ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(صـــامـت)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
فکر میکنم بعد از این همه مدت که داری ،این موش کوچولو رو میپایی
حتما فکر میکنی که تو بهتر از هرشخص دیگه ای اون رو میشناسی، نه؟
،دستگاهی که روی پاش بسته شده ضربان قلبش رو نشون میده
که داره بهمون میگه الان داره استراحت میکنه
بهم اعتماد کنین، اتفاقی قرار نیست بیفته
پس گوش کن، من نمیتونم خیلی اینجا بمونم
...فقط اومدم اینجا چون من خب، اونجوری رفتنم یکم بی ادبی بود
و میخواستم برات توضیح بدم
بشین
اینجا همون شکلیه
خب، تقریبا
هنوز یادمه که میومدم به خواهرت پیانو یاد میدادم
کجا داره میره؟
یه چیزی از توی جعبه برداشت
...نامه های طرفدارایی
مثل توعه
چقدر زیادن
نمیدونم چرا فکر میکردم من تنهام
احمقی
من فقط جواب تورو دادم
چون میدونستم که تو خواهرم رو میشناسی
آره
ولی تو گولم زدی
منظورت چیه که گولت زدم؟
اون یه چاقوعه
حالا میتونیم نگران باشیم؟
کابررا هستم،سوژه مورد نظر چاقو داره
وارد ساختمون بشین و آماده ورود باشین
نه هیچ اتفاقی نمیفته
تو بهم شمارش رو دادی
آره
آره ولی نوآ جوابی نداده
از آخرین باری که باهاش حرف زدی چقدر میگذره؟
خیلی وقته
باشه پس منو فریب دادی
فکر میکنم شمارش رو عوض کرده
سرجیو فقط میخواستم کمکت کنم
لطفا
چیزی هست که دلم میخواد نشونت بدم
این چه کوفتیه؟
هشدارم بی مورد بود
برگردین به موقعیت خودتون و مراقب اطراف باشین
!داری خیسم میکنی-" "خب خیس شو-
"عه"
"بحنب"
عصبانی نیست
از اینکه یه رازش رو با کسی در میون بذاره عصبی بود
"!نه انصاف نیست"
!نه گوشیم نه-" "با خواهرت خوب رفتار کن-
"چیزی نیست نوآ بیا اینجا"
نه اینکارو نمیکنه اشکالی نداره-" "مامان الان عصبانی میشه-
سرجیو؟-" "چیزی نیست-
!ببین چی پیدا کردم-" "بذار ببینم، این برای منه؟-
"عه بدش به من"
"الان چی؟ هوم؟ الان؟"
"بس کن سرجیو، تمام شنی شدین"
"نه چیزی نیست مامان، خوبیم"
نوآ همه چیز رو ضبط کرده
،معمولا کار سخت بود ..ولی گاهی اوقات
اون تنها کسی بود که به من به چشم یه هیولا نگاه نمیکرد
منو حساب نمیکنی؟
باید بهم کمک کنی پیداش کنم
کمکم میکنی؟
این مادرمه
نه
مارتا مارتا، تازه به حرف اومد الان نمیتونی بری، نه مارتا
سرجیو دیگه دیر وقته
باید برم
مارتا نه
الان نه، مارتا خواهش میکنم
اون مادرش نبود
پسر رو اعصاب
دوست پسرشه؟- آره-
خوش اومدی
قبول باشه
قبول باشه برادر، صبح زیبایی رو خداوند بهمون اعطا کرده
از کجا باید شروع کنم؟
خواهشا دنبالم بیا
بیا از اینطرف بریم
گیاهان برای زنده موندن به چه چیزایی نیاز دارن؟
آب؟
اهوم
نور
اهوم
خاک
اهوم
این یکی خاک نداره ولی ببین چقدر هنوزم خوشگن به نظر میان
پس قرار بمیرن
نه، چون ما غذای گیاه رو توی آبشون میریزیم
سوال این نیست که اونا میتونن زنده بمونن یا نه
چیزی که اهمیت داره اینه که این گیاها بدون خاک هم دارن زندگی میکنن
تو همیشه دورت رو خاک های حاصلخیز احاطه کرده بودن
تو خانواده داشتی
کی برات الان مونده؟
خواهرم، نوآ
خوبه، دیگه؟
مادربزرگ و مادربزرگ و خالم
درسته
یه لیست برام بنویس
چرا؟ اونا قرار نیست من رو ببخشن
خب شاید
مهم اینه که تو جرئت و شجاعت و انسانیت این رو داری
،که باهاشون روبرو بشی و بهشون بگی
که متاسفی
و بعدش باید مهم ترین قسمتش رو انجام بدی
یعنی خودت رو ببخشی
فکر میکنم شمارش رو عوض کرده) (سرجیو من فقط میخواستم کمکت کنم
نباید سرجیو رو دنبال کنی؟
،با تموم دوربین هایی که این اطراف بهشون دسترسی داریم
اگه قرار باشه کسی رو بکشه؛ ما شاید این قضیه میشیم
این مال شب گذشته ست؟- آره-
"تو گولم زدی"
"منظورت چیه که گولت زدم؟"
تو روحش
روانی لعنتی
و این دختر واقعا داوطلب شده باهامون توی این پرونده کار کنه؟
این چیزیه که آنا گفته
یا مسیح
راستی، اون الان کجاست؟
والا اگه بدونم
مسلما با خانوادش صبونه نمیخوره
یا خریدم نرفته
چی میخواین؟- چندتا تیشرت-
که روش هیچ علامت یا چیزی نداشته باشه
و باید توضیح بدی که چرا دیشب اینقدر با عجله رفتی
دوست پسرم زنگ زد بهم
..و خب- اون هیچی نمیدونه-
،مارتا
فقط داری وقت تلف میکنی، اون دلش رو به روت باز کرده
آره خب ولی ببخشید من کارم رو کردم، تمام
واقعا حس خفگی داشتم
نمیتونیم بذاریم هرکاری بکنه
نه، مگر اینکه تو بخوای
من هیچی نمیخوام
متوجه نیستین که قراره برم با دوست پسر زندگی کنم؟
چرا به بقیه طرفداراش زنگ نمیزنی؟
طرفدارای زیادی داره
تو اونجا بودی
تو دیدیش
از چندمتر دور تر
اینکه قدر بعد از دیدن فیلم احساساتی شده بود
واقعا فکر میکنی سرجیو یه روانیه؟
اون آدم خوبیه میدونم
خب، پس کمکم کن ثابتش کنم
مارتا
من به کمکت نیاز دارم که شماره نوآ رو گیر بیارم
فیلم های بیشتری هم توی اون دستگاه هست
و این میتونه یه کلید باشه برامون که بفهمیم چه اتفاقی افتاد
نمیدونم چیجوری باید بیارمش- خیلی سادست-
بهت یاد میده
اگه توی دردسر بیفتم چی؟
نه تو باهوشی
اون مچت رو نمیگیره
و به علاوه اون دوست داره
خیلی دوست داره
ولی بعد از اون من دیگه کارم تمومه، باشه؟
فقط یه چیز دیگه
تیشرت هایی که گفتم، من واقعا به اونا نیاز دارم
سخت کار میکنی ها
تو همون پسره ای هستی که مادر و پدرش رو کشته، نه؟
شل کن مرد
اگه مامان بابای منم وقتی ،شش سالم بود ولم نکرده بودن
احتمالا منم اونارو به قتل میرسوندم
این چیه؟
گفتن که تو خیلی حرف نمیزنی
باشه خیله خب
گوش کن
من یه دوست دارم که تو والنسیا زندگی میکنه و میخوام برم ببینمش
اگه خدا دوستم داشته باشه، اونجا هم باهام یاره
میخوای باهام بیای؟
!سرجیو
الان زمان خوبی برای دوست دختر گرفتن نیست
اون دختر بهت چی گفت؟
نمیدونم، بهش گوش ندادم
خوبه
خب، بیا بریم
کارمون هنوز تموم نشده
نه؟
کجا داریم میریم؟
طلب بخشش کنیم، نه؟
بیا
بدو بدو بدو بدو
سلام
چه سوپرایزی
سر کار نبودی؟
بودم، ولی..حالم خوب نبود
تب داری؟
نه
فقط..قلبم درد میکرد! همین
الو؟ بله حتما مشکلی نیست
من دارم میرم خونه
میخوای برسونمت؟
یه سری کار دیگه دارم ولی اشکالی نداره برسونمت
نمیخوام اذیتت کنم
بهت زنگ میزنم باشه؟
تو دیگه از کجا پیدات شد؟
یا گمشو یا زنگ میزنم به پلیس
نیازی نیست بترسی
No comments yet. Be the first to leave one.