

‫خسته‌ام. ‫باید دوش بگیرم.

‫تو مدرسه هم می‌تونی دوش بگیری ‫و لباس عوض کنی.

‫خیلی‌وقته که دارم با ویرخینیا ‫برنامه‌اش رو می‌چینم.

‫چه‌خبر؟

‫صبح‌بخیر.

‫همش پیام میدم ‫اما جواب نمیدی.

‫فشار روت گذاشتم؟

‫ببین ایوان، ‫گفتی مشکلی نداری که فقط دوست باشیم.

‫پس هم می‌تونیم دوست باشیم ‫و هم هم‌کلاسی.

‫اما آخرش باید بریم سراغ زندگی خودمون.

‫با عمر حرف زدی؟

‫تو کلاس می‌بینمت.

‫بچه‌ها، ‫ایشون فیکیله هستن.

‫دانش آموز پارکوست توی کیپ‌تاون.

‫- سلام،‌ چطورین؟ ‫- سلام.

‫می‌تونین درمورد بورسیۀ انتقالی با هم حرف بزنین.

‫خب؟ ‫بشین. خوش بگذره.

‫- از دید‌ن‌تون خوشحال شدم. ‫- خوش‌وقتم.

‫راستی، ‫می‌تونین فیکس صدام کنین.

‫خیلی‌خب.

‫شماها برنامه‌ای برای شرکت ‫تو این برنامۀ انتقالی ندارین؟

‫- گمون نکنم. ‫- همم. فعلاً که نه.

‫باشه.

‫پشمام! ‫چه مرگته؟

‫بیا پایین.

‫- چرا؟ ‫- می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

‫نه مرسی.

‫چقدر رو مخی.

‫بیا دیگه. ‫خواهش می‌‌کنم.

‫خب بعدش؟

‫گذاشتمش تو پلی‌لیست‌مون.

‫خسته نشدی اینقدر خودت رو خوار و خفیف می‌کنی ‫تا توجه من رو جلب کنی؟

‫تویی که فیلم سکس ضبط می‌کنی باید بگی.

‫وای.

‫ببخشید، من همش می‌خوام از یه دری وارد شم ‫اما تو هی درها رو روم می‌بندی.

‫آره خب، ‫مگه من ازت چیزی خواستم؟

‫جداً؟ ‫چه بد.

‫دستگیرم کردن ‫اون هم هیچ‌کاری نکرد.

‫کاراش گیجم می‌کنه.

‫بعد اتفاقی که افتاد و اومد خونه، ‫سرش خونی بود.

‫صبح هم اصلاً نمیشد باهاش حرف زد.

‫پنج دقیقه بعد یه جور زده بود زیر آواز ‫که انگار نه انگار.

‫می‌دونستی خالکوبی نقطه ویرگول داره دیگه؟

‫نمی‌دونم. کبودی‌های زیادی داره، ‫سخته تشخیص‌شون بدی.

‫- چطور مگه؟ ‫- یالا روسیو! راه بیفت!

‫صدای اون بود؟

‫روسیو! ‫روسیو!

‫گوش کن رفیق.

‫مجبورم خیلی بهش رو ندم.

‫- امیدوارم درک کنی. ‫- آره بابا. می‌فهمم. حله.

‫روسیو! ‫روسیو!

‫- کمکی چیزی می‌خوان؟ ‫- نه، هیجان زده شده.

‫بریم بچه‌ها!

‫اینجا! ‫پاس بده!

‫هی. هی. ‫می‌خوای از اینجا بریم؟ هان؟

‫- خوبی؟ ‫- آره. آره.

‫مطمئنی؟

‫خوبم، ‫مرسی.

‫بیا.

‫بریم.

‫هیچوقت فکر نمی‌کردم یه بازی معمولی ‫همچین تاثیری داشته باشه.

‫حتماً یه ترسی داشتی ‫وگرنه بازی می‌کردی.

‫- مگه نه؟ ‫- اوهوم.

‫چرا واسه انتقالی ثبت‌نام نمی‌کنی؟

‫بری آفریقای جنوبی. ‫اینطوری یه هوایی هم به کله‌ات می‌خوره، نه؟

‫زمان و فاصله گرفتن .بهترین‌ درمان‌های دنیان

‫چطوری می‌تونم واسه انتقالی ثبت‌نام کنم؟

‫بهت میگم.

‫[فکر می‌کردم می‌تونم ‫از پس همۀ کارها بر بیام. اما نمی‌تونم.]

‫۹۰ درصد کسانی که خودکشی می‌کنن ‫قبلش علائمش رو از خودشون نشون میدن.

‫مردم فکر می‌کنن واسه جلب‌توجه گریه می‌کنن، ‫اما دارن درخواست کمک می‌‌کنن.

‫گزارشاتت رو به واحد روانشناسی ‫و علوم پرورشی می‌رسونم.

‫همین؟

‫اون‌ها تخصصش رو دارن عمر. ‫تو فقط کاغذکاری‌هاش رو می‌کنی.

‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

‫آره.

‫یه لیست‌ از دانش‌آموزهایی که ‫بورسیه می‌گیرن می‌خوام.

‫ محرنامه‌اس، ‫خودت هم می‌دونی.

‫حرومزاده.

.ورود به حساب اپلیکیشن رو براتون فرستادم

‫تا اگه چیز غیرعادی‌ای دیدین ‫بتونین بخونین و جواب بدین.

‫تنهایی از پسش بر نمیام، ‫اون یارو لوئیس هم که احمق و به‌دردنخوره.

‫برای همینه جواب نمی‌دادی؟

‫فکر می‌کنی از پسش بر نمیای؟

‫هم این ‫و هم چون یه زمانی خودم اون حرف‌ها رو زده بودم.

‫طاقت ندارم.

‫پس چطوری پشت سر گذاشتیش؟

‫عمر؟

‫عمر!

‫جوئلم که تو انجمن بودم. ‫من رو یادت میاد؟

‫ولم کن.

‫عمر، خواهش می‌کنم، ‫این کار رو نکن.

‫برو لطفاً.

‫عمر، ‫من رو نگاه کن.

‫نه. ‫دیگه نمی‌تونم.

‫نه. ‫نمی‌تونم.

‫عمر، تو رو خدا، ‫فقط به من نگاه کن.

‫تو رو خدا.

‫این کار رو نکن.

‫تو رو خدا عمر.

‫آفرین. ‫همینه.

‫بهتر شد.

‫[اگه تنهایی از پسش بر نمیای، ‫هرمشکلی که داشتم، من کمکت می‌کنم.]

‫[همش با کسایی که باهام مهربونن ‫بد رفتاری می‌کنم.]

‫[احساس تنهایی می‌کنم ‫و خودم رو مقصر می‌دونم.]

‫سبک نوشتنش آشناس.

‫می‌خواین خودتون به عهده بگیرین؟

‫به‌نظرت بعضی‌ها خیلی نامردن؟

‫یعنی از اول زندگی‌شون همینطوری بودن؟

‫به‌نظرم همچین ‌آدم‌هایی خیلی زجر می‌کشن.

‫[تتوی نقطه ویرگول، ‫اضطراب، افسردگی، اقدام به خودکشی]

‫هی، ‫ببخشید که تنهات گذاشتم.

‫بی‌‌محلی‌هات قابل درکه. ‫خیلی ترسو بودم.

‫خوب شد معذرت‌خواهی کردی. ‫مرسی. فعلاً.

‫لطفاً از دستم عصبانی نباش.

‫- دوستای جون‌جونی هم که نیستیم. ‫- آره، البته می‌تونستیم باشیم.

‫اون روز که تو اون خونۀ مشترک بودیم ‫خیلی حال داد.

‫- تا وقتی که همه‌چیز به گا رفت. ‫- من باید برم. شرمنده.

‫خودم می‌دونم یه آشغالم ‫که همه رو ناامید می‌کنم.

‫برای همینه که آخرش همیشه تنهام!

‫اریک، ‫الان وقتش نیست.

‫فقط ناامید کردن نبوده؟

‫ترس؟ من می‌ترسونمت. ‫بگو دیگه.

‫بهم بگی می‌ترسونمت ‫بهتر از اینه که همش بهم بی‌محلی کنی.

‫چون ارزشش رو ندارم.

‫از کارهام سر در نمیاری ‫و این تو رو می‌ترسونه.

‫مثل مامان بابام.

‫یا اصلاً‌ می‌‌خوای چیزی نگو.

‫تا اینقدر فکر نکنم ‫که ارزشش رو داشتی یا نه.

‫هی! ‫اریک! هی!

‫اریک، به من نگاه کن. ‫نفس بکش.

‫نفس بکش.

‫یالا، ‫نفس بکش.

‫خودشه. ‫تو می‌تونی.

‫آفرین. ‫آروم باش. من کنارتم.

‫لوئیس!

‫[مالک حساب: ‫ایوان کروز کاروالیو]

‫[آیا مطمئند می‌خواهید ‫گروه دفاع شخصی لاس انسیناس را ترک کنید؟]

‫[پیج سارائول.گولز ‫یک استوری را هایلایت کرد.]

‫امشب جواهرات پر زرق و برق زیادی دیدی،

‫اما یه جواهر دیگه هست ‫که باید ببینی.

‫سارا...

‫باهام ازدواج می‌کنی؟

‫حالت خوبه عزیزم؟

‫آره.

‫آخه راستش رو بخوای، به‌نظرم دوست‌پسرت ‫یکم تو خواستگاری زیاده‌روی کرده بود.

‫ما خیلی جوونیم، ‫نباید همۀ تخم‌مرغ‌هامون رو تو یه سبد بچینیم.

‫اوضاع با دیداک چطوره؟

‫خوبه.

‫آره، ‫بدک نیست

‫هنوز دارم تلاش می‌کنم فراموشش کنم ‫اما چیزی نیست.

‫خلاصه که هیچی جز یه پارتی خوب ‫اوضاع رو خوب نمی‌کنه عزیزم.

‫خب، ‫بچه‌ها!

بیاین به دوستای آفریقایی‌مون نشون بدیم ‫که چقدر پارتی‌های خفنی می‌گیریم.

More Farsi Persian subtitles for Elite

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left