Only Murders in the Building

Only Murders in the Building

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Only Murders in the Building S03E06 XviD-AFG
Only Murders in the Building S03E06 720p WEB x265-MiNX
Only Murders in the Building S03E06 720p WEB h264-ETHEL
Only Murders in the Building S03E06 1080p WEB h264-ETHEL
Only Murders in the Building S03E06 2160p WEB h265-ETHEL
Only Murders in the Building S03E06 1080p HEVC x265-MeGusta
Only Murders in the Building S03E06 WEB x264-TORRENTGALAXY
Only Murders in the Building S03E06 DV HDR 2160p WEB h265-ETHEL
കമന്ററി എഴുതിയത് mmli_sm
█⫸ sm امـیرعلـی_پی‌ام و محمدعلی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

ടാഗുകൾ

XviD
web
720p
720
x265
1080
HEVC
x264
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-09-05
ഡൗൺലോഡുകൾ: 85
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫- داری میری سر قرار؟ ‫- قرار

‫ نه! تابرت درباره یه متهم یه سرنخی داره

‫داریم میریم زاغ سیاه چوب بزنیم

‫و جایی که می‌ریم باید با لباس رسمی باشی

‫جاناتان؟ دوست پسر مهربون هوارد آدمته؟

‫کی بیشتر از اون از مرگ بن سود می‌کرد، می‌دونی؟

‫با کی داره سلام می‌کنه؟

‫یه کت قرمز و یه کلاه پوشیده

‫اون دکتر خصوصی بن بود. ‫یکی از اون متخصص‌های افراد معروف

‫ازونا که هرچی می‌خوای نسخه برات پر می‌کنه

‫رسیدی! ‫به محفل کوچک نیویورکی من خوش اومدی

‫می‌دونی کی واقعا یه خوک لعنتی بود؟

‫بن گلنروی

‫نمی‌خواستی ازم خواستگاری کنی؟

‫نه نمی‌خواستم

‫میبل همکار من میشی؟

‫من خودم همکار دارم

‫اون آدمای پیر رو میگی؟ ‫نه اونو مشغول سر هم کردن

‫یه شوی براودوی خفنن. ‫حالا تو این وسط چی‌ کاره‌ای؟

‫می‌خوای وان رو آماده کنم؟

‫[بن گلنروی با زنی مرمور بیرون رستوران ‫سوشی مخصوص لوس آنجلس دیده شد]

‫الیور؟

‫من منتظرتم...

‫تئاتر‌ها به شبح‌هاشون شناخته میشن

‫مثلا گوس‌بری رو در نظر بگیرید

‫در سال 1919

‫گیدین گوسبری ستاره نوظهور راه بزرگ سفید بود

‫ولی در شب افتتاحیه

‫وقتی داشت در نمایش از خاک تا خاک ‫نقش تمیز‌کار دودکش شومینه رو بازی می‌کرد

‫یه کیسه شن 140 کیلویی از تیر بالای صحنه شل شد

‫و وسط مونولوگ صحنه دوم ضربه مغزیش کرد

‫افسانه‌ها میگن

‫اگه هرشب انرژی گیدین رو از صحنه پاک نکنی

‫یه راهی پیدا می‌کنه که نمایشتون رو نفرین کنه

‫مثلا تو سال 1949

‫توی نمایش هملت، وبا شیوع پیدا کرد

‫یا مثلا حمله زونای فلج کننده جان گیلگود

‫حین نمایش احیایی «مرد یخین می‌آید» ‫ تو سال 1988

‫و حالا هم مرگ بن گلنروی

‫وقتی صحنه رو تبدیل به بخشی از زندگیت می‌کنی

‫ فرار کردن از شبح‌های شخصیـت هم می‌تونه سخت باشه

‫وسواس‌هات

‫شکست‌هات

‫همون لحظه که فکر می‌کنی ‫ از الگو‌های قدیمیت راحت شدی

‫بـــوم

‫برمی‌گردن که تسخیرت کنن

‫می‌دونم رئیس‌جمهور مکینلی

‫جوی همه‌چی رو برداشت

‫بجز من و تو

‫اونایی که مشکل رفتاری دارن

‫ولی مشکلی پیش نمیاد

‫ما همدیگه رو داریم

‫ولی وقتی آیندت تسخیرت کنه چیکار می‌کنی؟

.‫تصمیم‌هایی که هیچوقت نخواهی گرفت ‫زندگی‌هایی که هیچوقت رهبری نخواهی کرد

‫چی از کسی که

‫رویاهاش مردن خطرناک‌تره؟

‫هاوارد! چیشده؟

باید به یه چیزی اعتراف کنم

‫من بن گلنروی رو کشتم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫« فقط و فقط قتل‌های داخل ساختمان »

‫ « این قسمت: گوست لایت » ‫ ‫(نوری که در مواقع تعطیلی تئاتر در صحنه روشن است)

‫افسانه‌ها میگن

‫سه تا جارو به سمت شمال

‫سه تا هم جا رو به سمت جنوب بزنی، ‫دیگه اوضاع امنه

‫من هرشب حین جغجغۀ مرگ این کار رو می‌کردم

‫ولی تو شب افتتاحیه

‫جارو نزدم

‫و بن مرد!

‫یه لحظه صبر کن

‫فکر کردم گفتی تو بن گلنروی رو کشتی

‫- آره ‫- حالا میگی

‫یه شبح بن گلنروی رو کشت

‫آره چارلز! کاملا ساده‌ست

‫من با مراسم جارو زدن شبانه ‫از نمایشمون دربرابر یه روح خبیث

‫ محافظت می‌کردم

‫ولی تو شب افتتاحیه

‫من رفتم جارو رو از دفتر کی‌تی بردارم

‫و درش قفل بود

‫از داخلش صداهای عجیبی میومد

‫باید پیداش می‌کردم. ‫باید کلید رو می‌گرفتم

‫ولی به خاطر بی‌رحمی معمول کی‌تی ‫سعی می‌کنم باهاش ارتباطی نداشته باشم

‫و همچنین بوی دهنش

‫پس جارو نزدم و پنج ساعت بعد

‫بن مرده بود!

‫هاوارد، ‫ چرا قبل‌تر اینا رو به کسی نگفته بودی؟

‫فکر کنم خودم رو متقاعد کردم که ‫فقط دارم خیال می‌کنم

‫ولی بعدش، امروز صبح

‫- دیدمش ‫- کیو؟

‫گیدین رو

‫من تو سالن تئاتر بودم

‫داشتم جارو می‌زدم

‫چون فردا داریم برمی‌گردیم تو سالن

‫و می‌خوام مطمئن بشم کامل از شبح پاکه

‫و یه صدایی شنیدم

‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام و محمدعلی sm» ‫ .:: Amirali_Pm & @mmli_Subs ::.

‫سلام؟

‫کسی اونجاست؟

‫من کراوماگا بلدم! ‫(نوعی دفاع شخصی)

‫و همونجا وایساده بود

‫با همون کلاه و کت قرمز معروفش

‫گفتم

‫گیدین گوسبری

‫خودتی؟

‫و اون گفت...

‫البته...

‫هاوارد، ببخشید که میگم ولی روح‌ها واقعی نیستن

‫البته که هستن

‫هوی! مردی با حوله!

‫بله چارلز مطلعم

‫- هشدار اسپویل ‫- نه

‫اصلا استفاده درستی از اون اصطلاح نبود

‫- پیچش داستانی؟ ‫- بازم نه

‫می‌دونید، یه بار یه مستند شکارچی روح ‫ فیلم‌برداری کردم

‫و یک شب کامل رو توی ‫کشتی تسخیر شده کویین مری گذروندیم

‫نزدیکای 3 صبح، وقتی تو اتاقا نهارخوری تنها بودم

‫با چشم‌های خودم بانوی سفید پوش رو دیدم

‫می‌دونستی کویین مری اولین حاکم انگلیس بوده؟

‫خیلی‌ها فکر می‌کنن اولین نفر ‫ماتیلدا از قرن دوازدهمـه

‫ولی اون هیچوقت واقعاً تاج‌گذاری نکرده بود

‫چارلز اگه هدف بیان یه داستان جالب بود

الان تو مسیر اشتباهیـم

‫ســـلام!

‫کسی می‌شنوه من چی میگم؟

‫همین الان تو سالن‌مون یه شبح قاتل ول می‌چرخه

‫و داره میاد یکی دیگه‌ـمون رو هم بکشه

‫اوه خدای من! دارم بهتون میگم...

‫هاوارد نفس بکش!

‫هی، یه لحظه صبر کن فقط، خب؟

‫هی دندونت چش شده؟

‫آها، موقتیه. اگه خوشم بیاد

‫دندون‌پزشک گفت بقیشونم اینجوری می‌کنه. ‫نظرت چیه؟

‫- روشنه، مثل نور‌جلوی ماشین ‫- اوه آها

‫خیلی‌خب. واضحه که هاوارد شبح ندیده

‫ولی بازم فکر می‌کنم ارزش داره بریم اونجا

‫آره کاملا موافقم

‫- بب...ببخشید ‫- داریم اینور صحبت می‌کنیم

‫میبل شنیدی درباره کلاه و کت قرمز چی گفت؟

‫- منظورم اینه یجوریایی شبیه... ‫- دکتر بن؟

‫- منم همین فکر رو کردم ‫- مسیحا

‫درسته. خب دیشب ما رو دید و ‫بعد متوجه شد که لو رفته...

‫پس امروز صبح مستقیم رفته سالن تئاتر که ‫رد پاش رو تمیز کنه

‫دقیقاً. خب اگه اون و جاناتان پشت مسموم کردن باشن

‫پس قطعاً می‌خوان مطمئن بشن که ‫مدرکی وجود نداشته باشه

‫خوبه

‫اوه ببخشید. سلام! ما هنوز اینجاییم

‫آره همون سه نفر اصلی که ‫اومدن تو اتاق نهارخوری

‫آره یادت هست؟

‫آره

‫حالا به جاناتان مشکوکی؟

‫و با این یارو داری تحقیق می‌کنی؟

‫جاناتان بازیگر جایگزین بن بود. ‫این خودش انگیزۀ بزرگیـه

‫و بهتون دیشب گفتم که ‫دارم با تابرت میرم زاغ سیاه چوب بزنم

‫اوه آره. درسته. یادم رفت

‫احتمالا فکرم مشغول جوی بوده

‫که راستی ولم کرد. هشدار اسپویل

‫صبر کن بینم. جوی ولت کرد؟ کی؟

‫- دیروز ‫- حالت خوبه چارلز؟

‫آره حالم خوبه. حالم خوبه

‫اولین نمایش سوارکاریم که نیست

‫این دلقک پیر قبلاً هم از بانوی عشق جفتک خورده

‫و باز هم پاشده و اسبش رو رونده

‫یی‌ها!

‫- خیلی قانع‌کننده بود ‫- خب منظور اینه که

‫حالم کاملاً خوبه

‫و جوی خوک عوضی رو ننوشته

‫خب بلاخره یه نفر نوشته

‫ممکنه که این چیز مربوط به شبح

‫فقط کار هاوارد باشه که ‫ بخواد برای جاناتان ماسمالی کنه؟

‫به نظر واقعاً آشفته بود

‫و همه‌‌مون می‌دونیم هاوارد ‫ واسه یه پاکت‌کاغذی خیس هم نمی‌تونه چاخان کنه

‫یه فکری دارم. چرا با هاوارد تنها نرم

‫ به سالن تئاتر؟

‫به حرفش گوش میدم

‫می‌تونیم ته‌‌و‌توی این قضیۀ شبح رو در بیاریم، ‫می‌دونی؟

‫- چیه؟ ‫- هیچی، فقط تعجب‌آوره

‫تو خیلی این تحقیقات رو پیش نبردی

‫در واقع تا الان خلاف تحقیقات بودی

‫خب، چطوره که با یه «میش» تنهایی جبران کنم؟

‫«میش» شکل کوتاه روانی‌بازیـه

‫راه‌ نداره. منم میام

‫- اگه تو میای منم میام ‫- خیلی‌خب، میرم به تابرت بگم

‫صبر کن! میبل، یه چیز بگم؟ ‫می‌دونی ما یه جور گروه سه‌نفره‌ایم

‫و آدم جدید هم نمی‌گیریم

‫خیلی‌خب، باشه

‫خیلی خوش می‌گذره. سه‌ تامون باهم

‫دلم تنگ شده بود

‫هی! جک، جنت و کریسی، ‫میشه سریع‌تر کارتون رو بکنید؟

‫یه رفرنس به تریز کمپانی بود!

‫این سه تا اسم‌های اصلی شخصیت‌های نمایش بودن

‫تا اینکه کریسی رو کردن سیندی!

‫چرا دارم داد و بیداد می‌کنم؟

‫آها، آها، آها می‌دونم! چون یه شبح قاتل

‫داره ول می‌چرخه!

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left