ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
شما رو زير نظر دارن
...دولت يه تکنولوژي مخفي داره
يه دستگاه که جاسوسيِ شما رو در هر ساعتي از روز انجام ميده
من اون دستگاه رو طراحي کردم که عمليات هاي ،تروريستي رو شناسايي کنه
...ولي اون همه چيز رو ميبينه
جرائمي که مردم عادي درگير اون هستن
دولت اين افراد رو نامربوط ميدونه
ولي ما نه
،توسط مقامات تحت تعقيبيم پنهاني کار ميکنيم
شما هيچوقت ما رو پيدا نميکنيد
...ولي چه قرباني باشيد چه شريک جرم
،اگه دستگاه شماره تون رو بده ما شما رو پيدا ميکنيم
فردا ميخواي چيکار کني؟
جدي ميگم
بايد حتماً دوباره انجامش بديم
گروه موسيقي که عالي بود
تو خيلي خوشگلي
تو ام خيلي خوبي عزيزم
"بخاطر خراب کردن قرارت معذرت ميخوام، "رافائل
،وقتي پسر يه ديپلمات هستي رسيدن به زن هاي خوشگل کار آسونيه
اون زنده ميمونه
ولي تو، رفيق، ميتوني بخاطر مرگت، پدرت رو سرزنش کني
اون کيه!؟
اگه پدرت به اندازه ي کافي باهوش بود
...تا با کارتل همکاري کنه
شايد اونقدري ميتونستي زنده بموني که بوس شب بخير اونو بهش بدي
چيه؟
"ميرا"
تو ديگه کدوم خري هستي؟
!امشب، مذاکره کننده ي يه گروگان
رافائل"، زود باش"
رفيق تو ديوونه اي
!لعنتي
!قابلي نداشت
ميميرن يه تشکر بکنن
آره، منم برام سؤال بود
شايد اگه قبل اينکه اوضاع رو مغشوش کني، يه راه ديگه واسه نجاتشون داشته باشي، ازت تشکر کنن
"مرسي از پيشنهادت "کارتر
،ولي ميدوني، الان به نظر من
تو توي اون لباسا خيلي خشن تر شدي
،ولي لباس تو هنوز همونه البته اون ماسک ات جديده
رفيقات کجان؟
ميتونم باهات روراست باشم؟
فقط بخاطر اين ازت خواستم با هم بريم بيرون چون واقعاً فوق العاده بودي
،ولي بعد از اينکه با همديگه نشستيم
واقعاً تونستم مدتي که شام ،ميخوريم بشناسمت
و فهميدم که تو ممکنه
جذاب ترين زني باشي... که تا حالا ديدم
آره، شرط ميبندم اين حرف رو به همه ي دخترا ميزني
در واقع... ميدونم که اينکار رو ميکني
،و بعد از اينکه باهاشون ميخوابي
،نوبت ميرسه به حساب هاي بانکيشون
درست مثل کاري که با پائولا اسکارلتي" کردي"
پائولا" ي بيچاره هم انقدر قلبش شکسته بود" که رفت به باباي مافيايي اش گفت
اون و رفقاي گانگسترش هم
پاداش خيلي خوبي واسه سرت گذاشتن
منم ميتونم باهات روراست باشم؟
من فقط بخاطر اونا باهات امشب اومدم بيرون
چيکار داري ميکني؟
منو به کشتن ميدي چيکار داري ميکني!؟
يه معامله اي ميکنيم شازده
،تو از شهر ميري ،اسمت رو عوض ميکني
و زندگيت رو روبراه ميکني
!از همين الان شروع کن
خوشحالم که اين وضعيت رو "سر و سامون دادين، خانم "شاو
،ولي با اينحال، در آينده
شايد بهتر باشه که سعي کنين مأموريتتون رو
با خشونت کمتري، تموم کنين
ديدي چيکار کرد؟ !من سپر نيستم که
نه، اون فقط سر راهم بود
تموم شد... من با يه ديوونه کار نميکنم
من ديگه نيستم
ميدوني چطوري پيدام کني
نميتونيم بگيم نميدونستيم "اينطوريه "فينچ
اولين باري که من و اون همديگه رو ديديم، "شاو" بهم شليک کرد
"من متوجه شدم که خانم "شاو ،مُهره ي بسيار مؤثريه
ولي مطمئن نيستم بتونم با کسي کار کنم
که قبول نميکنه وقتي کار نميکنه موبايل باهاش باشه
آدماي اون بيرون دارن سعي ميکنن اونو بکشن، اينو خودت ميدوني
بعضي از همون آدمايي که سعي ميکنن ما رو هم بکشن
آره، بنظر مياد دستگاه هنوز داره بهشون شماره ميده
و هرکاري که ميخواد بکنه، تقريباً خطرناکه بخوايم درباره ش فکر کنيم
...ولي تو اين مدت، آخرين شماره مون
يکي از افسران نيروي دريايي ،"درجه دو "جک سالازار
نيروي درياييِ ايالات متحده
افسر درجه دو يا مجرم درجه دو؟
متأسفانه يه ذره از هر کدوم
اون پنج سال پيش، به يه نفر تو دعواي توي يه بار حمله کرده
طرف رو فرستاد تو کُما
: قاضي بهش حق انتخاب داد زندان يا ارتش
و "جک" هم نيروي دريايي رو انتخاب کرد
خب اينجا چيکار ميکنه؟
"هفته ي ناوهاي جنگي" هفته اي که در آن تمام ناوهاي جنگي آمريکا که در عمليات هاي) برون مرزي موفق بودند، در سواحل شهرهاي بزرگ مانند نيويورک (لنگر گرفته و افسران آن ميتوانند مدت يک هفته در شهر بگردند
سيل سالانه ي ملوان هاي مست
که يه جورايي اصلاً شايستگيِ حمله ي نظامي رو ندارن
بيخيال "فينچ"، اونا فقط يه مشت آدم ماهرن
که ميخوان يه ذره استراحت کنن
بعدش هم نصفه شب برميگردن تو کشتي
ميترسم تعداد زياد ملوان هايي که يونيفورم دارن
واسه پيدا کردن آقاي "سالازار" دردسر ساز بشه
اگه "جک" مثل بقيه ي ملوان ها باشه، دوست داره مست کنه، با دختر باشه
...و خالکوبي کنه همين چندتا مورد
فکر ميکنم روش معمولِ تعقيب رو بلدي ديگه
البته، توي "هلز کيچن" يه جاهايي هست که ويسکي تو آبجو ميدن
بنظر مياد خيلي بد ميشه
بريم
ويسکي
"شش تا بار رو گشتم، "فينچ
!عاليه. فقط 1274 تا ديگه مونده
يه پيک ديگه ميخواي؟
"اگه تو برام ميگيري آره، "جک
يه ثانيه وايسا. من دارم ملواني "که دنبالشيم رو ميبينم "فينچ
،خب من اونجا بودم ،از افراد تيم هم جدا بودم
و تو کره شمالي هيچي غير از ام نداشتم M9 چاقو و اسلحه ي
چيزي رو که جا ننداختم، "جک"؟
،کروکوديل ها، تيرهاي سمي و همينطور حس شرمي که داشتي؟
به اونم ميرسم
اوه خداي من. چيکار کردي خب؟
عزيزم، داستانش خيلي طولانيه ،و منم فقط تا نيمه شب اينجام
،بنابراين چرا نمياي بريم يه جاي خلوت تر
تا همه ي داستان رو برات بگم؟
اشلي"، بريم خونه"
فکر کنم اين خانم ميخواد اينجا بمونه
گمشو بابا، کله کوزه اي
،من کله کوزه اي نيستم، ملوان نيرو دريايي ام
ولي يه دراز لق لقويي مثل تو هم حق نداره منو اينطوري صدا کنه
"ولش کن، "آر.جي اومديم اينجا خوش بگذرونيم
هيشکي دلش نميخواد دردسر درست کنه
کسي به کسي گفت "کله کوزه اي"؟
ببين رفيق، تمومش کن واسه تون يه ليوان آبجو ديگه ميخرم
آره، يکي ديگه دلم ميخواد
همين الان اونو برش ميداري
وگرنه چي ميشه، ملوان؟
يکي از شما خانوم خانوما ميخواد بلايي سرم بياره!؟
اونوقت اون مجبور ميشه يه مُشت بزنه تو صورتت
بعدشم يکي از دوستاي احمق تو ميپره و ميخواد لت و پارم کنه
بعد از اينکه با صورت کوبوندمش ،رو اين پيشخون
همين پام رو ميذارم ...رو اون کله کوزه ايِ تو
تا موقعي که تمام اينجا بهم بريزه
و مطمئن باش هيشکي نميخواد اين اتفاق بيفته
"از اين ياروئه خوشم مياد، "فينچ
آقاي "ريس"؟ همه چي مرتبه!؟
آره، فقط اينا دارن !"از مرخصيشون استفاده ميکنن، "فينچ
!پليسا
!از اينجا بريم بيرون
بنظر مياد "جک" رو گم کردم
فينچ"، الان چند تا ملوان تو شهر هستن؟"
،تقريباً شش هزار تا چطور؟
فکر ميکنم واسه پيدا کردنشون به نيروي کمکي نياز داريم
به کمک همه نياز داريم
وقتي بچه بودم، کامپيوترها بيشتر از آدما با عقل من جور در ميومدن
تو گفتي ميخواي دستگاه رو آزاد کني
من قبلاً اينکار رو کردم
اسم من "ريشه" ست
خواهش ميکنم باهام حرف بزن
صداي... منو... ميشنوي؟
البته
رابين"، هيچکدوم از حرفايي" که الان گفتم رو شنيدي؟
خيلي خب
ببين، بعضي از بيمارا از اين شکايت کردن
،که تو نصفه شبا حرف ميزني
و از اونجايي که همراه داشتن ،موبايل ممنوعه
،و هم اتاقي اي هم نداري فقط ميتونم به اين نتيجه برسم
که با خودت حرف ميزني
درسته؟
تو نميفهمي
امتحان کن
من با يه قدرت بالاتر مستقيماً در ارتباطم
باهام حرف ميزنه
که اينطور
پس تو يه صداهايي ميشنوي
اون صداها بهت ميگن چيکار کني؟
در واقع فقط يه صداست
،ازم ميخواد اينجا بمونم که با مسائل و مشکلات کنار بيام
و اون مسائل و مشکلات چي هستن؟
(متدولوژي (روش شناسي
درباره ي اينکه من از چه راهي ادامه بدم حرف ميزنيم
تو تنها نيستي
تمام اين گزارشات خبري
درباره ي اينکه دولت زندگي ديجيتاليِ ،ما رو زيرنظر داره
،تمام مسيج ها رو ثبت ميکنه ،تمام ايميل ها و تماس هاي تلفني رو
واقعاً ناراحت کننده ست
ميدوني، امکان نداره آدم فکر کنه به حريمش تجاوز شده يا دچار پارانويد شده
: ولي بذار اين سؤال رو ازت بپرسم
تو... تو احساس ميکني که کسي تو رو زيرنظر داره؟
هميشه و همه جا
هنوز نميدوني اين ملوان ما قربانيه يا شريک جرم؟
نه، ولي مطمئناً ميدونه تو دعوا چطوري از پس خودش بر بياد
از اين يارو ديگه چيا ميدونيم؟
اون توي هر پنج تا ارزشيابي موفق بوده، بالاترين نمره ها رو آورده
همينطور توي آزمون هاي آمادگي جسماني ـش
نيروي دريايي شايد براش برنامه هاي بزرگتري داشته باشه
قراردادش شش ماهه ست بعدش ميتونه بره
ميتوني بفهمي که آزمون ديگه اي هم ازش گرفتن يا نه؟
آزمون هاي آکادمي يا پزشکي؟
باشه، با اينکه بنظر مياد
درگير يه دعوا شدن، اونم توي مدت مرخصي ملوان ها
خيلي براي کسي که بخواد درجات بيشتري توي ارتش بگيره، محتاطانه نيست
،ولي "جک" دعوا رو شروع نکرد بلکه ميخواست تمومش کنه
منم بودم همينکار رو ميکردم
No comments yet. Be the first to leave one.