ആദ്യത്തെ 169 വരികൾ.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
دنبالم بیاین...
به کف دریا
به دنیایی که واقعا خوشگله...
پر از ساکنان شگفتآور...
مثل جناب آقای باب اسفنجی شلوار مکعبی
در سرزمینی که چطوری بگم، یه سرزمین زیرآبی ـه
آخه من با 500 بشکه آب چغندر چی کار کنم؟
یه فیلم دیگه از باب اسفنجی...
باشه! همینجا نگهش دار، فرنچی
این فیلم منه!
آسمون رو تیره کنین!
باشه، حالا بیا جلو
و، عنوان رو نشون بده
- «فیلم پلانکتون» - باشه، همینطوری بیا جلو
نزدیکتر، نزدیکتر...
میشه عجله کنی؟ تمام روز که وقت ندارم!
حالا وایستا! زیادی نزدیک شدی!
میخوای منو بکشی؟ این شروع فیلم منه!
بگذریم، از وقتی یه پسر بچه کوچولو بودم...
همیشه رویای تصرف دنیا رو داشتم!
امشب همون شبه، اسپات، بعد از 25 سال آزمون و خطا
آره، آره، خطا خیلی زیاد داشتم
ولی امشب، بابایی یه نقشه برای فتح دنیا داره...
به اسم عملیات موفقیت!
موفقیت تو اسم خود عملیاته
اول، فرمول مخفی همبرگر مشهور خرچنگ رو میدزدم...
رستوران خرچنگ رو از چنگ آقای خرچنگ درمیارم
بعدش، با رستوران، به زودی بیکینی باتم رو بدست میارم
و بعد از اون، تمام دنیا رو فتح میکنم!
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
همه چی داره طبق نقشه پیش میره
کارن! کارن؟
کارن!
همسر کامپیوتری، کجایی؟ ماسکم رو زدم!
بزن بریم!
اوهوم...
خب، کجاس؟
اونجا نیست. اونجا هم نیست
آها! اوناهاش!
دوباره با دوستهای دخترش رفته بیرون و نقشه منو پاک یادش رفته
پسر خوبی باش، اسپات
اینم از قهوه شما، خانمها
میخوای امشب با ما بیای بریم سینما، کارن؟
یه فیلم احمقانه علمی تخیلی رمانتیک کمدی ـه!
- انیمیشن ـه - آهنگ هم زیاد داره
شرمنده، دخترها...
ولی بعد از اینکه پلانکتون دوباره امشب در بدست اوردن...
فرمول مخفی همبرگر خرچنگ شکست بخوره...
این ابرکامپیوتر...
یه نقشه شیطانی برای فتح و بدست اوردن تمام دنیا اجرا میکنه!
که شوهر بانمکم ازش خوشش میاد
آفرین بهت، دختر کامپیوتری
آره، نابغه شرور واقعی تویی
خوبه که با پلانکتون کار میکنه...
و نه تنهایی وگرنه به جای تمام دنیا میترسیدم
کارن!
کارن!
حرف از شیطان سبز کوچولو شد
کارن، چرا اینجا نشستی قهوه میخوری...
وقتی زمانش رسیده که بدزدم...
میدونی، عملیات موفقیت رو میگم
منظورت دزدیدن فرمول مخفی خرچنگه؟
کارن!
حتما، کمکت میکنم
خداحافظ، دخترها
دخترها میرن سینما!
متوجه نیستی؟ امشب برام شب بزرگیه
بالاخره اون خرچنگ احمق رو شکست میدم!
اینو میبینی، پسرجون؟
واقعا گولش زدیم تا باور کنه ما رفتیم
پسرجون؟
پسرجون؟
ها
باب اسفنجی
ببخشید، آقای خرچنگ!
داشتم کتاب کمیک ابر روانکاو رو میخوندم
و نوشته محدودیتها بسیار مهم هستن
و این...
مجبور بودی که نقشههای منو جلوی دوستهای احمقت رو کنی؟
واقعا؟ تو نگران لو رفتنی؟
همیشه لخت اینطرف و اونطرف میری
به نظرتون یه ذره شخصی و خصوصی نیست؟
به حرف کتابهای خندهدار گوش نده!
ببین، باب اسفنجی، میخوام بهت قانونی رو بگم که میذاره جاسوسی کنی، یعنی...
به خاطر خودشون مراقبشون باشی
بهش میگن...
حمله به حریم خصوصی
حمله به حریم خصوصی!
آره، پسر
حالا، میبینی که پلانکتون ماههاست که سعی داره یواشکی وارد دفترم بشه
دستگاهی رو درست میکنه که فرمول مخفی همبرگر خرچنگ رو بدزده
و گذاشتم پیش خودش فکر کنه این بار موفق میشه
ولی در اصل یه عوضی بدبخت بیچارهست!
آخ
یه کم زیادهروی بود
کی اهمیت میده! فقط تماشا کن
لختی من؟
باشه، بزن بریم. بریم نمایش رو راه بندازیم
منو برسون بعدش میتونی بری
پس همین؟
من برای باسن کوچیک سبز تو فقط یه آسانسور مکانیکیم؟
عزیزم، اینقدر خودتو دست کم نگیر
تو بهترین آسانسور مکانیکی هستی که یه باسن سبز کوچولو میتونه داشته باشه
چی؟ ولی تازه اونجا بودی
مهم نیست
حالا میتونی بری
از اینجا به بعدش با خودم!
میای خونه پیش بابای جدید
این چیه؟
یه جور میدان نیروی نامرئی؟
شرمنده، پلانکتون! حشراتی مثل تو جاشون بیرونه
از طرف من به خانم سلام برسون
عزیزم، اومدم خونه...
چی؟!
ها؟
صبر کن ببینم، چی سر چام باکت من اومده؟
چی؟
و این همه مشتری اینجا چی کار میکنن؟
کارن!
بالاخره رسیدی
سورپرایز!
معلوم هست چه بلایی سر رستورانم اوردی؟
خب، حساب کردم اگه همه واقعا بیان توی چام باکت غذا بخورن...
دیگه نیازی به فرمول مخفی همبرگر خرچنگ نداری
پس، اینجا رو یه ذره به روز کردم
یه رستوران کاملا مدرن، خودکار همراه با غذای خونگی شده
و 24 ساعته بازه و قراره در سرتاسر جهان شناخته شده شعبه داشته باشه
و فقط همین نیست. صبر کن تا اینو ببینی!
و این قراره چی باشه؟
همون طعمه ماهی ـه
فقط یه ذره شکر، یه ذره چاشنی اضافه کردم...
و حالا مزه فتح دنیا رو میده!
شرارتش کجاست، کارن؟
شرارتش کجاست؟ نمیبینمش!
بازم فست فوده
شرارتش همینجاست
عالیه!
میبینی؟ عاشقشن!
برام مهم نیست حتی اگه باهاش ازدواج کنن!
هیچکدوم از این تغییرات مسخره کمکم نمیکنه فرمول مخفی رو بدزدم
فکر تو 25 ساله که به جایی نرسیده!
چرا یه بارم شده سعی نمیکنی یه مغز بدزدی؟
نیازی به مغز ندارم
یه دستیار لازم دارم که به حرفم گوش بده
دستیار؟ فکر کردم در جرم و جنایت شریکیم!
گوش کن، اگه این بار فکر منو امتحان نکنی، کاسه صبرم لبریز میشه
بهش فکر کن
باشه، بذار بهش فکر کنم
اوهوم
اوهوم
آه!
اهوم...
نه! از این متنفرم و همهشو از بین میبرم!
جراتش رو نداری!
تازه کجاشو دیدی!
جراتشو دارم، کارن! خیلی هم جرات دارم!
جرات دارم!
جرات دو برابر! جرات سه برابر!
جرات چهار برابر!
از این متنفرم!
از این خوشم نمیاد!
یا این!
یا این!
و از این متنفرم!
نه!
نه!
باشه، گوش کنین!
میخوام همین الان همه از اینجا برن بیرون!
No comments yet. Be the first to leave one.