Akshardham: Operation Vajra Shakti

Akshardham: Operation Vajra Shakti

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Akshardham Operation Vajra Shakti 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
കമന്ററി എഴുതിയത് Samurai_EP

ടാഗുകൾ

webdl
machine_translated
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-10-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 34
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫هی! بس کن.‬

‫من او را خواهم برد.‬

‫هی، تو. بیا اینجا. بیا دیگه.‬

‫به حرفم گوش کن. بیا اینجا.‬

‫خب، من که نمی‌تونم رد کنم.‬

‫دیشب کجا بودی؟‬

‫چرا نیامدی؟ منتظرت بودم.‬

‫هی، سرفراز!‬

‫یه کم خجالت بکش رفیق.‬

‫به من گوش کن. گوش کن!‬

‫بسه دیگه، حرومزاده‌ی نفرت‌انگیز.‬

‫اسماعیل! اسماعیل!‬

‫اسماعیل! اسماعیل!‬

‫- بله، آقا. - حال زن چطور است؟‬

‫او در خواب عمیقی بود و خروپف می‌کرد.‬

‫بهت میگم، همه زن‌های هندی خروپف می‌کنن.‬

‫با اینکه دخترش وزیر است؟‬

‫برای همین بود که بی‌خیال خروپف می‌کرد.‬

‫یوزپلنگ یکی به رومئو، وارد شو.‬

‫یوزپلنگ یکی.‬

‫تیم حمله کننده وضعیت شما را به روز رسانی می کند.‬

‫ما صدای چیتا رو شنیدیم. کاملاً درسته.‬

‫مطمئنم که هدف اینجاست.‬

‫موافقم. دست نگه دار.‬

‫تیم حمله رسیده است. زمان تخمینی ۱۸ دقیقه.‬

‫هوشیار باش، برو بیرون.‬

‫بیا، آجیل‌ها را بخور.‬

‫قربان، هدف رو پیدا کردید؟‬

‫تیم حمله تا ۱۸ دقیقه دیگر می‌رسد.‬

‫باختم آقا.‬

‫می‌دونی که قمار غیرقانونیه، درسته؟‬

‫یه مورد دیگه هم به هدف اضافه شده...‬

‫- اسماعیل! اسماعیل! - اینطور نه، آقا.‬

‫- پاک! - بله، پاک.‬

‫ارتش قابل مشاهده است و به سمت شما حرکت می‌کند.‬

‫آنها حدود ۱۵ دقیقه دیگر می‌رسند.‬

‫بیدارش می‌کنم، آقا!‬

‫بگذار بخوابد!‬

‫قربان، این به شما بستگی دارد که سرنوشت او را تعیین کنید، اینکه زنده بماند یا نه.‬

‫- مراقب باشید. ما به آنجا خواهیم رسید. - باشه، قربان.‬

‫سرفراز، سربازها دارند می‌آیند.‬

‫یه چیتا به رومئو، بیا تو. فوری.‬

‫تکرار می‌کنم، این موضوع فوری است.‬

‫پیامت رو برسون، یوزپلنگِ اول.‬

‫قربان، تیم حمله ما در دیدرس هستند.‬

‫برای ورود به اجازه نیاز دارم.‬

‫احساس می‌کنم هدفمون تو خطره.‬

‫آیا آنها اشاره کردند که می‌خواهند هدف را بکشند؟ تغییر.‬

‫نه، آقا.‬

‫تیم تا ۱۵ دقیقه دیگه میرسه. فقط صبر کن.‬

‫تمام کنید و خارج شوید.‬

‫یوزپلنگ یکی برای رومئو.‬

‫آقا، خیلی دیر شده.‬

‫من میام تو، کارم رو تموم می‌کنم و میام بیرون.‬

‫یوزپلنگ یک، منفی. گفتم، صبر کن! تمام شد.‬

‫کانال نهم.‬

‫بیبک، اینجا بمون، من دارم میام تو.‬

‫رومئو به یوزپلنگ اول، اونجایی؟‬

‫به تلاشت ادامه بده.‬

‫آقا ادامه بدیم؟‬

‫تو هیچ‌وقت گوش نمی‌دهی.‬

‫من دارم رد پای شما رو دنبال می‌کنم، آقا.‬

‫اسماعیل!‬

‫اسماعیل!‬

‫نونا نور...‬

‫من یه سرباز هندی هستم. بیا بریم.‬

‫خداوند شما را حفظ کند.‬

‫اسماعیل!‬

‫سرفراز!‬

‫کجایید شماها؟‬

‫اون ابوحمزه است.‬

‫و این هم بلال نایکو با اوست.‬

‫بیا، بررسیش کن.‬

‫گروگان را به تیم تک تیراندازان بیاورید.‬

‫او را بیاورید.‬

‫یوزپلنگ دو تا به شرا یک،‬

‫آیا یک عکس واضح گرفتی؟‬

‫من شانس خوبی داشتم. تمام.‬

‫صبر کن.‬

‫ما باید او را زنده دستگیر کنیم.‬

‫سپس.‬

‫سپس.‬

‫سپس.‬

‫- آقا، زنه فرار کرد! - چی؟!‬

‫بعدش!‬

‫بدو!‬

‫بعدش!‬

‫بیا! فرار کن!‬

‫از این طرف، آقا!‬

‫- بیا از این طرف... - بلال، بیا از این طرف!‬

‫از این طرف، آقا.‬

‫امن!‬

‫هدف از چپ به راست حرکت می‌کند.‬

‫مسافت ۵۰۰ متر است.‬

‫- پیدا شد. - کمک.‬

‫از سیرا به رومئو، تیم حمله در محل.‬

‫یک هدف تصرف شد.‬

‫حالا، به یوزپلنگ یکی کمک کنید.‬

‫حمزه!‬

‫شلیک نکن. بذار برم.‬

‫به من شلیک نکن.‬

‫به من شلیک نکن... (به من شلیک نکن)‬

‫حالا، ماموریت انجام شد.‬

‫قربان، ممکنه یه روزی باعث مرگم بشید.‬

‫آقا، بیایید از اینجا برویم.‬

‫بریم!‬

‫حالا بیایید در مورد گجرات صحبت کنیم.‬

‫شورش‌های گجرات تمام کشور را به لرزه درآورد.‬

‫این شورش‌ها خسارات جانی و مالی زیادی به بار آورد.‬

‫با این حال، جای بسی خوشحالی است که در چند ماه گذشته هیچ حادثه خشونت‌آمیزی گزارش نشده است.‬

‫مردم به زندگی روزمره خود بازگشته‌اند .‬

‫در گجرات و کل کشور آرامش برقرار است .‬

‫برای ما شرم‌آور است که در آن کشور صلح برقرار است.‬

‫- عکس قشنگی بود، خان! - ممنونم!‬

‫- عالیه! عالیه! - ممنونم!‬

‫قربان، ممکنه یه روزی باعث مرگم بشید.‬

‫شما از دسترس خارج شدید، سرگرد سینگ.‬

‫چی میگی کاپیتان روهیت؟‬

‫بعدش!‬

‫آقا، من...‬

‫هرچی که در مورد سرگرد سینگ شنیدم...‬

‫هر چیزی که می‌شنوی درست نیست، روهیت.‬

‫بله، سرگرد هانوت یک دوست را از دست داد...‬

‫کاپیتان بیبک مثل برادرش است.‬

‫سرهنگ ناگار، سرگرد سینگ را مسئول شکست ماموریتش دانست.‬

‫پیروی از نقشه، سرپیچی نکردن از دستورات اولین چیزیه که یاد می‌گیریم، قربان.‬

‫اما او برنامه‌هایش را تغییر داد.‬

‫نقشه‌ها اولین قربانی‌های هر ماموریتی هستن، روهیت.‬

‫این یک بازی با ریسک بالا است.‬

‫گاهی برنده، گاهی بازنده.‬

‫آن روز، هانوت به ندای قلبش گوش داد و معلوم شد که اشتباه کرده است.‬

‫از آن زمان تاکنون او در حال پرداخت آن است.‬

‫بله، پاک.‬

‫فاروق!‬

‫برای هر هدف، یک گلوله.‬

‫نگذارید حتی یک گلوله هم هدر برود!‬

‫ما باید‬

‫همه کافران را از سرزمین ما بیرون کنید.‬

‫خدا شما چهار نفر را برگزیده است.‬

‫شما سپاهیان هستید.‬

‫تو چیزی بیش از یک تانک، یک هواپیما نیستی‬

‫یا حتی یک جت جنگنده، چون او تو را برای این کار انتخاب کرده است.‬

‫حالا نوبت شماست که با تمام قوا به هند حمله کنید.‬

‫بنابراین آنها هرگز آن را فراموش نخواهند کرد.‬

‫- اگر خدا بخواهد! - اگر خدا بخواهد!‬

‫- اگر خدا بخواهد! - اگر خدا بخواهد!‬

‫الله اکبر.‬

‫ماه مارس از ساعت ۳:۳۰ بامداد شروع می‌شود.‬

‫- همه باید یه سوراخ بزرگتر درست کنن. - بله قربان!‬

‫آقای شهردار، کی وقتش میشه؟‬

‫چی؟‬

‫لاتا دو هفته دیر کرده است.‬

‫- امیدوارم بچه دختر باشه. - بله.‬

‫راستی، دیروز کجا رفتی؟‬

‫فقط... من ازش خوشم نمیاد.‬

‫من نمی‌خواهم با آدم‌ها آشنا شوم.‬

‫من می‌فهمم.‬

‫جای هند، پاکستان.‬

‫آقای جی سی داره باهاتون تماس می‌گیره بچه‌ها.‬

‫جای هند، پاکستان.‬

‫جای هند.‬

‫وارد شوید.‬

‫ما از اطلاعات اطلاعاتی دریافت کردیم مبنی بر اینکه جان سروزیر چوکسی در خطر است.‬

‫قرار است اتفاق بزرگی در گجرات رخ دهد.‬

‫وزیر اعلی چوکسی و بسیاری از رهبران تجاری بخشی از آن خواهند بود‬

‫از یک رویداد تجاری که قرار است دو روز دیگر در احمدآباد برگزار شود.‬

‫هدفی آسان برای تروریست‌ها.‬

‫من به یک دستیار ارشد از تیم CTTF-2 نیاز دارم که مرا تا گجرات همراهی کند.‬

‫بنابراین، من در این کار به شما بچه‌ها نیاز دارم.‬

‫جناب، سرگرد سمر منتظر اولین فرزندش است.‬

‫- برای این ماموریت نگهداری از بچه... - این ماموریت نگهداری از بچه نیست، سینگ!‬

‫این شغل ماست.‬

‫شاید شما فراموش کنید، اما ما به یاد داریم.‬

‫باشه. سمر، تو بمون.‬

‫هانات، من به یه تیم آماده برای ساعت ۶ صبح نیاز دارم.‬

‫فقط همین.‬

‫بله قربان!‬

‫باشه.‬

‫بیا، زود باش!‬

‫بالاخره!‬

‫بلیط! بلیطت رو نشونم بده.‬

‫این. برای چهار نفر.‬

‫این.‬

‫بفرمایید، لطفاً آن را بردارید.‬

‫قربان، پلیس در تمام نقاط دسترسی هتل حضور دارد .‬

‫هر وسیله نقلیه قبل از ورود بررسی می‌شود.‬

‫فقط یک ورودی وجود دارد و افراد غیرمجاز اجازه ورود ندارند.‬

‫قربان، این کتابخانه‌ی ماست. ما آن را به یک محیط خط فرمان تبدیل کرده‌ایم.‬

‫تصاویر زنده از تمام دوربین‌های مداربسته وجود دارد.‬

‫شما از حمایت کامل ما برخوردار خواهید شد.‬

‫- متشکرم. - متشکرم، آقا.‬

‫اینجا ستاد مرکزی ماست، آقایان.‬

‫خان، هماهنگی با پلیس محلی ، و رعایت تمام قوانین...‬

‫دوباره با من چک کنید. - بله، آقا.‬

‫تک تیراندازهای DET، روی تراس مستقر شوید.‬

‫- روهیت... - یا پاک.‬

‫کانال‌های ارتباطی گروهی راه‌اندازی کنید.‬

‫پارازیت‌اندازهای رادیویی، شنود موبایل، همه چی! باشه؟‬

‫- بله، آقا. - باشه، آقا.‬

‫قربان، این اولین ماموریت شماست.‬

Akshardham: Operation Vajra Shakti subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left