ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
مترجم: «محمدعلی sm» در تلگرام mmli_Subs@
« ظاهر جدید » " فصل اول - قسمت اول "
[در جنگ جهانی دوم، آلمانها پاریس را به مدت ۴ سال اشغال کردند
و فرانسویها را مجبور کردند تا تسلیم حکومت ستمگر نازیها شوند.]
[زمانی که جنگ به اتمام رسید، یک طراح مد تبدیل به نماد امید فرانسه شد.]
[این داستان بیانگر نقش طراحی در بازگشت روحیه و زندگی به جهان است.]
عزیزم، دست رو دلم نذار.
بقیۀ طراحها برام مهم نیستن.
خستهام میکنن. همیشه میکردن.
اما دوشیزه شنل، ایشون کریستین دیور هستن.
دیور؟
اومدم اینجا تا درمورد شرکت شنل حرف بزنم. درمورد بازگشتم.
اولین کالکشنم بعد از بستن بوتیکم موقع شروع جنگ.
امروز توی سوربن از دیور تقدیر میشه.
اطلاع داشتین؟
خوشبختانه اصلاً اطلاع نداشتم.
قرار شده معروفترین کارهاش
از ۸ سال پیش که شروع به کار کرده،
بازنگری بشه.
بله من...
شنیدم که آقای دیور این روزها بدجور بهم ریختن
و از همه قایم میشن و ماتم گرفتن،
چون میدونن لایق ستایشهایی که ازشون میشه نیستن.
دلم خیلی برای دانشجوییهایی که توی سوربون زندانی بودن میسوزه
چون باید ایشون رو هم تحمل کنند.
دیور. دیور. دیور.
صبحبخیر.
بابت تاخیری که بهوجود اومده عذر میخوام.
مطمئن باشین که من هم مثل شما
برای این روز تاریخی هیجان زیادی دارم.
مدت زیادی نمونده تا آقای دیور از راه برسن.
دیور. دیور. دیور.
داره بدتر میشه. باید کمکم کنین.
ای خدا.
نمیذارن برم داخل، حالا هم میخوان کل مراسم رو لغو کنن.
- سسیل. - بله؟
دخترا کی آماده میشن؟
کی کارشون دارین؟
همین حالا.
خانم زناکر؟
خانم بونژان، مراسم رو با فشنشو شروع میکنیم،
و بعدش آقای دیور سخنرانیشون رو شروع میکنن.
مشکلی پیش اومده؟
نه، به هیچوجه.
آقای دیور اینطوری ترجیح میدن.
دیور. دیور. دیور.
تموم شد، مگه نه؟ کارت مرگ.
خانم دلاهی، لطفاً بهشون بگین که...
نمیتونم بیام.
دیور. دیور. دیور.
خانمها لطفاً سریعتر. برگردین سر جاهاتون.
سریعتر، سریعتر.
خانم، مگه قرار نبود امروز دیگه خبری از پیشگویی نباشه؟
آقا اصرار داشتن.
بله، الان هم من دارم اصرار میکنم.
قرار شد بعد از این که بخت آقا رو باز کردین، تشریف ببرین.
اما دوتا کارت دیگه مونده.
تمومش کنین لطفاً. با هردوتونم.
کریستین، وقتی نمونده. مدلها رو فرستادم دیگه.
خانمها و آقایون، آثار کریستین دیور.
عصر نخست.
عصر در آسیا!
عصر در ریو!
میدونین که مرگ واقعی نیست.
آروم باشین. این دانشجوها خیلی جوان و سرزنده و زیبا هستن.
فقط چندتا سوال میپرسن شما هم جوابهای زیرکانه میدین.
میکدۀ خیاط!
دیور! دیور!
مچکرم.
مچکرم.
آقای دیور.
آقای دیور.
مچکرم.
باعث افتخاره تا ورود شما،
اولین طراح مدی که تو تاریخ ۷۰۰ ساله سوربون سخنرانی میکنه رو خوشامد بگم.
مچکرم.
بهعنوان مشهورترین طراح در جهان، قریب به یک دهه،
آیا از چیزی که ساختید و انقلابی که به پا کردین، راضی هستین؟
من فقط میخواستم
زیباترین لباسهای زنانهای که تاکنون وجود داشته رو
طراحی کنم.
با اولین کالکشنتون در سال ۱۹۴۷، به انسانها کمک کردین تا زیبایی
و میل دوباره به زندگی رو بعد از تجربۀ وحشتناک جنگ جهانی دوم، پیدا کنن.
اینجا از این چیزا یادتون میدن؟
امروز از برترین دانشجویان اوت کوتور از سراسر جهان
دعوت کردیم تا مهمان ما باشن.
امروز واقعاً یکی از بهترین لحظات زندگیمه. مچکرم.
بهتره بحث اصلیمون رو شروع کنیم، درسته؟
اولین سوالتون رو بفرمایین.
سلام آقای دیور.
سلام.
کوکو شنل این هفته بعد از ۸ سال دوری
به پاریس برمیگردن.
پیش از جنگ ایشون مشهورترین طراح مد بودن
و قول دادن که تاج و تختشون رو در دنیای اوت کوتور پس بگیرن.
احساستون در این باره چیه؟
پس به گمونم باید یه تخت دیگه واسه نشستن پیدا کنم.
مُد، مُد. مُد اصلاً یعنی چی؟ شما فکر میکنین دیور مُده؟
طراحیهای دیور ریختوپاش اضافیه.
من واسه ریختوپاش اضافه وقت ندارم.
نه، .سبک من سادگیه
لباس نیست که زن رو میپوشه. زنه که لباس رو میپوشه.
و حالا در سن ۷۰ سالگی دارین برمیگردین.
الهامبخشه.
دست رو دلم نذار عزیزم. هیچوقت حاضر نمیشدم شرکت شنل رو ترک کنم.
هیچوقت.
خودم ساختمش. ببین چه چیزایی که طرح نکردم.
تنها دارایی واقعیمه.
و حالا بیشتر از هرزمانی حضورم لازمه.
میخوام کاملاً روراست باشیم عزیزم... دقیقاً همین رو چاپ کن...
کریستین دیور، اوت کوتور فرانسوی رو نابود کرده، من هم برگشتم تا نجاتش بدم.
آقای دیور؟
بله؟
حقیقت داره که در زمان اشغال فرانسه توسط آلمان
کوکو شنل سالنشون رو تعطیل کردن
و نپذیرفتن تا برای زنان نازی لباس طراحی کنن
درحالی که شما به طراحی و پول در آوردن ادامه دادین؟
خواهش میکنم که سوالاتتون رو به سمت مُد سوق بدین.
نه، نه، نه. اتفاقاً سوال خوبی کردن،
و من اومدم تا به سوالاتی که شما میپرسین جواب بدم.
دوشیزه شنل ،کسب و کار خودشون رو داشتن
و تصمیم خودشون بود که تعطیلش کنن.
من...
من یه هیچکاره بودم که واسه لوسین لهلانگ کار میکردم.
کسانی که بحران جنگ رو ...پشت سر گذاشتن
چهارسال اشغال نازیها، تاریکترین روزهای زندگیمون...
بله، درسته که ما طرحهامون رو به زنان و دوستدخترهای نازیها فروختیم.
حقیقت وجود داره،
اما همیشه یه حقیقت دیگه هم پشتش هست.
خانمها و آقایون،
اگه کوپن نداشته باشین نمیتونیم بهتون غذا بدیم.
تو رو خدا، تو رو خدا.
- میشه لطفاً جلوی شما وایسم؟ - نه، نه. ببخشید.
- اما روز به روزه که غذا داره تموم میشه. - وضع برای همه همینه.
نه، من که فقط شکم رو سیر نمیکنم.
خواهش میکنم... همهمون درگیریم.
دیگه غذا نیست. تعطیله.
وایسا سر جات. مدارکت رو نشون بده.
چرا هرروز اذیتمون میکنین؟
مدارکت.
من که هرروز از اینجا رد میشم.
میشه حداقل دوربینم رو پس بدین؟
دوشیزه. ببخشید که جلوتون رو میگیرم اما باید مدارکتون رو نشون بدین.
الساعه.
کجا دارین میرین؟
سر کار.
- حالتون چطوره؟ - هنس، حالمون چطوره؟
حوصلم سر رفته.
هنس حوصلهاش سر رفته.
من هم تنهام.
حال شما چطوره دوشیزه؟
شما بیشتر حوصلهتون سر رفته یا تنهایین؟
یا جفتش؟
حتماً تو خونه جا گذاشتم.
میتونم موقع استراحتم واسه ناهار برگردم و بیارمشون.
واسه اطمینان باهات بیایم؟
تو اتاق خوابتن؟
اگه مدارکتون همراهتون نباشه باید دستگیرتون کنیم.
خواهش میکنم.
یه اشتباه ساده بود.
اشتباهات ساده راهحلهای ساده هم دارن.
اگه مقاومت کنین با عرض شرمندگی مجبور میشیم بهتون آسیب برسونیم.
وایسا! وایسا!
چرا فکر کردی میتونی با این کفشای مسخره فرار کنی؟
خواهش میکنم، نه.
- بس کنین، تو رو خدا! - تکون نخور.
تکون نخور.
نمیخوام آسیبی بهت برسونم.
- بجنب. - تکون نخور.
تکون نخور.
گانتر!
حالت خوبه؟ آفرین. تلۀ عالیای بود.
- خونریزی داره. - ژان، تفنگش رو بردار.
- کاترین... - چیزی نیست. خون من نیست.
این پول هم داره.
خوبه. برش دار.
این هم از راهحل سادهات.
یالا، باید بریم!
زندهباد آزادی!
- کمک! - حمله کردن!
دو سرباز نازی تیر خوردن. تلۀ نیروی مقاومت بود.
تا هرکسی جلو چشمشون میاد رو دستگیر نکردن، خیابونها رو خالی کنین!
- برین، برین! - از کدوم سمت؟
- نزدیکشون نشین! - از این سمت.
نمیتونیم امشب برگردیم پیش دانشجوها.
- مطمئنی واسه من جا هست؟ - آره.
- مواظبتیم. - بجنب ژان.
بجنب، یالا.
شوهرتون کجاس؟ چرا همراهتون نیست؟
خونهتون کجاس؟
- همونجا. - برین خونه!
هیچکس بیرون نیاد!
خیابونها رو خالی کنین.
برگردین به خونههاتون. زود باشین. برین!
با جفتتونم. زود برین داخل.
- بخور. - ممنون.
برین خونه!
No comments yet. Be the first to leave one.