Plankton: The Movie

Plankton: The Movie

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Plankton The Movie 2025 1080p WEB h264-DOLORES
കമന്ററി എഴുതിയത് Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-03-07
ഡൗൺലോഡുകൾ: 123
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 169 വരികൾ.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫دنبالم بیاین...

‫به کف دریا

‫به دنیایی که واقعا خوشگله...

‫پر از ساکنان شگفت‌آور...

‫مثل جناب آقای ‫باب اسفنجی شلوار مکعبی

‫در سرزمینی که چطوری بگم، ‫یه سرزمین زیرآبی ـه

‫آخه من با 500 بشکه ‫آب چغندر چی کار کنم؟

‫یه فیلم دیگه از باب اسفنجی...

‫باشه! همینجا نگهش دار، فرنچی

‫این فیلم منه!

‫آسمون رو تیره کنین!

‫باشه، حالا بیا جلو

‫و، عنوان رو نشون بده

‫- «فیلم پلانکتون» ‫- باشه، همینطوری بیا جلو

‫نزدیکتر، نزدیکتر...

‫میشه عجله کنی؟ تمام روز که وقت ندارم!

‫حالا وایستا! زیادی نزدیک شدی!

‫می‌خوای منو بکشی؟ ‫این شروع فیلم منه!

‫بگذریم، از وقتی یه پسر بچه کوچولو بودم...

‫همیشه رویای تصرف دنیا رو داشتم!

‫امشب همون شبه، اسپات، ‫بعد از 25 سال آزمون و خطا

‫آره، آره، خطا خیلی زیاد داشتم

‫ولی امشب، بابایی یه نقشه برای ‫فتح دنیا داره...

‫به اسم عملیات موفقیت!

‫موفقیت تو اسم خود عملیاته

‫اول، فرمول مخفی همبرگر مشهور ‫خرچنگ رو می‌دزدم...

‫رستوران خرچنگ رو از چنگ ‫آقای خرچنگ درمیارم

‫بعدش، با رستوران، به زودی ‫بیکینی باتم رو بدست میارم

‫و بعد از اون، تمام دنیا رو فتح می‌کنم!

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫همه چی داره طبق نقشه پیش میره

‫کارن! کارن؟

‫کارن!

‫همسر کامپیوتری، کجایی؟ ‫ماسکم رو زدم!

‫بزن بریم!

‫اوهوم...

‫خب، کجاس؟

‫اونجا نیست. اونجا هم نیست

‫آها! اوناهاش!

‫دوباره با دوستهای دخترش رفته بیرون ‫و نقشه منو پاک یادش رفته

‫پسر خوبی باش، اسپات

‫اینم از قهوه شما، خانم‌ها

‫می‌خوای امشب با ما ‫بیای بریم سینما، کارن؟

‫یه فیلم احمقانه علمی تخیلی ‫رمانتیک کمدی ـه!

‫- انیمیشن ـه ‫- آهنگ هم زیاد داره

‫شرمنده، دخترها...

‫ولی بعد از اینکه پلانکتون دوباره ‫امشب در بدست اوردن...

‫فرمول مخفی همبرگر خرچنگ شکست بخوره...

‫این ابرکامپیوتر...

‫یه نقشه شیطانی برای فتح و ‫بدست اوردن تمام دنیا اجرا می‌کنه!

‫که شوهر بانمکم ازش خوشش میاد

‫آفرین بهت، دختر کامپیوتری

‫آره، نابغه شرور واقعی تویی

‫خوبه که با پلانکتون کار می‌کنه...

‫و نه تنهایی وگرنه به جای ‫تمام دنیا می‌ترسیدم

‫کارن!

‫کارن!

‫حرف از شیطان سبز کوچولو شد

‫کارن، چرا اینجا نشستی قهوه می‌خوری...

‫وقتی زمانش رسیده که بدزدم...

‫می‌دونی، عملیات موفقیت رو میگم

‫منظورت دزدیدن فرمول مخفی خرچنگه؟

‫کارن!

‫حتما، کمکت می‌کنم

‫خداحافظ، دخترها

‫دخترها میرن سینما!

‫متوجه نیستی؟ ‫امشب برام شب بزرگیه

‫بالاخره اون خرچنگ احمق رو شکست میدم!

‫اینو می‌بینی، پسرجون؟

‫واقعا گولش زدیم تا ‫باور کنه ما رفتیم

‫پسرجون؟

‫پسرجون؟

‫ها

‫باب اسفنجی

‫ببخشید، آقای خرچنگ!

‫داشتم کتاب کمیک ابر روانکاو رو می‌خوندم

‫و نوشته محدودیت‌ها بسیار مهم هستن

‫و این...

‫مجبور بودی که نقشه‌های منو ‫جلوی دوستهای احمقت رو کنی؟

‫واقعا؟ تو نگران لو رفتنی؟

‫همیشه لخت اینطرف و اونطرف میری

‫به نظرتون یه ذره شخصی ‫و خصوصی نیست؟

‫به حرف کتاب‌های خنده‌دار گوش نده!

‫ببین، باب اسفنجی، می‌خوام بهت قانونی ‫رو بگم که میذاره جاسوسی کنی، یعنی...

‫به خاطر خودشون مراقبشون باشی

‫بهش میگن...

‫حمله به حریم خصوصی

‫حمله به حریم خصوصی!

‫آره، پسر

‫حالا، می‌بینی که پلانکتون ماه‌هاست که ‫سعی داره یواشکی وارد دفترم بشه

‫دستگاهی رو درست می‌کنه که ‫فرمول مخفی همبرگر خرچنگ رو بدزده

‫و گذاشتم پیش خودش فکر کنه ‫این بار موفق میشه

‫ولی در اصل یه عوضی ‫بدبخت بیچاره‌ست!

‫آخ

‫یه کم زیاده‌روی بود

‫کی اهمیت میده! فقط تماشا کن

‫لختی من؟

‫باشه، بزن بریم. ‫بریم نمایش رو راه بندازیم

‫منو برسون بعدش میتونی بری

‫پس همین؟

‫من برای باسن کوچیک سبز ‫تو فقط یه آسانسور مکانیکیم؟

‫عزیزم، اینقدر خودتو دست کم نگیر

‫تو بهترین آسانسور مکانیکی هستی ‫که یه باسن سبز کوچولو می‌تونه داشته باشه

‫چی؟ ولی تازه اونجا بودی

‫مهم نیست

‫حالا می‌تونی بری

‫از اینجا به بعدش با خودم!

‫میای خونه پیش بابای جدید

‫این چیه؟

‫یه جور میدان نیروی نامرئی؟

‫شرمنده، پلانکتون! ‫حشراتی مثل تو جاشون بیرونه

‫از طرف من به خانم سلام برسون

‫عزیزم، اومدم خونه...

‫چی؟!

‫ها؟

‫صبر کن ببینم، چی سر ‫چام باکت من اومده؟

‫چی؟

‫و این همه مشتری اینجا چی کار می‌کنن؟

‫کارن!

‫بالاخره رسیدی

‫سورپرایز!

‫معلوم هست چه بلایی ‫سر رستورانم اوردی؟

‫خب، حساب کردم اگه همه واقعا بیان ‫توی چام باکت غذا بخورن...

‫دیگه نیازی به فرمول مخفی ‫همبرگر خرچنگ نداری

‫پس، اینجا رو یه ذره به روز کردم

‫یه رستوران کاملا مدرن، خودکار ‫همراه با غذای خونگی شده

‫و 24 ساعته بازه و قراره در ‫سرتاسر جهان شناخته شده شعبه داشته باشه

‫و فقط همین نیست. ‫صبر کن تا اینو ببینی!

‫و این قراره چی باشه؟

‫همون طعمه ماهی ـه

‫فقط یه ذره شکر، ‫یه ذره چاشنی اضافه کردم...

‫و حالا مزه فتح دنیا رو میده!

‫شرارتش کجاست، کارن؟

‫شرارتش کجاست؟ نمی‌بینمش!

‫بازم فست فوده

‫شرارتش همینجاست

‫عالیه!

‫می‌بینی؟ عاشقشن!

‫برام مهم نیست حتی اگه ‫باهاش ازدواج کنن!

‫هیچکدوم از این تغییرات مسخره ‫کمکم نمی‌کنه فرمول مخفی رو بدزدم

‫فکر تو 25 ساله که به جایی نرسیده!

‫چرا یه بارم شده سعی ‫نمی‌کنی یه مغز بدزدی؟

‫نیازی به مغز ندارم

‫یه دستیار لازم دارم ‫که به حرفم گوش بده

‫دستیار؟ فکر کردم در ‫جرم و جنایت شریکیم!

‫گوش کن، اگه این بار فکر منو ‫امتحان نکنی، کاسه صبرم لبریز میشه

‫بهش فکر کن

‫باشه، بذار بهش فکر کنم

‫اوهوم

‫اوهوم

‫آه!

‫اهوم...

‫نه! از این متنفرم و ‫همه‌شو از بین می‌برم!

‫جراتش رو نداری!

‫تازه کجاشو دیدی!

‫جراتشو دارم، کارن! خیلی هم جرات دارم!

‫جرات دارم!

‫جرات دو برابر! جرات سه برابر!

‫جرات چهار برابر!

‫از این متنفرم!

‫از این خوشم نمیاد!

‫یا این!

‫یا این!

‫و از این متنفرم!

‫نه!

‫نه!

‫باشه، گوش کنین!

‫می‌خوام همین الان همه از اینجا برن بیرون!

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left