The Summer I Turned Pretty

The Summer I Turned Pretty

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Summer I Turned Pretty S02E08 480p x264-mSD RUBiK
The Summer I Turned Pretty S02E08 720p/1080p WEB h264-ETHEL
The Summer I Turned Pretty S02E08 HDR 2160p WEB h265-ETHEL
The Summer I Turned Pretty S02E08 720p/1080p HEVC x265-MeGusta ELiTE
The Summer I Turned Pretty S02E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Summer I Turned Pretty S02E08 720p WEBRip x265-MiNX FENiX T0PAZ
The Summer I Turned Pretty S02E08 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-NTb
The Summer I Turned Pretty S02E08 720p/1080p/2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
കമന്ററി എഴുതിയത് mmli_sm
█⫸ sm امیر فرحناک و محمدعلی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

ടാഗുകൾ

x264
480p
480
web
720p
720
1080
HD
x265
HEVC
webrip
BRip
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-08-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 70
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫آنچه در «تابستانی که زیبا شدم» گذشت...

‫من تصمیم گرفتم این ‫خونه رو به فروش نذارم.

‫استنفورد دانشگاه رویایی توئه.

‫اجازه نمی‌دم که بیخیال رویاهات شی...

‫و توی براون بمونی فقط واسه ‫این که رابطه‌ت با من خوب باشه.

‫پذیرشم رو...

‫واسه عدم شرکت توی ‫جلسهٔ آزمونِ فردا باطل می‌کنن.

خب پس، ‫فردا امتحانت رو میدی.

‫- می‌تونم فینچ رو نشونت بدم. ‫- حتماً.

‫باید حسم رو بهت می‌گفتم.

‫اینکه این مدت چه حسی بهت داشتم.

‫مرد، اگه دوسِش داری، حست رو بهش بگو.

‫همیشه یه چیزی بین ‫تو و کانرد می‌مونه.

‫فکر نکنم اگه مثل قبل نظرت عوض شد،

‫بتونم باهاش کنار بیام.

‫من تو رو می‌خوام.

‫« تابستانی که زیبا شدم » ‫" فصل دوم - قسمت پایانی "

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫اوه...

‫- هی، مرد. امتحان چطور بود؟ ‫- هی...

‫آماده‌ای منو توی کالیفرنیا ببینی؟

‫چه‌جورم!

‫تبریک می‌گم، کانی.

‫به‌خاطر همون فلش کارت‌ها بود، مگه نه؟ چرا.

‫چرا، واسه همون فلش کارت‌ها ‫بود که تونستی جواب بدی.

‫بعداً ازم تشکر کن.

‫خب، تو هنوز...

‫هنوز هم می‌خوای حرف دلت رو به...

‫همونی که نقشه‌ش ‫رو ریخته بودی، بزنی؟

‫منظورت از نقشه، بلیه؟

‫انقدر یادم نیار که منظورت کیه.

‫ولی به عنوان یه ایدهٔ غیر قابل لمس...

‫- شانست رو امتحان کن. ‫- ممنونم.

‫خب دیگه، من باید برم. فعلاً.

‫- کانرد... ‫- نه.

‫خواهش می‌کنم به‌خاطر من ‫جلوی خودتون رو نگیرین!

‫مشخصاً من بودم که مزاحم خلوت‌تون شدم.

‫کانرد. بیخیال، مرد.

‫میشه تو بری دنبالش؟

‫لطفاً.

‫باشه.

‫کانرد.

‫- کانرد، کانرد... ‫- ولش کن، بلی.

‫- نمی‌خوام باهات صحبت کنم. ‫- بیخیال.

‫خواهش می‌کنم، دوباره بهم بی‌محلی نکن، خب؟

‫امسال هر سه‌تامون خیلی...

‫به هم بی‌محلی کردیم، ‫و این کار...

‫فقط هم وضعیت رو بدتر کرده.

‫باشه، اگه می‌خوای صحبت کنیم، بیا صحبت کنیم.

‫خیلی متأسفم که اون صحنه رو دیدی.

‫خیلی بد بود.

‫سعی کردم دیشب راجع‌به ‫تمام این چیزها با تو صحبت کنم،

‫- این که چه حسی دارم. ‫- خیلی‌خب.

‫الان فهمیدم چه حسی داری.

‫الان دیگه می‌خوای با جرمایا باشی!

‫کانرد.

‫یا نکنه واسه اینکه توجه من رو ‫جلب کنی این کارها رو می‌کنی؟

‫این الان جدیته؟

‫واقعاً فکر کردی من...

‫همچین کاری می‌کنم تا فقط تو ‫رو دوباره سمت خودم برگردونم؟

‫جواب سؤالت «نه» هستش.

‫این ربطی به تو نداره.

‫پس برو دیگه!

‫بفرما.

‫انقدر دنبال من نیا، ‫و برو و با جر خوش باش.

‫چون جرمایاست که در به در دنبالته،

‫نه من.

‫یعنی دیگه نه!

‫مترجمین: «محمدعلی sm و امیر فرحناک» ‫.:: MoreLikeGod & @mmli_Subs@ ::.

‫چطور میشه تا دو ماه دیگه...

‫تو دانشگاه بری!

‫خدایا، خواهش می‌کنم یادم نیار.

‫همین الانش هم از درس‌هایی که ‫توی تابستون باید می‌خوندم عقب افتادم.

‫هنوز یه هفته از تابستون گذشته!

‫تو که بهتر می‌دونی باید ‫همیشه حواست باشه، مامان.

‫دبیرستان در مقایسه با ‫پرینستن مثل آب خوردن بود.

‫تازه، من کلِ هفتهٔ قبل...

‫داشتم وقتم رو تلف می‌کردم. ‫دیگه نباید اینجوری پیش برم.

‫خب، وقت تلف کردن دقیقاً ‫همون کاریه که باید بکنی.

‫مست کنی و به مامانت دروغ بگی،

‫با دوست‌دخترت وقت بگذرونی و...

‫واسه خودت بری ساحلی.

‫بگو کی هستی و با مادرِ خودم چیکار کردی؟

‫دارم سوزانای درونم رو احضار می‌کنم.

‫اصلاً کی گفته من دوست‌دختر دارم؟ ‫تو...

‫- تو که... ‫- استیون، بیخیال!

‫تو رسماً ماشینت رو ‫دادی تیلور باهاش برگرده.

‫تازه کل مسیر رو داشتی...

‫- بهش پیام می‌دادی. ‫- من...

‫- خیلی حرفه‌ای نیستی. ‫- خیلی‌خب، باشه.

‫تو و کلیولند چیکار کردین؟

‫خودت از وقتی از نیویورک ‫برگشتی خیلی خوش‌رفتار شدی!

‫نکنه شیطونی کردین؟

‫- می‌خوای برات تعریف کنم؟ ‫- نه، نه، نه.

‫نمی‌دونم چرا اصلاً سؤال کردم. ‫معلومه که نه.

‫ولی تو هم سه‌تا از...

‫تماس‌هاش رو بی‌جواب گذاشتی.

‫می‌خواد منو راضی کنه تا...

‫یه ملاقات خصوصی با ‫خریدارها توی «فیش‌تاون» بذارم.

‫به‌نظر خوب میاد.

‫چندتا نویسنده‌ان که از ‫بروکلین اونجا جمع شدن،

‫تا اجارهٔ کمتری بدن.

‫من هیچ چیز مشترکی باهاشون ندارم.

‫مامان، اون‌ها هوادارات‌ان.

‫من یه نویسندهٔ متوسطم که ‫توی حومهٔ شهر زندگی می‌کنه.

‫می‌تونم الان تصور کنم ‫که چه حسی نسبت‌بهم دارن.

‫خیلی‌خب، مامان تو خودت ‫همیشه بهمون میگی...

‫چه می‌دونم، تو...

‫تو از قصد یه کارهایی می‌کنی ‫که با انجام‌شون راحت نیستیم،

‫تا رشد کنیم و بزرگ شیم، ‫من که نمی‌دونم هدفت چیه.

‫نمی‌دونم، شاید بهتر باشه ‫به حرف دلت گوش کنی.

‫باشه.

‫میاد؟

‫خب، بدون ماشینش که نمی‌تونه جایی بره.

‫و امشب هم باید خوابگاه‌ها رو خالی کنن.

‫خودش برمی‌گرده.

‫- مطمئنم. ‫- نمی‌دونم.

‫راستش...

‫به وضوح گفت که نمی‌خواد ‫کاری به کارمون داشته باشه.

‫مخصوصاً با من!

‫چی بهت گفت، بلز؟

‫اون فکر می‌کنه که...

‫اون میگه من واسه اینکه ‫حسادتش رو دربیارم تو رو بوسیدم.

‫اوه.

‫شاید بهتر باشه که بریم...

‫بذار فعلاً منتظرش بمونیم.

‫باشه.

‫کانرد، برگشتی!

‫کانرد، برگشتی.

‫اوهوم.

‫رفیق، چیه؟ ‫چی شده، مرد؟

‫مچ برادرم رو گرفتم که داشت...

‫بلی رو می‌بوسید.

‫حاجی پشمام!

‫رفیق، من...

‫می‌دونستم که یه حسی بین‌شون هست.

‫دروغ نمی‌گم، از اون چشم‌ها معلوم بود.

‫دخترها جلوی اون چشم‌ها دَووم نمیارن.

‫داداشت هم خب خوشتیپه.

‫نه که تو خوشتیپ نباشی‌ها!

‫ولی خدایی چشم‌های برادرت رو دیدی؟

‫معلومه که چشم‌هاش رو دیدی، منظورم...

‫اون چشم‌های آبیِ اقیانوسیه.

‫رفیق، بیلی آیلیش هم درباره‌ش... ‫(Billie Eilish - Ocean Eyes)

‫یه آهنگ خونده! ‫(Billie Eilish - Ocean Eyes)

‫واسه همینه که نمی‌تونی بهشون خیره نشی. ‫(قسمتی از متن آهنگ رو داره می‌خونه.)

‫تراسک میشه بس کنی؟

‫آره، شرمنده. می‌دونم دلت ‫نمی‌خواد این‌ها رو بشنوی.

‫- متأسفم. ‫- من میرم.

‫هرچی که خواستی رو خودت نگه دار.

‫یه ساعت گذشت، جر. ‫فکر نکنم دیگه بخواد بیاد.

‫بالاخره برمی‌گرده.

‫هم ماشین و هم سوییچش دست مائه.

‫من نبوسیدمت تا لج اون رو دربیارم.

‫تو که حرفم رو باور می‌کنی؟

‫اوم...

‫عذر می‌خوام...

‫خب، آماده‌این که بریم یا چی؟

‫نمی‌دونستم که برمی‌گردی.

‫به لورل قول دادم بلی رو تا خونه برسونم.

‫- بیا، می‌تونی خودت رانندگی کنی. ‫- نه.

‫نه، فکر نکنم الان...

‫بتونم رانندگی کنم.

‫دیشب نتونستم خوب بخوابم. ‫آروم باش.

‫بلی، اگه بخوای یه‌سره اون ‫کتاب رو بخونی بالا میاری.

‫مشکلی براش پیش نمیاد.

‫نمی‌دونم در جریان هستی یا نه، ولی...

‫هروقت بلی توی ماشین کتاب می‌خونه ‫حالت تهوع بهش دست میده.

‫- تو خبر داشتی؟ ‫- آره.

‫- اوه، ببخشید. ‫- راستش بلی...

‫چند ساعت قبل درامامین خورد، ‫(قرص ضد تهوع)

‫تا ازت سؤالات امتحانی رو بپرسه.

‫- واسه امتحانت. ‫- اوه...

‫پلیورم خیلی بهت میاد، بلز.

‫می‌تونی داشته باشیش.

‫- فینچ یکی گرفتم. ‫- نگه‌ش دار.

‫آروم باش.

‫پس باهم فینچ رفتین؟

‫به‌نظر گردشِ رومانتیک و قشنگی باهم داشتین.

‫فقط رفتیم تا دانشگاه رو نشونش بدم.

‫آه...

‫می‌خواستم استنفورد رو نشونت بدم،

‫چون... ولی خب،

‫توی فینچ هم خوش می‌گذره.

‫بگو ببینم، چند وقته این ‫داستان‌ها رو باهم دارین؟

‫کل هفته؟

‫- نه. ‫- نه؟ باشه.

‫خدای من، پس اون اولین بوسه‌ت بود!

‫نه، نه، نه، نه.

‫چون، یادته که پارسال تابستون ‫توی ساحل بهم چی گفتی؟

‫گفتی فقط یه چند باری بود.

‫چند بار یعنی مثلاً سه بار؟

‫چهار بار؟

‫تابستون قبل چند بار همدیگه رو بوسیدین؟

‫اوه، بیخیال.

‫هوم...

‫احتیاط! خوشم اومد.

‫بهت میاد، جر. چون ‫این اخلاق رو قبلاً نداشتی.

‫- اخلاق جدیدیه. ‫- آره، فکر کنم حق با تو باشه.

‫آره.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left